اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 40992 |
نام:
سبكبار
شهر:
يه كوشه دنيا
تاریخ:
7/14/2007 12:36:13 AM
کاربر مهمان
|
عرض ادب وسلام خدمت دوستان يه آشناي غريب ،شهاب ،احسان،زينب،نخل سوخته،بادبادك سفيد،سيد مجيد،علي ،وخصوصا نسيم ازناكجا آباد براي سلامتي خودتان صلوات
|
|
| 40991 |
نام:
حسن قربانی
شهر:
مشهد
تاریخ:
7/13/2007 11:06:24 PM
کاربر مهمان
|
سلام به همه شما به شما که دلتون پاک مثل باروون من عاشقم عاشق یه دختر اونم عاشق من ما بعد از تلاش زیاد تو نستیم خونوادمونو راضی کنیم تا برن واسمون خواستگاری من از شما می خواهم برای خوشبختی ما دو تا دعا کنین از خدا بخوایید که ما خوشبخت بشیم ممنونم
از شما پیش امام رضا تشکر میکنم منم براتون دعا میکنم
هر جا که هستین خوشبخت بشین متشکرم
|
|
| 40990 |
نام:
صـــادق
شهر:
قم المقدسه
تاریخ:
7/13/2007 9:45:46 PM
کاربر مهمان
|
بسم رب الشهداءو الصدیقین
سلام به دوستان خـوبـم
پیروزوسربلند باشید.
.........................................
.........................................
.........................................
...اي زنده!
اي معناي حيات؛ زماني که هيچ زندهاي در وجود نبوده است.
...اي آنکه:
با خوبي و احسانش خود را به من نشان داد
و من با بديها و عصيانم، در مقابلش ظاهر شدم.
...اي آنکه:
در بيماري خواندمش و شفايم داد؛
در جهل خواندمش و شناختم عنايت کرد؛
در تنهايي صدايش کردم و جمعيتم بخشيد؛
در غربت طلبيدمش و به وطن بازم گرداند؛
در فقر خواستمش و غنايم بخشيد؛
...من آنم که بدي کردم من آنم که گناه کردم
من آنم که به بدي همت گماشتم
من آنم که در جهالت غوطهور شدم
من آنم که غفلت کردم
من آنم که پيمان بستم و شکستم
من آنم که بدعهدي کردم ...
و ... اکنون بازگشتهام.
بازآمدهام با کولهباري از گناه و اقرار به گناه.
پس تو در گذر اي خداي من!
ببخش اي آنکه گناه بندگان به او زيان نميرساند
اي آنکه از طاعت خلايق بينياز است و با ياري و پشتيباني و رحمتش مردمان را به انجام کارهاي خوب توفيق ميدهد.
...معبود من!
اينک من پيش روي توأم و در ميان دستهاي تو.
آقاي من!
بال گسترده و پرشکسته و خوار و دلتنگ و حقير.
نه عذري دارم که بياورم نه تواني که ياري بطلبم،
نه ريسماني که بدان بياويزم
و نه دليل و برهاني که بدان متوسل شوم.
چه ميتوانم بکنم؟ وقتي که اين کولهبار زشتي و گناه با من است!؟
انکار!؟
چگونه و از کجا ممکن است و چه نفعي دارد وقتي که همه اعضاء و جوارحم، به آنچه کردهام گواهي ميدهند؟
...خداي من!
خواندمت، پاسخم گفتي؛
از تو خواستم، عطايم کردي؛
به سوي تو آمدم، آغوش رحمت گشودي؛
به تو تکيه کردم، نجاتم دادي؛
به تو پناه آوردم، کفايتم کردي؛
................................................................................................................
دکتر شریعتی ۲
التماس دعا
|
|
| 40989 |
نام:
صـــادق
شهر:
قم المقدسه
تاریخ:
7/13/2007 7:20:05 PM
کاربر مهمان
|
بسم رب الشهداءوالصدیقین
خوبین
....
ما دچار تن خویش ماندیم
پشت تشویش و تردید ماندیم
دسته ای را جنون رهنما شد
بند از بال آن دسته وا شد
مرغکانی که گفتند سرمست
چهار تکبیر بر هر چه که هست
مرغکانی سبکبال چون باد
رحمت حق بر اهل جنون باد
مرغکان نه عقابان مغرور
تهمت از ساحت پاکشان دور
آسمان را مناسب که دیدند
تا فراسوی رفتن پریدند
ما که گنجشکانی حقیریم
به که در حسرت خود بمیریم
بال بود و قفسگیر ماندیم
در هوایی نفسگیر ماندیم
بال ما بال نه خود وبال است
بال در حال پرواز بال است
ما جماعت گره گیر خویشیم
سالها محو تصویر خویشیم
دسته ای را که گفتم سفر برد
هر که رفت از بلا جان به در برد
ما چنان معضلی کهنه ماندیم
سال نو شد ولی کهنه ماندیم
پیشتر ها سرانجام طی شد
حال اردیبهشتانه دی شد
پای ما گرچه که بی هدف نیست
فرصت کربلا و نجف نیست
آن بنا گوش مدهوشمان کرد
نوکر حلقه در گوشمان کرد
دوره ی عشق های مجازی است
مطربا تعجب وقت شیرین نوازی است
دوره ی کاکل دختران است
عیش و نوش ز ما بهتران است
سرد شد نغمه ی شور در ما
مرد آن دوره ی دور در ما
عده ای را جنون بال و پر داد
ذوق رفتن توان سفر داد
ما ولی عقل اندیش ماندیم
ما دچار تن خویش ماندیم
|
|
| 40988 |
نام:
صـــادق
شهر:
قم المقدسه
تاریخ:
7/13/2007 5:51:10 PM
کاربر مهمان
|
بسم رب الشهداءوالصدیقین
سلام به دوستان خوبـم
امیدوارم هر کجا که هستین خوب و سالـم باشید.
.............................................
.............................................
.............................................
حمد و سپاس خدايي را سزاست که تير حتمي قضايش را هيچ سپري نميشکند و لطف و محبت و هدايتش را هيچ مانعي باز نميدارد و هيچ آفريدهاي به پاي شباهت مخلوقات او نميرسد.
...جهل و ناداني من و عصيان و گستاخي من، تو را باز نداشت از اينکه راهنماييام کني به سوي صراط قربتت و موفقم گرداني به آنچه رضا و خشنودي توست.
پس
هرگاه که تو را خواندم، پاسخم گفتي؛
هرچه از تو خواستم، عنايتم فرمودي؛
هرگاه اطاعتت کردم، قدرداني و تشکر کردي؛
و هر زمان که شکرت را بر جا آوردم، بر نعمتهايم افزودي؛
و اينها همه چيست؟
جز نعمت تمام و کمال و احسان بيپايان تو!؟
... من کدام يک از نعمتهاي تو را ميتوانم بشمارم يا حتي به ياد آورم و به خاطر بسپارم؟
... خدايا! الطاف خفيهات و مهربانيهاي پنهانيات بيشتر و پيشتر از نعمتهاي آشکار توست.
...خدايا ! من را آزرمناک خويش قرار ده آنسان که انگار ميبينمت.
من را آنگونه حيامند کن که گويي حضور عزيزت را احساس ميکنم.
خدايا!
من را با تقواي خودت سعادتمند گردان
و با مرکب نافرمانيات به وادي شقاوت و بدبختيام مکشان.
در قضايت خيرم را بخواه
و قدرت برکاتت را بر من فروريز تا آنجا که تأخير را در تعجيلهاي تو و تعجيل را در تأخيرهاي تو نپسندم.
آنچه را که پيش مياندازي دلم هواي تاخيرش را نکند
و آنچه را که بازپس مينهي من را به شکوه و گلايه نکشاند.
...پروردگار من!
... من را از هول و هراسهاي دنيا و غم و اندوههاي آخرت، رهايي ببخش
و من را از شر آنان که در زمين ستم ميکنند در امان بدار.
...خدايا!
به که واگذارم ميکني؟
به سوي که ميفرستيام؟
به سوي آشنايان و نزديکان؟ تا از من ببرند و روي بگردانند؛
يا به سوي غريبان و غريبهگان تا گره در ابرو بيافکنند و مرا از خويش برانند؟
يا به سوي آنان که ضعف مرا ميخواهند و خواريام را طلب ميکنند؟
... من به سوي ديگران دست دراز کنم؟ در حالي که خداي من تويي و تويي کارساز و زمامدار من.
...اي توشه و توان سختيهايم!
اي همدم تنهاييهايم!
اي فريادرس غمها و غصههايم!
اي ولي نعمتهايم!
...اي پشت و پناهم در هجوم بيرحم مشکلات!
اي مونس و مأمن و ياورم در کنج عزلت و تنهايي و بيکسي! اي تنها اميد و پناهگاهم در محاصره اندوه و غربت و خستگي! اي کسي که هر چه دارم از توست و از کرامت بيانتهاي تو!
...تو پناهگاه مني؛
تو کهف مني؛
تو مأمن مني؛
وقتي که راهها و مذهبها با همه فراخيشان مرا به عجز ميکشانند و زمين با همه وسعتش، بر من تنگي ميکند، و...
...اگر نبود رحمت تو، بيترديد من از هلاکشدگان بودم
و اگر نبود محبت تو، بيشک سقوط و نابودي تنها پيشروي من ميشد.
...............................................
...............................................
...............................................
دکتر شریعتی ۱
التماس دعا
|
|
| 40987 |
نام:
شهاب
شهر:
تهران
تاریخ:
7/13/2007 5:46:23 PM
کاربر مهمان
|
از مدیر زحمتکش و باحال حرف دل ممنونم و عذرخواهی می کنم ازعجله ای که داشتم و ممنون از اینکه همه رو با هم ارسال کردن البته با کمی اصلاحات که عالی بودومدنظر خودم هم بود.
|
|
| 40986 |
نام:
شهاب
شهر:
تهران
تاریخ:
7/13/2007 1:39:43 PM
کاربر مهمان
|
سلام بر دوستان عزیز و گرامی.
روزها به دنبال ثبت مطلب در حرف دل .
برای اینکه مطالبتون هر چه سریعتر در حرف دل ثبت بشه صلوات محمدی (ص) مرحمت بفرمایید.
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
|
|
| 40985 |
نام:
آقاجان پور
شهر:
تهران
تاریخ:
7/13/2007 12:11:15 PM
کاربر مهمان
|
امام مهدی روحی له الفدا فرمود
الإمامُ المهديُّ عليه السلام : أمّا وَجهُ الانْتِفاعِ بي في غَيبَتي فكالانْتِفاعِ بالشَّمسِ إذا غَيَّبها عَنِ الأبصارِ السَّحابُ ، وإنّي لَأمانٌ لأهلِ الأرضِ كما أنّ النُّجومَ أمانٌ لأهلِ السَّماءِ .
امام مهدى عليه السلام : چگونگى بهرهمند شدن از من در روزگار غيبتم همچون بهرهمند شدن از خورشيد است ، آن گاه كه در پس ابر از ديدگان پنهان شود . من مايه امنيت زمينيانم همچنان كه ستارگان مايه امنيت آسمانيان هستند - تهران سیدضیاءالدین آقاجان پور
|
|
| 40984 |
نام:
بنده خدا
شهر:
جزیره مجنون
تاریخ:
7/13/2007 12:07:57 PM
کاربر مهمان
|
بسم الله الذی خلق النور من النور
السلام علیک یا ابا صالح المهدی (عج)
سلام علیکم
*********************************
چون من گدای بی نشان ، مشکل بود، یاری چنان
سلطان، کجا ، عیش نهان، با رند بازاری کند
اللهم عجل لولیک الفرج
*********************************
به یاد سردار بی نشان حاج احمد متوسلیان
شبي در جوار مرقد مطهر حضرت زينب(س) تا صبح به گريه و نماز مشغول بود. حوالي سحر با سيمايي بشاش و لبي خندان به سوي همسفرانش آمد و در پاسخ به سئوال دوستانش كه خوشحالي او را جويا شده بودند، گفته بود: از سر شب داشتم در فراق برادران شهيدم، مخصوصاً شهيد محمد توسلي اشك ميريختم. به عمه سادات متوسل شدم، تا بلكه ايشان در كارم عنايتي فرمايند. چند لحظه پيش ناگهان ديدم يك پيرمرد نوراني با محاسني سفيد و لباس بسيجي بر تن، كنارم آمد و ايستاد و گفت: پسرم! بيتابي نكن، لحظه اجابت دعايت نزديك شده است.
*********************************
یا موسی بن جعفر
|
|
| 40983 |
نام:
Ehsan
شهر:
China
تاریخ:
7/13/2007 11:05:22 AM
کاربر مهمان
|
be name Anke Eshgh ra Afarid mesle khoda bashid hamishe va hameja va hamegah dar dasres bashid, panahandegi be khoda niyazi be visa va gozarnameh nadarad,Agar moAleme Avale shoma khoda nabshad moAleme Akhare shoma sheytan khahad bood, gounah forsati Ast ke behtar ast An ra az dast bedahim,sheytan baray voorod be ghalbe kasi az oon Ejazeh nemigirad movazebe ghalbe khod bashid. be omid didar ya hagh.
|
|