اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 43312 |
نام:
مجتبی شعبانزاده
شهر:
رشت
تاریخ:
9/5/2007 9:34:38 AM
کاربر مهمان
|
بسم الله الرحمن الرحیم
غریبه جان اشکمو درآوردی
دیگه نمی دونم چی بگم... نمی دونم
|
|
| 43311 |
نام:
مرتضی
شهر:
طاهزی
تاریخ:
9/5/2007 9:27:01 AM
کاربر مهمان
|
چه انتظار عجیبی!تو بین منتظران هم عزیز من چه غریبی!عجیب تر که چه آسان نبودنت شده عادت.چه بی خیال نشستیم
نه کوششی نه وفایی.فقط نشسته و گفتیم:خدا کند که بیایی....برای فرج مولاصلوات
|
|
| 43310 |
نام:
مریم
شهر:
شهر دلگرفته ها
تاریخ:
9/5/2007 9:26:46 AM
کاربر مهمان
|
سالگرد شهادت سرتيپ وحيد دستجردي, رئيس وقت شهربانی کشور
سرهنگ هوشنگ وحيد دستجردي در سال 1304 در اصفهان به دنيا آمد. وي پس از پشت سر گذاشتن دروس ابتدايي و متوسطه، در سال 1328 وارد آموزشگاه شهرباني شد و پس از 32 سال خدمت در پست هاي مختلف باز نشسته شد.
اين شهيد بزرگوار که از طرفداران نهضت اسلامي به رهبري امام خميني (ره) به شمار مي رفت، پس از پيروزي انقلاب، در اسفند 1357 به خدمت دعوت گرديد و در 24 اسفند 1359 به رياست شهرباني کل کشور منصوب شد. سرهنگ وحيد دستجردي سرانجام در واقعه انفجار دفتر نخست وزيري در 8 شهريور 1360 به شدت زخمي شد و شش روز بعد بر اثر جراحات وارده، به شهادت رسيد.
ياد اين شهيد بزرگوار گرامی و راه مقدسش پر رهرو باد.
|
|
| 43309 |
نام:
سید محمد حسین
شهر:
تهران
تاریخ:
9/5/2007 9:21:07 AM
کاربر مهمان
|
عاشقی بالاتر از این؟؟؟
این هذا جنون العاشقین است. عشاق واقعی آنان بودند که پای عشق بازی خود با خدایشان، تمام دنیایشان را با تمام زیبایی هایش(زن، فرزند، مال، قدرت، شکم و شهوت و...) به ارزنی ارزش ندادند و لبیک گویان به ندای هل من ناصر حسین بن علی(ع)، مجنون وار و با پای سر به مسلخ عشق سر نهادند و مهر عاشقی خود را از رب العالمین گرفتند.
به زعم عرفا عشق های دنیوی اصلاً عشق نیستند. ملعبه ای هستند برای سرگرم کردن انسان در این دنیای ظلمانی.
برای این آمده ایم که عاشقم شویم. عاشق خدایمان. خدایی که می آفریند و می میراند. می بخشد و می بخشاید. همه چیز در ید قدرت اوست. برای خلق هر چیزی فقط اراده می کند که (باش) پس موجود می شود. اوست که شایسته ی عشق و پرستش است.
الله اکبر
بی انصافی نکنیم. او مشتاق ماست و ما نسبت به او بی معرفت.
در حدیث قدسی داریم که: اگر بنده ی من می دانست که چقدر نسبت به بازگشت او به سوی خودم مشتاقم یقیناً از شدت شوق جان می سپرد.
|
|
| 43308 |
نام:
مریم
شهر:
شهر دلگرفته ها
تاریخ:
9/5/2007 9:15:35 AM
کاربر مهمان
|
امروز مصادف است با سالروز شهادت
شهید آية الله قدوسى
در دوازدهم مرداد 1306 شمسى ، در شهر كوچك نهاوند فرزندى به دنيا آمد كه نامش را على ناميدند. پدرش (ملااحمد)، از علماى بزرگ شهر بود كه پس از سالها تحصيل در حوزه علميه نجف به درجه اجتهاد نايل شد و به زادگاه خود برگشت و به ارشاد مردم پرداخت .
على دوران كودكى و نوجوانى را تحت تربيت درست خانواده سپرى كرد. با خواندن ، نوشتن ، قرآن ، نماز و احكام شرعى آشنا شد و در پانزده سالگى سال ( 1321) وارد حوزه علميه قم شد و در مدرسه فيضيه حجره اى تهيه نمود.
على در حوزه علميه قم به تحصيلات خود ادامه داد و در نهايت تنگدستى از تحصيل دست برنداشت . مقدمات علوم اسلامى را نزد استادانى فرزانه مانند آية الله صدوقى فراگرفت و از محضر استادان اخلاق حوزه علميه قم بهره جست . او از ابتداى طلبگى به تهذيب اخلاق ، ساده زيستى ، نظم و استفاده از فرصتها اهميت بسيار مى داد. پشتكار او موجب شد تا دروس مقدمات و سطح حوزه را به پايان برساند و وارد عالى ترين مرحله دروس حوزه شود. على سالها در درس خارج آية الله بروجردى و امام خمينى شركت كرد و از خرمن دانش آنها، خوشه ها چيد.
بسيارى از خطبه هاى نهج البلاغه را حفظ بود. علاقه بسيارى به اهل بيت داشت و همواره در مجالس سوگوارى شركت مى كرد. بسيار محتاط بود و از غيبت و دروغ بسيار پرهيز مى جست و به درس و بحث علاقه وافرى نشان مى داد.
آية الله قدوسى با انديشه هاى سياسى امام خمينى بخوبى آشنا بود. او پس از افشاگيريهاى امام خمينى در سال 1341 كه عليه لايحه كاپيتولاسيون و ديگر مصوبات خائنانه دولت و مجلس صورت پذيرفت ، هماره همدوش همفكرانش به پشتيبانى از قيام همت گماشت . او در قيام 15 خرداد 1342 و تبعيد امام خميني (ره) در13 آبان 1342 همراه همه طلبه ها، استادان و مردم انقلابى به صحنه آمد و به مبارزه با رژيم پهلوى پرداخت .
اوج مبارزات آية الله قدوسى در آن دوران ، همكارى گسترده او با هياءت مدرسين بود. هيات مدرسين نخستين تشكيلات منسجم روحانيت بود كه در سال1337 در زمان مرجعيت آية الله العظمى بروجردى تاءسيس شده بود. اين هيات در سالهاى 1341 - 1342 بسيار فعال بود. اعلاميه هاى فراوان از سوى هياءت مدرسين در سراسر كشور پخش و جنايتهاى رژيم پهلوى برملا شد. هيات مدرسين با انتشار اعلاميه ها و پشتيبانى اساتيد حوزه علميه قم، نهضت امام خمينى (ره ) را به مردم آشكار ساخت .
اين مجاهد نستوه پس از پيروزي انقلاب اسلامي ، از طرف امام خميني (ره ) به دادستاني کل انقلاب اسلامي ، منصوب شد و در اين سنگر به خدمت پرداخت . سرانجام اين عالم رباني در اثر انفجاري توسط منافقين کوردل به فيض شهادت نائل آمد و در حرم حضرت معصومه (س) به خاک سپرده شد .
روحش شاد و يادش گرامي باد .
|
|
| 43307 |
نام:
پريا
شهر:
ساوه
تاریخ:
9/5/2007 9:10:42 AM
کاربر مهمان
|
من دنبال مطالب عاشقانه ميگردم ؟
|
|
| 43306 |
نام:
شیدا شکیبا
شهر:
مشهد
تاریخ:
9/5/2007 9:03:31 AM
کاربر مهمان
|
سلام
چرا اداما این جوریین چرا همه دروغ میگن هیچکی رو راست نیست
|
|
| 43305 |
نام:
دریا۷۸۵
شهر:
تهران
تاریخ:
9/5/2007 9:01:14 AM
کاربر مهمان
|
بسمه الله النور
سلام به دوستان اهل دل و اهل
دیشب حال خیلی عجیبی داشتم تنها کاری که میتونستم انجام بدم این بود که فقط بنویسم و بنویسم و اشک بریزم . دوستان خیلی محتاج به دعا برام دعا کنید .
غم دریا
سلام گل زردم.عشق وعاشقی خوبه ولی مال تو قصه هاست. بغضم غریبی گلویم را می فشارد. بذاز بفشارد تا از پا در بیام. دیگه برای همیشه تکلیفمون مشخص شد. تکلیفی که مشخص بود ولی باور نداشتیم. از هر چی که می ترسیدم به سرم اومد. عاشق همیشه بی گناه است. سرنوشت واسمون قصه تازه ای ننوشته بلکه اون اتفاقی که نباید بیافته افتاد. من چکار می تونم بکنم غیر دعا برات. من هیچ کاری نتونستم واسه بدست آوردنت بکنم. قبلا همش از خدا می خواستم یک روزبیاد که برای همیشه پیشم باشی الان که رفتی واسه همیشه. برای خوشبختیت دعا میکنم. باور کن دستام رمق ندارند دارن می لرزن با قلبم. نمی دونم برات چی بنویسم. دیگه تموم شد. همه چی تموم شد. . امید وجون پناهی بغیر ازخدا ندارم. من میدونم هیچم بی تو. من هیچی نیستم من لایق نبودم. آره بذار همه چیزو بگم تا همه از دردم بفهمن. من عاشقانه دوستت داشتم ودارم. ولی چه فایده وقتی بهم نرسیدیم.. قبلا با امید زندگی می کردیم. چه آرزوها که تو سرم می پروراندم. همه آرزوها یکباره به یک خواب تبدیل شد. باور کن سخته واسم نوشتن. دیگه تو دلم حرفامو نگه میدارم بذار بغض کنم. بذار بمیرم. دعا کن عاشقت بمیره. تو از همون روز اول مال من نبودی منم مال تو نبودم. تو برو با زندگی جدیدت عادت کن. زندگی بی من. منم با این زندگی می سازم ومی سوزم تا زمانی که مرگم برسه. تو دیگه مال من نیستی تو چشمات که من قربونشون برم.تو دستات تو حرفات خنده هات گریه هات... تو خودت مال من نیستی ولی میدونم ته قلبت هنوز دوستم داری. چون من بهت بد نکردم جز این که عاشقت بودم. عاشقی واسه مردم ما ننگه. همه دشمنمون هستند وخواهند بود. اصلا تو فکرم نمی گنجه که تو از پیشم رفتی. تو بی نوبتی کردی با وفا. آدم از زندگیش هیچی نمی فهمه. چه زود گذشتند روزهای با تو بودن. چه آسون همه آرزوهامون بهم ریختن. از همون روز اول مال من نبودی. ولی دلت مال من بود. اشکالی نداره همین که تو خوش بخت باشی واسه دیونه ات یک دنیاست. من به آینده کاری ندارم. خوشم با یک مشت خاطره. گل زردم من هیچ وقت فراموشت نمی کنم هر وقتم به کمکم نیاز داشتی دریغ نمیکنم. خدایا من دارم خواب می بینم یک خواب آشفته. من باور کنم رفتن اون واسه همیشه است. می دیدم که هر من کی مال تو بودم که تو از دستم بدی. من دلم پیش توست. ولی نمی دونم با این همه خاطره چیکار کنم. من یک بار عاشق. اصلا نمیدونم چی بگم. گفتنش هم حتی آسون نیست رفتن تو... دلم شکست .... آره چه تنها و بی کسیم. دیگه هیچی واسم نمونده. دیگه هیچ امیدی ندارم. دیگه فقط با یادت سر میکنم. من حسودم به کسی که تو رو داشته باشه.گل زردم ای کاش چشمام کور میشد تو رو نمی دیدم که امروز شاهد رفتنت باشم. ای کاش گوشام کر بود نمی شنوید که تو میری واسه همیشه. به قول شاعر: یک جرعه از جانم باقیست آخرین جرعه این جام تهی رو تو بنوش. بذار حداقل با رویا با تو بودن زندگی کنم. گلم پشت سرت گریه نمیکنم.الان می فهم که عاشقا چه چقدر تنها هستند. عشق یعنی دیده بر دوختن عشق یعنی در فراقش سوختن. من لایقت نبودم و هیچ کسم لایقت نیست.تو یک فرشته بودی که به قلبم سفر کردی و باید می رفتی چون مجال موندن نبود. من وتو در رویاهامون بهم تعلق داریم. قلب من پیش توست. و قلب تو هم مال منه.دیگه عاشقی مال تو قصه هاست. ولی قصه غصه من وتو قش
|
|
| 43304 |
نام:
مریم
شهر:
شهر دلگرفته ها
تاریخ:
9/5/2007 8:57:58 AM
کاربر مهمان
|
به نام خداوندگار حکیم و رحیم
________________________________________
فانوس نگاهم را آویخته ام بر در
من منتظرم زیرا گفته اند تو می آیی
یا ابا صالح المهدی
________________________________________
سلام اهالی قلعه
همسنگرای دریا دل
صبح همگی بخیر
________________________________________
آقا مقداد ممنونم از پاسختون و سایتهایی که معرفی کردید.
________________________________________
آقا مجتبی ممنونم برای دعاتون.
________________________________________
اللهم عجل لولیک الفرج
التماس دعا
روز و شبتون به یاد خدا
|
|
| 43303 |
نام:
غریبه
شهر:
غریبستان
تاریخ:
9/5/2007 8:56:20 AM
کاربر مهمان
|
بسم رب النور
سلام علیکم
خداجونم خودت می دونی دربست مخلصتم عرض ارادت منو بپذیر...
خداجون:بچه ها شوخی شوخی به گنجشکها سنگ می زدند
و گنجشکها جدی جدی می مردند...آدمها شوخی شوخی به
هم زخم می زدند و دلها جدی جدی می شکست..تو به من
شوخی شوخی لبخند زدی و من جدی جدی عاشقت
شدم...حالا می خوام شوخی شوخی به اینکه جدی جدی
دوستت دارم فکر کنی...خیل دوستت دارم م م م م م م
------------------
آقا مجتبی خسته نباشی برادر...گل گفتی ما باید به سهم خودمون با آقا مهدی همدردی می کردیم ولی...راستش جایی که من دارم کار و زندگی می کنم چیزهایی می بینم که روزی صدبار توی خودم می میرم...از فقر مردم از ظلمی که بهشون میشه و می دونند و دم نمی زنند... متنی رو که براتون می نویسم انشاء یک بچه کلاس سوم ابتدایی توی یکی از روستاهای این خاک مقدس هست:
به نام خدا
موضوع انشا...آزاد
من دوست دارم به مشهد بروم اما ماشین و پول نداریم،تازه پولی هم که از عیدی گیرم آمد باید به خانواده خود بدهم برای خرجی ...خوب عیبی ندارد خدارا شکر می کنم که می توانم در مزرعه کار کنم و برای خود پول دز بیاورم و به مدرسه بروم من دلم می خواهد برای مادرم یک روسری بخرم ولی نمی توانم و...
علی آقای صاحب انشا این متن رو دوسال پیش نوشته بود و خدا را شکر امسال توانست به حرم آقا علی ابن موسی الرضا (ع) تشرف پیدا کنه... اگر یه نگاه به دور و برمون بندازیم می بینیم که ای بابا چه خبره...به امید روزی که هیشکی توی این مملکت امام زمانی محتاج نباشه....
--------------------
امروز سالروز شهادت سرتیپ وحید دستجردی هست شادی روح همه شهدای اسلام صلوات...
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم...
|
|