شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
40162
نام: ممممممممممممممممممممممممممم
شهر: ااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
تاریخ: 6/19/2007 7:17:14 PM
کاربر مهمان
  یادم رفت اینو بگم مطالب شماره ۴۰۱۶۴ و۴۰۱۵۹ ماله اون ادمه روانیه فقط مطالب ۴۰۱۵۰ و۴۰۱۴۸ ماله منه ایدی هم دادم که اگه شک داشتید به من پی ام بدید اصلا بذار بگم کیم من همون انصار حزب الله تو تالار اوینی بودم و۱۰ تا اسم کاربریه دیگم داشتم تو این حرف دلم بعد از بسته شدنه تالارچندتامطلب نوشتم این مممممممممممممم یعنی محمدمهدی و ااااااااااااااااااا یعنی از امارات همونم که می خواستم صفحه ۴۰۰۰ رو خودم پر کنم از برادر گرامی جناب مجنون الحسین معذرت می خوام که این طرز معرفی خودم باعث شد یه ادمه عقده ای از این اسم سو استفاده کنه و به شما تهمت بزنه اینوهم بگم که دیگه با این اسم چیزی نمی نویسم
40161
نام: ممممممممممممممممممم
شهر: ااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
تاریخ: 6/19/2007 7:01:27 PM
کاربر مهمان
  دوستان توجه کن این کسی که نوشته امین ۱۱۰ همون مجنون الحسین من نیستم قسم می خورم من همونم که طرفداریه سید مقدادو کردم ولی این ظاهرا کار یه ادمه روانیه بیاید این ایدی من هر کی توضیح خواست اینو اد کنه دوست ندارم براسید مقداد مشکلی پیش بیاد من با این اسم فقط دوتا مطلب نوشتم وحرف سید مقدادو تایید کردم yamahdiad درضمن اینم بگم که من اصلا مممممممممممم اااااااااااااااا خودم نشمردم ببینم چند تاست همین جوری دستم می ذارم رو کلید وفشار می دم ولی می تونم توضیح بدم اینکه اسم از مممم و شهر از اااااااا انتخاب کردم چه منظوری داشتم و بعدا لازم شد میگم
40160
نام: مجنون الحسين
شهر: نينوا
تاریخ: 6/19/2007 6:41:52 PM
کاربر مهمان
  ادامه مطلب قبل

ما كه خانه زهرا در، دلهاى بى‏قرارمان است، ستاره‏هاى دعا را از آسمان نياز مى‏چينيم، و از خداى زهرا مى‏خواهيم كه مهديش بيايد و قبر محبوبه‏مان را بر ما بنمايد.
و با حمايت از ولايت على زمانمان، نمى‏گذاريم تاريخ مظلوميت «على‏» دوباره تكرار شود ...

من فقط مجنون‌الحسينم

انا مجنون‌الحسين يا ثارالله
40159
نام: مجنون الحسين
شهر: نينوا
تاریخ: 6/19/2007 6:37:21 PM
کاربر مهمان
  به نام آنکه ای کاش زندگی کردنم برای او بود

گل باغ على پژمرده گشته، و ماه از خانه مرتضى هجرت كرده و ستارگان عزادارند.
كهكشان ولايت غرق در ماتم است و در سكوت شب صدايى جز نوحه على و فرزندانش شنيده نمى‏شود.
حراميان در انديشه ظلمى ديگر، به خواب رفته‏اند، و غرق در دنياى آلوده خويشند.
در اين دنياى اسرارآميز، زمينى است كه همه ارزش آن به يك شهر است، و همه بهاى آن شهر، به يك خانه است.
كلبه‏اى كه باب شهر علم و خيرة النساء العالمين به آن شرف حضور بخشيده‏اند.
هر روز صبح پيامبر اسلام بر اهل خانه‏اى در مدينه وارد مى‏شدند و دسته گلهاى سلام را تقديم اهل آن مى‏نمودند.
اهل آن خانه چه كسانى بودند و چه سرى در آن خانه نهفته بود، كه ارزشمندترين انسانهاى دنيا، براى آن اين همه عظمت قائل بودند؟
على(ع) او كه بايد از درب ولايتش وارد شهر علم نبى شد.
فاطمه(س) هم او كه دلدادگان كويش از آتش گمراهى رهايى يافته‏اند.
حسنين عليهما السلام همانها كه آقا و سيد دلهاى بهشتى مؤمنانند.
و زينبين عليهما السلام همان ستارگان پر فروغ دامان زهرا(س) و ماجرا از اينجا شروع شد كه:
غم فراق پيامبر، چون ابرهاى در هم پيچيده، آسمان دل زهرا را فرا گرفت، و باران اشك، نمود دل طوفانى‏اش شد.
او تنها براى جدايى از پدر نمى‏گريست، بر مظلوميت على(ع) هم اشك مى‏ريخت.
دنياپرستان زرخواه زورگو،همان حسودانى كه به طمع رسيدن به مقام و به طمع عشقهاى آتشين، چشم دلشان كور شد، و گوشهاى انديشه‏شان ناتوان گشت، و زبان حق گوييشان لال شد.
ارزش وجود اهل‏بيت را نخواستند كه درك كنند.
آنها، خفاشان شب خواهى بودند، كه از تابش خورشيد حقيقت وحشت داشتند.
آنها چون كفهاى روى آب زلالى دل على(ع) را پوشاندند، و خود با زرق و برقهاى دروغين، نمايان شدند.
و زهرا، نور درخشان آسمان ولايت، خود را موظف ديد حق على را بازپس گيرد،نه اينكه على شوهرش بود، و او مى‏بايستى، براى رسيدن به تجملها هر طور كه شده حق همسرش را بگيرد!!!
نه، زهرا، والاتر از دنياست، و دنيا، براى او پديد آمده‏او آنقدر جميل است كه نياز به تجمل ندارد.
فاطمه(س)، فرياد زد تا قرآن ناطق را خاموش نكنند.
او سخن گفت: تا گوساله‏هاى سامرى نمود پيدا نكنند.
گريست كه دلهاى زنگار گرفته و دنيا طلب آنها، با زلال اشكهاى او شستشو شود.
اما افسوس كه زهر هوس غيرت دينى آنها را كشته بود.
آن «ايمان آوردگان مصلحتى‏» بر گردن خورشيد ريسمان فكندند، و بر صورت چون ماه زهرا، صاعقه سيلى زدند
و پهلوى فاطمه را چون دل على شكستند شراب خواران مست از مى دنيا، باده‏گساران شهوت و مقام ياس خانه على را پژمردند. و على ماند و تنهايى و غم، ومهتاب شاهد ناله‏هاى مولا بود.
اسماء، آب بريز تا طاهره مطهره را غسل دهم، اما نه، دست نگهدار.
خداى من! كبودى تازيانه بر پهلوى محبوبه‏ام ...
زن، اينقدر، با وفا و با حياء، كه نگذاشت، بدانم درد وجودش را.
بارخدايا! آنروز كه گل مهر زهرا(س) را در قلبم روياندى، حبيبت پاره تنش را در خانه من به امانت نهاد.
اما،گل ياس من، آنروز، نيلوفرى نبود، و آسمان چهره‏اش نيلى نبود ...»
اين زمزمه‏هاى سوزناك على بود از فراق محبوبه خدا، در شب غم. و فرزندانش چون بلبلان خزان زده بر گل پرپرشان اشك ريختند.
و ما ...
ما كه خانه زهرا در، دلهاى بى‏قرارمان است، ستاره‏هاى دعا را از آسمان نياز مى‏چينيم، و از خداى زهرا مى‏خواهيم كه مهديش بيايد و قبر محب
40158
نام: مجنون الحسين
شهر: نينوا
تاریخ: 6/19/2007 6:33:07 PM
کاربر مهمان
  خدايا به من زيستني عطا کن، که در لحظه‌ي مرگ بر بي‌ثمري لحظه‌اي که براي زيستن گذشته است حسرت نخورم، و مردني عطا کن که بر بيهودگيش سوگوار نباشم. براي اينکه هر کس آنچنان ميميرد که زندگي مي کند.
خدايا تو چگونه زيستن را به من بياموز، چگونه مردن را خود خواهم آموخت.
خدايا رحمتي کن تا ايمان، نان و نام برايم نياورد، قدرتم بخش تا نانم را و حتي نامم را در خطر ايمانم افکنم، تا از آنهايي باشم که پول دنيا را مي‌گيرند و براي دين کار مي‌کنند، نه از آنهايي که پول دين مي‌گيرند و براي دنيا کار مي‌کنند.

الهي آمين

معلم شهيد دكتر علي شريعتي

روحش شاد و راهش پر رهرو باد.
40157
نام: بنده خدا
شهر: اصفهان
تاریخ: 6/19/2007 6:14:50 PM
کاربر مهمان
  دعا کنید خدا اول همه مریض ها را شفا بده آخر سر هم مرا
التماس دعا
خواهر کوچکتان
40156
نام: سبكبار
شهر: يه كوشه دنيا
تاریخ: 6/19/2007 6:11:50 PM
کاربر مهمان
  مجنون الحسين سلام وجودت باعث خير وبركت هست وباشه درقلعه صلوات بفرست
40155
نام: بنده خدا
شهر: جزیره مجنون
تاریخ: 6/19/2007 5:55:08 PM
کاربر مهمان
  امروز سال روز در گذشت مرحوم مغفور ، زنده یاد دکتر علی شریعتی است
روحش شاد و یادش گرامی

بخشی از سخنرانی ایشان با عنوان" فاطمه ، فاطمه است "
*****************************************************

مدینه در دهان شب فرو رفته است، مسلمانان همه خفته ‌اند. سکوت مرموز شب گوش به گفت‌وگوی آرام علی دارد.
و علی که سخت تنها مانده است، هم در شهر و هم در خانه ، بی ‌پیغمبر، بی ‌فاطمه. همچون کوهی از درد، بر سر خاک فاطمه نشسته است.
ساعت ‌ها است.
شب ـ خاموش و غمگین ـ زمزمه درد او را گوش می ‌دهد، بقیع آرام و خوشبخت و مدینه بی‌وفا و بدبخت، سکوت کرده ‌اند، قبر‌های بیدار و خانه‌ های خفته می‌شنوند.
نسیم نیمه شب کلماتی را که به سختی از جان علی برمی‌آید، از سر مزار فاطمه به خانه‌ خاموش پیغمبر می‌برد :
ـ بر تو، از من و از دخترت ـ که در جوارت فرود آمد و به شتاب به تو پیوست، سلام ای رسول خدا.
ـ از سرگذشت عزیز تو ـ ای رسول خدا ـ شکیبایی من کاست و چالاکی من به ضعف گرایید . اما، در پی سهمگینی فراق تو و سختی مصیبت تو، مرا اکنون جای شکیب هست.
من تو را در شکافته گورت خواباندم و در میانه‌ حلقوم و سینه من جان دادی،

“انا لله و انا الیه راجعون”.

ودیعه را بازگرداندند و گروگان را بگرفتند، اما اندوه من ابدی است و اما شبم بی‌خواب، تا آنگاه که خدا، خانه‌ای را که تو در آن نشیمن داری، برایم برگزیند.
هم‌اکنون دخترت تو را خبر خواهد کرد که قوم تو بر ستمکاری در حق او همداستان شدند. به اصرار از او، همه چیز را بپرس و سرگذشت را از او خبر گیر.

اینها همه شد، با این که از عهد تو دیری نگذشته است و یاد تو از خاطر نرفته است.
بر هر دوی شما سلام. سلام وداع کنننده‌ای که نه خشمگین است، نه ملول.
لحظه‌ای سکوت نمود، خستگی یک عمر رنج را ناگهان در جانش احساس کرد. گویی با هر یک از این کلمات، که از عمق جانش کنده می‌شد ـ قطعه‌ای از هستی‌اش را از دست داده است.

یا علی التماس دعا


40154
نام: سبكبار
شهر: يه كوشه دنيا
تاریخ: 6/19/2007 5:44:35 PM
کاربر مهمان
  جناب ممممم اااااااشما كه بدترش كردي جكار مجنون الحسين داري تهمت ميزني قصدت جيه ازاين حرفها قلبت خداي نكرده سياه ميشود به اين راحتي تهمت ميزني بيا كول شيطون رانخور صلوات بفرست
40153
نام: ممممممممممممممممممممممم
شهر: ااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
تاریخ: 6/19/2007 5:24:00 PM
کاربر مهمان
  ههههههههههه
امین ۱۱۰ همون مجنون‌الحسين ديگه...
<<ابتدا <قبلی 4022 4021 4020 4019 4018 4017 4016 4015 4014 4013 4012 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved