اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 43052 |
نام:
مقداد
شهر:
اهواز
تاریخ:
9/1/2007 4:14:50 PM
کاربر مهمان
|
سلام اهالي اهل دل
اين وبلاگ جناب خروش و حاجي بازمانده است ( دلنوشته های مجنون الحسین و ناشناس بزرگوار هم توی قسمت نظرات هست برید ببینید که خیلی زیباست )
http://kojayid-yaran.blogfa.com
اين وبلاگ هم متعلق به عبد الفاطمه است http://www.abd-e-bano.blogfa.com/
اين وبلاگ متعلق به سورنا است http://sorna36.blogfa.com/
اين وبلاگ متعلق به شلمچه يا همون عبد العاصي است http://www.abdeaasi.blogfa.com/
اين وبلاگ متعلق به عبد الزينب است http://aghileye-al-arab.blogfa.ir/
اين وبلاگ متعلق به منتظر است www.booye-sib.blogfa.com
اينها از بچه هاي حرف دل هستند ميتونيد به وبلاگاشون سر بزنيد
( آقا احسان عزيز از لطفت ممنون ...... الحمد الله عملشون موفقت آميز بوده انشاءالله فردا ميان اهواز.... مصطفي جان ايميلت ناخوانا است عزيز ضمنا واسه اميل فرستادن مشكل دارم .....
عزيزاي اهل دل واسه مادر خانم باران (فاطمه ) از قائمشهر هم دعا كنيد - آسيه سر هم كه دوباره اومدن حرف دل انشاءالله كه موندني بشن ......كسي از آشناي غريب خبر نداره .......)
اللهم صل علي محمد و ال محمد و عجل فرجهم
|
|
| 43051 |
نام:
مبـــــــــــارز
شهر:
اهــــــــــواز
تاریخ:
9/1/2007 4:07:15 PM
کاربر مهمان
|
بسمه الله النور
هنگامى كه پيغمبر صلى الله عليه و آله وسلم قصد داشت حضرت زهرا عليهاالسلام را براى على تزويج كند، فرمود:
- اى على ! برخيز و زرهت را بفروش !
على عليه السلام هم آن را فروخت و پولش را براى خريد جهيزيه در اختيار حضرت گذاشت . سپس پيامبر صلى الله عليه و آله وسلم به اصحاب دستور فرمود، براى فاطمه لوازم خريده شود. بعضى از وسايل خريده شده عبارت بودند از:
پيراهنى به هفت درهم
نقاب به چهار درهم
قطيفه سياه خيبرى
تختخواب بافته شده از برگ و ليف خرما
دو عدد تشك كه درون يكى از آنها با پشم گوسفند و درون ديگرى با ليف خرما پر شده بود.
چهار بالش از پوست طايف ، ميانش از علف اذخر پر كرده بودند.
پرده اى از پشم
يك تخته حصير حجرى (نام شهرى است در يمن )
يك دستاس
يك طشت مسى
مشكى از پوست
كاسه چوبين
يك ظرف آب
يك سبوى سبز
يك آفتابه
دو كوزه سفالى
يك سفره ى چرمى
يك چادر بافت كوفه
يك مشك آب
مقدارى عطريات
اصحاب پس از خريد، اشيا را به خانه حضرت آوردند. پيغمبر صلى الله عليه و آله وسلم با دست مباركش آنها را زير و رو مى كرد و مبارك باد مى گفت .
********************************
خدایا این توفیق بده که نه تنها در حرف بلکه در عمل هم بتونین پیرو اهل بیت باشیم
|
|
| 43050 |
نام:
به تو چه
شهر:
يادم رفته
تاریخ:
9/1/2007 4:00:59 PM
کاربر مهمان
|
چه به گم كه دلم خونه از تنهايي از بي كسي از نامردي روزگار به خيال بابا
تو بگو حالت خوبه
|
|
| 43049 |
نام:
مریم
شهر:
شهر دلگرفته ها
تاریخ:
9/1/2007 3:58:54 PM
کاربر مهمان
|
به نام ياور دلشكستگان
خسته ام قطره به قطره بشمارم باران
دوست دارم که بر این خاک ببارم باران
دوست دارم که دلی از شهر و دیارم بکنم
بروم سر به بیابان بگذارم باران
زرد نه، سبز نه، آمیزه ای از سبزم و زرد
بس که درهم شده پاییز و بهارم باران
تو نمی آیی و من این همه خاکی شده ام
تو اگر باشی با خاک چه کارم باران
د اروگ نیست، خدا! قاصدکی بود ای کاش
کاش می شد به نگارم بنگارم باران
نسل در نسل، دلم در عطش خواندن توست
آه ای زمزمه ایل و تبارم باران
خسته ام خسته از این قول و قرارم باران
که نمی آیی بر سنگ مزارم باران
خسته ام از خودم و هر چه که باقی مانده است
گله دارم گله دارم گله دارم باران
علی داودی
************************************************
امروز دوباره دلم گرفت...
نمي دونم چرا گاهي حس عجيبي به سراغم مي آد و همه افكارم رو ميريزه به هم...
خدايا! كاش مي تونستم نامت را با تمام وجودم فرياد بزنم كه چه سخته فرو بردن بغض و چه سخته آرام و بي صدا گريستن...
مهربانا راضي ام به رضايت كه هر چه از دوست رسد نيكوست.
|
|
| 43048 |
نام:
تنها
شهر:
تهران
تاریخ:
9/1/2007 3:58:11 PM
کاربر مهمان
|
پاک است پرور دگار بلند مرتبه
برادر گرامی آقا شهاب از لطف شما سپاسگزارم .
امیدوارم شما و همه ما بندگان خدا در زیر سایه رحمت الهی باحضور امام زمان (عج)،شاد و سلامت و نیکبخت باشیم.انشاءا...
***********
خانم فائزه از کاشان از نوشته تان بسیار اندوهگین شدم، برای دوستتان و همه رفتگان و کسانی که دستشان از دنیا کوتاه است از خدای مهربان طلب بخشش دارم ،
خدایا رفتگان راببخش و بیامرز
مازندگان را ببخش و هدایت نما
و آیندگان را از پلیدیها دور و به راه راست هدایت فرما.(آمین یا ارحم الراحمین)
|
|
| 43047 |
نام:
مریم
شهر:
شهر دلگرفته ها
تاریخ:
9/1/2007 3:31:06 PM
کاربر مهمان
|
محمود کاوه از فرماندهان سپاه پاسداران ایران در ۸ سال جنگ ایران و عراق است که در یازدهم شهریور بر روی ارتفاعات ۲۵۹ حاج عمران کشته شد. در این زمان او مسئولیت فرماندهی لشکر ویژه شهدا را بر عهده داشت.
در سال ۱۳۴۰ در شهر مشهد به دنیا آمد. پدرش از کسبه مشهدی بود.اصلیتشان از دهستان بیهود توبع قاین بودو از جمله افرادی بود که در دوران شاهنشاهی به لحاظ این که مقلد آیت الله خمینی بود و با روحانیون مبارز و برجستهای همچون آیت الله خامنهای، هاشمی نژاد ارتباط داشت.او بعد از اتمام دوره راهنمایی، به کسب علوم دینی در حوزه علمیه پرداخت. مدتی بعد به این نتیجه رسید که اگر با اخذ مدرک پایان دبیرستان وارد حوزه شود، موفقتر خواهد بود.او در کلاسهای درسی مسجد جواد و امام حسن مجتبی، بخصوص آیت الله خامنهای که در آن زمان با عنوان حاج سید علی آقا شناخته می شد شرکت میکرد.
کاوه یکی ازجوانترین فرماندهانی است که هدایت جنگ ایران و عراق را به عهده گرفتند. روزی که جنگ شروع شد او یک جوان ۱۹ ساله بوداما ۳سال بعد فرماندهی تیپ ویژه شهدا را به عهده گرفت. تیپی که ازکلیدیترین یگانهای سپاه بود. رشادتهاوانجام عملیات خارق العاده توسط این تیپ بافرماندهی کاوه باعث شد به لشگر ویژه ارتقا یابد.
کاوه در ۱۰ شهریور ۱۳۶۵ در منطقه عمومی حاج عمران برروی قله ۲۵۹ حاجعمران بر اثر اصابت ترکش گلوله توپ و درسن ۲۵ سالگی کشته شد.
گوشهای از وصیت نامه
دشمن باید بداند و این تجربه را کسب کرده باشد که هر توطئهای را که علیه انقلاب طرحریز کند، امت بیدار و آگاه با پیروی از رهبر عزیز، آن را خنثی خواهد کرد. آینده جنگ هم کاملاً روشن است که پیروزی نصیب رزمندگان اسلام خواهد شد و هیچگاه ما نخواهیم گذاشت که خون شهیدانمان هدر رود
************************************************
خدایا نکنه راهشون رو ادامه ندیم و خونشون هدر برود که شاهد ما هستند شهیدان همیشه زنده...
یا الله کمکمون کن بتونیم از پیروانشون باشیم
یادشون گرامی باد
اللهم صلی علی محمد و آل محمد
|
|
| 43046 |
نام:
سميه
شهر:
تهران
تاریخ:
9/1/2007 3:06:04 PM
کاربر مهمان
|
ياد مجنونالحسين بخير كه همراه بنده خداي عزيز برامون از شهدا ميگفتن.
و يه جمله به يادموندي از اين عزيز:
(مبادا روي لالهها پا گذاريم.)
|
|
| 43045 |
نام:
طاهره
شهر:
منم دختری اهل ایران زمین
تاریخ:
9/1/2007 3:02:53 PM
کاربر مهمان
|
دمی که بی تو سر آید
خدا کند که نیاید
*************
خشنودی قلب نازنین آقامون صلوات
الهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
|
|
| 43044 |
نام:
مریم
شهر:
شهر دلگرفته ها
تاریخ:
9/1/2007 2:54:04 PM
کاربر مهمان
|
آقا شهاب گرامی
ممنونم از پاسختون من خودم هر چی گشتم پیداش نکردم!!
ولی توی همون روزایی که یادم هست دیده بودم شخصی هم نام شما از تهران بودند حدس می زنم اشتباهم اینجا بوده.
حالا دوباره برام سوال پیش اومد می تونید برام کمی بیشتر از تبری و تولی توضیح بدید، احساس می کنم تو درک مفهوم واقعی این دو کلمه کمی ومشکل دارم.
اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
************************************************
چه فرقی میکنه از پاسخ شما هم ممنونم
من خودم گناهکار درگاه خداوندم و محتاج دعا...
هراسونم از اینکه نکنه راهی که میرم بیراهه باشه...
اگر لایق باشم به روی چشم
خدایا چشم امیدم به نور هدایت توست دستم گیر که بی پناهم و بی کس...
************************************************
امان ز لحظه غفلت که شاهدم هستی...
التماس دعا
روز و شبتون به یاد خدا
|
|
| 43043 |
نام:
تنها
شهر:
تهران
تاریخ:
9/1/2007 2:51:27 PM
کاربر مهمان
|
سلامی از سوی پروردگار مهربان
دوست خوبم مریم خانم از توجه و دعای خیرتان بسیار ممنون.من هم بانظر شما موافقم که گاهی لازم است تا رسوای جماعت شویم هرچند سخت باشد و لازمه آن داشتن اعتماد به نفس بالا و باور قوی نسبت به اصول اخلاقیمان می باشد.
برای شما و همه دوستان خوب حرف دل آرزوی شادکامی و سلامتی و خوشبختی در دنیا و آخرت دارم.انشاءا...
در ضمن از نوشته هایتان چیزهای زیادی یاد می گیرم.
**********التماس دعا************
**********در پناه خدا**********
|
|