اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 40392 |
نام:
ارژنگ
شهر:
تهران
تاریخ:
6/24/2007 12:52:17 PM
کاربر مهمان
|
از پرده برون آی دلم غرق تمناست
تقصیر دلم نیست تماشای تو زیباست
در حلقه عشاق ز رحمت گذری کن
تا جلوه حسنت نگرند از چپ و از راست
خون می خورم از هجر ولی با که توان گفت
کاین درد نهان سوز از آن من تنهاست
چون نسیت نظر با منت از شدت رشکم
هر جا گذری اشک من از دیده هویداست
گر مست شده عالمی از جام نگاهت
چشمان تو جامند نم چشم تو صهباست
چشم من دلسوخته سر چشمه خون شد
جانا نظری کن که کنون چاره مداواست
عاری نبود از حرم و دیر و کلیسا
دلدار به هر جاست یقین اهل دل آنجاست
مستانه بگیریم قدح در شب وصلت
مستی ز رخ یار چه جان بخش و دل آراست
وصل ار ندهد دست در این فرقت جان سوز
از بخت چه نالیم که جرم از طرف ماست
ما زنده از آنیم که در بحر تو غرقیم
غواص نشانیم که چشمان تو دریاست
گفتم به خرد یار زما رخ ز چه بنهفت
گفتا ز که نالیم که از ماست که بر ماست
|
|
| 40391 |
نام:
باران
شهر:
تهران
تاریخ:
6/24/2007 12:48:11 PM
کاربر مهمان
|
ممنون از جناب آشنای غریب که به یاد تازه واردها هم بودند راستی اینجاهیچ کس مارو تحویل نگرفته به جز ایشون.....روزگار غریبی است......اما چاره ای هم نیست.
|
|
| 40390 |
نام:
شاهد
شهر:
دوکوهه
تاریخ:
6/24/2007 12:43:57 PM
کاربر مهمان
|
بسم الله النور
سلام
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم
یا زهرا سلام الله علیها
|
|
| 40389 |
نام:
باران بی دریغ
شهر:
تهران
تاریخ:
6/24/2007 12:37:18 PM
کاربر مهمان
|
در مسلخ عشق جز نکو را نکشند
روبه صفتان زشتخو را نکشند
این هم تقدیم به اون آقای محترم(!!!)لس آنجلسی.
اصلا همان بهتر که دست امثال شما از این دیار کوتاه شده است
|
|
| 40388 |
نام:
یه آشنای غریب
شهر:
زیر چتر آسمون
تاریخ:
6/24/2007 12:26:01 PM
کاربر مهمان
|
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام دوستان
و البته عرض سلام و احترام خدمت بادبادک سفید بزرگوار با مطالب زیباشون و آقا شهاب کم پیدای عزیز و جناب سبکبارگرامی...
سلام و خوش آمد گویی خدمت باران بی دریغ گرانمایه که تازه به جمع دوستان قلعه پیوستن...
مثل اینکه قلعه کلا مبصر نداره؟!!!
آقا امین گل کجایی برادر من؟!!
جناب آرمان۵۷ و آقاسعید شاهدی عزیز از مشهد هم که کلا دیگه افتخار حضور نمی دن!!!
جناب مقداد از اهواز و مبارز گرامی به قلعه سر نمی زنید؟؟
گل نرگس ۱۱۰ گرامی هم تشریف نمیارن مدتیه...
متشکر از نوشته های زیبای همه دوستان...
******************************************
برای شفای عاجل همه بیماران دست به دعا بر می داریم
اللهم اشف کل مریض
الهی آمین
به نیابت از جناب سبکبار: صلوات
************************************************
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
*************************************************
|
|
| 40387 |
نام:
بادبادك سفيد
شهر:
زير گنبد نيلي، روي خاك پاك ايران زمين
تاریخ:
6/24/2007 11:38:06 AM
کاربر مهمان
|
سلام به همه دوستان حرف دلي با صفا
امروز یه کاری کردم که هر کی ندونه فکر می کنه چقدر بیکارم. اما همیشه دلم می خواست وقت کنم و این کار رو انجام بدم. رفتم صفحه اول حرف دل. اولین مطلب رو یه برادری به اسم «عباس حسینی» از تهران در تاریخ (نه/تیر/هزار و سیصد و هشتاد و دو) نوشته بود. چهار سال پيش. همین طور صفحه زدم. (البته نه يكي يكي بلكه خيلي خيلي) تا رسيدم به صفحه آخر. صفحه چهار هزار و چهل. آخرين مطلب رو هم خوندم. دلم تنگ شد براي همه دوستاني كه من نمي شناسمشون اما يه روزي مي آمدن و حرف دل مي نوشتن ولي الان مدت هاست كه نميان. دلم تنگ شد براي همه شمايي كه مدت كوتاهي است با اسم ونوشته مي شناسمتون اما چه بخوام چه نخوام يه روز ميرسه كه ديگه منم نيستم و شما هستيد و حرف دل مي نويسد. خدايا چه زود ميگذره اين عمر.
آي آدم ها عقب مونديم از اين غافله عمر...
تا سر بر مي گردونيم مي بينيم همه چيز سر جاشه و اين ماييم كه بايد بذاريم و بريم.
اين حرف ها رو نزدم كه بگم نا اميدم. نه!!!!!
اين حرف ها رو گفتم كه يادمون باشه از اين دو روز دنيا فقط خاطره دوستي هاست كه به جا مي مونه.
دلگير نشيم از هم. كينه نداشته باشيم. اگه توهيني بهمون شد صبور باشيم و به اين فكر كنيم ما اولين نفري نيستيم كه داريم به خاطر اعتقاداتمون سرزنش ميشيم. قبل از ما كساني مورد توهين و دشمني قرار گرفتند كه خودشون صاحب عصر و زمان بودن. خدا رو شكر كنيم و ازش بخواهيم به ما صبر و آرامش عطا كنه و لسان و قلمي شيوا و گيرا و حق كه بتونيم مدافع ارزش هاي والايي باشيم كه به خاطرش زندگي مي كنيم.
خدا يار همتون...
التماس دعا
|
|
| 40386 |
نام:
عباس
شهر:
کربلا
تاریخ:
6/24/2007 11:19:01 AM
کاربر مهمان
|
نیا نیا مهدی جان دروغ می گوییم...
یاعلی مدد
|
|
| 40385 |
نام:
بادبادك سفيد
شهر:
زير گنبد نيلي، روي خاك پاك ايران زمين
تاریخ:
6/24/2007 10:52:39 AM
کاربر مهمان
|
كودك نجوا كرد: خدايا با من صحبت كن و يك چكاوك در چمنزار آواز خواند ولي كودك نشنيد.
پس كودك فرياد زد: خدايا با من صحبت كن! و آذرخش در آسمان غريد ولي كودك متوجه نشد.
كودك فرياد زد: خدايا يك معجزه به من نشان بده و يك زندگي متولد شد ولي كودك نفهميد.
كودك در نا اميدي گريه كرد و گفت: خدايا مرا لمس كن و بگذار تو را بشناسم، پس خدا نزد كودك آمد و او را لمس كرد ولي كودك بال هاي پروانه را شكست و در حالي كه خدا را درك نكرده بود از آن جا دور شد.
(نويسنده: ناشناس)
************************************************
نويسنده ناشناس محترم، اشتباه كردي. كودك خدا را درك كرد. اين من و تو بزرگ هستيم كه خدا را درك نكرديم. اين من و تو هستيم كه تا بزرگ شديم يادمون رفت خدايي هم هست. تا وقتي بچه بوديم، پاك بوديم و بزرگ دل با درك بالا اما حالا كه ظاهراً بزرگ شديم، كوته فكر شديم. با جان و دلي فرسوده و با دركي پايين.
نويسنده ناشناس محترم، من و دوستانم مدتي است از بزرگسالي استعفا داده ايم و به هشت سالگي برگشته ايم. تو هم استعفا بده و مثل ما كودك شو. حداقل براي ساعتي. تا بفهمي خدا در همين نزديكي است...
|
|
| 40384 |
نام:
باران بی دریغ
شهر:
تهران
تاریخ:
6/24/2007 10:43:13 AM
کاربر مهمان
|
حضرت علی (ع) می فرمایند:لیس للمتوکلین عناء
برای توکل کنندگان به خدا هیچ ترس و دلهره ای نیست.
اول قابل توجه خودم که مدتهاست دارم سعی میکنم با توکل به خدا با نگرانیها بجنگم ...چون میدونم شما عزیزان همه اهل دل و توکل هستین.و بعد تقدیم به همه اونهاییکه به نوعی نگران و منتظرند.
|
|
| 40383 |
نام:
سبكبار
شهر:
يه كوشه دنيا
تاریخ:
6/24/2007 10:10:27 AM
کاربر مهمان
|
درامتحانات اللهي سربلند بيرون بيائي صلوات بفرست ،كول شيطان نخوريد صلوات بفرست
|
|