اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 44052 |
نام:
مجتبی شعبانزاده
شهر:
رشت
تاریخ:
9/15/2007 4:22:58 PM
کاربر مهمان
|
بسم الله الرحمن الرحیم
ماروخاطر خواه کردی رفتی پشت پرده
خدا آقاسی رو بیامرزه
آقای من هرناز که بفروشی
من مشتری نقدم من مشتری نقدم. منو رسوا کن. منو آتیش بزن
بازم میگم یابن الحسن
یابن الحسن
یابن الزهرا
ای خدا... وصبروا... ان الله مع الصابرین
یابن الحسن ... یابن الحسن... یابن الحسن...یابن الحسن
امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء
اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم
|
|
| 44051 |
نام:
سبكبار
شهر:
يه كوشه دنيا
تاریخ:
9/15/2007 4:19:36 PM
کاربر مهمان
|
شادي دل نازنين امام زمان و سلامتي رهبر وشفاي بيماران صلوات بر محمد وآلش بفرستيد
|
|
| 44050 |
نام:
سمیرا
شهر:
بابل
تاریخ:
9/15/2007 4:19:17 PM
کاربر مهمان
|
أنا المهدی من موعود زمانم.
من مهدی قائمه گیتی و ادامه خدایم.
من گریه های شما را می شناسم.
با انتظار شما هر شام دیدار می کنم.
نغمه گر ندبه های شما در میان کاج های غیبتم.
اشک های شما آیندگان من است.
أنا المهدی
با من از همه ی آنچه در دل دارید بگویید.
از گرانی بار انتظار
از تیرگی شب های غیبت
من به ندبه های شما می بالم.
من تنگی دل شما را می شناسم
أنا المهدی
مرا بخوانید و بخواهید مرا تا صبح ظهور انتظار کشید
با یک سبد انار
و یک طبق سیب
و یک سینه سخن
من می آیم که هر سال بهار آمدنی است
من می آیم که سفره ی شما بی نان نباشد
و هفته ی شما بی جمعه
أنا المهدی
بدانید اگر دشت آسمان را آهویی است در چمن من می چرد و اگر کهکشان را با سپیده است گرد سر من می پرد...
أنا المهدی.
|
|
| 44049 |
نام:
مجتبی شعبانزاده
شهر:
رشت
تاریخ:
9/15/2007 4:17:02 PM
کاربر مهمان
|
به نام آنکه که برروی قلبم نوشته است ابوالفضل(ع)
یاعقیله بنی هاشم
یاعقیله بنی هاشم. اللهم عجل لولیک الفرج
خدایا چوب نافرمانیتو خوردیم دیگه آقارو برسون...
مهدیا گرخطابی در شعارم بزدا خاک راهم
که گذارم قدمی بر خود وبرملکوت وذولجلالت
---
آقا یابن الحسن... هرناز که بفروشی من مشتری نقدم
اینک سرم بستان از بابت بیعانه
زغم ودرد دوری هر سه یکبار
غریبی و یتیمی و غم یار
غریبی و یتیم چاره داره
مراسوزد غم یارم غم یارم
سلام علی قلب زینب الصبور
بی بی چه کشیدی بی بی
جانم فدات . چه کشیدی.
اللهم عجل لولیک الفرج
امن یجیب المضطر اذا دعاه ویکشف السوء
آیا کسی هست که با او نوشته ها را درمورد مولایمان تداوم بخشیم؟
چه فرقی میکنه؟ سنگ گرامی؟آقا شهاب؟ بقیه بچه ها؟
هرکی که قلمش خوبه بیاد من یکی ساکت شم . سر شما رو بدرد آوردم
بسوزان هر طریقی میپسندی
که آتش از تو و خاکستر از من
امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء
اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم
|
|
| 44048 |
نام:
سمیرا
شهر:
بابل
تاریخ:
9/15/2007 4:10:08 PM
کاربر مهمان
|
رمضان امسال به تو پناه می برم
از شر زبان هایی که خواسته و نا خواسته آتش را فرمان می برند
و داغ را هدیه می کنند
رمضان امسال به تو پناه می برم
از آنچه نبودمو گفتند به سیاهی
از آنچه ترسیدمو بر من نشاندند به تباهی
رمضان امسال نهضت ضد تهمت ، ضد غیبت در مجاورت چشمه ی روشن تسنیم.
(من تازه فهمیدم که سرور مشکل داشته و به خاطر همین ی تعدادی از مطالب نرفته...اشکالی نداره...حرف خاصی نزده بودم...از جناب صادق تشکر کرده بودمو خواسته بودم دعامون کنن...البته می دونم الان دیگه خیلی دیر شده ولی باید ببخشن...چون من همیشه دستو پا شکسته به اینجا سر میزنم...به هر حال دوستان همتون تو این روزا ما رو یادتون نره...)
|
|
| 44047 |
نام:
امیر حسین
شهر:
اصفهان
تاریخ:
9/15/2007 4:09:34 PM
کاربر مهمان
|
ای خدا دیگه خسته شدم کمکم کن
|
|
| 44046 |
نام:
سبكبار
شهر:
يه كوشه دنيا
تاریخ:
9/15/2007 4:07:47 PM
کاربر مهمان
|
جدا نشي از حسين دنيا وآخرت صلوات بفرست ،دستت بخوره به در كعبه صلوات بفرست،دل خوش وسربلند باشي صلوات بفرست ،زبانت بذكر باز بشه صلوات بفرست
|
|
| 44045 |
نام:
مجتبی شعبانزاده
شهر:
رشت
تاریخ:
9/15/2007 4:06:47 PM
کاربر مهمان
|
بسم الله الرحمن الرحیم
به نام آنکه برروی قلبم نوشته است ابوالفضل(ع)
عن الله و للله ومع الله
ای کاش که میکروفن داشتیم اینجا ومی خوندم...این شعرو . حالا که با میروفن نمی شه انگار که لالم و میخوام اونچیزی رو که نمی تونم با میکروفن بخونم .، بنویسم...
جاااااااناااااااا زفرااااااااغ تو زین محنت جان تا کیییییییییییییییی تاکی
دل در غم عشق تووووووووو رسواااااااای جهان تا کییییییی
چون جااااااااااان و دلم خوووووون شد از درد فراااااااغ تووووو
آن روی بدان خوبی در پرده نهان تاکییی
یاهااااا یاهااااا یارررررر
مشتاقی ومحجوریییییییی دور از توچنانم کککککرد
آن روی بدان خوبیییییی در پردهههه نهااااان تا کییییی تاکی
جانا زفراغ تو زین محنت جان تاکی
دل در غم عشق تو رسوای جهان تا کی
چون جان و دلم خون شد از درد فراغ تو
آن روی بدان خوبی در پرده نهان تاکی
مشتاقی و محجوری دور از توچنانم کرد
آن روی بدان خوبی در پرده نهان تا کی
تا کی؟ تا کی؟
تا کی؟
یه بار دیدی آقا اومد . صدا زد آی بچه های حرف دل شهید آوینی بیاید بیاید پیشم. آقا اون روز میرسه آقا... آقا کی میشه آقا بیایم زیر سایبون دستای مهربونت. درد دل کنیم. بنالیم. اشک بریزیم.... ای دل... ای داد... الغوث ... الغوث خلصنا خلصنا من النار یا رب
یعنی میشه ما با همین دوتا گوشی که خدا بهمون داده بشنویم صدای آقا رو که می فرمایند .انا المهدی
یعنی میشه صیحه آسمانی رو بشنویم. و بعدش در حالی که از شنیدن سر بسجده بردیم خدا رو شکر کنیم. اشک بریزیم. خدایا محنت قافله رو تموم کردی شکرت.
کاش که این فاصله را کم کنی
محنت این قافله را کم کنی
کاش که همسایه مامیشدی
مایه آسایه میشدی
دل مستمندم ای جاااااان به لبت نیاز دارد
به هوای دیدن تو...
آقاجان چی بگم... آخه چطور بگم ... دیگه موندم.... بادهن روزه و بدنی درمانده تمنا میکنم. شما نزد خدا آبرو دارید . بیاید. از خدابخواید آقا جانم بفدات . زندیگیم فدات . عمرم فدات . نفسم فدات. حرفم فدات. کارم فدات. داروندارم فدات.
صدا بزن آقاتو... یبن الحسن...شاید شما آبرو دارید صدا کنید خواهش می کنم... یبن الحسن .. یبن الحسن...یبن الحسن ... یبن الحسن...پسر فاطمه... درددانه اهل بیت... بیا... بیا... دورت بگردیم ... بیا... دست بوست باشیم.. بیا... پیشت جان بدیم ... بیا.. .
امن یجیب المضطر اذا دعا ویکشف السوء...
اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم
|
|
| 44044 |
نام:
شهاب
شهر:
امید به رحمت خدا
تاریخ:
9/15/2007 3:57:05 PM
کاربر مهمان
|
بیا گل نرگس بیا ...
به نیت رضایتمندی حضرت صاحب الزمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) از تک تک ماها و اینکه در شب قدر امسال ان شاء الله پرونده مون به امضای حضرت برسه چهارده هزار صلوات نذر نموده ایم.
ملاک هزار تا صلوات برای هریک از دوستانه.
آمار چهارده هزار صلوات:
هزار صلوات اول: ونوس کوچولوی عزیز یکصدتا + اینجانب نهصدتا.
هزار صلوات دوم: به نیت همه شهدا و گذشتگان و مجنون الحسین توسط خودم.
هزار صلوات سوم: سحر بزرگوار.
هزار صلوات چهارم: ساره گرامی .
هزار صلوات پنجم: یکصد تا توسط آقا مجتبی عزیز + نهصد تا توسط چه فرقي مي كنه بزرگوار
هزار صلوات ششم: هدی گرامی.
هزار صلوات هفتم: فاپات گرامی.
هزار صلوات هشتم: فاطیمای بزرگوار.
هزار صلوات نهم: مریم گرامی.
هزار صلوات دهم: سميراي گرامي.
هزار صلوات یازدهم: سنگ صحرای کربلا (ان شاء الله با آقامون اباعبدالله (ع) محشور بشید.)
هزار صلوات دوازدهم: مجتبی عزیز.
دوستان دیگه هم سریع تر اعلام بفرمایند .
در ضمن مواظبت کنیم از خودمون تا صلوات هامون بی پشتوانه نباشه و خراب نشه با مراقبت و تهذیب نفس و حسابرسی دائمی ان شاء الله و طوری صلوات بفرستیم که رومون بشه به قول آقا محمد تقدیمش کنیم به یوسف زهراء(س). (کیفیت رو فدای کمیت نکنیم.)
خشنودی قلب نازنین آقامون حجه ابن الحسن (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) صلوات.
اللهم صل علی محمد و آل محمد وعجل فرجهم.
|
|
| 44043 |
نام:
سمیرا
شهر:
بابل
تاریخ:
9/15/2007 3:45:36 PM
کاربر مهمان
|
دنیا...دنیا...مجنون. اینجا مجنون است به گوشم اینجا قطعه ای از بهشت است که پر از فرشته هایی
است که بال هایشان با آتش سوخته. اینجا هر غروب می شود نوای نی ها را که با دست تسنیم نواخته می شود که از جدایی ها شکایت می کند می شود تنهای را با موج های دجله تقسیم کرد.
مجنون...مجنون...دنیا. اینجا گر چه خرچنگ ها ما را محاصره کرده اند ولی ما هنوز منتظر آن کبوتر سفید هستیم. منتظر دست سبزی هستیم که مرهم زخم هایمان شود. آن هنگام که برای آخرین بار غروب غربتش را با سنگرهای مجنون تقسیم می کرد مجنون ترین جزیره ی عالم به خواب رفت. آن هنگام که آخرین پرستو بال گشود و رفت ستاره ها سر به شانه ی شب گذاشتند.
مجنون...مجنون...دنیا. دنیا به گوش باش! این بار از گلو نی های مجنون برایت از وصل می گوییم. از یک وصال خونین از سینه های چاک چاکی که پر از نی نامه است.
از یک جماعتی می گوییم که هم پای صاعقه رفتند و فقط نورشان باقی است. آن ها رفتند و ما هم رفتیم آن ها به دریا رسیدند و ما هنوز در کوچه پس کوچه های تکرار گرفتاریم.
دنیا ، به گوش باش تا کی باید در هیاهوی خواسته هایت غرق شوم. بگذار این بار در سکوت آرزوهای خویش غرق شوم. بگذار کدهای عاشقی را دون رمز مخابره کنم.
دنیا ، اینجا مجنون است. تنهاترین جزیره ی عالم ، سکوی پرواز پرستوها ، جایی که آسمانش نقشی از خون دارد و هر تکه اش را زمین به سمان سپرده است.
مجنون...مجنون... دنیا. دیگر زمانی نیست کبوتر های سفید نیز پرواز کرده اند و ما در محاصره ی کامل خواسته های خویش هستیم ، این محبت را نیز جیره بندی کرده اند دیگر نباید از ایثار انتظاری داشت!!!...
(مریم جان اگه بازم ی جز به انتخاب خودت بهم بدی ممنونت میشم)
|
|