شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
42622
نام: سایه
شهر: تهران
تاریخ: 8/23/2007 2:53:42 PM
کاربر مهمان
  کاش بودی...کاش نمی رفتی.........
42621
نام: سمیرا
شهر: بابل
تاریخ: 8/23/2007 2:52:07 PM
کاربر مهمان
  (ادامه ی مطلب)
بیسکویت سبوس دار بخوریم.
اما حقیقت این است که امید در خود ماست ، ما فقط اختیار همین گوشه از دنیا را داریم. ملک خصوصی ما ، همین جسم چند ده کیلویی چند ده سانتی متری است نه بیشتر.
اگر دستوری می دهی در همین کشور چند وجب در چند وجب لازم الاجراست نه در تمام جهان ، تمام لشکر تو همین است. اگر تغییرش بدهی ، بازسازی اش کنی ، آبادش کنی یا اگر ویرانش کنی همین است که مال توست. اما نکته ی جالب اینجاست که اگر مملکت را درست بشناسی ، درست بسازیش ، جهان را فتح می کند و اگر بشکنی اش ، می تواند مثل شکاف خوردن هسته ی اتمی ، جهان را ویران کند.
ناامیدی از جهان و آدم هایش یعنی کنار گذاشتن توقع و انتظار از آن ها. یعنی آماده بودن برای هر ضربه ای. آن وقت نه تلخی و نفرینی هست نه کاسه مرگ موشی ، واقعیتی است که باید آن را فهمید ، پذیرفت و چاره اش کرد. ناامیدی از جهان و آدم هایش یعنی به اندازه ی دوست داشتن آن ها ، یعنی پذیرفتن آن ها با بدی های بسیار و خوبی های بسیارشان. نامیدی از جهان و آدم ها یعنی فقط روی خودت حساب کن. چون تنها دارایی تو همین است. تو فقط اختیار این گوشه از جهان را داری که کم هم نیست.
(روزنامه ی جام جم-مرجان فولادوند)
42620
نام: سمیرا
شهر: بابل
تاریخ: 8/23/2007 2:34:42 PM
کاربر مهمان
  در تقدیس ناامیدی
یک روان شناس متخصص حتما با سریال های تلویزیونی خانواده فرق می کند و مجری های برنامه های صبح لابد با بیلبوردهای بزرگ شهرداری تفاوت هایی دارند. اما همه ی این ها یک جایی شبیه هم می شوند ، همه تا سر حد خودکشی تلاش می کنند ما را به زندگی و آدم ها امیدوار کنند.
چه کسی ـ در مقابل همه ی این بزرگان قدر قدرت ـ به خودش جرات می دهد که بگوید این امیدواری خطرناک است ، خیلی خطرناک.
وقتی باورمان می شود شب ها پرتقالی اندو روز ها مثل شیر موز.
در مقابل هر اخمی ، خشونتی ، هر نامردی ای به شدت غافلگیر و آسیب پذیر می شویم. مثل کسی که در خواب به او سیلی بزنند ، کلی طول می کشد تا بفهمیم چه بلایی سرمان آمده ، در مقابل مریضی ، مرگ ، فقر ، بدهکاری و بی اعتنایی دیگران بی دفاع می شویم؛ چون با لبخندی گشاد و چشم هایی خوش بین راه می رویم و به عالم و آدم لبخند می زنیم و گمان می کنیم دنیا را از کیک شکلاتی درست کرده اند.
بعد وقتی جیبمان را می زنند ، وقتی کسی از پشت به ماشینمان می زند و کلی هم طلبکار می شود ، وقتی کودکان با حق ناشناسی جواب مان را می دهند! وقتی از نزدیکان سردی و نامردی می بینیم ، لبخند که از صورتمان می پرد هیچ ، آن وقت بدجوری به عالم و آدم بدبین می شویم ، به همه ـ حق و نا حق ـ فحش می دهیم.
وقتی دیگران رعایتمان نمی کنند ، وقتی حقمان در یک سینی نقره به ما تعارف نمی شود ، وقتی متوجه ی خستگی ما نیستند ، از همه متنفر می شویم! تلخ و بد و گزند و نیش دار و زهر آلود می شویم و تازه ایمانمان به خودمان هم از دست می رود.
تنها حاصل باور کردن پرتقالی بودن شب ها و شاه توتی بودن روزها ، امیدی اندک و ناامیدی طولانی ، بسیار و عمیق است.
ناامیدی از آدم ها و جهان ، به معنی دشمن داشتن آدم ها نیست ، آدم ها نه خوبند نه بد. آدم ها هم خوبند هم بد.
اگر روی خوبی هایشان خیلی حساب کنی بدی های معمولی شان در حد نفرت انگیزی آزارت خواهند داد.
ناامیدی از آدم ها و جهان یعنی انتظار نداشتن از آن ها ، یعنی فرض همیشگی این که بدی هست و وجود دارد. حتی اگر اساس جهان بر خیر استوار باشد که هست. احساس تنهایی ، تلخکامی و بدبختی زمانی است که فرض کنیم حتما دیگران باید کنارمان باشند ، خوشحالمان کنند و هوایمان را داشته باشند. این که فرض کنیم عالم بر مدار آرزوهای ما می چرخد ـ که اگر دلش خواست و به هزار و یک دلیل و حکمت نچرخید ـ زندگیمان واویلا می شود.
شوپنهاور می گوید:« فقط یک اشتباه مادرزادی وجود دارد و آن این است که می پنداریم زندگی می کنیم تا خوشبخت باشیم. تا زمانی که بر این اشتباه مادرزادی پافشاری می کنیم ، جهان پر از تناقض به نظر می رسد؛ زیرا در هر قدمی در مسائل کوچک و بزرگ ، مجبوریم این امر را تجربه کنیم که جهان و زندگی قطعا به منظور حفظ زندگی و پر از خوشبختی و شادمانی آرایش نیافته اند»
اما راستی جهان پر از بدبختی و لجن و نا امیدی است؟
نه ، جهان بدبختی و لجن و ناامیدی هم دارد. نادیده گرفتن آن مثل این است که دست هایمان را با بی خیالی در جیب شلوارمان فرو کنیم ، سرمان را بالا بگیریم و به بازی ابرها نگاه کنیم و سوت زنان با احساسی از این که« من خوبم ، جهان خوب است ، همه شاد و خوش به حالیم » در یک میدان مین قدم بزنیم.
بعد وقتی پایمان در چاله ای رفت ( وای به روزی که مین منفجر شود) به خدا و جهان و ملائک و بشر نفرین کنیم که این دیگر چه دنیای نامرد پست بدی است و بعد هم به عنوان اعتراض یک کاسه مرگ موش را با
42619
نام: شعبان
شهر: نور
تاریخ: 8/23/2007 1:30:12 PM
کاربر مهمان
  تقدیم به مادر که سرودن از عشق بدون او هدر دادن واژه است و بس.
براي آنكه هيچ وقت ذره اي از خوبي هايش را سپاس نتوانم گفت:
اين روزها، روز توست. اما اي كاش مي دانستيم كه هر روز،روز توست. از تو نوشتن، قلمي توانا و هنري بيتا را طلب مي كند كه مرا توان آن نيست. تو بزرگتر از آني كه قلم شكسته چون مني ياراي صعود به بارگاه آسماني ات را داشته باشد و فخر خاكساري درگاهت و رفيع تر از آني كه بتوانم از لذت اغوايش دل بكنم مادر.
42618
نام: طاهره
شهر: منم دختری اهل ایران زمین
تاریخ: 8/23/2007 1:20:26 PM
کاربر مهمان
 
خرم آن روز که مشتاق به یاری برسد
آرزومند نگاری به نگاری برسد....
ندبه خونها فردا...فردا...
شاید این جمعه بیاید ...
شاید...
42617
نام: سجاد
شهر: کوچه های مدینه
تاریخ: 8/23/2007 12:33:43 PM
کاربر مهمان
  یابن الحسن کجایی /کجایی که دگر دعای ندبه هم از دستمان می رود.............. کجایی/الهم عجل لولیک الفرج/التماس دعا/فکرتون روحتون جسمتون خدایی
42616
نام: يلدا
شهر: برازجان
تاریخ: 8/23/2007 12:31:25 PM
کاربر مهمان
  اگر دير آمدم مجروح بودم
اسير قبض و دست روح بودم
42615
نام: رضا کریمی
شهر: تاکستان
تاریخ: 8/23/2007 12:28:41 PM
کاربر مهمان
  هوالله و الحکیم
پروردگارا سپاس تو را به عددنعماتت .الحمدالله بدنی سالم دارم هرچند فکری شکسته دارم. بنده بیچاره چاره ای جز شما ندارم.
متوسل توام یا فاطمه الزهرا همه زندگی من خاطی در خطا ست
پروردگارا دلشکسته ام فریادم رسی می خواهم. ای یوسف کنعان تمنا دارم بنده گناهکار را ببخشید
42614
نام: امیر حسین
شهر: تهران
تاریخ: 8/23/2007 12:06:41 PM
کاربر مهمان
  آه می دانی که رمل وماسه چیست
بیـن ابـروها رد قناسـه چیـست
------------------------------------------------
بزرگواری که بااسم هرچی دوست داریدبذاریدمطلب فقط به عنوان یک برادر کوچک یک سفارش به شما داشتم این طور که از نوشته شما مشخص است خیلی ناامید هستی خواستم بگم برادر یا خواهر گرامیم از قدیم گفتن ناامید یک نوع کفر است همیشه به رحمت خدا ایمان داشته باش و هر وقت کم آوردی بشین دو آیه قرآن بخون دو رکعت نماز بخون انشاا... مشکلاتت حل میشه باور کن فکر نمی کنم به اندازه من مشکل داشته باشی ولی امید به خدا همه مشکلات را حل می کنه منم دعا کن
42613
نام: شعبان
شهر: نور
تاریخ: 8/23/2007 11:53:55 AM
کاربر مهمان
 
فطرس كه پرش را شرر قهر خدا سوخت
باز آنكه بدادش پر پرواز حسين است
<<ابتدا <قبلی 4268 4267 4266 4265 4264 4263 4262 4261 4260 4259 4258 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved