اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 39902 |
نام:
حسین شهرابی
شهر:
استرالیا
تاریخ:
2/8/2007 7:35:26 AM
کاربر مهمان
|
روضه حضرت ابوالفضل برای من ارسال بفرماید نوشتاری باشد بهتر می باشد۰
|
|
| 39901 |
نام:
؟؟؟؟
شهر:
؟؟؟؟؟؟
تاریخ:
2/8/2007 2:39:19 AM
کاربر مهمان
|
سلام شما خوبيد
|
|
| 39900 |
نام:
دا
شهر:
بهب
تاریخ:
2/8/2007 1:29:14 AM
کاربر مهمان
|
خالي
|
|
| 39899 |
نام:
بادبادک سفید
شهر:
زیر گنبد نیلی، روی خاک پاك ايران زمين
تاریخ:
2/8/2007 12:56:40 AM
کاربر مهمان
|
السلام عليك يا ابا صالح المهدي (عجل الله تعالي فرجه الشريف)
و چه زلال
ـ اي زلال ترين ـ
اشك ريخته اي؛
اشكي براي من...
اشك تو براي من...
اشكي براي سبك شدن كوله بار پر گناه من...
آه... اي خداي من!
خدايا...
دلم تنگ است و ذهنم خسته، خسته از تكرارها، خسته از دورنگي ها، خسته از نقاب ها...
خدايا...
سپاس تنها تو را سزد و تنها تو را، كه هرگاه غافل از يادت مي شوم، مرا فراموش نمي كني.
تو را هزاران مرتبه شكر كه هرگاه مشغول خود مي شوم، صدايم مي كني و مرا به سوي خود مي خواني.
خدايا...
دوستت دارم كه هرگاه يادم مي رود بگويم دوستت دارم، پيش دستي مي كني و مي گويي دوستت دارم
گاه آن قدر به من نزديك مي شوي كه گرماي آغوشت را حس مي كنم و آگاه آن قدر از تو دور مي شوم كه سرماي تاريكي و تنهايي، وجودم را مي لرزاند.
خدايا...
امروز چشمان بسياري را اشكبار ديدم. ديدم عاشقاني را كه اشك از مژگانشان چون دُر فرو مي افتاد. شنيدم كه آه از نهادشان بر مي خواست...
گرچه دلم را خون كرده است اين ظلم عظيم، اما اميد دارم به او كه نداي «هل من ناصر ينصرني» اش در عالم طنين انداز خواهد شد...
بخوانيمش...
اللهم عجل لوليك الفرج
الهی آمین
و دیگر هیچ...
|
|
| 39898 |
نام:
بادبادک سفید
شهر:
زیر گنبد نیلی، روی خاک پاك ايران زمين
تاریخ:
2/8/2007 12:23:19 AM
کاربر مهمان
|
السلام عليك يا ابا صالح المهدي (عجل الله تعالي فرجه الشريف)
و چه زلال
ـ اي زلال ترين ـ
اشك ريخته اي؛
اشكي براي من...
اشك تو براي من...
اشكي براي سبك شدن كوله بار پر گناه من...
آه... اي خداي من!
خدايا...
دلم تنگ است و ذهنم خسته، خسته از تكرارها، خسته از دورنگي ها، خسته از نقاب ها...
خدايا...
سپاس تنها تو را سزد و تنها تو را، كه هرگاه غافل از يادت مي شوم، مرا فراموش نمي كني.
تو را هزاران مرتبه شكر كه هرگاه مشغول خود مي شوم، صدايم مي كني و مرا به سوي خود مي خواني.
خدايا...
دوستت دارم كه هرگاه يادم مي رود بگويم دوستت دارم، پيش دستي مي كني و مي گويي دوستت دارم
گاه آن قدر به من نزديك مي شوي كه گرماي آغوشت را حس مي كنم و آگاه آن قدر از تو دور مي شوم كه سرماي تاريكي و تنهايي، وجودم را مي لرزاند.
خدايا...
امروز چشمان بسياري را اشكبار ديدم. ديدم عاشقاني را كه اشك از مژگانشان چون دُر فرو مي افتاد. شنيدم كه آه از نهادشان بر مي خواست...
گرچه دلم را خون كرده است اين ظلم عظيم، اما اميد دارم به او كه نداي «هل من ناصر ينصرني» اش در عالم طنين انداز خواهد شد...
بخوانيمش...
اللهم عجل لوليك الفرج
الهی آمین
و دیگر هیچ...
|
|
| 39897 |
نام:
بادبادک سفید
شهر:
زیر گنبد نیلی، روی خاک پاك ايران زمين
تاریخ:
2/8/2007 12:16:35 AM
کاربر مهمان
|
السلام عليك يا ابا صالح المهدي (عجل الله تعالي فرجه الشريف)
************************************************
و چه زلال
ـ اي زلال ترين ـ
اشك ريخته اي؛
اشكي براي من...
اشك تو براي من...
اشكي براي سبك شدن كوله بار پر گناه من...
آه... اي خداي من!
خدايا...
دلم تنگ است و ذهنم خسته، خسته از تكرارها، خسته از دورنگي ها، خسته از نقاب ها...
خدايا...
سپاس تنها تو را سزد و تنها تو را، كه هرگاه غافل از يادت مي شوم، مرا فراموش نمي كني.
تو را هزاران مرتبه شكر كه هرگاه مشغول خود مي شوم، صدايم مي كني و مرا به سوي خود مي خواني.
خدايا...
دوستت دارم كه هرگاه يادم مي رود بگويم دوستت دارم، پيش دستي مي كني و مي گويي دوستت دارم.
گاه آن قدر به من نزديك مي شوي كه گرماي آغوشت را حس مي كنم و آگاه آن قدر از تو دور مي شوم كه سرماي تاريكي و تنهايي، وجودم را مي لرزاند.
خدايا...
امروز چشمان بسياري را اشكبار ديدم. ديدم عاشقاني را كه اشك از مژگانشان چون دُر فرو مي افتاد. شنيدم كه آه از نهادشان بر مي خواست...
گرچه دلم را خون كرده است اين ظلم عظيم، اما اميد دارم به او كه نداي «هل من ناصر ينصرني» اش در عالم طنين انداز خواهد شد...
بخوانيمش...
اللهم عجل لوليك الفرج
الهی آمین
و دیگر هیچ...
|
|
| 39896 |
نام:
سبكبار
شهر:
صلوات
تاریخ:
2/7/2007 11:48:44 PM
کاربر مهمان
|
صلوات بفرست
|
|
| 39895 |
نام:
1001
شهر:
آسمان
تاریخ:
2/7/2007 11:08:57 PM
کاربر مهمان
|
وظیفه ی ما چیست؟
تا کی بغض هایمان را در گلو فرو ببریم؟
|
|
| 39894 |
نام:
شاهد
شهر:
دوکوهه
تاریخ:
2/7/2007 10:31:14 PM
کاربر مهمان
|
بسم الله النور
السلام علیک یااباصالح المهدی
العجل بقیه الله.
اعلجل بقیه الله
العجل بقیه الله
یادش بخیر یه روزی اینجا آقا مجید وآقا مقداد وساراخانومی بودن که هروقت کسی مشکلی رو مطرح میکرد کلی در موردش صحبت می کردن.
انشالله مادر آقا مجید هرچه زودتر سلامتیشونو بدست بیران تا ایشون برگردن .
یه سلام هم در جواب آقا احسان بزرگوار .شما که هراز گاهی سر میزنید چرا انقدر کوتاه........
برای تنها از غریبستان
خواهر بزرگوار مشکلتون رو کاملا درک می کنم .جدا میگم .خیلی موقعیت بدیه.قبول دارم تنها راهی که می تونم بهتون بگم فقط توکل وتوسل.
دست به دامان مادر سادات بشید تا راهی جلوی پاتون بذارن وحداقل صبر جمیل به شما عنایت کنن.
بعدشم در ادامه راه جناب سبکبار ما همچنان به صراط صلوات توسل می کنیم.
اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم.
یازهرا سلام الله علیها
|
|
| 39893 |
نام:
،،،،،
شهر:
،؟؟؟
تاریخ:
2/7/2007 9:53:55 PM
کاربر مهمان
|
خدا
|
|