شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
43362
نام: سمیرا
شهر: بابل
تاریخ: 9/5/2007 10:35:36 PM
کاربر مهمان
  شاید میان نگاه گیج من ، کسی
خط می زند تمامی عاشقانه ها را
بعد از ورق زدن روزهای سردرگم
در انتهای بزرگی خدا
لبریز می شوم از پرواز
من ، تنها غریق خیالات کودکانه ام
این بار تنها به آب نخواهم زد
از آن زمان که دست های خیس تو را دیده ام.
43361
نام: غريبه
شهر: ديار غربت
تاریخ: 9/5/2007 10:10:20 PM
کاربر مهمان
  ربنا ظلمنا انفسنا و ان تغفر لنا و ترحمنا لنكونن من الخسرين

سلام به همه دوستان مخصوصا آسميه سر عزيز.....خيلي وقت بود منتظرت بودم.....دير كردي؟!

شوريده شد اي نگار دهر من و تو
پر شد زحديث ما به شهر من وتو
چون قسمت وصل كرده آمد به ازل
هجر آمد و گفت و گوي بهر من وتو

با اين بيت شعر خودم رو به آسيمه سر عزيز معرفي مي كنم....اميد وارم منو شناخته باشي.....چون گفته بودم كه غريبه هستم و يكي ديگه هم با اين نام بود ، معرفي رو كامل مي كنم....

سبز باشيد و جوان
يا مولا
43360
نام: سمیرا
شهر: بابل
تاریخ: 9/5/2007 10:05:03 PM
کاربر مهمان
  در هوای طلوع چشمانت ، امشب از انتظار خواهم مرد
در سکوتی که از تو لبریز است ، با دلی بی قرار خواهم مرد
در زمستان آرزوهایم ، با خیال تو زنده ام اما
مثل پاییز خسته و زردم ، تا بیاید بهار خواهم مرد
آسمان دلم مه آلود است ، چشم هایم دوباره بارانی
نا امید از تمام فرداها ، در همین شام تار خواهم مرد
من کویرم ولی تو چون ابری ، تشنه ام من تو مثل بارانی
تا تو از آسمان فرو آیی ، من در این شوره زار خواهم مرد
گر نمانی کنار چشمانم ، در غروبی گرفته خواهی دید
پشت دروازه های قلب تو ، بر سر چوب دار خواهم مرد
روزگارم حکایت درد است ، ای سراپا غرور باور کن
بی تو من در شبی جنون آمیز ، با غمی ریشه دار خواهم مرد
آرزویم سرودن غزلیست ، که سکوت تو را فرو ریزد
امشب از التهاب ، در کشاکش خلق این شاهکار خواهم مرد
می کشم روی دوش خسته ی خود ، کوله باری ز یأس و بی تابی
عاقبت سر به زیر و بغض آلود ، زیر این کوله بار خواهم مرد.
43359
نام: مجتبی شعبانزاده
شهر: رشت
تاریخ: 9/5/2007 9:29:51 PM
کاربر مهمان
  بسم الله الرحمن الرحیم
نمی دانم چه درسردارم امشب
زدم دیگر به سیم آخر امشب
--------- آقاسی بودا من نبودم------------
روزگاری با شهیدان آبرویی داشتیم
حب حیدر سوز زهرا یادمهدی داشتیم
همره پیر جماران کربلایی داشتیم
آی مردم سوز مهدی سوز دوری داشتیم
----------- مهدی غیاث فخری -------------
أین طالب بدم المقطول بکربلا
أین الامام المضطر
أین بقیه الله
آقا کجا دارم میگردم دنبالت ؟ کجا بگردم دنبالت؟
دوکوهه نگران نباش یاران آخرالزمانیت خواهند آمد
اما دوکوهه چرا ساکتی؟
چرا دعا کمیل نمی خونی ، زیارت عاشورا چی شد
شب سه شنبه دعای توسل چی شد؟ با من قهری؟!!!!
نه توبزرگواری این وصله ها بهت نمی چسبه
یارامام زمان باشی صلواه علی پسند بفرست
اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم یاعلی
43358
نام: اسمان بی ستاره
شهر: امل
تاریخ: 9/5/2007 9:27:27 PM
کاربر مهمان
  مهدی جان اگر ما را به خیمه گاهت راهی نیست حرفی نیست تنهاپیراهنت را که با عطر وجودت در امیخته ا.ست برصورتمان افکن باشد تا بینائیمان را بدست اوریم وبه مصرت دراییم ودر امن و امانت پناه گیریم.
43357
نام: معتضدیان
شهر: قادر آباد
تاریخ: 9/5/2007 8:35:08 PM
کاربر مهمان
  سلام آقا آنقدر حقیر هستم که گفتن سلام بر تو را جسارت می خواهد لیک از بزرگی تو نیست که جواب سلامم را ندهی یا ابا صالح
43356
نام: مجید
شهر: داراب
تاریخ: 9/5/2007 7:29:51 PM
کاربر مهمان
  خدایا کمک کن فرج آقامون نزدیک بشه
شایدماهم از این تنهایی توای شهر نجات پیدا کردیم

به امید روزی که بیایی
خدانگهدار
43355
نام: نقطه چين
شهر: ..............
تاریخ: 9/5/2007 7:11:02 PM
کاربر مهمان
  خروش جان
چرا سکوت کردی مومن؟
یه چیزی بگو
دلمون داره میترکه
43354
نام: مجتبی شعبانزاده
شهر: رشت
تاریخ: 9/5/2007 7:01:38 PM
کاربر مهمان
  بسم الله نور
دلم ترکید بابا
دارم منفجر میشم
شهید ، دورت بگردم چرا نگام نمی کنی
از روی این بچه هام شرمنده ام شهید
-----------------
چرا دوکوهه خاموشه، چرا شلمچه حرف نمی زنه،
چرا طلاییه با نورش من ظلمتکده رو روشن نمی کنه
دیگه طاقتم. صبر می کنم.
خدایا به امید تو
43353
نام: شهاب
شهر: امید به رحمت خدا
تاریخ: 9/5/2007 6:55:16 PM
کاربر مهمان
 
غریبه جان از غریبستان دمت گرم.

اون زنگ در رو خوب که چه عرض کنم عالی اومدی.

زنگ در خونه واسه هیچکدوممون قطع نشه صلوات بفرست.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
<<ابتدا <قبلی 4342 4341 4340 4339 4338 4337 4336 4335 4334 4333 4332 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved