اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 41662 |
نام:
جواد
شهر:
خرم آباد
تاریخ:
8/2/2007 11:02:50 AM
کاربر مهمان
|
سخن ازوصف یاران چه شیرین اما چه غریب وچه دور!!!!
|
|
| 41661 |
نام:
فاطمه
شهر:
سرزمین حماسه وخون (خوزستان)
تاریخ:
8/2/2007 10:40:29 AM
کاربر مهمان
|
خروش........
معنای آشنایی را برایم تداعی می کند.نمی دانم چرا حرف دل شما عطر وبوی حرف دلهای عاشقانی را دارد که با وضوی خون به معراج نور رسیدند.چه بوی خوشی جان ودل را عجیب می نوازد.حرف دل شما آشناست.بوی خاک می دهد .بوی معرفت ووفا وایثار .گویا شما همسفر دیرینه مهاجران شهید بوده اید.
البته می دانم از داغ هجر آنها غمگین ودلشکسته اید.
اما شما این سعادت را داشته اید که از نزدیک زائر مسافران حریم یار باشید .من آن روزها نبودم تا همنشین سنگرسازان بی سنگر باشم اما خوشحالم از اینکه لایق بودم تا حرف دل عاشق دلسوخته ای چون شما را بشنوم .برایم دعا کنید تا دلی همچون دل شما داشته باشم .
دلی که فقط جایگاه عشق خدا باشد وبس.
آرزومی کنم زندگی در ایام حضور سبز مهدی را تجربه کنید وروزی لاله سرخ شهادت را در رکاب مهدی ببوئید .
|
|
| 41660 |
نام:
فاطمه
شهر:
خوزستان
تاریخ:
8/2/2007 10:08:18 AM
کاربر مهمان
|
رحلت حجت الاسلام آقای مشکینی را به همه شما اهالی حرف دل تسلیت می گویم .
|
|
| 41659 |
نام:
آیلار
شهر:
تبریز
تاریخ:
8/2/2007 9:20:17 AM
کاربر مهمان
|
بگذار سر به سینه من تا بگویمت اندوه چیست عشق کدام است غم کجاست بگذار تا بگویمت این مرغ خسته جان عمریست در هوای تو از آشیان جداست.
|
|
| 41658 |
نام:
نسیم
شهر:
ناکجا آباد
تاریخ:
8/2/2007 9:09:35 AM
کاربر مهمان
|
سلام همسنگران . یه سلام از جنس خستگی .
حرفای بعضی از بچه های قلعه ام دیگه اون انرژی را به آدم نمیده و دیگه اون خستگی را از تن دور نمیکته .
منو ببخشید اما میخواهم از اعماق وجودم حرف بزنم حرفه دله دیگه .
ادمین محترم خواهش میکنم بدون سانسور همه را درج فرمائید . خواهش کردم .
جا مانده از قافله ممنون از توضیحات شما و مطالب خوبتان همیشه استفاده میکنیم .
بیقرار محترم رسیدن به خیر . زیارت مقبول حق .
جناب آقای امیر حسین شاید من و برادرم شهاب هم کمی تند برخورد کردیم . حلال بفرمائید فقط انتقاد بود و بازگو نمودن احساس درون .
و سکوت شب ......... نوشتید اینجا را سنگر ننامیم چون منتظران در سنگر نمینشستند . جوانان ما چرا شهید شدند چرا رفتند اگر منتظر بودند و یا مهدی یا مهدی میکردند چرا جنگیدند و در سنگر رفتند؟ چرا اصلا به جبهه رفتند.چرا جنگیدند یعنی آنان منتظر نبودند؟
میگوییم سنگر چون در پناهگاهیم چون دشمن داریم چون به ما هم حمله میشود حالا اگر شما در گذشته حضور نداشتید و در جریان نیستید من نمیدانم اما ما هم سربازیم و هم رزم . ما منتظریم و به حرمت همین انتظار پناه آوردیم به سنگر شهید آوینی که برایمان بسی مقدس است . فرمودید تهاجمی برخورد نکنم و نمیدانم شاید اصطلاحی دیگر به همین مزمون که یادم نیست این اخلاق من است من مجبورم برای حفظ آرمانها و اعتقاداتم شخصیت واقعی خود را بروز دهم اگر شما با این منش مخالفید قبلا هم عرض نمودم مطالب بنده را نخوانید .
نمیدانم چرا هر از چند گاهی مهمانی یا حتی آشنای غریبی از راه میرسد برای ضربه به خودی .
این همان سنگر است من ایمان دارم حالا هر کس که قبول ندارد یا علی .
مهمان همیشه محترم برای رشد مغز قرآن بسیار تلاوت فرمائید .
و پرنیان محترم سنگر سنگر است بسیجی و جنگجو هم به همان شکل . ارتباط خانم عارفی با مجنون الحسین محترم چه فرقی برای من یا شما دارد . یا نوع بیماری ایشان ؟ آیا ما متخصص هستیم و تازه مدارک تخصص را از کالیفرنیا دریافت نمودیم و میخواهیم برای درمان ایشان بشتابیم ؟؟؟منظورتان از فضولی اگر همان کنجکاوی بود لطفا سرکوبش نمائید . این نوع سوالات در مورد همسنگر و برادر من غیرت و تعصب مرا خدشه دار میکند که معتقدم دیگر همرزمان نیز چنین معتقدند.روزی دوستی سوال فرمودند ایشان کیست و جواب شنیدند یکی از خبره ترین سربازان سنگر وسلام ...لطفا اگر خود را همرزم و همسنگر میدانید وقت خود را برای موارد دیگر اختصاص دهید . مثلا دعا برای بهبودی ایشان یا همفکری به همرزمان دیگر.
همسنگران جسارت و تندی مرا باز هم به بزرگی خود ببخشایید . من فقط از اعماق وجودم حرف زدم تا حرفی بر روی دلم سنگینی نکند.
امیدورام ادمین محترم نوشته هایم را درج نمایند .
باشد که خدا هم ما را مورد رحمت خود قرار دهد .
آمین .
یا علی
|
|
| 41657 |
نام:
حسين
شهر:
ايراني
تاریخ:
8/2/2007 9:07:31 AM
کاربر مهمان
|
افتخار مي كنم كه فرزند شهيد هستم ولي متاسفام كه در ايراان هستم بين فرزندان شاهد تفاوت قائل مي شوند فرزند شهيدي كه پدرش فرمانده يا سپاهي بوده در مقام بالاتري قرار دارند بهش ميگند ديپلمت را بگير استخدام رسمي در يكي از ادارات معتبر دانشجوي رشته كامپيوتر هستم پدرم بسيج بود كه شهيد شد حيف كه فرمانده نبود يا سپاهي نبود و..................
|
|
| 41656 |
نام:
فاطمه مرادی
شهر:
همدان
تاریخ:
8/2/2007 8:55:38 AM
کاربر مهمان
|
سلام به من کمک کنید من با اینکه ۲۶ سالمه هنوز راهم را به درستی تشخیص نداد ام هنوز با یک مسئله کوچک شک می کنم و همه اعتقاداتم را به باد می دهم
|
|
| 41655 |
نام:
كسري
شهر:
تهران
تاریخ:
8/2/2007 8:37:53 AM
کاربر مهمان
|
الو سلام منزل خداست؟ اين منم مزاحمي که آشناست هزار دفعه اين شماره را دلم گرفته است ولي هنوز پشت خط در انتظار يک صداست شما که گفته ايد پاسخ سلام واجب است به ما که مي رسد ، حساب بنده هايتان جداست؟ الو دوباره قطع و وصل تلفنم شروع شد خرابي از دل من است يا که عيب سيم هاست؟ چرا صدايتان نمي رسد کمي بلند تر صداي من چطور؟ خوب و صاف و واضح و رساست؟ اگر اجازه مي دهي برايت درد دل کنم شنيده ام که گريه بر تمام دردها شفاست دل مرا بخوان به سوي خود تا سبک شوم پناهگاه اين دل شکسته خان
|
|
| 41654 |
نام:
Parnian
شهر:
Tehraan
تاریخ:
8/2/2007 8:13:05 AM
کاربر مهمان
|
Ya RabeL ArsheL Azim.
Salam.
(Ch besyar shavad chizy ra Nagovar shomarid vali b haghighat kheyr dar aan b0de ast.)
Soreh Baghareh ,Ayeh: 216.
EltemaSe Doa.
Ya HaGh...
|
|
| 41653 |
نام:
منصور حمیدی
شهر:
اصفهان
تاریخ:
8/2/2007 6:13:40 AM
کاربر مهمان
|
یک لحظه هوس کاری یک عمر کنه کاری
|
|