اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 42202 |
نام:
شهاب
شهر:
امید به رحمت خدا
تاریخ:
8/15/2007 7:30:35 AM
کاربر مهمان
|
السلام علیک یا ابا صالح المهدی ادرکنی (عج)
آشنایی با واصلان حریم یار _قسمت اول:
يکی از رجال برجسته فقه و حديث که همچون کوکبی فروزان در آسمان علم و معرفت ميدرخشيد . محدث جليل القدر و راوی عظيم الشأن حضرت علی بن مهزيار اهوازی است.
وی يکی ازمفاخر بزرگ شيعه است که دارای تبار و نژاد ايرانی است .
حضرت علی بن مهزيار اهوازی از نظر علمای رجال شخصیتی مورد احترام بوده و همگی ايشان را با القابی همچون جليل القدره ، واسع الروايه , ثقه فی الروايه و صحيح الاعتقاد مورد وثوق قرارداده اند . ايشان علاوه بر روايت و احاديث ائمه معصومين دارای درجه والای اجتهاد بوده و در چهل باب از ابواب فقه و اخلاق روايت دارد .
اين دانشمند بزرگ با ارائه تأليفات ارزنده , راه گشای تشيع علوی بر ايرانيان عاشق ائمه اطهار عليهم السلام بوده و اين مرد بزرگ شيعی علاوه بر درجات علمی و فقهی و معنوی , نظريه پرداز سياست و اقتصاد تشيع است . و دارای کتب فقهی قابل بحث و بررسی می باشد .
ايشان يکی از از کواکب فروزان عالم تشيع است . و آنجايی که نام تشيع مطرح باشد نام حضرت علی بن مهزيار اهوازی رحمه الله عليه درخشندگی خاص خود را دارد .
((ابوالحسن علی بن مهزيار اهوازی يکی از مصاديق بارز و برجسته ترين فقها و محدثان نامدار جهان تشيع و رهبران فکری و اجتماعی شيعه در خطه خوزستان در نيمه اول قرن سوم هجری بود. آن جناب افتخار مصاحبت و تلمذ نزد چند امام معصوم عليهم السلام از ائمه اطهار عليهم السلام يعنی حضرت علی بن موسی الرضا, محمد بن علی الجواد, علی بن محمد الهادی و احتمالاً امام حسن العسکری عليهم السلام را داشتند. علاوه بر آن از سوی حضرت جواد الائمه عليه السلام و امام هادی عليه السلام سمت وکالت و نظارت و نزد آن امامان همام منزلتی بزرگ داشت.
امام جواد عليه السلام در نامه ای به ايشان می فرمايد:
((ای علی من تو را از نظر دلسوزی, اطاعت, خدمت, احترام و قيام به آنچه که بر تو واجب است آزمودهام پس اگر بگويم من همانند تو کسی را نديده ام, اميدوارم که راستگو باشم. خداوند جزای تو را نزول در فردوس برين قراردهد ... ))
بر اثر عنايت ها و توجهات ائمه معصومين عليهم السلام به آن بنده صالح خدا , کراماتی چند , چه در زمان حيات و چه بعد از حيات ايشان ظاهر گرديد . از آن جمله :
علی بن مهزيار نامه ای به امام جواد عليه السلام نوشتند و در آن از کثرت وقوع زلزله در اهواز شکايت کرده و گفته است آيا اجازه می دهيد از اهواز به جای ديگری کوچ کنيم .
امام جواد عليه السلام در جواب فرمودند : از آنجا نرويد . بلکه روزهای چهارشنبه و پنج شنبه و جمعه را روزه بگيريد و غسل کنيد . و جامه هايتان را پاکيزه نماييد . و در روز جمعه به صحرا برويد و از خداوند بخواهيد (دعا کنيد ) که خداوند زلزله را از شما رفع کند . علی بن مهزيار می گويد . بر طبق دستور العمل امام جواد عليه السلام عمل کرديم . آنگاه زلزله ساکت شد و فرونشست .
بر اين اساس عموم علمای رجال و تراجم موفقيت ممتاز او را از حيث وثاقت , تفقه وجاهت و محبوبيت نزد ائمه عليه السلام , تأليف کتب و ديگرفضائل و کراماتی که از وی مشاهده يا مسموع گرديده , ستوده اند.
شايد بتوان گفت که مهمترين بعد شخصيت علی بن مهزيار نقش تاريخی او در احياء ميراث فرهنگی شيعه بوده است .
|
|
| 42201 |
نام:
هدا
شهر:
شیکاگو
تاریخ:
8/15/2007 7:22:20 AM
کاربر مهمان
|
یا امام زمان ...
کمکم کنین که همیشه تصمیمهای درست بگیرم تو زندگیم... و اگه دارم تصمیم اشتباهی میگیرم... اصلاحم کنین
به امید خوشبختیم تو این دنیا و اون دنیا
|
|
| 42200 |
نام:
مقداد
شهر:
اهواز
تاریخ:
8/15/2007 3:50:27 AM
کاربر مهمان
|
امانت الهی .....
در حديثى ديگر از امام صادق (عليه السلام ) مى خوانيم هنگامى كه از تفسير اين آيه سؤ ال شد فرمود: الامانة الولاية ، و الانسان هو ابو الشرور المنافق : (امانت همان ولايت است و انسانى كه توصيف به ظلوم و جهول شده كسى است كه صاحب گناهان بسيار و منافق است ).
نكته ديگرى كه اشاره به آن در اينجا لازم به نظر مى رسد اين است كه :
در ذيل آيه (172 سوره اعراف ) در مورد عالم ذر گفتيم چنين به نظر مى رسد كه گرفتن پيمان الهى بر توحيد از طريق فطرت و استعداد و نهاد آدمى بوده و عالم ذر نيز همين عالم استعداد و فطرت است .
در مورد پذيرش امانت الهى نيز بايد گفت كه اين پذيرش يك پذيرش قرار دادى و تشريفاتى نبوده ، بلكه پذيرشى است تكوينى بر حسب عالم استعداد.
تنها سؤ الى كه باقى مى ماند مساله (ظلوم ) و (جهول ) بودن انسان است .
آيا توصيف انسان به اين دو وصف كه ظاهر آن نكوهش و مذمت او است بخاطر پذيرش اين امانت بوده ؟!
مسلما پاسخ اين سؤ ال منفى است ، چرا كه پذيرش اين امانت بزرگترين افتخار و امتياز انسان است ، چگونه ممكن است بخاطر قبول چنين مقام بلندى او را مذمت كرد؟
يا اينكه اين توصيفها به خاطر فراموش كارى غالب انسانها و ظلم كردن بر خودشان و عدم آگاهى از قدر و منزلت آدمى است ، همان كارى كه از آغاز در نسل آدم به وسيله قابيل و خط قابليان شروع شد و هم اكنون نيز ادامه دارد.
انسانى كه او را از (كنگره عرش مى زنند صفير)، بنى آدمى كه تاج (كرمنا) بر سرشان نهاده شده انسانهائى كه به مقتضاى انى جاعل فى الارض خليفه نماينده خدا در زمين هستند، بشرى كه معلم فرشتگان بود و مسجود ملائك آسمان شد، چقدر بايد (ظلوم ) و (جهول ) باشد كه اين ارزشهاى بزرگ و والا را به دست فراموشى بسپارد، و خود را در اين خاكدان اسير سازد، و در صف شياطين قرار گيرد، و به اسفل السافلين سقوط كند؟!
آرى پذيرش اين خط انحرافى كه متاسفانه رهروان بسيارى از آغاز داشته و دارد بهترين دليل بر ظلوم و جهول بودن انسان است ، و لذا حتى خود آدم كه در آغاز اين سلسله قرار داشت و از مقام عصمت برخوردار بود اعتراف مى كند كه بر خويشتن ستم كرده است ربنا ظلمنا انفسنا و ان لم تغفر لنا و ترحمنا لنكونن من الخاسرين (سوره اعراف آيه 23).
در حقيقت همان ترك اولى كه از او سر زد ناشى از فراموش كردن گوشه اى از عظمت اين امانت بزرگ بود!
و به هر حال بايد اعتراف كرد كه انسان به ظاهر كوچك و ضعيف اعجوبه جهان خلقت است كه توانسته است بار امانتى را بر دوش كشد كه آسمانها و زمينها از حمل آن عاجز شده اند، اگر مقام خود را فراموش نكند.
منبع: تفسیر نمونه )
اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم و حشرنامعهم
|
|
| 42199 |
نام:
مقداد
شهر:
اهواز
تاریخ:
8/15/2007 3:49:55 AM
کاربر مهمان
|
امانت الهی .....
در اينجا مى توان با تعبير ديگرى از اين امانت ياد كرد و گفت امانت الهى همان (تعهد و قبول مسئوليت ) است .
بنابراين آنها كه امانت را صفت اختيار و آزادى اراده دانستند به گوشه اى از اين امانت بزرگ اشاره كرده اند، همانگونه آنها كه آن را تفسير به (عقل ) يا (اعضاء پيكر) و يا (امانتهاى مردم نسبت به يكديگر) و يا (فرائض و واجبات ) و يا (تكاليف به طور كلى ) تفسير نموده اند هر كدام دست به سوى شاخه اى از اين درخت بزرگ پربار دراز كرده ، و ميوهاى چيده اند.
اما منظور از عرضه كردن اين امانت به آسمانها و زمين چيست ؟
آيا منظور اين است كه خداوند سهمى از عقل و شعور به آنها بخشيد، سپس حمل اين امانت بزرگ را به آنها پيشنهاد كرد؟
و يا اينكه منظور از عرضه كردن همان مقايسه نمودن است ؟ يعنى هنگامى كه اين امانت با استعداد آنها مقايسه شد آنها به زبان حال و استعداد عدم شايستگى خويش را براى پذيرش اين امانت بزرگ اعلام كردند.
البته معنى دوم مناسبتر به نظر مى رسد، به اين ترتيب آسمانها و زمين و كوهها همه با زبان حال فرياد كشيدند كه حمل اين امانت از عهده ما خارج است .
و از اينجا پاسخ سؤ ال سوم نيز روشن شد كه چرا و چگونه اين موجودات از حمل اين امانت بزرگ ابا كردند و ترس آميخته با احترام نشان دادند.
و از همينجا كيفيت حمل اين امانت الهى از ناحيه انسان روشن مى شود، چرا كه انسان آنچنان آفريده شده بود كه مى توانست تعهد و مسئوليت را بر دوش كشد و ولايت الهيه را پذيرا گردد، و در جاده عبوديت و كمال به سوى معبود لا يزال سير كند، و اين راه را با پاى خود و با استمداد از پروردگارش بسپرد.
اما اينكه در روايات متعددى كه از طرق اهل بيت (عليهم السلام ) رسيده اين امانت الهى به (قبول ولايت امير مؤ منان على (عليه السلام ) و فرزندش ) تفسير شده ، بخاطر آنست كه ولايت پيامبران و امامان شعاعى نيرومند از آن ولايت كليه الهيه است ، و رسيدن به مقام عبوديت و طى طريق تكامل جز با قبول ولايت اولياء الله امكان پذير نيست .
در حديثى از امام على بن موسى الرضا مى خوانيم كه : هنگامى كه از تفسير آيه (عرض امانت ) سؤ ال كردند فرمود: الامانة الولاية ، من ادعاها بغير حق كفر (امانت همان ولايت است كه هر كس به ناحق ادعا كند از زمره مسلمانان بيرون مى رود).
اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم و حشرنامعهم
|
|
| 42198 |
نام:
مقداد
شهر:
اهواز
تاریخ:
8/15/2007 3:49:05 AM
کاربر مهمان
|
امانت الهی ......
در مورد (امانت ) تفسيرهاى مختلفى ذكر شده از جمله :
منظور از امانت (ولايت الهيه ) و كمال صفت عبوديت است كه از طريق معرفت و عمل صالح حاصل مى شود.
منظور صفت (اختيار و آزادى اراده ) است كه انسان را از ساير موجودات ممتاز مى كند.
مقصود (عقل ) است كه ملاك تكليف و مناط ثواب و عقاب است .
منظور (اعضاء پيكر انسان ) است : چشم امانت الهى است كه بايد آنرا حفظ كرد و در طريق گناه مصرف ننمود، گوش و دست و پا و زبان هر كدام امانتهاى ديگرى هستند كه حفظ آنها واجب است .
منظور (امانتهائى است كه مردم از يكديگر مى گيرند) و وفاى به عهدهاست .
مقصود (معرفت الله ) است .
منظور (واجبات و تكاليف الهى ) همچون نماز و روزه و حج است .
اما با كمى دقت روشن مى شود كه اين تفسيرهاى مختلف با هم متضاد نيستند بلكه بعضى را مى توان در بعضى ديگر ادغام كرد، بعضى به گوشه اى از مطلب نظر افكنده و بعضى به تمام .
براى به دست آوردن پاسخ جامع ، بايد نظرى به انسان بيفكنيم ببينيم او چه دارد كه آسمانها و زمينها و كوهها فاقد آنند؟!
انسان موجودى است با استعداد فوق العاده كه مى تواند با استفاده از آن مصداق اتم (خليفة الله ) شود، مى تواند با كسب معرفت و تهذيب نفس و كمالات به اوج افتخار برسد، و از فرشتگان آسمان هم بگذرد.
اين استعداد تواءم است با آزادى اراده و اختيار يعنى اين راه را كه از صفر شروع كرده و به سوى بى نهايت مى رود با پاى خود و با اختيار خويش طى مى كند.
آسمان و زمين و كوهها داراى نوعى معرفت الهى هستند، ذكر و تسبيح خدا را نيز مى گويند، در برابر عظمت او خاضع و ساجدند ولى همه اينها به صورت ذاتى و تكوينى و اجبارى است ، و به همين دليل تكاملى در آن وجود ندارد.
تنها موجودى كه قوس صعودى و نزوليش بى انتها است و به طور نامحدود قادر به پرواز به سوى قله تكامل است ، و تمام اين كارها را با اراده و اختيار انجام مى دهد انسان است ، و اين است همان امانت الهى كه همه موجودات از حمل آن سر باز زدند و انسان به ميدان آمد و يك تنه آن را بر دوش كشيد! لذا در آيه بعد مى بينيم انسانها را به سه گروه تقسيم مى كند، مؤ منان ، كفار، و منافقان .
بنابراين در يك جمله كوتاه و مختصر بايد گفت : امانت الهى همان قابليت تكامل به صورت نامحدود، آميخته با اراده و اختيار، و رسيدن به مقام انسان كامل و بنده خاص خدا و پذيرش ولايت الهيه است .
اما چرا از اين امر تعبير به (امانت ) شده با اينكه هستى ما، و همه چيز ما، امانت خداست ؟
اين به خاطر اهميت اين امتياز بزرگ انسانها است و گرنه باقى مواهب نيز امانتهاى الهى هستند، ولى در برابر آن اهميت كمترى دارند.
اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم و حشرنامعهم
|
|
| 42197 |
نام:
مقداد
شهر:
اهواز
تاریخ:
8/15/2007 3:47:59 AM
کاربر مهمان
|
سلام به اهالی اهل دل
سلام آقا امین گل
خدا را صد هزار مرتبه شکر ........ انشاء الله صد سال دیگه عمر کنی ...... انشاءالله خدا ۷ دختر بهت بده ( میگن دختر برکته ..... باعث افزایش رزق و روزی میشه ....)
خانم هدا از شیکاگو
صلوات بلند شنیده بودیم ولی صلوات خفن نه ........
خانم ناهید از بیرجند
چرا تف به سرنوشت ....
اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم و حشرنامعهم
|
|
| 42196 |
نام:
مرضیه
شهر:
الامارات
تاریخ:
8/15/2007 2:20:02 AM
کاربر مهمان
|
من زني هستم كه زندكي سختي را كزرانده ام وشوهرم من را كتك ميزند ومن خيلي صبر كرده ام وخيلي عصبي است مشكل اينست كه يكي دارم بيسر.خواهشمكنم مشكلم راحل كنيد متشكرم.
|
|
| 42195 |
نام:
حاج اسیر (حاج واصل)
شهر:
فرقی نمیکنه
تاریخ:
8/15/2007 12:05:04 AM
کاربر مهمان
|
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم
صلی علی محمد و آل محمد
با آنکه
گمان نمیرود آسمان
به من سلامی کند
اما روزی نیست
که همه باورم را شخم نزنم
شاید
روزی آسمان برای مصیبت این برهوت
اشکی بریزد.
بی حد و عدد...یا علی مدد
|
|
| 42194 |
نام:
شهاب
شهر:
امید به رحمت خدا
تاریخ:
8/15/2007 12:00:18 AM
کاربر مهمان
|
حضور مجدد عزیز دلمون امین گرامی با اون آی دی مجنون کننده هر لیلی با عشق حسین ابن علی(علیه السلام) رو که همزمان با حلول ماه عظیم الشان شعبان هست به فال نیک می گیریم و خیرمقدمی مجدد خدمتشون عرض می کنیم ان شاء الله خداوند سلامتی کامل به ایشون عطا بفرماید صلوات محمدی (ص) عنایت بفرمایید.
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
|
|
| 42193 |
نام:
سبكبار
شهر:
يه كوشه دنيا
تاریخ:
8/14/2007 11:40:46 PM
کاربر مهمان
|
عاقبت بخير بشيد وايام بكام باذكر صلوات بر محمد ص وآلش
|
|