شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
40962
نام: مجنون الحسين
شهر: نينوا
تاریخ: 7/11/2007 3:57:52 PM
کاربر مهمان
  بسم رب المهدي

منتظران حقيقى كسان هستند كه :
انتظار را، خودسازى خويش در مقابل هواها و خواهشهاى نفسانى ميدانند.
منتظرانى كه انتظار را، بسيج همگانى براى نهضت جهانى انقلابى بزرگ تاريخ بشريت تفسير ميكنند.
آنان كه انتظار را، مهيا شدن جهت مبارزه با جباران و خونخواران در زير پرچم بزرگ پرچمدار عدالت ميدانند.
آنان كه انتظار را جز تواضع در برابر حق و خروش در برابر باطل، نميدانند.
منتظرانى كه انتظار را جز تسليم در مقابل عدل و خروش در مقابل بيداد، نميدانند.
آنان كه انتظار را جز فرياد جاودانه محمد (ص) بر عليه مشركان چپاولگر و شمشير همواره افراشته على (ع) بر فرق منافقان غارتگر و خون هميشه جوشان حماسه آفرين حسين (ع) در بستر تاريخ، تفسير نميكنند.
انتظار رمز پايداري و پويايي و شكوفايي شيعه است و شيعه در اين انتظار شكيبايي را ياد ميگيرد. شيعه اي كه تمام هم و غم و تلاشش را به كار ميبرد و در تمام سنگرهايي كه ميتواند تا آخرين نفس ميجنگد و در آخرين لحظه از امامش ميخواهد تا بيايد، شيعـه و منتظر واقعي است.


بارلاها ما را از منتظران واقعي حضرت قرار بده ........... الهي آمين


انا مجنون‌الحسين يا ثارالله
40961
نام: سما
شهر: سیبستان!
تاریخ: 2/7/2007 2:45:46 PM
کاربر مهمان
  پس من کوشم؟!
40960
نام: نسیم
شهر: ناکجا آباد
تاریخ: 7/11/2007 2:33:06 PM
کاربر مهمان
  جناب مزاحم خواهش میکنم انتظار را برای من ترجمه کنید و بگوئید منتظر واقعی کجا مینویسد؟
به من بگوئید منتظران چه حالی دارند ؟ چرا من این حال را ندارم ؟ بگوئید منتظران چه رنگیند؟
بگوئید منتظران چه شکلی و چه قدی اند ؟
جسارتی نمیکنم تنها سوال است و کنجکاوی؟؟؟؟؟
40959
نام: مجنون الحسين
شهر: نينوا
تاریخ: 7/11/2007 2:20:39 PM
کاربر مهمان
  بسم رب الشهدا

شهـدا، اين فرشتگان زمينى!
اين عاشقان بى‏ادعا، اين پرستوهاى هميشه در كوچ، رفتند. با دلى به سرشارى يك جوى و دستانى با شكوه باران.
شهدا با چشمانى سرشار از راز و نيازهاى پر درد; رفتند تا از بند حادثه‏ها تا خلوت‏هاى خزان‏زده من و تو را بهارى كنند.
افسوس كه اين پاكان به پاكى آب، و اين دلدادگان با دلدادگى عباس‏ (ع) را فراموش كرده‏ايم و زمزمه عشق آتشينشان در درون مشوش ما به خاموشى گرائيده است.
شرمندگانى هستيم كه پرواز را از ياد برده‏ايم و مى‏ترسيم از اين‏ كه مبادا آسمان بر سرمان آوار شود.
شهدا اين زخم‏خوردگان تير عشق، اين بى‏توقعان بى‏توقع‏تر از كوير! رفتند تا ابرهاى سياه را از آسمان انديشه‏ها فرارى دهند.
رفتند تا زمستان بوى بهار بگيرد، اگر چه نگاه‏هاى سرد هميشه بر سنگ‏فرش مزار مقدسشان جا خوش كرده!
رفتند، تا همواره بر سايه‏هاى ترديدمان آفتاب يقين بتابد و گرمى خورشيد را براى سايه‏هاى دور دست معنا كند.
رفتند، دريادلان دريايى كه ما هرگز نخواهيم توانست‏حتى تصور ساحل دريايى آن‏ها را داشته باشيم.
رفتند، روشن‏هاى بى‏خورشيد، آنان كه هرگز به شب نخواهند رسيد.
آنانى كه قصه عشقشان با قصه عشق فرهادها و مجنون‏ها هرگز قابل قياس نيست، پرستوهاى عاشقى كه بى‏شك زمينى نبودند.
آنانى كه طوفان را شرمنده كردند و عشق را به زنجير كشيدند.
شهدا رفتند و ما مانده‏ايم، با كوله‏بارى از شرمندگى و حسرت!
شرمنده عروج سرخشان و حسرت كش حضور سبزشان

مبادا روي لاله‌ها پاگذاريم


انا مجنون‌الحسين يا ثارالله
40958
نام: نسیم
شهر: ناکجا آباد
تاریخ: 7/11/2007 2:07:32 PM
کاربر مهمان
  همسنگریها سلام .
جناب آقای عسگری به شخصه تنها برایتان آرزوی رفع هر چه سریعتر مشکل را دارم .
دوستان غیبت چند روزه مرا بپذیرید و مرا عفو بفرمائید.باز هم مشکلات دنیوی و تغییر مکان باعث دوری از همسنگریها میشود .
دلم با شماست و فکرم به فکرتان متصل .
انشالله در بازگشت حضور سبکبار محترم و خبر سلامتی کامل بادبادک سفید خستگی چند روز را از جسم و روحم دور کند .
فرج آقا صلوات .
40957
نام: مزاحم
شهر: تنهایی
تاریخ: 7/11/2007 2:00:54 PM
کاربر مهمان
  انتظار لذت دارد عزیزان روح را نشاط می دهد نه اینکه احساس تنهایی کنی من هم که می نویسم اکنون روحیه انتظار نئدارم یا کسی که منتظر باشد اصلا حال دیگگر دارد اینجا مطلب نمی نویسد
ای خوش انروز که ان رفته ز ره باز اید
بلبل از شور و شعف باز به آواز اید
یاسمن دامن خود را به رهش بگشاید
مرغ افسسرده در این باغ به پرواز اید
...
40956
نام: سلما
شهر: سیبستان
تاریخ: 2/7/2007 1:12:56 PM
کاربر مهمان
  للحق!
اللهم کن لولیک الفرج والعافیه و النصر وجعلنا من خیر عواناه وانصاره
یاعلی
40955
نام: احسان
شهر: تورنتو، کانادا
تاریخ: 2/7/2007 11:53:06 AM
کاربر مهمان
  در مسلخ عشق جز نکو را نکشند
لاغر صفتان زشتخو را نکشند
گر عاشق شهادتی ز کشتن مگریز
مردار شود هر آنکه او را نکشند...

یا الله.
40954
نام: بادبادک سفید(شهاب)
شهر: زیرگنبدنیلی
تاریخ: 2/7/2007 10:25:50 AM
کاربر مهمان
  آرمان گرامی سلام
کم لطف شدین دادا.
سری بزنید.
رفع گرفتار یت صلوات.
اللهم صل علی محمد و آل محمد وعجل فرجهم.
40953
نام: مجنون الحسين
شهر: نينوا
تاریخ: 2/7/2007 10:22:30 AM
کاربر مهمان
  بسم رب الشهدا

شهـدا، اين فرشتگان زمينى!
اين عاشقان بى‏ادعا، اين پرستوهاى هميشه در كوچ، رفتند. با دلى به سرشارى يك جوى و دستانى با شكوه باران.
شهدا با چشمانى سرشار از راز و نيازهاى پر درد; رفتند تا از بند حادثه‏ها تا خلوت‏هاى خزان‏زده من و تو را بهارى كنند.
افسوس كه اين پاكان به پاكى آب، و اين دلدادگان با دلدادگى عباس‏ (ع) را فراموش كرده‏ايم و زمزمه عشق آتشينشان در درون مشوش ما به خاموشى گرائيده است.
شرمندگانى هستيم كه پرواز را از ياد برده‏ايم و مى‏ترسيم از اين‏ كه مبادا آسمان بر سرمان آوار شود.
شهدا اين زخم‏خوردگان تير عشق، اين بى‏توقعان بى‏توقع‏تر از كوير! رفتند تا ابرهاى سياه را از آسمان انديشه‏ها فرارى دهند.
رفتند تا زمستان بوى بهار بگيرد، اگر چه نگاه‏هاى سرد هميشه بر سنگ‏فرش مزار مقدسشان جا خوش كرده!
رفتند، تا همواره بر سايه‏هاى ترديدمان آفتاب يقين بتابد و گرمى خورشيد را براى سايه‏هاى دور دست معنا كند.
رفتند، دريادلان دريايى كه ما هرگز نخواهيم توانست‏حتى تصور ساحل دريايى آن‏ها را داشته باشيم.
رفتند، روشن‏هاى بى‏خورشيد، آنان كه هرگز به شب نخواهند رسيد.
آنانى كه قصه عشقشان با قصه عشق فرهادها و مجنون‏ها هرگز قابل قياس نيست، پرستوهاى عاشقى كه بى‏شك زمينى نبودند.
آنانى كه طوفان را شرمنده كردند و عشق را به زنجير كشيدند.
شهدا رفتند و ما مانده‏ايم، با كوله‏بارى از شرمندگى و حسرت!
شرمنده عروج سرخشان و حسرت كش حضور سبزشان

مبادا روي لاله‌ها پاگذاريم


انا مجنون‌الحسين يا ثارالله
<<ابتدا <قبلی 4102 4101 4100 4099 4098 4097 4096 4095 4094 4093 4092 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved