شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
41002
نام: احسان
شهر: تورنتو، کانادا
تاریخ: 7/14/2007 1:56:45 PM
کاربر مهمان
  سلام بر خدا

و علیکم السلام سبکبار عزیز....خوش آمدید!

خدمت برادر بزرگم حاج مصطفی ساغریچی هم عرض ادب و احترام دارم.

....آن خطاط سه گونه خط نوشتی:

یکی را هم خود خواندی و هم غیر!

یکی را خود خواندی و نه غیر!

یکی را نه خود خواندی و نه غیر!

....آن خط سوم منم...!!!

یا الله.
41001
نام: سبكبار
شهر: يه كوشه دنيا
تاریخ: 7/14/2007 1:47:58 PM
کاربر مهمان
  شهاب جان مرد مومن خيلي ازشما ممنونم ،شاد خوشحال باشيد وسرحال صلوات بفرستيد
41000
نام: علی
شهر: .
تاریخ: 7/14/2007 10:07:00 AM
کاربر مهمان
  با سلام خدمت سبکبار عزیز
رسیدم بخیر خوش گذشت

40999
نام: .
شهر: .
تاریخ: 7/14/2007 10:01:17 AM
کاربر مهمان
  يا الله
40998
نام: سبكبار
شهر: يه كوشه دنيا
تاریخ: 7/14/2007 8:49:24 AM
کاربر مهمان
  دوستان وهمراهان من بركشتم ودرخدمتم ،براي سلامتي امام زمان ونائبش وخودتان صلوات بفرست
40997
نام: مجنون الحسين
شهر: نينوا
تاریخ: 7/14/2007 8:40:44 AM
کاربر مهمان
  بسم رب المهدی

اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم و اهلك اعدائهم

السلام علیک یا اباصالح المهدی ادرکنی


آقا جون یه جمعه‌ي ديگه هم گذشت و ...........

يعقوب ترين چشم جهان قسمت من باد
چون يوسف گمگشته من يوسف زهراست

اللهم عجل لوليك الفرج ........... الهي آمين

*************************

سلام دوستان صبح همگي بخير


انا مجنون‌الحسين يا ثارالله
40996
نام: شهاب
شهر: تهران
تاریخ: 7/14/2007 8:35:22 AM
کاربر مهمان
  به به به! سلام بر بزرگی از دیار سبکباری!
خوش اومدید که خوشم آمدم از آمدنت بزرگوار!
سلامتی خودت صلوات محمدی(ص) بفرست.
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
________________________________________________
دوستان محترمی که لطف فرمودند و بادبادک سفید رو دعا فرمودند باید عرض کنم که حال ایشون بهتره ممنون از دعای خیر دوستان عزیز.
خدا خیرتون بده.
40995
نام: مجنون الحسين
شهر: نينوا
تاریخ: 7/14/2007 8:14:57 AM
کاربر مهمان
  به نام آنكه اي كاش زندگي كردنم براي او بود.

سلام، به تو سلام می‌دهم و با تو سخن می‌گویم، اما چگونه با تو حرف بزنم؟ در حالی که به گفته‌هایت پشت کرده‌ام؟ چگونه در اقیانوس عشقت غوطه خورم در حالی که در قلب کویرم؟ چگونه شمیم با تو بودن را استشمام کنم در حالی که در وادي مادیات جان می‌سپارم؟ من با تو چه بگویم؟ چه دارم که بگویم؟ حال قلبم در کلام نمی‌گنجد، و در وصف نمی‌آید، سخن از بیان درونم عاجز است.
دلم شهپر عشق در آورد و قاف تا قاف جهان را گشت ولی دلپذیرتر از قله قاف تو جایی نیافت.
خدایا! یاریم کن.
معشوقا! عطشان عشقه عشقت بر بيابان وجودم غوغا می‌کند، سیرابش کن.
خدایا! جاودان آتشبان آتش عشقت در وجودم باش، ضجه عاجزانه‌ام را بشنو و روحم را، که از فرط خستگی از انتظار دیدارت، سر به دیوار تن می‌کوبد، عروج، مژده ده.
ای ماندگار! ای ماندنی‌ترین عشق! ای رعناترین! ای یکتا یاور ناز! ای شیرین زیستن! ای باعث بزرگی! ای بزرگ! ای جدا از من و با من! ای بی‌نیاز از من و دوستدار من! ای استاد مهربانی! ای مهربان! ای صادقترین!
این صدای من است عاشقانه‌ترین صدایی که می‌خواند! صمیمانه‌ترین سخنها را در دوستی‌ات، که بسی کمتر از دل است، می‌گویم: از دست رفتن را برای به دست آوردنت با تمام وجود استقبال می‌کنم و شادمان از مهر تو در سینه‌ام، به دنیا می‌خندم.
تو بگو چگونه سپاس گویم نعمات بی‌دریغت را، که بر من فرو ریخته‌ای! آه! زبانی نیست، عملی نیست، تحفه‌ای نيست در سپاس این همه بخشایش.
ای تواناترین عشق! توانی ده بسیار، در گذشتن از بندگانت که می‌توانی، و مهربانیی سرشار، بي‌کران، عظیم، بی‌نظیر، پاک، خالص چنان خودت. یاری کن زندگی را، نه آن گونه که هست، بلکه همان گونه که باید باشد، باور کنم.
شریفا! کار من به کارگیری تشبیه و استعاره نیست و مهارتی هم در نگارش ندارم. نمی‌دانم چه می‌گویم تنها از گرمی خوب نگاهت حرفهایی می‌گویم که نشان دوستی بی‌حد من است.
اما نه، نیست!
بگذار بارانت را بر خود احساس کنم آه، ای بارش مکرر نور!
بگذار به یقین در دوستی‌ات برسم و رود زیبایی شوم که از میان سبزه‌زاران به آرامی و طنازی و دلپذیری و رعنایی راه رسیدن به دریا را عاشقانه می‌پوید و شاید در انتظار رسیدن نیست که، شوق رفتن و در راه بودن، خود، شعفی عاشقانه است.
آه، ای عزیزم! من در تو روییده‌ام، از تو نور و آب و خاک و استعداد رویش گرفته‌ام، سبز شده‌ام، گل کرده‌ام و از باغچه عشق تو هیچ دست هرزی جدایم نتواند کرد و اگر اندکی جدایی باشد دوباره رویشی سریع می‌آغازم. چه، من گیاهی خودرو هستم، پس لذت بالیدن را به من بچشان.
اندیشه‌هایم به بزرگی می‌گرایند و از چون دیگران بودن می‌گریزند. انگیزه‌هایم آینه تو هستند.
پروردگارا! مرا درياب.

آمين يا رب العالمين

انا مجنون‌الحسين يا ثارالله
40994
نام: صـــادق
شهر: قم المقدسه
تاریخ: 7/14/2007 7:40:26 AM
کاربر مهمان
  صبح هـمگی بـخیر
خوب هستین
40993
نام: زینب
شهر: تهران
تاریخ: 7/14/2007 7:00:14 AM
کاربر مهمان
  در خواب ناز بودم شبی
دیدم کسی در می زند
در را گشودم سوی او
دیدم غم است در می زند
ای دوستان بی وفا
از غم بیاموزید وفا
غم با همه بیگانگی هر شب به من سر می زند
سلام خدمت دوستای خوبم در بخش حرف دل امیدوارم حرفای دلاتون همیشه قشنگ باشه دلتون همیشه شاد باشه
هیچ وقت غصه تو دلتون انبار نشه
و از خدا می خوام دلای ما رو از عشق وجودش لبریزکنه
و در اخر هم برای تعجیل در فرج اقا امام زمان صلوات
<<ابتدا <قبلی 4106 4105 4104 4103 4102 4101 4100 4099 4098 4097 4096 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved