شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
43482
نام: عنایت اله
شهر: ایلام
تاریخ: 9/8/2007 3:47:30 PM
کاربر مهمان
  سلام بر پیشگاه صاحت مقدس آقا امام زمان عج و با عرض سلام و خسته نباشی حضور تمامی شما عزیزان
اینجانب دارای ۲۱ سال سن(۰۴/۰۵/۱۳۶۵) و دانشجوی سال سوم پزشکی گرایش مدیریت بیمارستان هستم.پدر بنده بعد از ۳۰ سال خدمت صادقانه در اداره آموزش و پرورش شهرستان مرزی مهران در تاریخ ۳۱/۳/۱۳۸۳ از آن اداره بازنشست شده اند.لکن برای تامین معاش خانواده امان از ان تاریخ به بعد با خرید یکدستگاه خودروی پیکان شروع به فعالیت نمودند که متاسفانه با تمام تلاش باز هم + حقوق بازنشستگی در حدود ۱۷۰ هزار تومان کفاف خانواده ۷ نفره ما را نمیدادند.
حال مبخواستم بگویم ای سران ایران ای حکومت داران ایران کجاست آن عدالت کجاست ان نابودی فقر کجاست؟
عدالتی که ۵ پسر که هر کدام دارای مدرک بالا و کارامدی هستند اما چونکه پارتی یا سرمایه یا آشنا یا سابقه کار ندارند باید چشم به دست پدرشان باشد.
نمیخواهم بگویم همه ما بیکار هستیم. خدا را شکر که این قوت و توان را داریم که لااقل میتوانیم با کارگری و حمالی خرجی خودمان را دراریم لیسانس علوم اجتماعی و فوق دیپلم فنی جوشکار آرگون و متخصص برق صنعتی الان در یک کشور ربا خار(البته به دور از بعضیها)دارند این کارها را میکنند. ما پسریم کار برایمان عیب نیست عیب انست که فردی فرهنگی بعد از ۳۰ سال خدمت با سنی حدود ۶۰ سال برای جهیزیه دخترانش کار کند.
ای بزگان ای آنهایی که دم از عدالت میزنید این فقط ما نیستیم این وضع تمام ایرانیها است
کو ؟ کجاست ؟ عدالت
دیگه بابت کارگری و حمالی خجالت از همکلاسیهایم در دانشگاه علوم پزشکی نمیکشم.شاید منم مدرکی گرفتم و آن موقع نه پارتی نه سرمایه نه ... نداشتم اما سابقه حمالی و کارگری را داشتم.
حرف دل زیاد است . تا بعد...
43481
نام: مجتبی شعبانزاده
شهر: رشت
تاریخ: 9/8/2007 3:42:31 PM
کاربر مهمان
  بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد للله رب العالمین
------------------------
برادران گرامی سلام علیکم
مطلب درخواستی داشتیم(اوهم) از آقا مقداد
مقداد جان کجا بودی ؟ پیدات نبود یخورده مارو نصیحت کنی؟
==================================
خوشا آنان که الله یاراش بی
به حمد وقل هوالله کارشان بی
خوشا آنان که دائم در نمازند
بهشت جاودان بازارشان بی
=============== بابا طاهر عاشق===================
به به پیغمبر خلیل ما حضرت ابراهیم( صلواه داره ها)
اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم
دعا کردند خدایا به من قدرت عطا کن تا نماز را بپا دارم( نه نماز بخوانم ) ، و خدایا دعایم را مستجاب کن
(البته این آیه قرآنه و دقیقا نه خود آیه رو می دونم نه معنیشو.)
بعضیا هستند روز وشب نمازو بپا می دارند.
اللهم صل علی سید القائمین وآله
====================================
نماز آرام جان مومنین است /ستون آسمان پیمای دین است
به به باز زد به سرم:
ولی درگوش من اینگونه گفتی/ زاحمد تا احد یک میم فرق است/ جهانی اندراین یک میم غرق است/ زاحمد هردوعالم آبرو یافت/ دمی خندیدو هستی رنگ و بو یافت/ اگر احمد نبود آدم کجا بود؟/ خدااااااااا را آیه ای محکم کجا بود؟
/آقاسی/مححححححححححمممد/
صلوااااااااااااه بفرست بسیجی
صلوااااااااااااه دوم احمدی باشه انشاء الله
صلوااااااااااااه سوم محکم و (سه بعدی) باشه انشاء الله
====================================
اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم
اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم
اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم
================= بازم صلواه======== یاعلی مدد
43480
نام: زینب عارفی
شهر: تهران
تاریخ: 9/8/2007 3:32:48 PM
کاربر مهمان
  (ادامه)

پيش از آن كه عطر روح بخش پدر را دوباره از فضاى شهر مدينه بشنود و سر در آغوش رسول الله (صلى‏الله‏عليه‏وآله) بنهد و بغض با او بگشايد... و شام ماند و تمام غصه‏هايش و سوز و غربت دختركى كه همه تاريخ را با ناله‏هايش سوزاند!

ضربان قلب من حسین

برای شادی روحش فاتحه بفرستید.
43479
نام: مجتبی شعبانزاده
شهر: رشت
تاریخ: 9/8/2007 3:20:02 PM
کاربر مهمان
  بسم الله الرحمن الرحیم
صلام علیکم اول خدمت خواهران گرامی ، شما یخورده صب رکنید( براردان)
--------------------------
مریم خانم چند روز نیودیدودعای روز ننوشتید انشاء الله از حقوق ماهانه شما (ثوابتون)کم نشود یه صلواه بفرستید.
--------------------------
خدمت خواهران گرامی دیگر هم سلام وخسته نباشید عرض می کنیم.
--------------------------
فاطمه خانم از گرگان سلام علیکم ورحمه الله
انشاء الله که به حق حضرت علی (ع) و بحق خون پدر شهید و مظلوم شما خدا شما رو به مقام قربش برسونه همونطوری که می خواید.
باور کنید این اولین بار است که برای یک فرزند شهید پیغامی می نویسم.
:::::::::::::::::::::::
فاطمه خانم جسارت می کنم بنده ، از شما سوالی داشتم.
شما به نیابت فرزندان شهدا
اگر الان روز قیامت بشه و خداوند از شما سوال کنه که از این بچه ها( مثل من نوعی) راضی هستید ؟ آیا اینا حق شما رو ادا کردند ؟ آیا اینا خون پدران شما رو پاس داشتند ؟ چی میگید؟
---------- بنده خودم رو مدیون می بینم ، خیلی ،خیلی ، خیلی-------------
دیگه نمی دونم چی بگم، بچه ها از روی شما هم شرمنده ام.
اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم
43478
نام: زينب عارفي
شهر: تهران
تاریخ: 9/8/2007 3:15:32 PM
کاربر مهمان
  سلام - داشتم دفتر امينو ميخوندم تا به اين مطلب رسيدم. نميدونم اين مطلبو تو قلعه نوشته يا نه؟
خيلي زيباست شما هم بخونيد.

غنچه سه ساله

چشمانش را كه گشود، موج نگاهش را به درياى نگاه عمه فرستاد. عطر نوازشگر دستان عمه را در هواى ساكت خرابه بوييد. غنچه كبودش را از هم گشود و فريادى به بلندى بام‏هاى دنيا در حنجره‏اش جان گرفت و همچون نجوايى غريب به گوش رسيد كه: بابا ...
ترنم درد آفرين نهيبش پنجه‏اى دردناك شد كه بر دل‏ها چنگ انداخت و باران، آشيانه چشمان همگان را با خود شستشو داد. صداى شيون ملائك به گوش مى‏رسيد. در آن گوشه خرابه، بر پيكر شب، سياهى سايه افكنده بود و ماه از شرم روى سه ساله دخترى، رخ در نقاب كشيده بود. شهر در پس پرده‏هاى غبار آلود غفلت و جهالت خفته بود كه ناگاه فريادى به بلنداى تاريخ، چشمان غنوده در بى‌خبرى را بر آشفت، مجسمه ظلم و فساد كه در شرارت خود فنا گشته بود، تلاطم شب را به اوج رسانيد آن گاه كه حيرت زده پرسيد: چيست اين صدا؟... و پاسخ شنيد: سه ساله دخترى بابا مى‏خواهد. آنگاه خنده‏اى كريه سر داد و جغدان شوم به شب نشسته با او همنوا شدند. طبق نور وارد خرابه شد و عطر بابا فضاى جان‏ها را از آن خود كرد.
ملائك آرام گرفتند تا سه ساله دختر به پيشواز طبق رود و جام جانش را با بوسه بر لبان پدر لبريز سازد.
عطر آسمانى پدر را به مشام جان خريده بود و مى‏گشت و چشمان جستجوگرش را بر طبق پوشيده دوخته بود. زانو بر زمين نهاد آنگاه كه طبق را مقابل چشمانش بر زمين نهادند. صداى تلاوت نور را شنيد و نجواى دلنشين بابا...
عمه را نگريست كه چشمانش خانه درد بود و زانو بر زمين نهاده بود.
چشم‏ها به او دوخته شده بود و آماده باريدن بود. آه و ناله افلاكيان به گوش مى‏رسيد و صداى مويه ملائك جان‏ها را به آتش مى‏كشيد. دست بر پرده نهاد و عمه چشمانش را بست. عطر الهى بابا را از پس پرده شنيده بود و حالا مشتاق ديدار چشمان هميشه سخنگوى بابا... و آن چه ديد ...
اركان عرش لرزيد و شهر با فرياد جان‏خراش سه ساله دخترى غمديده، از خواب غفلت به درآمد. عطر پاك چشم‏هاى بابا هواى خرابه را از آن خود كرد و نفس‏ها بوى عشق گرفت. جمله‏اش در سراسر تاريخ طنين انداز گشت: «... يا ابتاه! من ذاالذى خضبك بدمائك؟ يا ابتاه! من ذاالذى قطع وريديك؟ يا ابتاه! من ذاالذى ايتمنى على صغر سنى؟» ........
لب بر لب خونين پدر نهاد و هرم داغ عاشورا دوباره در تمام لحظه‏هاى خرابه پيچيد. با دستان كوچكش تمام مرثيه‏ها را مقابل ديدگان پدر ورق زد و سوگنامه غريبى را در ديار غريبان به نجوا نشست. دوباره غروب عاشورا زنده شد و دوباره داغ اندوه سنگين‏تر از هر زمان ديگرى جان‏ها را نواخت و قلب‏ها را گداخت.
آن گاه كه تاول پرخون پاهايش را در معرض ديدگان پدر نهاد، آخرين جرعه‏هاى عشق را از لبان پدر نوشيد و عطر آسمانى پدر را به كام جان خريد و اين آغاز صبحى بود با طراوت و روشن در زندگى رقيه سه ساله! صبحى كه جان او را پيوندى داد ابدى با جان عاشق پدر، و ملائك شيون كردند و صداى مويه شان در افلاك طنين انداز شد و خرابه شام ماند و نجواى هميشه زنده دختركى دردمند در هجران دردآلود پدر و شام ماند و شرمندگى‏اش كه تا هميشه تاريخ رنج و محنت دخترى سه ساله را به دوش خواهد كشيد. عمه ماند و دردى افزون كه بار امانت از دستش افتاد و نوگلى نازدانه پرپر شد؛ پيش از آن كه عطر روح بخش پدر را دوباره از فضاى شهر مدينه بشنود و سر در آغوش رسول الله (صلى‏الله‏عليه‏وآله) بنهد و بغض با او بگشايد... و ش
43477
نام: ذو العرش
شهر: شهر موعود
تاریخ: 9/8/2007 3:06:13 PM
کاربر مهمان
  یا رحمن


مرد در کوچه فریاد زد :
فلانا بطرق السما ء اعلم منی بطرق الارض

من را ههای اسمان را بهتر از راه های زمین میشناسم

کسی اعتنایی نکرد .هیچکس مسافر نبود .
یکی گفت :

اگر دانایی موهای سر مرا بشمار ؛اسمان را میخواهی چکار ؟
43476
نام: سید محمد حسین
شهر: تهران
تاریخ: 9/8/2007 2:51:16 PM
کاربر مهمان
  ايران سومين مصرف کننده سيگار آمريکایی




اداره آمار آمريکا اعلام کرده است ايران بعد از ژاپن و عربستان سعودی سومين مصرف کننده بزرگ سيگارهای آمريکايی در جهان است.
به گفته اين سازمان سيگار مهم ترين کالای مجاز صادراتی سالهای اخير شرکت های آمريکايی به ايران بوده است.

سازمان بهداشت جهانی نيز اعلام کرده ايران برای کمپانی های چند مليتی توليد سيگار به ويژه شرکت های دخانيات آمريکايی از اهميت زيادی برخوردار است.

اطلاعات اداره آمار آمریکا نشان می دهد حداقل نيمی از حدود صد ميليون دلار کالايی که شرکتهای آمريکايی در سال دوهزار و پنج به ايران صادر کرده اند سيگار بوده است.

کاخ سفيد در ماه های اخير تحريم های بيشتری عليه ايران وضع کرده است.

اما سيگارهای آمريکايی در فهرست تحريم های ایران قرار ندارد چرا که کنگره آمريکا مدت ها پيش دارو، مواد غذايی و محصولات کشاورزی را از فهرست تحريم های ايران خارج کرد.

به این ترتیب سيگار نيز در گروه مواد غذايی قرار گرفت و از فهرست تحريم ها خارج شد.

مت مايرز کارشناس صنعت دخانيات در واشنگتن درباره اين تصميم کنگره می گويد:

(سيگار نه يک محصول کشاورزی است و نه يک کالای اساسی. کنگره به اصرار شرکت های دخانياتی تصميم به مستثنی کردن آن از فهرست تحريم ها گرفت.)

گزارش های سازمان بهداشت جهانی حاکی از آن است که ايران يکی از کشورهای مورد علاقه شرکت های دخانيات خارجی است.

اين سازمان مدارکی را بدست آورده که نشان می دهد شرکت های دخانيات آمريکايی مانند آر جی رينولدزهمواره به ايران به عنوان يک بازار پر رونق برای محصولات خود نگاه کرده و آنها را از طريق واسطه به ايران صادر کرده اند.

اما دليل توجه شرکت های دخانيات به بازارهای خارجی مانند ايران چيست؟

مت مايرز می گويد: (مصرف سيگار در آمريکا و بيشتر کشورهای توسعه يافته سير نزولی را طی می کند. شرکت های دخانياتی مجبورند محصولات خود را در کشورهای ديگر بفروشند. به همين علت است که ايران برای آينده شرکت های توليد کننده سيگار بسيار مهم است.)

شرکت های دخانياتی در آمريکا سال هاست حق تبليغ محصولات خود را ندارند و مجبور به پرداخت جريمه های چند ميليارد دلاری به شاکيانی شده اند که آنها را به پنهان کردن مضرات سيگار متهم کردند.

بسياری از کارشناسان معتقدند افزايش آگاهی مردم از مضرات سيگار و بالا رفتن قيمت دخانيات به کاهش بیست درصدی مصرف سيگار در آمريکا کمک کرده است.


ایرانیون سیگاری جهت پوزه مالی آمریکاییون به خاک هم که شده این افیون را کنار بگذاریم.
43475
نام: مجتبی شعبانزاده
شهر: رشت
تاریخ: 9/8/2007 2:36:41 PM
کاربر مهمان
  بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم ورحمه الله
بچه ها ، بچه ها ، بچه ها من اومدم.
خوب واقعا خدا روزی رسانه. با این وضع مالی فقط خدا بود به من کمک کرد تا یه کارت اینترنت بخرم.
-اوووو تووضعت خیلی خرابه که برار(برادر) جان
- خوب پیش میاد.
بیخیال شما چطوریید؟ مهم اینه که شما سر حال باشید.
----------------------------
----------------------------
خدایا رهبر گل منو حفظ کن خدا، خدایا چقدر رهبرم گله آخه. دیروز دیدم توتلویزیون کیف کردم. تو این عالم تاریک . نور چهره رهبرم غنیمته. شاید بشه گفت زیر خاکی آشکار. البته دوست داشتن رهبر فقط بخاطر چهره نیست. دلایل داره فوران که یکیش این شعره:
سر خوش ز سبوی غم پنهانی خویشم
چون زلف تو سرگرم پریشانی خویشم
در بزم وصال تو نگویم زکم و بیش
چون آینه خوکرده به حیرانی خویشم
لب باز نکردم به خروشی و فغانی
من محرم راز دل طوفانی خویشم
یک چند که پشیمان شدم از رندی و مستی
عمریست که پشیمان زپشیمانی خویشم
از شوق شکر خنده لبش جان نسپردم
شرمنده جانان زگران جانی خویشم
بشکسته تر از خویش ندیدم به همه عمرم
افسرده دل از خویشم و زندانی خویشم
هرچند امین دلبسته دنیا نیم
دلبسته یاران خراسانی خویشم
------آقای خامنه ای- صلوااااااات بفرست-------
بر دشمن علی لعنت ، بگو بشمار
بر دشمن حسین لعنت، بگو بشمار
بر دشمن اهل بیت لعنت ، بگو بشمار
بردشمن رهبر لعنت ، بگو بشمار
بر محمد وآل محمد صلوااااااااااات.
آخ بازم طولانی شد آقا مارو هلال کن( می بخشید مثل اینکه هلال با ح جیمی می باشد) پس حلال کن.
اللهم صل علی محمد آل محمد وعجل فرجهم
43474
نام: سبكبار
شهر: يه كوشه دنيا
تاریخ: 9/8/2007 2:30:54 PM
کاربر مهمان
  سورنا ازنزديك ،ما نيز خدا را شاكريم مثل تويي همراه ودوست داريم ،حسين ع دردو عالم بفرياد برسه صلوات بفرست
43473
نام: گل نرگس
شهر: ایزان سرای من است
تاریخ: 9/8/2007 2:30:04 PM
کاربر مهمان
  یا رب به جز رقیه کدامین یتیـــــم را تسکین به دیدن ســــــر از تـــن بریده است

نازم به آن کسی که هستـی خود داد وز خدای روز ازل مطاع شفـاعت خریده است

تنها زمین نگشته عــــزاخانه حسیـن پشت فلک هم از غم آن شه خمیده است

بر چیدنش محال بود تا ابد صغــــــیر سلطان عشق طرفه بساطی که چیده است

یا رقیه.............

زهرای سه ساله.....
<<ابتدا <قبلی 4354 4353 4352 4351 4350 4349 4348 4347 4346 4345 4344 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved