شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
41682
نام: سورنا
شهر: نزدیک کربلا
تاریخ: 8/2/2007 3:52:37 PM
کاربر مهمان
  یا لطیف!

سلام به همه بزرگواران.

با آرزوی سلامتی برای برادر عزیزمون...

ملتمس دعاتون"سورنا"از نزدیک کربلا
41681
نام: سبكبار
شهر: يه كوشه دنيا
تاریخ: 8/2/2007 3:43:31 PM
کاربر مهمان
  بادبادك سفيد عرض سلام وادب ما بذيرباش ،براي اينكه حال وهواي قلعه مثل هواي قبل قطع نامه خوب خوش باشه 3صلوات بفرستيد
41680
نام: pooria sos
شهر: tehran
تاریخ: 8/2/2007 3:23:29 PM
کاربر مهمان
  shayad eshtebah bashe vali fekr nakonam eshkali dashte bashi khodaya doroste bandeganet khili chiz ha az to mikhahand hala khob ya bad vali momkne badadanesh be anha barashon moshkel pish byad ya bedardeshon nakhore vali agar beheshon bdy va bad az modati azashon begiry khili behtare ya khodet begiry ya kari koni kekhod on shakhs digar on chiz ra nakhahad hamin
41679
نام: سميرا
شهر: بابل
تاریخ: 8/2/2007 3:23:20 PM
کاربر مهمان
  هر وقت از همه چيز خسته ميشم
دنيا با تمام رنگارنگياش جلو چشمم يرنگ ميشه
وقتي به هر چيز متوسل ميشم نميتونه آرومم كنه
من دست آخر به تو پناه ميارم
گلايه هامو پيش تو ميارم
اينكه چرا همه ميرنو هيچ چيز موندني نيست
بهت ميگم كه من ديگه طاقت ندارم
طاقت اين همه فراق ، اين محو شدن ها
و باز هم تصوير مبهم تو آرومم ميكنه
تصويري كه هيچ وقت صداشو نشنيدم
يادمه آخرين بار يه حرف تازه بهم گفتي
بهم فهموندي كه بودنو موندن به ياد حضور در خاطرست

و مثل هميشه محو شدي
ولي من ، من ميدونم كه هستي.
41678
نام: سبكبار
شهر: يه كوشه دنيا
تاریخ: 8/2/2007 3:13:58 PM
کاربر مهمان
  نسيم ازناكجا آبادخسته نباشي ،رجب برشماو مابقي دوستان خوش وبه امال خود برسيد صلوات بر انسان كامل محمد مصطفي بفرستيد
41677
نام: سميرا
شهر: بابل
تاریخ: 8/2/2007 3:08:03 PM
کاربر مهمان
  ميدونم راه سخت و دشواره
وشايد بيشتر از توان من سخت
اما چه كنم كه نميتونم خودم رو به موندن راضي كنم
بايد بكنم وبرم
بودن وموندن توي اين كشمكش ها وشلوغي ها ،
براي من همون دوري از تو.
تمام ناملايمات رو به جون ميخرم
و در ازاي يك لبخند تو يكي يكيشون رو به حراج ميذارم
همون يه لبخندت كه براي من دنيايي از آرامشه
من ايمان دارم كه مقصدم ارزش همه ي اين نامهربوني ها رو داره
هر چند دلم به ديدار تو گرمه
اما انتهاي اين راه ، تونستن يا نتونستنش برام نا معلومه
با همه ي اينها هيچ هراسي از موندن تو نيمه راه ندارم
كه تو هيچوقت بيشتر از توانم چيزي از من نخواستي...
41676
نام: بادبادك سفيد
شهر: زير گنبد نيلي، روي خاك پاك ايران زمين
تاریخ: 8/2/2007 2:51:07 PM
کاربر مهمان
  اولا سلام البته اين بار سلامي متفاوت با هميشه
دوستان اهل دل مرحبا داره به خدا.
چه خبر شده؟ چرا اين طور بي قرار شديد؟
چرا به جاي دل نوشته هاتون بايد متن هاي انتقادي و بعضا تندتون رو اينجا بخونيم. يه كم صبر داشته باشيد. هر حرفي كه دلمون ميخواد بنويسيم كه حرف دل نميشه. دوستان صبور و آروم ما كجايند؟ سبكبار عزيز، كم پيداييد بزرگوار. برس به دل دوستان با صلوات. نخل سوخته و بنده خدا، احسان و سيد مجيد و محجوبه عزيز، كجاييد ياران؟ جاي خاليتون به شدت دل تنگمون كرده.
ادمين جا تقصير سايت شما هم هست. پس كي اين تالار گفتگو باز ميشه؟ نكنه ديگه قرار نيست تالار گفتگويي وجود داشته باشه؟! حداقل يه روزشمار روي صفحه اصلي بذاريد با شمارش معكوس (مثل شهرداري) كه دوستان بدونن كي قراره تالار راه بيفته و كي مي تونن دوباره به بحث و گفتگو بپردازند. اين تأخير شما در راه اندازي تالار، كاسه صبر خيلي از دوستان رو لبريز كرده و حرف دل كم كم داره تبديل ميشه به تالار گفتگو و جايي براي بحث و تبادل نظر.
نسيم جان، خواهر خوبم به نظر خسته و اندوهگين مي آييد. صلوات بفرست عزيز تا خدا دلت رو آروم كنه.
دوستان براي اين كه اين بحث ها به وجود نياد و از هم دلگير نشيد و مجبور نباشيد جواب همديگر رو بديد، اول حرف دلتون رو بنويسيد و بعد حرف دل بقيه دوستان رو بخونيد.
به قول نسيم گرامي، اينجا يه سنگره كه اولين مشخصه اش دوستي و همدلي ياران سنگر نشينه. اگه يه دشمن پا بذاره اينجا با اين اوضاع و احوال، شاد ميشه و لبخند ميزنه.
براي اين كه هيچ دشمني شاد نشه، دل هاتون رو يكي كنيد. يه صلوات بفرستيد و اگه از هم دلگير هستيد، همين الان فراموش كنيد.
ببخشيد كه طولاني نوشتم اما چاره اي نبود. دلم نميخواد دوستان عزيز و ياران هم سنگرم رو اين طور بي قرار ببينم.
دعا براي مجنون الحسين عزيز فراموش نشه.
موفق باشيد.
اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم


41675
نام: سميرا
شهر: بابل
تاریخ: 8/2/2007 2:45:38 PM
کاربر مهمان
  اگر روزي دلم گرفت
يادم باشد كه خدا بامن است
يادم باشد كه فرشتگان برايم دعا ميكنند
يادم باشد كه ستاره ها شب را برايم روشنِ روشن خواهند كرد
يادم باشد كه قاصدكي در راه است
كه بهار نزديك است
كه ردا منتظرم ميماند
يادم باشد كه من راه رفتن و دويدن ميدانم
و جاده قدم ها ي مرا خواهد شمرد
اگر روزي دلم گرفت
يادم باشد كه خداي من ، همين نزديكي هاست.
41674
نام: اواره
شهر: برره
تاریخ: 8/2/2007 2:43:54 PM
کاربر مهمان
  درانتها فرصت خودایستاده ام
پیش تمام غربت خودایستاده ام
ای کاش همیشه عاشق بامن می ماند
41673
نام: سميرا
شهر: بابل
تاریخ: 8/2/2007 2:34:08 PM
کاربر مهمان
  ميخواستم بگم شده كسي قول اومدن بهت بده ولي هيچ خبري ازش ندوني؟
ميخواستم بگم مگه خدا چقدر صبر بهت داده كه باز هم ميتوني اين همه غصه رو توش نگه داري؟
اين دست ودلها تا كي و تا كجا بايد بي قرار باشن؟
كدوم جاي خاليتو برات باز بكنن؟
كدوم منظره ي قشنگ حضورت رو برات به تصوير بكشن؟
همه ي اينها رو با كلي حرف ديگه ميخواستم بگم ولي،
ولي چي بگم...
وقتي تو بيشتر از همه براي اومدنت بيتابي
از كدوم خواهش ها بگم وقتي من فقط گوشه ايش رو ميبينم وتو همش رو ميشنوي؟
من به اومدنت ايمان دارم
و مثل هميشه ميگم بيا...
ولي تو مثل هميشه نگو نه‌، نگو نه.
<<ابتدا <قبلی 4174 4173 4172 4171 4170 4169 4168 4167 4166 4165 4164 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved