اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 43842 |
نام:
دانا
شهر:
بین مردم
تاریخ:
9/13/2007 9:52:04 AM
کاربر مهمان
|
روزي سوراخ كوچكي در يك پيله ظاهر شد.
شخصي نشست و ساعت ها تقلاي پروانه براي بيرون آمدن
از سوراخ كوچك پيله را تماشا كرد.
آن گاه تقلاي پروانه متوقف شد و به نظر مي رسيد كه خسته شده،و ديگر نمي تواند به تلاشش ادامه دهد.
آن شخص مصمم شد به پروانه كمك كند و با برش قيچي سوراخ پيله را گشاد كرد.
پروانه به راحتي از پيله خارج شد،اما جثه اش ضعيف و بال هايش چروكيده بودند.
آن شخص به تماشاي پروانه ادامه داد .
او انتظار داشت پر پروانه گسترده و مستحكم شود و از جثه ي او محافظت كند.
اما چنين نشد!
در واقع پروانه ناچار شد همه ي عمر را روي زمين بخزد
و هر گز نتوانست با بال هايش پرواز كند.
آن شخص مهربان نفهميد كه محدوديت پيله و تقلا براي خارج شدن از سوراخ ريز آن را خدا براي پروانه قرار داده بود، تا به آن وسيله مايعي از بدنش ترشح شود و پس از خروج از پيله به او امكان پرواز دهد.
گاهي اوقات در زندگي فقط به تقلا نياز داريم. اگر خداوند مقرر مي كردبدون هيچ مشكلي زندگي كنيم، فلج مي شديم، به اندازه ي كافي قوي نمي شديم و هرگز نمي توانستيم پرواز كنيم.
من نيرو خواستم و خداوند مشكلاتي سر راهم قرار داد، تا قوي شوم.
من دانش خواستم و خداوند مسايلي براي حل كردن به من داد.
من سعادت و ترقي خواستم و خداوند به من قدرت تفكر و زور بازو داد تا كار كنم.
من شهامت خواستم و خداوند موانعي سر راهم قرار داد، تا آنها را از ميان بردارم.
من انگيزه خواستم و خداوند كساني را به من نشان داد كه نيازمند كمك بودند.
من محبت خواستم و خداوند به من فرصت داد تا به ديگران محبت كنم.
«من به آنچه خواستم نرسيدم...
اما آنچه به آن نياز داشتم ،به من داده شد. »
نترس با مشكلات مبارزه كن و بدان كه مي تواني بر آنها غلبه كني.
|
|
| 43841 |
نام:
منیره محمدی
شهر:
تهران
تاریخ:
9/13/2007 9:49:14 AM
کاربر مهمان
|
آقا جان سلام
همه هست آرزویم که ببنم از تو رویی
چه زیان تورا که من هم برسم به آرزویی
|
|
| 43840 |
نام:
مریم
شهر:
شهر دلگرفته ها
تاریخ:
9/13/2007 9:48:43 AM
کاربر مهمان
|
به نام الله
فاطمه جان از قائمشهر
یک نکته یادم رفت که می خوام بگم خدایی نکرده باعث سوءتفاهم نشه.
اینکه گفتم باید بشناسیدشون و این حق رو دارید...
اینها همه فقط و تنها فقط مشروط به اطلاع خانواده های طرفین مخصوصا خانواده شما است.
بدونید که بدون اطلاع خانواده تصمیم گرفتن و بدون مشورت با پدر و مادر اصلا به صلاحتون نیست که تصمیم بگیرید.
التماس دعا
روز و شبت به یاد خدا
|
|
| 43839 |
نام:
مریم
شهر:
شهر دلگرفته ها
تاریخ:
9/13/2007 9:40:41 AM
کاربر مهمان
|
به نام خداوندی که صبور است و صابرین را دوست میدارد.
سلام بر دریا دلان
ماه نزول قرآن ماه، رحمت خدا ماه، میهمانی خدا از راه رسید...
خدایا شکرت که یک بار دیگر هم توفیق درک این ماه را به ما داده ای . این بنده رو سیاه تنها امیدش تویی و دست نیازش به سمت توست... دستم گیر که بی پناهم.
گرامیان حرف دل کمی صبور باشید...
دلیلی نداره هر مطلبی را که می خونید پاسخی داشته باشه. گاهی سکوت بهترین جواب است.
صبور باشیم...
مواظب باشیم...
فاطمه جان از قائمشهر از برادرانت برای پاسخ به سوالت درخواست کرده بودی حالا این پیشنهاد رو از خواهر کوچیکت بپذیر که درس و مادیات زیاد مهم نیستند و با توجه به درک و عقلانیت طرفین می توان مسالمت آمیز زندگی کرد. ولی از نظر سنی به نظرم کمی دقت کنید. شما این حق را دارید که بشناسیدشون شاید واقعا درکشون بیشتر از سنشون باشه باید چوانب را بسنجید .
دوست خوب من توکلت به خدای خوب و مهربونی باشه که همیشه هوای بنده هاشو داره.
آقا مقداد سلام و حاضر.
ممنون از اینکه حواستون به آمار ختم قرآن است.
التماس دعا
روز و شبتون به یاد خدا
|
|
| 43838 |
نام:
مریم
شهر:
شهر دلگرفته ها
تاریخ:
9/13/2007 9:29:01 AM
کاربر مهمان
|
به نام خدای قرآن
جزهای انتخاب شده قرائت قرآن کریم در ماه مبارک رمضان:
جز اول: خودم
جز دوم: فاپات گرامی
جز سوم: آقای شهاب بزرگوار
جز چهارم: چه فرقی میکنه گرامی
جز پنجم: چه فرقی میکنه به یاد مجنون الحسین(روحش شاد)
جز ششم و هفتم: نرگس عزیز
جز هشتم: سمیراجان
جز نهم: ساره محترم
جز دهم: بنده خدای گرامی
جز یازدهم: طاهره عزیز
جز دوازدهم: غریبه از غریبستان
جز سیزدهم و چهاردهم: سارا خانم
جز پانزدهم: سنگ گرامی
جز شانزدهم: آقا مقداد
جز هفدهم: سارا جان از مشهد
جز بیست و دو، بیست و سه و بیست و چهارم: فاپات
جز بیست و پنجم و بیست و ششم: نرگس عزیز
جز بیست و هفت، بیست و هشت و بیست و نهم: غریبه از دیار غربت
جز سی ام: ونوس کوچولو
جزهای باقی مانده :
بیستم و بیست و یکم
در پناه قرآن باشیم...انشاءالله
|
|
| 43837 |
نام:
ژان والژان
شهر:
.
تاریخ:
9/13/2007 9:18:12 AM
کاربر مهمان
|
نامه اي از طرف؟؟؟از ؟
با سلام ,
خدا جان , حرفهایم را توی نیم ساعت باید براتان بنویسم
خودتان میبینید که برای پیدا کردن هر کدام از حرف ها روی این صفه کلید چقدر عرق میریزم
خداجان , از وقتی پسر همسایه پولدارمان به من گفت که شما یک ایمیل داری که هر روز چکش میکنید هم خوشحال شدم , هم ناراحت
خوشحال به خاطر اینکه می توانم درد دلم را بنویسم
و ناراحت از اینکه ما که توی خانه مان کامپیوتر نداریم
ما توی خانه مان دو تا اتاق داریم
یک اتاق مال آقا جان و ننه مان است
یکی هم مال من و حسن و هادی و حسین و زهرا و فاطمه و ننه بزرگ
دو تا پشتی نو داریم که اکبر آقا بزاز , خواستگار زهرا برامان آورده
یک کمد که همه چیزمان همان توست
آشپزخانه مان هم توی حیاط است و آقاجان تازه با آجر ساختتش
ما هم مجبوریم برای اینکه برای شما ایمیل بزنیم دو هفته بریم پیش رضا ترمزی کار کنیم تا بتونیم پول یک ساعت کافی نت را در بیاریم
خداجان , جان هرکی دوست دارید زود به زود ایمیل هاتان را چک کنید و جواب ما را بدهید
ما چیز زیادی نمی خواهیم
خدا جان , آقاجانمان سه هفته است هر دو تا کلیه اشان از کار افتاده و افتاده توی خانه
خیلی چیز بدیست
خداجان , ما عکس کلیه را توی کتاب زیستمان دیده ایم , اندازه لوبیاست , شکم اقاجان ما هم مثل نان بربری صاف است , برای شما که کاری ندارد ,
اگر می شود , یک دانه کلیه برایمان بفرستید ,
ما آقاجانمان را خیلی دوست داریم , خدا جان
الان بغض توی گلومان است , ولی حواسمان هست که این آدم های توی کافی نت که همه شیک و پیکن , نوشته های مارا دزدکی نخوانند ,
چون می دانم حسابی به ما می خندند و مسخره مان می کنند
خدا جان , اگر می شود یک کاری بکن این اکبر آقا بزاز بمیرد , آبجی زهرامان از اکبر آقا بدش می آید
اما ننه می گوید اگر اکبر آقا شوهر زهرامان بشود وضعمان بهتر می شود
خداجان اکبر آقا چهل سال دارد و تا حالا دو تا زنش مرده اند , آبجی زهرامان فقط سیزده سال دارد خداجان
الان نیم ساعت و هفت دقیقه است که دارم یکی یکی این حرف ها ی روی صفه کلید را پیدا می کنم
خداجان اگر پول داشتم هر روز برای شما ایمیل می زدم
خوش به حال آدم پولدارها که هم هر روز برایت ایمیل می زنند
تازه همایون پسر همسایه پولدارمان می گفت با شما چت هم کرده است
خوش به حالش
خداجان , اگر کاری کنید که حال آقاجانمان خوب شود خیلی خوب می شود
چون قول داده اگر حالش خوب شود برود سر گذر کار پیدا کند و بعد که پول گیرش آمد یک دوش بخرد بذارد توی مستراح
خداجان , ننه بزرگ از این کار که حمام توی مستراح باشد بدش می آید ولی آقاجان می گوید حمام خانه پولدار ها هم توی مستراحشان است
خدا جان ننه بزرگ ما خیلی مواظب نجس پاکی است و گفته است هرگز به این حمام اینجوری نمی رود
ولی خداجان راستش من وقتی خیلی از حمام رفتنم می گذرد بدنم بوی بد می گیرد و همکلاسی هایم بد نگاهم می کنند
راستی خدا جان , چه خوب شد که به ما تلویزیون ندادی ,
یکبار که از جلوی مغازه رد می شدم دیدم که آدم های توی تلویزیون چه غذاهای خوشگلی می خورند ,
حتما خوشمزه هم هست , نه ؟
تا سه روز نان و ماست اصلا به دهانم مزه نمی کرد
بعضی وقتها , ننه که از رختشویی برمی گردد با خودش پلو می آورد ,
خیلی خوشمزه است خداجان , ننه می گوید این برکت خداست , دستت درد نکند ,
راستی خداجان , شما هم حتما خیلی پولدارید که خانه تان را توی آ
|
|
| 43836 |
نام:
عبدالزینب
شهر:
بیت العباس
تاریخ:
9/13/2007 9:10:09 AM
کاربر مهمان
|
السلام علی قلب الزینب الصبور
سلام علی آل یاسین......
(کربلا دویست و هفتا دو پنج کیلومتر)
آنان که حسین را خدا پندارند
کفرش یه طرف عجب خدایی دارند...
برادرم خسته نباشی....
خدا رو شکر دیگه داره راه می افته....
دسته همتون درد نکنه...
دستتون درد نکنه...از بابته تبلیغاته ختم قرآن....
برا منم یه جز انتخاب کنید....
تشکر می کنم از همه بچه ها یواش یواش داره بوی ماه رمضون می آد......
داداش من حاظریم و زدم....
(این همه اسم و از کجا گرفتی)
خوش اومدید آقا صادق مشتاق دیدار...
سوته دل تشکر از مطلبای زیباتون....
آقا شهاب تشکر از نوشته هات ....
خدا خیرتون بده...
یا زینب
|
|
| 43835 |
نام:
رویا
شهر:
مزارشریف
تاریخ:
9/13/2007 8:57:06 AM
کاربر مهمان
|
بخت اسد پسرم خوب است یا خیر ؟
|
|
| 43834 |
نام:
LoverGod14Loversand
شهر:
عشق...
تاریخ:
9/13/2007 8:56:17 AM
کاربر مهمان
|
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم و النفس الاماره...
بسم الله الرحمن الرحیم...
یا((الله))(ج)...یا ائمة الهدی(ع)...
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و النصر فان حزب الله هم الغالبون فان حزب الله هم المفلحون...
السلام علیکم و رحمة الله و برکاته...
چقدر ناراحتی...چقدر عصبانیت...
کاش این وقت را میگذاری برای عصبانیت و ناراحتی میگذاشتی برای فکر کردن و لحظه ای بر اموری که تورا از خدای خویش دور میکند تفکر کنی...
نه نه نه...
تفکر نکن...تفکر حرام است...
هر چیزی که تورا به خدا نزدیک کند حرام است...
بمان در جهل خود خداوند ارحم الراحمین است...
اما...
اما...
مگر خدای متعال نفرمودند که ما برای مومنین است که رحمانیم و رحیم...
پس تفکر کن...و بدان مارا با کسی دشمنی است که دشمن خدا و حکم خداست...نه کسی که میخواهد خود را محکوم حکمش گرداند...
بسم الله...
رمضان است...و تو بدان که خدا ناظر و شاهد است بر اعمال ما...تفکر کن شاید بر گناهی جهل داری یا آنکه نه تو بر گناهی آلوده ای تفکر کن و بعد به آرامی استغفار بجو و دیگر با خدای خویش آرام بگیر...
یا حق با حق تا حق...
|
|
| 43833 |
نام:
.
شهر:
.
تاریخ:
9/13/2007 8:38:18 AM
کاربر مهمان
|
همون شما لایقی کافیه.
معیار این لیاقت کیه؟ شما؟
صد رحمت به بهترین بنی اسرائیل. که حتی حاضر نشد یک آدم مشهور به فسق و فجور رو به عنوان بدتر از خودش به پیشگاه خدا بیاره.
عجب صبری خدا دارد.
اسماعیل آقای دولابی رحمت الله می گفتن بعضی وقتا بنده با مرتکب شدن گناهی، از گناه بزرگتر دیگری که عجب و غرور می باشد رهایی می یابد و این از رحمت و مهربانی خداست.
این عجب چه هاااا که نمی کند.
الحمدلله
|
|