اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 40922 |
نام:
مجنون الحسين
شهر:
نينوا
تاریخ:
7/10/2007 9:31:15 AM
کاربر مهمان
|
به نام آنكه اي كاش زندگي كردنم براي او بود
اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم
سلام صبح همگي بخير
***********************
يا ستار العيوب
خداوندا به من توفيقي ده که فقط يک روز بنده مخلص تو باشم که ميدانم حتي ساعتي اين چنين بودن بس دشوار است.
خداوندا دستانم خالياند و دلم غرق در آمال. يا به قدرت بيکرانت دستانم را توانا گردان يا دلم را از آرزوهاي دست نيافتي خالي کن.
خدايا ميدانم که نادانم به ذرهاي از علم بيکرانت دانايم کن.
بارالها زبانم در ستايش تو قاصر است به من زباني عطا کن تا گوشهاي اندک از رحمت بيکرانت را سپاس گويم.
خداوندا راه گم کردهام، هدايتم کن.
خدايا قلبم را از تمام کينهها پاک کن که غير از تو کسي را بر اين کار قادر نيست.
خدايا ترديم را به باور، باورم را به ايمان و ايمانم را به يقين مبدل فرما.
خداوندا به من صبري ده که بر سيلي دشمنان بخندم و با خنجرهاي دوستان به رقص آيم.
خدايا شرکم را به يکتاييت، ضعفم را به قدرتت، جهلم را به علمت، حماقتم را به حکمتت، گناهانم را به رحمتت، عصيانم را به عزتت، تيرگي دلم را به نورت، بي حرمتيهايم را به قداستت، تنگ دستي و بخلم را به کرمت و ناسپاسيم را به لطفت ببخش.
خدايا به خير و شر خود آگاه نيستم به علمت و به رحمتت هر آنچه خير من در آن است بر من فرو فرست و هر آنچه شري براي من در آن است از من دور گردان.
خدايا به من بياموز چگونه هنگامي که دستانم را بستهاند و زبانم را بريدهاند بر ظلمي که با چشمانم ميبينم صبر کنم.
خدايا به من يقيني ده که جز تو در هستي هيچ چيز نبينم.
خدايا به من دلي ده که جز مهر تو در آن هيچ مهري را راه نباشد.
خدايا به من قلبي ده که دوست داشته باشم هر آنچه آفريده توست.
خدايا به من زباني ده که جز بر حمد تو گويا نگردد.
خدايا هر آنچه دارم از آن توست پس آنچه خير من است بر زبانم جاري کن تا از تو تمنايش کنم که خود بسيار نادانم.
خدايا خواستههايم بسيارند ولي هيچ چيز در قبال آنها ندارم. پس تو از مخزن بي انتهاي کرمت آنها را به من عطا کن.
خداوندا با تمام آنچه تو به من عطا کردي مي خوانمت پس دعايم را اجابت فرما.
آمين يار رب العالمين
انا مجنونالحسين يا ثارالله
|
|
| 40921 |
نام:
احسان
شهر:
تورنتو، کانادا
تاریخ:
7/10/2007 9:12:27 AM
کاربر مهمان
|
ناز پرورد تنعم نبرد راه به دوست
عاشقی شیوه رندان بلاکش باشد..!!
و علیکم السلام داداش مصطفی عزیز...ارادتمندم حاجی.
|
|
| 40920 |
نام:
ارش
شهر:
دبی
تاریخ:
7/10/2007 8:39:03 AM
کاربر مهمان
|
پناهم داده است دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
|
|
| 40919 |
نام:
علی
شهر:
مشهد
تاریخ:
7/10/2007 8:28:52 AM
کاربر مهمان
|
بازخواني سناريوي كوي دانشگاه (18 تير 78 تا 23 تير 78)
خفاش ها را نگاه کنید و نگذارید شب بر وجودتان مسلط شود
هم اندیشی: با گذشت 8 سال از حوادث 18 تير 78 هنوز ابعاد گوناگوني از اين توطئه نامعلوم باقي مانده است.
به گزارش هم اندیشی به نقل از فارس، در اين گزارش به بازخواني سناريوي حوادث كوي دانشگاه از 17 تير تا 23 تير ماه 78 پرداخته شده است.
*اصلاحيه قانون مطبوعات
در تيرماه 1378، كميسيون فرهنگي مجلس پنجم ، طرحي را با عنوان «اصلاحيه قانون مطبوعات » در چهار بند به تصويب رساند كه مواد آن عبارت بودند از:
الف ) ممنوعيت فعاليت مطبوعاتي براي عوامل بيگانه ، اعضاي گروهك هاي تروريستي و ضدانقلاب ، جاسوسان، وابستگان و سردمداران رژيم طاغوت و...
ب ) منع شدن مطبوعات كشور از دريافت كمك مالي از كشورهاي بيگانه
ج ) ضمانت اجرايي براي مقابله با افراد دولتي يا غيردولتي كه نشريات را براي چاپ مطلب يا مقاله اي زير فشار قرار داده يا آنها را وادار به سانسور نمايند. (در قانون مطبوعات با تأكيد بر آزادي بيان و قلم و براي پيشگيري از اعمال قدرت مسئولان بر مطبوعات ، تصريح شده بود كه اگر مطبوعات دولتي يا غيردولتي از اين ماده تخلف كنند به حكم دادگاه از خدمات دولتي منفصل و يا تعزيز خواهند شد.»
د) لزوم التزام عملي مديران مسئول و صاحبان امتياز نشريات به قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران .
¤ بازي خطرناك چگونه كليد خورد
همزمان با ارسال اصلاحيه قانون مطبوعات به هيأت رئيسه مجلس ، مجمع روحانيون مبارز با صدور اطلاعيه اي كه در روزنامه ايران 12 تير 78 به چاپ رسيد، اعلام كرد: «طرحي توسط تعدادي از نمايندگان مجلس در دستور كار مجلس قرار گرفته كه فقط تحديد كننده مطبوعات است و سايه استبداد را بر فضاي مطبوعات كشور مي گستراند. اعمال محدوديت و ممنوعيت همان طور كه در گذشته نتيجه اي مطلوب در پي نداشته ، اينك نيز چنين دستاوردي نخواهد داشت .»
همچنين روزنامه نشاط در تاريخ 13 تير با انتشار بيانيه شوراي شهر تهران و سردبير 10 نشريه دوم خردادي نسبت به طرح اين اصلاحيه در مجلس هشدار داد.
روزنامه سلام هم در 15 تير يعني يك روز مانده به مطرح شدن اصلاحيه در صحن علني مجلس ، اقدام به انتشار سند محرمانه منتسب به وزارت اطلاعات نمود و با تيتر درشت نوشت : «سعيد اسلامي پيشنهاد اصلاح قانون مطبوعات را داده است .»
انتشار اين نامه توسط روزنامه سلام ، تعجب همگان را برانگيخت . روزنامه نشاط ـ ارگان غيررسمي نهضت آزادي ـ در واكنش به انتشار اين نامه نوشت : «خطر ريسك (انتشار نامه محرمانه وزارت اطلاعات ) به اندازه اي بود كه حتي سعيد حجاريان نيز صلاح را در آن دانست كه چنين بازي خطرناكي را به موسوي خوئيني ها بسپارد. سعيد حجاريان به سردبيرانش توصيه كرده بود كه فتيله را پايين بكشند و اگر خبري يا نامه اي افشاگرانه در دست دارند، آن را به همكاران ديگري كه احتمالاً حاشيه امنيتي قوي تري دارند، بسپارند.»
به صحنه آوردن مدير مسئول روزنامه سلام ـ آقاي موسوي خوئيني ها ـ با هدف ايجاد هزينه اي غيرقابل پرداخت و در نتيجه عدم تصويب اصلاحيه قانون مطبوعات صورت پذيرفت اما با شكايت وزارت اطلاعات و تعدادي از نمايندگان مجلس شوراي اسلامي ، پرونده اتهامي وي به دادگاه ويژه روحانيت ارجاع داده شد و با احتساب حكم تعليقي سال 1372، روزنامه سلام تا تعيين تكليف نهاي
|
|
| 40918 |
نام:
بادبادک سفید(شهاب)
شهر:
زیرگنبدنیلی
تاریخ:
7/10/2007 8:23:43 AM
کاربر مهمان
|
سلام نسیم گرامی و سیدمجید عزیز ممنون از لطفتون بر حسب وظیفه همه رو یاد و دعا کردم.
_____________________________________________________
آقا صادق و مجنون الحسین و نخل سوخته و عباس و آرمان و دیگر دوستان عزیز طیب الله ممنون از مطالب باحالتون.
|
|
| 40917 |
نام:
صـــادق
شهر:
قم المقدسه
تاریخ:
7/10/2007 12:29:42 AM
کاربر مهمان
|
بسم رب الشهداءوالصدیقین
.......
وقتی که 19 ساله بودی، اون، شهريه دانشگاهت رو پرداخت، همچنين، تو رو تا دانشگاه رسوند و وسائلت رو هم حمل کرد.
تو هم، ازش تشکر کردی، با گفتن خداحافظِ خشک و خالی، بيرون خوبگاه، به خاطر اينکه نمی خواستی خودتو دست و پا چلفتی نشون بدی!!(به اصطلاح، بچه مامانی
!!)
وقتی که 20 ساله بودی، اون، ازت پرسيد که، آيا شخص خاصی(به عنوان همسر) مد نظرت هست؟
تو هم، ازش تشکر کردی با گفتنِ: به تو ربطی نداره
!!
وقتی که 21 ساله بودی، اون، بهت پيشنهاد خط مشی برای آينده ات داد.
تو هم، با گفتن اين جمله ازش تشکر کردی: من نمی خوام مثل تو باشم
!
وقتی که 22 ساله بودی، اون تو رو، در جشن فارغ التحصيلی دانشگاهت در آغوش گرفت.
تو هم،ازش تشکر کردی،ازش پرسيدی که: می تونی هزينه سفر به اروپا را برام تهيه کنی
!
وقتی که 23 ساله بودی، اون، برای اولين آپارتمانت، بهت اثاثيه داد.
تو هم، ازش تشکر کردی،با گفتن اين جمله، پيش دوستات،:اون اثاثيه ها زشت هستن
!
وقتی که 24 ساله بودی، اون دارايی های تو رو ديد و در مورد اينکه، در آينده می خوای با اون ها چی کار کنی، ازت سئوال کرد.
تو هم با دريدگی و صدايی(که ناشی از خشم بود)فرياد زدی:مــادررر،لطفا
ً!!
وقتی که 25 ساله بودی، اون، کمکت کرد تا هزينه های عروسی رو پرداخت کنی، و در حالی که گريه می کرد بهت گفت که: دلم خيلی برات تنگ می شه.
تو هم ازش تشکر کردی، اينطوری که، يه جای دور رو برای زندگيت انتخاب کردی
!!
وقتی که 30 ساله بودی، اون، از طريق شخص ديگه ای فهميد که تو بچه دار شدی و به تو زنگ زد.
تو هم با گفتن اين جمله ،ازش تشکر کردی، "همه چيز ديگه تغيير کرده
!!"
وقتی که 40 ساله بودی، اون، بهت زنگ زد تا روز تولد يکی از اقوام رو يادآوری کنه.
تو هم با گفتن"من الان خيلی گرفتارم" ازش تشکرکردی
!!
وقتی که 50 ساله بودی، اون، مريض شد و به مراقبت و کمک تو احتياج داشت.
تو هم با سخنرانی کردن در مورد اينکه والدين، سربار فرزندانشون می شن، ازش تشکر کردی
!!
و سپس، يک روز، اون، به آرامی از دنيا ميره. و تمام کارهايی که تو(در حق مادرت) انجام ندادی، مثل تندر بر قلبت فرود مياد
.
اگه مادرت،هنوز زنده هست، فراموش نکن که بيشتر از هميشه بهش محبت کنی
...
و، اگه زنده نيست، محبت های بی دريقش رو فراموش نکن و به راحتی از اونها نگذر...
هميشه به ياد داشته باش که به مادرت محبت کنی و اونو دوست داشته باشی، چون، در طول عمرت فقط يه مادر داری
!!!!!
یا علی
|
|
| 40916 |
نام:
صـــادق
شهر:
قم المقدسه
تاریخ:
7/9/2007 11:38:26 PM
کاربر مهمان
|
بسم رب الشهداءوالصدیقین
سلام دوستان خوب هستید...
مـجنون الـحسین دلبری .....یا علی
................................................
................................................
................................................
عشق مادر
وقتی که تو 1 ساله بودی، اون(مادر) بِهت غذا ميداد و تو رو می شست! به اصطلاح، تر و خشک می کرد
تو هم با گريه کردن در تمام شب از اون تشکر می کردی
!
وقتی که تو 2 ساله بودی، اون، بهت ياد داد تا چه جوری راه بری.
تو هم اين طوری ازش تشکر می کردی، که، وقتی صدات می زد، فرار می کردی
!
وقتی که 3 ساله بودی، اون، با عشق، تمام غذايت را آماده می کرد.
تو هم با ريختن ظرف غذا ،کف اتاق،ازش تشکر می کردی
!
وقتی 4 ساله بودی، اون برات مداد رنگی خريد.
تو هم، با رنگ کردن ميز اتاق نهار خوری، ازش تشکر می کردی
!
وقتی که 5 ساله بودی، اون، لباس شيک به تنت کرد تا به تعطيلات بری.
تو هم، با انداختن(به عمد) خودت تو گِل، ازش تشکر کردی
!
وقتی که 6 ساله بودی، اون، تو رو تا مدرسه ات همراهی می کرد.
تو هم، با فرياد زدنِ: من نمی خوام برم!، ازش تشکر می کردی
!
وقتی که 7 ساله بودی، اون، برات وسائل بازی بيس بال خريد.
تو هم، با پرت کردن توپ بيس بال به پنجره همسايه کناری، ازش تشکر کردی
!
وقتی که 8 ساله بودی، اون، برات بستنی خريد.
تو هم، با چکوندن(بستنی) به تمام لباست، ازش تشکر کردی
!
وقتی که 9 ساله بودی، اون، هزينه کلاس پيانوی تو رو پرداخت.
تو هم، بدون زحمت دادن به خودت برای ياد گيری پيانو، ازش تشکر کردی
!
وقتی که 10 ساله بودی، اون، تمام روز رو رانندگی کرد تا تو رو از تمرين فوتبال به کلاس ژيمناستيک و از اونجا به جشن تولد دوستانت، ببره.
تو هم، ازش تشکر کردی،با بيرون پريدن از ماشين، بدون اينکه پشت سرت رو هم نگاه کنی
!
وقتی که 11 ساله بودی، اون تو و دوستت رو برای ديدن فيلم به سينما برد.
تو هم، ازش تشکر کردی، ازش خواستی که در يه رديف ديگه بشينه
!
وقتی که 12 ساله بودی، اون تو رو از تماشای بعضی برنامه های تلوزِيِون بر حذر داشت.
تو هم، ازش تشکر کردی، صبر کردی تا از خونه بيرون بره
!
وقتی که 13 ساله بودی، اون بهت پيشنهاد داد که موهاتو اصلاح کنی.
تو هم، ازش تشکر کردی، با گفتن اين جمله: تو اصلاً سليقه ای نداری
!
وقتی که 14 ساله بودی، اون، هزينه اردو يک ماهه تابستانی تو رو پرداخت کرد.
تو هم،ازش تشکر کردی، با فراموش کردن، نوشتن يک نامه ساده
!
وقتی که 15 ساله بودی، اون از سرِ کار برمی گشت و می خواست که تو رو در آغوش بگيره(ابراز محبت کنه).
تو هم، ازش تشکر کردی، با قفل کردن درب اتاقت!(نمی ذاشتی که وارد اتاقت بشه
!)
وقتی که 16 ساله بودی، اون بهت ياد داد که چطوری ماشينش رو برونی(رانندگی ياد داد).
تو هم، ازش تشکر می کردی، هر وقت که می تونستی ماشين رو بر می داشتی و می رفتی
!
وقتی که 17 ساله بودی، وقتيکه اون منتظر يه تماس مهم بود.
تمام شب رو با تلفن صحبت کردی و، اينطوری ازش تشکر کردی
!
وقتی که 18 ساله بودی، اون ، در جشن فارغ التحصيلی دبيرستانت، از خوشحالی گريه می کرد.
تو هم، ازش تشکر کردی،اينطوری که، تا تموم شدن جشن، پيش مادرت نيومدی
!
وقتی که 19 ساله بودی، اون، شهريه دانشگاهت رو پرداخت، همچنين، تو رو تا دانشگاه رسوند و وسا
|
|
| 40915 |
نام:
غلامحسین
شهر:
تهران
تاریخ:
7/9/2007 11:32:02 PM
کاربر مهمان
|
اولین باری بود که این سایت رو دیدم و اول به خاطر فال حافظش بود بعد که قسمتهای مختلف سایت رو نگاه کردم بعد از خوندن چند تا از همین حرفهای دل می خواستم از این قسمت برم بیرون که به حرفهای آقای... رسیدم که در مورد اینکه رضایت امام زمان رو در نظربگیریم و از این احساسات بیرون بیایم و واقعا وارد عمل بشی خیلی خوشم اومد و تا آخرش خوندم خیلی دید خوب،دقیق و درستی رو بیان کرده اند امیدوارم که همه دوستان اونو بخونن و جدا بهش فکر کنن، من که استفاده کردم ، ممنون و یا علی
|
|
| 40914 |
نام:
عباس
شهر:
دبی
تاریخ:
7/9/2007 10:02:13 PM
کاربر مهمان
|
بسمه تعالی
داد از این دل
یکرنگ بودن وبا وفا ماندن با همسر به حضرت علی ع بنگر
یک حجاب و ومهرباني وپاكدامني از فاطمه ام ابیها بیاموز
مهر علی و فاطمه فقط چراغ راه زندگی ماست
این چراغ را در زندگی خاموش نکنید
مهر مهر مهر
همه بشر به این مهر احتیاج دارند
به زندگی علی ع و فاطمه ام ابیها س بنگر و عمل کن
از وقتی که حضرت فاطمه ام ابیها در این خانه پا گذاشت و تا روزی که آن بزرگوار به درجه رفیع شهادت رسید
واز روزی که دست حضرت زهرا را در دست حضرت علی ع گذاشتند حضرت علی ع چگونه مردی بود
از اول زندگی تا لحظه شهادت
برای ما هم زندگی یک جهاد محسوب میشه بلکه از خود گذشتگی از خود مایه گذاشتن معرفت و مهربانی کردن در حق همدیگر
اگه علی امام ماست اگه فاطمه ام ابیها جلودار ماست مرد و زن
به کجا چنین شتابان
خدایا مارا با معرفت و شناخت این دو بزرگوار بیشتر و بیشتر اشنا بفرما امین رب العالمین
|
|
| 40913 |
نام:
گناهکار به ظاهر منتظر
شهر:
تهران
تاریخ:
7/9/2007 9:42:34 PM
کاربر مهمان
|
آره خنده داره به اسم من بخندید چون خودم رو ظاهری منتظر می بینم وقتی به خودم نگاه می کنم می بینم که اصلا شبیه آدمهای منتظر نیستم چون آدم منتظر خواب و خوراک نداره تفریح و سرگرمی نداره شبها چشم روی هم نمی ذاره تا مسافرش برگرده ولی من هیچکدوم از اینها رو ندارم کارم که گیر می افته به همه التماس می کنم به جز خدا و توسل به امام زنده کارم که راه می افته هم بازم کاری باهاشون ندارم شما بگید اسم من به جز آدم دروغگوی به ظاهر منتظر چی می تونه باشد
|
|