شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
42582
نام: مریم
شهر: شهر دلگرفته ها
تاریخ: 8/22/2007 4:31:27 PM
کاربر مهمان
  این هم آخرین آمار از جزهای انتخاب شده توسط اهالی دریا دل حرف دل
جز اول و دوم : آقای شهاب
جز سوم و چهارم : خودم
جز پنجم و ششم : جناب مبارز
جز هفتم و هشتم : فرگل گرامی
جز نهم : تنها از تهران
جز دهم : امیرحسین گرامی
جز یازده :محمدی از کابل
جز دوازدهم و سيزدهم : دختر عزيز گل نرگس گرامي
جز چهاردهم: آقا مقداد
جز پانزدهم : طاهره از ایران زمین
جز شانزدهم : طاهره از ايران زمين
جز هفدهم : ذوالعرش گرامي
جز هجدهم : سارا از تهران
جز بیستم و بیست و یکم : غریبه از دیار غربت
جز هاي بيست دو و بيست و سه و بيست و چهار :فاباث
جز بیست و پنج : بنده خدا
جز بیست و هفتم : شاهد از دوکوهه
جز بیست و هشتم : رویای عزیزم
جز بیست و نهم : مادرم
جز سی ام : گل نرگس
------------------------------------------------
دو جز باقی مونده :
جزهای نوزدهم و بیست و ششم
42581
نام: مائده
شهر: بابل
تاریخ: 8/22/2007 4:27:35 PM
کاربر مهمان
  سلام به همگی چطورید دوستان امیدوارم روزگار بر وفق مرادتون باشه
42580
نام: مریم
شهر: شهر دلگرفته ها
تاریخ: 8/22/2007 4:25:46 PM
کاربر مهمان
  سلام بر دوستان عزیز و گرامی
فاطمه عزیز از قائمشهر من هیچ آشنایی با شما ندارم ولی از دلنوشته تون متوجه شدم که توکلت همیشه به خدا بوده، عزیز دل از این به بعد هم توکل داشته باش که وعده خدا حق است از خدا صبر بخواه که خدا با صابرین است به یاد خدا باش که دل آرام گیرد به یاد خدا...
و به نصیحت برادرمون آقا مقداد هم توجه کن شاید گاهی مستجاب نشدن دعاهامون به صلاحمون نیست
------------------------------------------------
برادر گرامی آقا مقداد ممنون از پی گیری هاتون به روی چشم
------------------------------------------------
دوستان فقط یک لطفی اگر در حق من بکنید ممنونتون می شم، من ممکنه نتونم آخر این هفته سری به اینجا بزنم و به اینترنت دسترسی نداشته باشم تمام سعی ام را برای حضور می کنم ولی شما اگر دیدید من غایبم حتما جز ها را به دوستان یادآوری کنید. خیلی خیلی ممنونم از همکاریتون. در پناه قرآن باشید
------------------------------------------------
خدایا بی پناهم...
دستم گیر و تنهام نذار
زنده ام به امید رضایتمندی تو از این بنده گنهکار.
یا حق
التماس دعا
روز و شبتون به یاد خدا
42579
نام: تنها
شهر: تهران
تاریخ: 8/22/2007 4:23:01 PM
کاربر مهمان
  اوست پروردگار آسمانها وزمین
هربار نوشته های اهالی حرف دل را میخوانم چشمانم ناخواسته تر می شود و حس آرامش عجیبی وجودم را فرا میگیرد،ممنون به لطف خدا جز نهم را خواهم خواند و دعاگوی دوستان مهربانم هستم.
دوستانی که بیمار دارند،عزیز از دست دادندو احساس تنهایی می کنند،یاکسانی که مشکلات مالی و خانوادگی و.... دارندو درددلشان را مینوسند بدانند از ته دلم در غمهایشان شریکم و برایشان دعا میکنم(اگر قابل باشم).

*به جها خرم از آنم که جهان خرم از اوست*
** عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست**
42578
نام: ارژنگ
شهر: تهران
تاریخ: 8/22/2007 4:19:52 PM
کاربر مهمان
  سلام بر همه بزرگواران










ديدن روى تو و دادن جان مطلب ماست
* پرده بردار ز رخساره كه جان بر لب ماست

بت روى تو پرستيم و ملامت شنويم *
بت پرستى اگر اين است كه اين مذهب ماست

گرچه در مكتب عشقيم همه ابجد خوان
* شيخ را پير خرد طفل ره مكتب ماست

نيست جز وصف رخ و زلف تو ما را سخنى
* در همه سال و مه اين قصه ى روز و شب ماست

چرخ عشقيم و تو ما را چو مهى زيب كنار
* خون دل چون شفق و اشك روان كوكب ماست

اين كه نامش به فلك مهر جهان افروز است
* روشن است اين كه يكى ذرّه ز تاب و تب ماست

خواستم تاكه شوم بسته فتراكش گفت *
فرصت اين بس كه سرت خاك سم مركب ماست


42577
نام: ميلاد
شهر: دزفول
تاریخ: 8/22/2007 4:08:30 PM
کاربر مهمان
  milad4432
dezfoul
پيروزي
دزفول
42576
نام: هر چي دوست داريد بذاريد
شهر: ديگه فرقي برام نداره
تاریخ: 8/22/2007 3:53:59 PM
کاربر مهمان
  خيلي حرفها دارم بزنم كه اگر حرف بزنم بايد يك كتيبه آورد و حرفهاي منو تو خودش جا بده ولي هر چي فكرشو مي‌كنم مي‌بينم حرف نزنم بهتره. فقط ازتون خواهش مي‌كنم برام دعا كنيد كه ديگه از دست دنيا خسته شدم و مي‌خوام هر چه زودتر خداوند مهربون به داد دل من برسه و بهم كمك كنه. مگه يك انسان چقدر ظرفيت سختيها رو داره آره من ديگه بريدم و نمي‌تونم ادامه بدم. خستة خستة خسته هستم از دست خودمم خسته شدم.
42575
نام: نرگس
شهر: تهران
تاریخ: 8/22/2007 3:53:56 PM
کاربر مهمان
  مهر بخش عزیز امیدوارم هر کجا که هستی شادو پر امید باشی و نرگستو هیچوقت فراموش نکنی
42574
نام: سمیرا
شهر: بابل
تاریخ: 8/22/2007 3:48:16 PM
کاربر مهمان
  (روزنامه ی جام جم- ضمیمه ی نسل سوم)
یه نامه ی عاشقانه... نامه ی عاشقانه ایی که یه کمی با باقی نامه ها فرق می کنه چون نه خطاب به شخص خاصی ، بلکه خطاب به یه کس دیگه ایه... کسی که نامه نوشتن براش همون قدر که عجیب و غریبه ، زیبا هم هست...
گاهی اوقات با خودم فکر می کنم آن وقت ها ، یعنی زمان قدیم عاشق تو شدن کار راحت تری بود. راحت تر می شد از خلق برید و کار دنیا را یکسره فرو گذاشت ولی حالا نمی شود. خودت که بهتر از من می دانی. زندگی سخت شده. خیلی سخت شده. عاقلانه ترین تعریف از عقل ، عقل معاش است ، یک لقمه نان ، شده همه ی دغدغه ی روزمره ی زندگی. پول ، در آوردنش سخت است ، نگه داشتنش از آن هم سخت تر. روزی هزار بار باید رنگ عوض کنی تا همرنگ این جماعتی باشی که همه از تو حرف می زنند ولی به گمان من ذره ای حتی ذره ای تو را نمی شناسند. چه حرف ها! من هم توران می شناسم. مگر شناختن تو کار هر کسی است. مگر اصلا می شود تو را شناخت.بچه که بودم فکر می کردم تو پشت ابرهایی. وقتی دراز می کشیدم روی پشت بام و زل می زدم به ابرها فکر می کردم تو پشت ابرها پنهان شده ای و داری مرا نگاه می کنی با همان لبخند بزرگ که حسش می کنم. بعد شروع می کردم با تو حرف زدن ، هزار و یک سوال بی جواب را از تو می پرسیدم ، از غم و غصه هایم می گفتم و از دلتنگی هایم ، بعد وقتی که ابرها به شکل های مختلف در می آمدند ناگهان احساس می کردم تو صدایم را شنیده ای و حالا داری با من بازی می کنی. داری با ابرها مثل یک پازل برایم شکل های مختلف درست می کنی تا من شاد شوم و دست از غم و غصه هایم بردارم.
حالا نگاه کردن به آسمان کار مشکلی شده. چون نه دیگر پشت بامی هست نه ابری و اصلا نه آسمان صافی که بشود زیرش نشست و نگاه کرد به ابرها. همه جا را غبار گرفته است و تو پشت همه ی این غبار ها تنها و دلتنگ نشسته ایی. نا امیدت کرده ایم ، می دانم ، چه من ، چه آدم هایی که روی این کره ی زمین راه می روند و بالا و پایین می شوند. همه ناامیدت کرده ایم. آن چیزی که می خواستی نشدیم. سرمان به این اسباب بازی هایی گرم شد که خودمان برای خودمان درست کردیم و یادمان رفت کسی آن گوشه ، آن بالا ، نشسته است و ما را نگاه می کند. ما نگاه تو را فراموش کرده ایم. مهربانی هایت را و هر چه گرفتار تر می شویم به جای این که به تو نزدیک تر شویم دورتر می شویم. این رسم ما شده انگار و تو با آن دل بزرگت هنوز صبوری. کاش من هم مثل تو بودم. کاش من هم میان این کوچه های تاریکی که هر کاری می کنی به هم نمی رسند ، که انگار همه بن بست اند ، می توانستم اندکی صبوری تو را پیشه کنم و همیشه به یاد داشته باشم که تو هستی ، اما نمی شود. گاهی اوقات آنقدر این زندگی یا بهتر بگویم این روز و شب که اسمش را زندگی گذاشته ایم به روحم فشار می آورد که حتی خودم را هم از یاد می برم. انگار نیست می شوم در میان این همه فاصله و دلم می گیرد وقتی فکر می کنم چطور باید این فاصله ها را پر کنم؟«همیشه فاصله ای هست ، همیشه عاشق تنهاست...» راست می گفت سهراب.
اما تو هم در میان همین فاصله هاست که معنا می شوی انگار. اگر این فاصله ها نباشند تو اینقدر بزرگ به چشممان نمی آیی. می دانی ، برای من تو هنوز پشت ابرهایی. همین ابرهای سفیدی که گاهی اوقات توی آسمان پیدایشان می شود و مرا هر کجا که باشم ، وسط خیابان ، توی ماشین ، حتی پشت پنجره ی محل کارم ، میخکوب می کنند. دست خودم نیست. یکهو می بینم که ابرهای سفیدی اطرافم را گرفته اندو دارند صدایم را می کنند. دارند برایم شکل های مختلف درست
42573
نام: مقداد
شهر: اهواز
تاریخ: 8/22/2007 3:22:49 PM
کاربر مهمان
  سلام به تمامی اهالی اهل دل

خانم مریم.........

لطف کنید هر روز تا نیمه شعبان لیست کسانی رو که جزء ها بر عهده گرفته اند اعلام کنید .... به چند دلیل ......
- یک نوع یاد آوری برای این افراد
- عده ای بودند که تقاضای جزء دیگری کرده بودند ولی بدلیل انتخاب شدن توسط دیگران جزء دیگری به آنها داده شد ( مثل ذولعرش بزرگوار .....)
- عده ای نیز انتخاب جژءرا به شما سپردند ( مثل محمودی از کابل.....)

خانم فاطمه از قائمشهر

هم بنده و هم تمام اهل دلیها برای شما و حل مشکلات خانواده شما دعا میکنیم ....این که میرید مسجد خیلی خوبه ..... مسجد به آدم آرامش میده ..... اما در مورد دعا مطالبی را انشاءالله بعد از پنجم شهریور مینویسم ....

ممکنه انسان دعایی بکنه که شر انسان در آن باشد و خداوند به دلیل رحمانیت و لطف خود این دعا را برآورده نمیکند .........

اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم و حشرنامعهم
<<ابتدا <قبلی 4264 4263 4262 4261 4260 4259 4258 4257 4256 4255 4254 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved