اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 40312 |
نام:
احسان
شهر:
تورنتو، کانادا
تاریخ:
6/22/2007 2:51:11 PM
کاربر مهمان
|
صفت باده عشق زمن مست مپرس....ذوق اين باده ندانی بخدا تا نچشی
|
|
| 40311 |
نام:
بعد از سکوت
شهر:
ایران
تاریخ:
6/22/2007 2:21:57 PM
کاربر مهمان
|
سلام
با عرض پوزش از محضر سيد و دوستان حرف دلي.
جناب فرياد،دين همون عقيده و مرام آدمه كه در عمل خودشو نشون مي ده.گفتار و منش تو نشون دهنده دين خاصي نيست.
بدون شك آدم بي هويت و بي شخصيتي هستي كه براحتي به ديگران توهين مي كني.خب هر چي كه باشه ميگن "از كوزه همان برون تراود كه در اوست."سخن نشون دهنده درونيات آدمه.
ضمنا حرف آدماي پست و بد دهني مثل تو اصولا جايي خريدار نداره.بدون كه وطن فروشايي مث تو رو اصولا نه توي وطن نه اون جايي كه خودتو بهشون فروختي به پشيزي نمي خرن.
كسي هم از تو اطلاعات نمي خواد تو خودتو به همه معرفي كردي.
اميدوارم لااقل به حرمت انسان بودن -و نه چيز ديگه اي- بيشتر مراقب حرف زدنت باشي.
|
|
| 40310 |
نام:
سبكبار
شهر:
يه كوشه دنيا
تاریخ:
6/22/2007 12:52:39 PM
کاربر مهمان
|
امروز روز خواندن حديث كساء است بخوانيد كه معجزه ميكند اكر جمع خوانده شود جه بهتر ،مشكلات حل شود ومريض ها شفا بيا بند تو نيز به جاي خوبي برسي آرزوهاي خوبت بكامت برسه آقا امام زمان راببيني صلوات بفرست
|
|
| 40309 |
نام:
سبكبار
شهر:
يه كوشه دنيا
تاریخ:
6/22/2007 12:41:21 PM
کاربر مهمان
|
ميكفتن درباغ شهادت بسته شه ميكفتن شهدا فراموش شدن ميكفتن سبز بوشانم خسته شدن ميكفتن دست غيب ديكه ياري نمي كند مي كفتن ديوانه بوديد ميكفتن حال نوبت ابليس است مي كفتن بازار شيطان بس مي كفتن شما عقب افتاده ايد كاروان رفت شما خواب مانده ايد مي كفتن دنيا به شما مي خنده مي كفتن خاكي بوشان ما راه را نمي شناختن مي كفتن ديكه علي تنهاست مي كفتن شيعه ديكه ضعيف شده ،اما ديشب متني خواندم كه شك نكنيد مهدي باماست نائبش كار خميني مي كند سبزبوشانم كار حسيني مي كند خاكي بوشان ابوالفضلي اند صلوات
|
|
| 40308 |
نام:
سبكبار
شهر:
يه كوشه دنيا
تاریخ:
6/22/2007 12:21:49 PM
کاربر مهمان
|
acese391aceser@yahoo.comكوجه هاي مدينه باعرض سلام وادب براي سلامتي خودت صلوات بفرست ************* كي ميشه منادي فرياد بزنه وظهورت را اعلام كنه دردهارا درمان كنه *عاشق را غير وصال جه آرزوست .ما نه فقط درسجده رخ تودرنظرمانست هر دم تو درنظري ،صلوات بفرستيد صلوات
|
|
| 40307 |
نام:
سبكبار
شهر:
يه كوشه دنيا
تاریخ:
6/22/2007 12:06:56 PM
کاربر مهمان
|
علي ازتهران خداوند شمارا نيزحفظ وموفق كنه نو ر ديدن ممنونم ازمحبتتان هر جا هستي خدا كنه باعث افتخار باشي صلوات بفرست تادلت نوراني شود خوشحالي خودت خانواده صلوات بفرست
|
|
| 40306 |
نام:
ح
شهر:
ل
تاریخ:
6/22/2007 12:00:33 PM
کاربر مهمان
|
بابا تو دیگه کی هستی
|
|
| 40305 |
نام:
کوچه های مدینه
شهر:
رسول خدا
تاریخ:
6/22/2007 11:16:38 AM
کاربر مهمان
|
سلام.لطفا نخل سوخته وسبکبار ایمیلشون رو بنویسن.تسلای دل نازنین امام زمان صلوات
|
|
| 40304 |
نام:
نخل سوخته
شهر:
فراموش شده
تاریخ:
6/22/2007 10:33:33 AM
کاربر مهمان
|
آقا سلام! گرچه بلندست جايتان
ميخواهم از زمين بنويسم برايتان!
يك نامه حاوي همه حرفهاي راست
يك نامه از كسي كه كمي عاشق شماست..
يك نامه از بلندي انسان كه پست شد
يك نامه از كسي كه دچار شكست شد!
اين نامه مدح نيست فقط شرح ماتم است
يك ذره از هزار نوشتم اگر كم است
بعد از شما غبار بر آيينهها نشست
شيطان دوباره آمد و جاي خدا نشست
پرپر شدند در دل طوفاني از بدي
گلهاي روسپيد هميشه محمّدي!
آمد به شهر فاجعه اسلام راحتي!!
انسان منهدمشده، قرآن زينتي!
بيمارهاي عشق خدا بستري شدند
جلبابهايمان، كمكم روسري شدند!
خورشيد مُرد و شام تباهي دراز شد
بر روي دشمنان در اين قلعه باز شد
در كسوت قديمي آزادي زنان
تبليغ پشت پرده شهوت مُجاز شد
در كار حق مداخله كرديم، بد نبود
نان و شرف معامله كرديم، بد نبود!
كمكم اصول دين خداوند پول شد
هر كس كه پول داشت نمازش قبول شد!!
حرف خدا و دين محمّد (ص) ز ياد رفت
آري! تمام غيرت ياران به باد رفت
مسجد تهي و شهر پر از جنب و جوش شد
حتي بهشت نيز خريد و فروش شد!
راه خدا به جانب ناحق كشيده شد
كمكم دروغ مصلحتي! آفريده شد!
تخم ريا ميان دل ما جوانه زد
و مصلحت به گُردهء دين تازيانه زد
هر لقمهء حرام شده سير كردمان
و سفرههاي كفر نمكگير كردمان
و كاروان جدا شد، از راه مستقيم...
يعني خلاصه ميكنم آقا: عوض شديم!
آقا خلاصه همهء نامهام غم است
آقا خلاصه ميكنم: اينجا جهنّم است !!!
يكبار ديگر از غم انسان طلوع كن!!!
از عمق استغاثهء ياران طلوع كن
يا از خدا عذاب زمين را طلب نما
يا اينكه مثل رحمت باران طلوع كن !!!
دنياي ما اگرچه گرفتار آمدست
اما هنوز تشنهء نام محمّد (ص) آست
در انتهاي نامهء خيسم سلام بر
نام بزرگوار و نجيب پيامبر
صلوات
|
|
| 40303 |
نام:
نخل سوخته
شهر:
فراموش شده
تاریخ:
6/22/2007 9:59:40 AM
کاربر مهمان
|
روزها
ماه ها
سال ها
مثل سنگ بوده ام
گرچه گاهگاه
مثل آن شبي كه پيكر برادرم
زير انفجار بم
تكّه تكّه شد
مدتي به فكر جنگ بوده ام
من سياه تر ز خود نديده ام
من كه بارها
از زبان اين و آن شنيده ام:
آسمان سياه مي شود اگر
لانه كلاغ ها
روي شاخه درختهاي ما بنا شود
يا كه خانههاي ما
موقع اذان
خالي از صداي ربّنا شود و
من كه بارها شنيدهام :
مادر شهيد دلشكستهاي
بر جنازة عزيز خود
بس كه گريه كرد و شعر خواند
شاعر شهير شهر شد
و برادر پرندهاي كه پر شكسته بود
بس كه صبر كرد و هيچكس
اعتنا به درد هاي او نكرد
با تمام شهر قهر شد
گرچه بارها شنيده ايم...
قلب هاي ما هنوز سنگي است !!!
بازهم موقع مسافرت
كيفهاي ما فرنگي است
چند لحظه پيش
توي كوچه
بين عابران رنگ رنگ
من شنيده ام از برادر پرندهاي كه گفت :
ياد خاكريزها به خير
بعد گريه كرد و زير لب ادامه داد :
كوه هاي تنگ !
كوچه هاي جنگ !
كوچه هاي چك چك تفنگ »
بعد تكيه بر عصاي چوبياش
از كنار چشم هاي تيز عابران گذشت
راستي !
بعد از آنكه خاكهاي جبهه ها بدون مين شدند
كوچه هاي شهر ما چرا چنين شدند
مرغ هاي آسماني سفيد
با چه حيله اي اسير دانه زمين شدند ؟
من مسافرم
من مسافر غريب بندرم
بندري كه تاجران آن
جز لباس هاي جين اصل
چيز ديگري معامله نمي كنند
مردمان بندري كه ننگ را
زير پاي خويش له نمي
آي ! با حجابهايِ سرسري
آی ! شعله هاي زير روسري !
مردمان دست و روي چرب
آي ! دوستان اهل ضرب!
آي! مردمان عشق و حال
آي! مردم علامت سئوال
درد را چه مي كنيد ؟
خاطرات لحظة نبرد را چه مي كنيد ؟
راستي زمان امتحان اگر فرارسد
مثل سالهاي پيش
مرگ را دوباره دست پاچه مي كنيد ؟؟
|
|