اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 43012 |
نام:
مبـــــــــــارز
شهر:
اهــــــــــواز
تاریخ:
8/31/2007 7:29:37 PM
کاربر مهمان
|
بسمه الله النور
شنبه روز بدی بود ، روز بی حوصله گی ،وقت خوبی که میشد غزل تازه بگی.
ظهر یکشنبه من جدول نیمه تموم ، همه خونه هاش سیاه ، روی خونه جغد شوم .
صحفه کهنه یاداشت های من ، گفت دوشنبه روز میلاد منه، اما شعر تو میگه که چشم من تو نخ ابره که بارون بزنه.....ااااااخ اگه بارون بزنه.
غروب سه شنبه خاکستری بودهمه انگار نوک کوه رفته بودن ، به خودم هی زدم گفتم از اینجا برو اما موش خورده شناسنامهء من .
عصر چهرشنبه من ، عصر خوشبختی ما،فصل گندیدن من،فصل جون سختی ما.
روز پنچشنبه اومد ،مصل سقاهک پیر رو نوکش یه چیکه آب ،گفت به من: بگیر ،بگیر.
جمعه حرف تازه ای برام نداشت هرچه بود بیشتر از اینها گفته بود......
|
|
| 43011 |
نام:
ونوس کوچولو
شهر:
کهکشان راه شیری
تاریخ:
8/31/2007 7:20:34 PM
کاربر مهمان
|
به نام خدا
سلام اسما جونم تو از ونوس کوچولو چی می خوای بدونی؟؟؟
بای بای
|
|
| 43010 |
نام:
بادبادك سفيد
شهر:
زير گنبد نيلي، روي خاك پاك ايران زمين
تاریخ:
8/31/2007 5:59:33 PM
کاربر مهمان
|
بسم رب المهدي
تا حالا گم شدی؟ توی بچگی دست مامانت رو رها کردی؟ برای یه مدت کوتاه هم که شده سرگردون شدی؟ بعدش که دوباره مامان دستت رو گرفته چه حالی داشتی؟
احساس خوبي نداشتم. یه جور سردرگمی. انگار توی کوچه پس كوچه هاي اين دنيا گم شده بودم. هر چي بيشتر مي رفتم جلو بيشتر ميخورم به در و ديوار. كوچه ها تنگ تر مي شدن و من سرگردون تر. تمام كوچه ها اسم داشتن اما من اسامي رو نمي شناختم. برام آشنا نبودن. هيچ كس نبود. آدم زياد بود اما هيچ كس نبود. همه بودند اما هيچ كس نبود.
خدا دستم رو گرفت. دوباره دستم رو گرفت. يه جوري كه ديگه دستم از دستش رها نشه. محكم تر گرفت.
خدايا شكرت، حالا كه دوباره دست در دستت دارم، هيچي كم ندارم. همه چيز دارم. از همه خوشبخت ترم.
خدايا شكرت...شكرت...شكر
|
|
| 43009 |
نام:
مینا
شهر:
تهران
تاریخ:
8/31/2007 4:48:12 PM
کاربر مهمان
|
خدایا منو بکش راحتم کن.
|
|
| 43008 |
نام:
ساغر
شهر:
تهران
تاریخ:
8/31/2007 3:36:13 PM
کاربر مهمان
|
سلام
درسا جون خوش اومدی.
-------------------------------------------
عمری به جز بیهوده گفتن سر نکردیم
تقویمها گفتند و ما باور نکردیم
دل در تب لبیک تاول زد ولی ما
لبیک گفتن را لبی هم تر نکردیم
--------------------------------------------
دوستان التماس دعا.
|
|
| 43007 |
نام:
علی
شهر:
اصفهان
تاریخ:
8/31/2007 3:19:20 PM
کاربر مهمان
|
خدایا چرا بعضی وقتا دل آدم حسابی میگیره و میخاد با یکی درد و دل کنه ولی نمیتونه جز خود خودت.خدایا خودت میدونی چی تو دلم هست ولی دوست دارم با یکی درد و دل کنم که هم منو درکم کنه و هم اونم جوابم را بده و هم اونم با من درد و دل کنه
|
|
| 43006 |
نام:
مهدی دستمرد
شهر:
گناباد
تاریخ:
8/31/2007 3:06:48 PM
کاربر مهمان
|
باعرض سلام
امام زمان کی میای دلم برات تنگه
محتاجم که بیای امام زمان
مهدی دستمرد
|
|
| 43005 |
نام:
باران
شهر:
قائم شهر
تاریخ:
8/31/2007 3:00:58 PM
کاربر مهمان
|
***سلام سید،*** سلام
دلم گرفته، دلم تنگه ، خیلی وقته از اون مو قه ای که با عکست حرف می زدم میگذره.
از مشکلاتم ، از همه چیزم ، سید تورو به جدت قسم
می دونم همه این نوشته رو اول از هر کسی تو
می خونی چون مال خودته حرف دل همه ی ما رو.
خواهش می کنم سید ،سید قسمت می دم ناامیدم نکن.
به دادم به داد دلم به داد خانوادهام ، نزار همه چیز تموم بشه نزار دل دشمنامون شاد بشه.
*** سید ***نزار ،نزار.دعا کن همه چیز بهخیر بگذره ، همه کدورتها ،سؤ تفاهم ها به خوبی بر طرف بشه . دل مادرم برای دل مادرم دعا کن .
***از همه می خوام برای دل مادرم برای شادی دل مادرم برای حا جت مادرم دعا کنید***.
***یا صاحب الزمان تو را به مادرت قسم به فاطمه زهرا قسمت می دم به مادرت قسمت می دم حا جت مادرم و اجا بتکن خوا هش می کنم.***
قسمت نشده تو تولدت جمکران باشیم حتمأ لایق نبودم
***برام دعا کنید***
*** برای دل بارانی ام***
***.برای چشما ی بارانی ام***.
*** برای باران ، برای حاجت باران***.
*** برای مادر باران، برای دل مادر باران***.
***التماس دعا ...التماس دعا...التماس دعا...***.
|
|
| 43004 |
نام:
آسیمه سر
شهر:
ناکجا
تاریخ:
8/31/2007 2:42:08 PM
کاربر مهمان
|
یا من یسمی بالغفور الرحیم
سلام من به همه دوستای قدیم و جدید...خصوصا هم تالاریهای سابق...
*عجب هنگامه ی سختیست در این عصر فولادین،
که دلها خالی از مهرند و انسانها بسان پاره های سنگ...
چنان تندیس هایی خالی از جانند...
(و جانها سخت تنهایند...)
چنان تندیس هایی که،به زیبایی همه هستند شهره در میان شهر،
ولیکن در درونهاشان همه غوغا و آشوب است...
همه نا راستی ،نا مردمی ،نا آدمیت هاست در دلها...
نه قلبی خانه ی مهر است و نی چشمیست در نی نی که یارش باز کی آید...
|
|
| 43003 |
نام:
عبدالبصیر
شهر:
پلخمری بغلان افغانستان
تاریخ:
8/31/2007 1:13:10 PM
کاربر مهمان
|
ازشنیدن ودیدن قران با ترجمه
|
|