شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
43242
نام: غریبه
شهر: غریبستان
تاریخ: 9/4/2007 11:54:43 AM
کاربر مهمان
  سلام
خدای خوبم سلام
خدای مهربونم سلام
خدای عزیزم سلام م م م م م م م م م م
چقدر خوشحالم که بجز دفتر خاطراتم یه جای دیگه پیدا کردم که باهات درد دل کنم.آخ خ خ خ خ خ خدا چقدر دلم برات تنگ شده...چقدر دلم برای اون خلوتهای شبانگاهیمون تنگ شده...خدایا قربونت برم که بعد از اون همه بدی که من کردم ...اون هم نادونی که کردم باز هم بهم اجازه میدی باهات حرف بزنم.بازم اجازه می دی درد دلهام رو پیش تو بیارم.آخ خ خ خ خ عزیزتریم یه مدت بود راه رو گم گرده بودم...یه عشق زمینی داشت بین منو تو فاصله می اندتخت...داشتم دور می شدم و خودم نمی فهمیدم...توی نمازهام یادم می رفت بگم خدایا ممنونتم...خدایا نوکرتم...فقط به خواسته خودم فکر می کردم یه مدت هم که غرق گناه شده بودم و فکر می کردم تو اینطوری می خوای اگر تو نمی خواستی ما رو با هم آشنا نمی کردی....ولی ای ول به عظمت و مهربونیت که توی همون حالت گناه آلود من بازهم کرمت رو نشون دادی و از اون منجلاب کشیدیم بیرون...هنوزهم یادمه یک ماه پیش که رفتم پابوس امام رضا(ع) ...وای که چه حالی بهم داد...من از دور نگاه اون ضریح نازنین می کردم و هی نزدیک تر می شدم و هی دلم به تب و تاب می افتاد می گفتم: ای امام رضا عشقم رو ازم نگیر کمکم کن بهش برسم...کمکم کن...ولی اون شب توی دعای توسلی که حاج مهدی منصوری می خوند...وقتی که تو صحن جمهوری رو به روی درب ورودی نشسته بودم و با مهربون امامم درد دل می کردم..بازهم اونو ازت خواستم..ولی وقتی خیلی دلم شکست گفتم آقاجونم..کمک کن راه درست رو پیدا کنم...وچند روز بعد همه چیز تموم شد انگار اصلا شروع نشده بود...اگر به عشق زمینیم که برای یه مدت منو از تو غافل کرده بود نرسیدم در عوض دوباره خودم رو پیدا کردم...دوباره به خودم رسیدم به خودم با تو...آخ که تو چقدر مهربونی ..آخ که چقدر دوستت دارم...قربونت برم الهی العفو هام رو بپذیر و منو به حال خودم رها نکن نکنه دوباره راه رو گم کنم...خیلی مخلصتم خدا...خیلی
وای که چقدر قشنگه که باهات درد دل می کنم تو خیابون تو بیابون و تو خواب و بیداری ...امام زمان عزیزم می دونم یه مدت ازت دور شده بودم اگه توی ریسه کشی هات و ناراحتی هات شرکت می کردم یه خورده واسه خودم بود آی که چقدر بد شده بودم با خود اولیه ام فاصله گرفته بودم بعضی وقتها هم برای خود اصلیم تنگ می شد ولی به روی خودم نمی آوردم ولی ممنونم که با همه بدی هام باز هم تنهام نذاشتی ...خیلی مخلصتم....خیلی

-----------------
برای بخشش گناه همه گناهکارها که به درگاه باری تعالی ملتمس دعا هستند یه صلوات محمدی پسند بفرست
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
43241
نام: محیا مهدوی
شهر: زمینی خدا صاحب
تاریخ: 9/4/2007 11:48:44 AM
کاربر مهمان
  بس الله النور

سلام علیکم.
اسما جان دوست عزیزم ممنونم. بابت حرفهایی که یک روز باید زده میشد و شما بالاخره بخشی از اونها رو گفتید.
دوستان عزیز حاضر من همون کسی هستم که اسما میگفت همونی که خدا رو شکر کرد به بسته شدن تالاری به نام مقدس شهید آوینی. همونی که بی تاب و دلتنگ تمام بچه های قدیمی تالاره که وقتی دم اذون میرفتی همه التماس دعا میگفتند و به قصد خانه خدا حریم امن الهی به سجده شکر میرفتند. بیتاب کسی هستم که اگر او نبود هرگز تالار شهید آوینی پا بر جا نمی ماند.شخص شهید آوینی.
انقدر حرف برای گفتن دارم که ترجیح میدم هرگز شروعش نکنم چون دل شکسته من اون قدر جفا دید که درد دلش تمومی نداره. فقط یه نکته میگم و میرم: یادتون باشه که خدا همشه حاضر و ناظر بر اعمال ماست. و خودش جواب اوناییه که می یان سینه سپر میکنن و هر جور تهمتی رو به آدما روا میدونن اون هم با اسم اسلام . خود خوب جوابیه. هر وقت خواستیم چیزی رو به کسی نسبت بدیم ببینم آیا اون قدر به حرفمون ایمان داریم که دست بذاریم روی قران و به عظمت اون سوگند یاد کنیمکه این حرف عین حقیقته؟
خدا رو شکر میکنم که گرچه با اشک قسم خوردم که دیگه قدم به تالار شهید آونی نذارم و گرچه خدا خودش خوب از دل شکسته آدما خبر داره اما شکرش میکنم که هست که میدونه که اگر همه بیان تهمت بزنن و برن یکی هست که با تمام عظمتش حق رو میدونه و همون برای من بسه.
یادتون باشه : ان اله بصیر بالعباد

التماس دعا ندارم
یاعلی
43240
نام: مریم
شهر: شهر دلگرفته ها
تاریخ: 9/4/2007 10:55:49 AM
کاربر مهمان
  زندگی...
صحنه یکتای هنرمندی ماست.
هر کسی نغمه خود خواند و از صحنه رود.
صحنه پیوسته به جاست...
خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد.
43239
نام: مریم
شهر: شهر دلگرفته ها
تاریخ: 9/4/2007 10:52:49 AM
کاربر مهمان
  به نام خداوندگار
سلام به همه
___________________
طاهره عزیزم
ممنونم از اینکه به یادمی دوست خوبم
مطلب خوب داشته باشم حتما براتون می نویسم
شما خوبی؟
________________________________________________چه فرقی می کنه گرامی
حتما شنیدید این جمله رو که می گه:
هر گاه خداوند شما را به لبه پرتگاه هدایت کرد، به خدا اعتماد کنید، چون یا شما را از پشت خواهد گرفت، یا به شما پرواز کردن را خواهد آموخت.
***** دل آرام گیرد به یاد خدا*****
نمی دونم غصه شما چیه ولی فقط می تونم بگم که وضو بگیرید و قرآن بخونید حتما آروم می شید.
________________________________________________
التماس دعا
روز و شبتون به یاد خدا

43238
نام: مبـــــــــارز
شهر: اهــــــــواز
تاریخ: 9/4/2007 10:50:54 AM
کاربر مهمان
  بسمه اله النور

خدا بزرگ می فرماید :

ای فرزند آدم !

ملائکه شب و روز مواظب تو هستند، آنچه را می گویی و انجام می دهی ، کم یا زیاد ، همه را می نویسند .

آسمان بر آنچه از تو دیده شهادت می دهند و زمین بر آنچه روی آن انجام داده گواهی می دهد . خورشید و ماه و ستارگان بر آنچه می گویی و عمل می کنی شهادت خواهند داد .

خود نیز بر قلب و بر اعمال مخفی تو آگاهم

پس از خودت غــــــــــــــافل مباش !!!

*** *** *** ***

و همچنین در قرآن می فرماید:

سوره مبارک ق آیه هیجدهم

انسان هيچ سخنى را بر زبان نمى‏آورد مگر اينكه همان دم، فرشته‏اى مراقب و آماده براى انجام ماموريت (و ضبط آن) است! (18)

*** *** *** ***


سبکبار از یه گوشه دنیا

سلام علیکم

اول یه صلوات بفرست

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

بزرگوار شما مطلب 38345 نوشته شده در تاریخ چهار شنبه، دوازدهم اردیبهشت ماه 1386 پرسیده بودین :

ميدونيد جبرئيل براي 7 چيز دوست داشت بشر باشه آن هفت چيز چيه؟

لطفا ً اگه به جوابش رسیدن برای منم توضیح بدین ... دیگر دوستان هم اگه اطلاعاتی در این مورد دارن ممنون میشم برام بنویسن .

بازم صلوات بفرست بزرگوار

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.


43237
نام: شهاب
شهر: امید به رحمت خدا
تاریخ: 9/4/2007 10:46:36 AM
کاربر مهمان
  به رسم معرفت

یاد همه دوستان تالار حرف دل خصوصا

آرمان پنجاه و هفت

نگار

مانی

هما

زد_صدوده

علیرضا

و...

رو با توجه به بی معرفتی مزمنی که دچارش هستم فراموش کرده بودم که ضمن عذرخواهی یادشون رو گرامی میدارم.
ان شاء الله هرجا هستن سالم و سلامت باشن صلوات محمدی بفرستین.
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

43236
نام: چه فرقی میکنه
شهر: هیچ جا
تاریخ: 9/4/2007 10:22:57 AM
کاربر مهمان
  سلام داداش شاهد کجائی .
سلام داداش بیقرار .
سلام ناشناس .
سلام رفقای امین کجائید ؟
دلم امروز داره از غصه میترکه دلم امروز داره داغون میشه . دلم امروز تاب نداره آخه یکی بیاد بگه تاوان کدوم گناهو پس میدم ؟
نگید کفر نگم نگید نق نزنم که دیگه بریدم دیگه امروز بریدم.
آهای بچه های سقاخونه ای برید واسه منم یه شمع روشن کنید شاید سقا خونه شفاعتم کنه خدا بهم نگاه کنه .
داداش سبکبار لنگ صلواتاتم کجائی حاجی؟

خدا............ خودت به فریادم برس.
تا حالا شده انقدر اربده بزنی و خدا خدا کنی که صدات دیگه در نیاد . خدا تو که صدامو میشنوی چرا جواب نمیدی؟
43235
نام: سمیرا
شهر: بابل
تاریخ: 9/4/2007 10:12:55 AM
کاربر مهمان
  ************************************************
* می گویند هر که بزرگ تر است باید شما صدایش کنی.*
* حالا این چه حکمتی است که تنها بزرگی که می شود *
* تو صدایش کنی شما هستی ، در عجبم. *
************************************************
43234
نام: سمیرا
شهر: بابل
تاریخ: 9/4/2007 10:02:36 AM
کاربر مهمان
  روح آدمی حاکم بر اوست : هر کس با روش شخصی خود ، هستی اش را به نابودی سوق می دهد و یا به آسمان لایزال پرتاب می دارد؛ تصمیمی بسیار درونی که بی هیچ نگاه به سن و سال ، در ظلمت یا روشنایی مطلق گرفته می شود.


باید به حیوانات ، به خاطر بی گناهی افسانه ایشان و به خاطر معرفت رضایتمندانه ای که در بخشیدن نرمای نگاه مضطرب خود به ما دارند- بی آن که هرگز محکوممان کنند- ملاطفت روا داریم.


غالب انسان ها ، هنگام تولد به همان سهولتی که یک کتاب در اسباب کشی گم می شود ، روح خود را گم می کنند.


تنها زمانی خوب خواهیم نگریست ، که نگاهمان جست و جو گر حقیقت نباشد.


میان این زندگی و حکایاتی که ترس در دل کودکان می اندازد ، فرق چندانی نیست.


والاترین شادمانی وقتی است که کاشف روح بی آلایشی باشیم ؛ انگار انتظار می کشند و اثرات عرق آن ها ، دیوار رو به رو را به شدت و با بی رحمی ، مرطوب و لکه دار می کند.


حقیقت روی زمین به آیینه ای شکسته می ماند که هر تکه ی کوچکش تمام آسمان را منعکس می کند.


در برکه ی آب ، در شمیم پیچک ها ، در صفا و خلوص برخی کتاب ها ، پروردگار را یافته ام ؛ حتی گاهی نزد آنان که مذهبی ندارند ؛ اما نه هرگز نزد کسانی که شغلشان گفتن از اوست.


با اندک صبری بیشتر ، می توانستم بهترین احمق دهکده باشم. این ، کار هر کسی نیست ؛ بی شک بسیار مشکل تر از طبابت ، مهندسی یا حتی نویسندگی است که به چشم همگان و در حقیقت آسان ترین و پول ساز ترین مشاغل اند.


باد ، به ملاقات تک تک برگ های زیر فون می آید ؛ چون زائری که از دورترین نقطه ی عالم آمده باشد تا به تمامی منازل یک روستا وارد شود و دعای خیر بگوید ، بی آن که حقیرترین برگ را هم فراموش کند.


(« فروغ هستی » و«زندگی از نو» - کریستیان بوبَن)
43233
نام: طاهره
شهر: منم دختری اهل ایران زمین
تاریخ: 9/4/2007 9:58:35 AM
کاربر مهمان
  سلام به همهگی
-----------------

مبارز ارجمند از اینکه یکی از دلنوشته های شاهد عزیز از دوکوه رو برامون ذکر کردی ممنونم...خیلی زیبا بود با اینکه از اول نوشته می شد فهمید کجا می خواهد بره ولی تا متن تمام شد قلبم داشت اونقدر سریع می تپید که تا حالا سابقه نداشت اون داشت به عشقش نزدیک می شد ولی تاب و توان از من ربوده شد...آفرین به کرمتون که ما جدیدی ها رو از ذکر نوشته های زیبای قبل بهره مند می کنید...
-----------------
آقا مقداد...از نوشته های زیباتون تشکر می کنم...خوشحالم از اینکه توی این کلاس اسم نوشتم
-----------------
مریم عزیزم...امروز حرفهای قشنگت رو ندیدم...

--------------

نکند مکر بنی ساعده تکرار شود

که علی در قفس خانه گرفتار شود
-------------------
شادی ارواح طیبه شهدا صلوات

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم


<<ابتدا <قبلی 4330 4329 4328 4327 4326 4325 4324 4323 4322 4321 4320 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved