اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 42972 |
نام:
ناصر
شهر:
تبریز
تاریخ:
8/30/2007 12:52:36 PM
کاربر مهمان
|
namedonam chi begam vale kheyle delam tang shodeh degeh boredam beh khoda hamen
|
|
| 42971 |
نام:
امیر حسین
شهر:
تهران
تاریخ:
8/30/2007 11:46:27 AM
کاربر مهمان
|
سلام علیکم خواهر گرامیم اسماء بزرگوار چه فرقی برای شما می کنه که من کی هستم یا چه جور فردی خواهر گرامیم این دنیای مجازی برای ما حکم دانشگاه بدون مدرکی می ماند که اومدیم تا یاد بگیریم بدون اینکه بخواهیم مثل سایتهای دیگر باهم هیچ رابطه ای داشته باشیم ومطمئن هستم شماهم حرف مرا قبول دارید واز این حرف من ناراحت نشدید خواهرم من در این مدتی که در این سایت (چه حرف دل و چه تالار)حضور دارم خیلی چیز ها از خیلی از بچه ها شهاب- شهریار بی معرفت _مقداد گرامی _ سید مقداد و خصوصا امیر دانش بزرگوارو خواهران گرامیم یاد گرفتم ولی بخدا هیچ کدامشان را نمی شناسم پس نیازی به شناخت نیست و در محیط از نوشته ها استفاده کنید و بگذارید برادران و خواهران از نوشته ها و اشعار زیبایتان استفاده کنندو من رو هم دعا کنید
|
|
| 42970 |
نام:
فا طمه محمد ی
شهر:
زنجا ن
تاریخ:
8/30/2007 10:42:02 AM
کاربر مهمان
|
خدایا مرا دریاب
|
|
| 42969 |
نام:
گمنام
شهر:
اصفهان
تاریخ:
8/30/2007 10:41:49 AM
کاربر مهمان
|
درساحت عشق حتی حضورفاصله هازیباست چراکه فاصله دربرابرعظمت عشق تاب مقاومت نداردوچون ذره ای ناچیزاست.....
|
|
| 42968 |
نام:
ایمان
شهر:
کرمان
تاریخ:
8/30/2007 9:13:17 AM
کاربر مهمان
|
جهت تعجیل درفرج امام زمان صلوات
|
|
| 42967 |
نام:
LoverGod14Loversand
شهر:
عشق...
تاریخ:
8/30/2007 6:46:34 AM
کاربر مهمان
|
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم و النفس الاماره...
بسم الله الرحمن الرحیم...
یا((الله))(ج)...یا ائمة الهدی(ع)...
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و النصر فان حزب الله هم الغالبون فان حزب الله هم المفلحون...
السلام علیکم جمیعاً...
ا..ل.د.ا.ع.ن.د.ت.ا.و.س.ب.ش.ک.ق.ت.ن.گ.ی.ا.ا...
منمشتعلعشقعلیمچکنم...
آقا امام زمان(عج):آنان که تقوای الهی پیشه کرده اند و جز رضای خدا را جستجو نمیکنند از دوستان مایند...
یا حق با حق تا حق...
|
|
| 42966 |
نام:
مقداد
شهر:
اهواز
تاریخ:
8/30/2007 6:00:15 AM
کاربر مهمان
|
سلام اهالی اهل دل
عیدتون مبارک
خانم اسماء
بنده و مبارز عزیز جواب سوالهای شما رو دادیم اگر کمی دقت میکردید متوجه میشدید ........ شهاب بزرگوار از بچه های پر معلومات تالار و حرف دل است و از کسانی بود که در تالار حرفهای الکی و چرند و پرند نمیزد و معمولا مباحث مذهبی و اجتماعی رو بحث میکرد ..... خانم ونوس هم از بچه های تالار است که حرف دلی هم شدند ...... امیر حسین گرامی از بچه های جنگ هستند ...... در مورد امیر دانش جناب امیر حسین بهتر میتونند توضیح بدن ...... ناشناس عزیز از سردارای قلعه و از قدیمیای حرف دل هستند ..... من و مبارز هم بیش از یک سال اینجا میاییم ضمنا ما دو نفر توی ایام جنگ بدنیا اومدیم و سعادت حضور در جنگ رو نداشتیم ..... هر چند به قول مبارز الان میتونیم توی جنگ فرهنگی و سیاسی حضور داشته باشیم که یکی از شرایط این مساله داشتن آگاهی دینی و سیاسی است .........با توجه به اینکه شعر میگید به فکر زدن وبلاگ باشید .... توی روزنامه جام جم روز سه شنبه اطلاعیه مسابقه شعری زده بود میتونید توی این مسابقه شرکت کنید ....
آقا احسان و مجید عزیز و همچنین ساغر بزرگوار از لطفتون ممنون ...... انشاءالله بیشتر حضور داشته باشید تا بچه ها از قلم زیبای شما بهره مند بشوند .......
اهالی اهل دل خانمی بنام هستی از تهران برای بچه شش هفت ساله ای التماس دعا داشتن ....... دعا یادتون نره .........
اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم و حشرنامعهم
|
|
| 42965 |
نام:
اسما فاطمی
شهر:
بی کسی
تاریخ:
8/30/2007 5:48:56 AM
کاربر مهمان
|
فقط میشه به شهدا اعتماد کرد فقط گریه کردن برا شهدا قشنگه اونهایی اگه گفتن عاشقیم عشقشان را ثابت کردن.
خدا دلم تنگه
خسته شدم از این که حرفم را نمی تونم پیش کسی بگم
خسته شدم بسکه مردم با نگام غریبه هستن
دلم خونه که دیگه زنها ودخترها به زهرا و زیب اقتدا نمی کنن مثل اسما و فضه زندگی نمی کنن
کسی صادقانه طلب شهادت نمی کنه
خدا میدونه چقدر سخته بعد از زیارت شهدا توی تهران قدم زدن
چقدر سخته وقتی خون دل آقا رو می بینی
چقدر سخته شنیدن صدای شکستن قلب شهدای زنده اونهایی که به خیالشون از رفقاشون جاموندن وهر شب از خدا گلایه میکنن و آخرش می گن لیاقت نداشتیم اما من و تو میدونیم چقدر پاکند وبا لیاقت
چقدر سخته ببینی به وصیتی بزرگی چون خمینی عمل نمیشه
اما تو همین زمین پست آسمونی هم پیدا میشه
خدا پریشان حالیم ببین چه بی حسابه
خدا راضی نشو تنها بمانم
شرمنده زمرا بمانم
یاران غریق عشق مولا
من غرق این دنیا بمانم
برا سلامتی صاحبمون که قراره یه روز بیاد و دل داغ دیده ها را شاد کنه صلوات
|
|
| 42964 |
نام:
مقداد
شهر:
اهواز
تاریخ:
8/30/2007 5:40:21 AM
کاربر مهمان
|
خاطرات استاد قرائتی (حفظ الله )
اثر متلك
پدرم شالى دور سرش مى پيچيد. مى گفت : روزى در بازار كاشان زنى مسئله اى شرعى از من پرسيد من گفتم : بلد نيستم . زن گفت : اگر بلد نيستى پس اين شال را بردار و كنار بينداز. خيلى به من برخورد و تصميم گرفتم يك دوره رساله عمليه را خوب بخوانم و چنين كردم بطورى كه پس از چند سال مسئله گو شدم .
خاطره تلخ
هفت ساله بودم كه به يكى از مساجد كاشان رفتم ، در صف اوّل نمازجماعت ايستاده بودم كه پيرمردى مرا گرفت و مثل گربه به عقب پرتاب كرد و گفت : بچه صف اوّل نمى ايستد! و اين در حالى بود كه با بى احترامى هم جايى را غصب كرد و هم ذهن كودكى را نسبت به نماز و مسجد منكدر كرد.
پس از گذشت سالها هنوز آن خاطره تلخ در ذهنم مانده است .
معلّم بد اخلاق
يادم نمى رود در كودكى وقتى معلّم سركلاس مى آمد، مشق ها را چنان خط مى زد كه گاهى كاغذ پاره مى شد و ما همين طور مات و مبهوت نگاه مى كرديم كه آقا! ما تا نصف شب مشق نوشتيه ام و شما اصلاً نگاه نكردى كه من چه نوشته ام ؟ آن قدر معلّم ما بداخلاق بود كه اگر يك روز لبخند مى زد تعجّب مى كرديم .
جريمه خود
بعضى از روزها به حضور در نماز جماعت در اوّل وقت موفّق نمى شدم ، تصميم گرفتم هرروز كه از نماز اوّل وقت غافل شدم مبلغى را به عنوان جريمه بپردازم . پس از مدّتى حضورم مرتّب شده بود به خود گفتم : تو براى جريمه ناراحتى يا براى از دست رفتن پاداش نماز جماعت ؟!
ضمانت
بچه بودم با دوستانم مى رفتيم به روستاهاى اطراف كاشان ميوه هاى درختان را مى خورديم و وقتى صاحبش مى آمد فرار مى كرديم ، فكر مى كردم چون به سن تكليف نرسيده ام مسئوليّتى ندارم . سالها گذشت تا اينكه در حوزه آموختم كه تعرّض به مال مردم ضمانت دارد، گرچه در زمان كودكى باشد.
با لباس روحانيّت به همان روستا رفتم و صاحب باغ را پيدا كردم و داستان را برايش تعريف كرده و حلاليت طلبيدم . صاحب باغ از اين حركت خيلى خوشحال شد و علاوه بر حلال كردن ، ما را به خانه اش مهمان كرد.
رياست بر آفتابه ها
نوجوان بودم و عازم سفر مشهد، به قهوه خانه اى رسيديم . مردم وارد دستشويى شدند. يك نفر چندتا آفتابه را كنار هم چيده و چوب بلندى در دست گرفته بود و هركس مى آمد آفتابه اى را بردارد به دست او مى زد و مى گفت : اين را برندار، آن را بردار. من گفتم : اين آقا چرا اينطورى مى كند؟ گفتند: اين بنده خدا دنبال پست و مقام مى گردد و جايى گيرش نيامده ، بر آفتابه ها رياست مى كند!
پاداش نيّت خوب
روزى به پدرم گفتم : مى خواهى من چه كاره بشوم ؟ گفت : خوب درس بخوان ، دوست دارم مرجع تقليد و عالم ربّانى مثل آيت الله بروجردى بشوى . گفتم : شما ثواب پدر آقاى بروجردى را بردى . چون به اين نيّت مرا به قم فرستادى .
درخت بدون ميوه
كنار خانه قديمى ما باغى بود، به پدرم گفتم : اين همه درخت ، يكى ميوه نمى دهد! گفت : اين همه انسان در اين خانه زندگى مى كند، يكى نماز شب نمى خواند.
اثر كار معلّم
يادم نمى رود روزهايى كه مدرسه مى رفتم ، وقتى مدرسه تعطيل مى شد بچه ها با سيخى ، ميخى ، چوبى ديوارهاى مردم را خط مى كشيدند. فكر كردم كه اين اثر كار معلّم است . وقتى معلّم مشق شاگرد را خط مى كشد، آنهم طورى كه گاهى ورقه پاره مى شود، بچه هم خارج از مدرسه به ديوار مردم خط مى كشد.
اما اگر معلّم در مقابل زحمت دانش آموز احسنت مى گفت و او را تشويق مى كرد، او نيز چنين نمى كرد.
نصيحت پدرم
چهارده ساله بودم كه طلبه شده و عازم شدم . پدرم آمد پاى ماش
|
|
| 42963 |
نام:
مقداد
شهر:
اهواز
تاریخ:
8/30/2007 5:34:48 AM
کاربر مهمان
|
حضرت مهدی (عج) در آیات قران
امام باقر در باره آیه شریفه " و قل جاء الحق و زهق الباطل إن الباطل کان زهوقاً" (سوره آسرا، آیه 81) فرمود: زمانى که قائم قیام کند، دولت باطل از بین خواهد رفت.
امام صادق در بیان معناى آیه کریمه " و لقد کتبنا فى الزبور من بعدالذکر أن الأرض یرثها عبادى الصالحون"(سوره انبیا،آیه 105) فرمود: تمام کتب آسمانى، ذکر خداست، و بندگان شایسته خدا که وارثان زمین هستند، حضرت قائم و یاران او مى باشند.
امام باقر درباره قول خداى عزوجل: الذین ان مکناهم فى الأرض اقاموا الصلوة و آتوا الزکاة... (سوره حج، آیه 41) فرمود: این آیه درحق آل محمد است در حق حضرت مهدى و یاران او که خداوند شرق و غرب زمین را تحت سلطه آنان قرار مى دهد و به وسیله آنان دین را پیروز گردانده و بدعتها و باطلها را مى میراند.
امام سجاد زمانى که این آیه شریفه را قرائت نمود " وعد الله الذین آمنوا منکم و عملوا الصالحات لیستخلفنهم فى الأرض کما استخلف الذین من قبلهم و لیمکنن لهم دینهم الذى ارتضى لهم و لیبدلنهم من بعد خوفهم أمناً یعبدوننى و لایشرکون بى شیئاً" ( سوره نور، آیه 55) فرمود: به خدا سوگند آنان شیعیان ما اهلبیت هستند، خداوند آن خلافت در زمین و اقتدار بخشیدن به دین را به وسیله آنان و به دست مردى از ما، نجات خواهد داد و هم اوست که پیامبر ما در موردش فرمود اگر از عمر دنیا جز یک روز باقى نمانده باشد، خداوند همان روز را آنچنان طولانى خواهد کرد که مردى از خاندان من که همنام من است فرا برسد و زمین را آنچنان که از ظلم و جور پر شده باشد، از عدل و داد آکنده سازد.
امام صادق فرمود: آیه "أمن یجیب المظطر اذا دعاه و یکشف السوء و یجعلکم خلفاء الأرض"(سوره نمل، آیه 62) درباره قائم از آل محمد نازل شده است. به خدا سوگند، او همان مضطر درمانده اى است که چون در مقام ابراهیم دو رکعت نماز گزارد و فرج خویش از خدا بخواهد، خداوند دعایش را اجابت کند و بدیها را برطرف سازد و او را در زمین خلیفه قرار دهد.
اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم و حشرنامعهم
|
|