شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
39802
نام: فاطمه
شهر: تهران
تاریخ: 6/11/2007 4:23:59 PM
کاربر مهمان
  ای خدا خودت گفتی هر مشکلی داری بیا پیش خودم امروز واسه هزارومین بار امدم اما بازم جواب ندادی کاری کن برگرده سر خونه زندگیش می دونم هیشه تقصیر من بوده و اون می بخشید حالا تقصیر با اون من بخشیدم اما نیومد یا ابوالفضل یا حسین شما مارو به هم رسوندین کاری کنید برگرده.یا علی
39801
نام: محجوبه
شهر: مهد نور
تاریخ: 6/11/2007 4:09:44 PM
کاربر مهمان
  بسم الله الرحمن الرحیم
با نام تو آغاز می کنم یا ارحم الراحمین.
زمزم خانم عزیزم علیکم سلام و رحمه الله
جناب سبکبار لطف و بزرگواری شما برادر ارجمندم بسیار تشکر می کنم انشا الله خدا توفیقتان را روز افزون کند به برکت حضورتان و صلوات بر محمد و آل محمد محفل نورانی و معطر قلعه ی شهید آوینی نورانی تر و فضای ان از شمیم دل انگیز صلوات آکنده شده
جزائکم الله خیرا

رسول خدا ، حضرت محمد (صلوات الله علیه) فرمودند :
مَن نَسَي الصَلاة عَليَ اخطَا طَريقَ الجنَةِ
کسي که صلوات بر من را فراموش کند راه بهشت را گم کرده است.

در يكى از مجالس كه به ياد اهل بيت برگزار شده بود و برنامه «ختم صلوات» هم برگزار بود، سخنران مجلس ضمن بحث پيرامون «عطر صلوات»، خاطره زير را نقل كرد:
يكى بار كه آخوند ملاعلى همدانى - رحمت و رضوان خدا بر او باد - ميهمانى عمومى داشتند، مردم گروه گروه به خدمتش مى‏رسيدند و آن عالم وارسته، براى هر فرد يا گروه تازه وارد، از جا بلند مى‏شد و با برخى مصافحه مى‏كرد و عده‏اى را هم به اقتضاى وضع و حال، در آغوش مى‏گرفت و از ميهمانان خود، پذيرايى مى‏كرد. در اين ميان، چند نفر وارد مجلس شدند و يكسره تا نزديك مرحوم آخوند ملاعلى پيش رفتند و با او، روبوسى كردند. مرحوم آخوند ملاعلى به يكى از آنها گفت: بعد با شما كار دارم و بعد همگى مى‏نشستند.
هنگام رفتن، فرد موردنظر به آخوند ملا على گفت: مى‏خواهم از محضرتان مرخص شوم؛ اگر امرى هست، بفرماييد. آخوند ملاعلى به او گفت: از عطرى كه به خود زده‏ايد، مى‏خواهم و چنان كه نشانى بدهيد كه آن را تهيه كنم، متشكر مى‏شوم. فرد مورد نظر با فروتنى گفت: سرورم! من عطر نزده‏ام. آخوند ملاعلى گفت: اما بوى خوش و رايحه دل‏انگيزى داريد! فرد معطر گفت: آرى، اين رايحه دل‏انگيز، عطر صلوات بر محمد و آل محمد محمد است و ماجراى شيرينى دارد؛ آخوندملاعلى، خواستار نقل آن ماجرا شد و او گفت:
شبى در عالم رؤيا، خود را در مجلس بزرگ و با شكوهى ديدم كه از جمعيت موج مى‏زد. پيامبر اعظم‏صلى‏اللّه‏عليه‏وآله سخنرانِ آن مجلس با شكوه بود. سكوت مطلق، بر آن مجلس حاكم بود و همه حاضران، به سخنان آن حضرت گوش مى‏دادند. ناگهان آن حضرت، سخنان خود را قطع كرد و از جمعيت حاضر در مجلس پرسيد: چه كسى از شما زياد صلوات مى‏فرستد؟ در ميان آن جمعيت انبوه، از كسى صدايى برنخاست؛ اين جانب نيزبا اين كه با ذكر شريف صلوات مأنوس و اكثر اوقات، بدان مترنم بودم، خود را مصداق وصف «زياد» نمى‏دانستم و از شرم و حيا، سكوت كردم. آن حضرت، سؤال خود را براى بار دوم و سوم نيز تكرار كرد؛ ولى باز هم كسى چيزى نگفت. در اين موقع، آن بزرگوار مرا به اسم صدا زد و به خدمت خود فراخواند. من به احترام آن حضرت و جهت اطاعت از دستور وى، بى‏درنگ از جا بلند شدم و از ميان آن جمعيت فراوان، خود را به وى رساندم. آن حضرت، مرا در آغوش گرفته، فرمود: شما زياد صلوات مى‏فرستيد و لب‏هاى مرا بوسيد و با همان بوسه وى، اين بوى خوش كه در حقيقت عطر صلوات است، با من همراه شده است.

اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

39800
نام: نازنین فاطمه
شهر: تهران
تاریخ: 6/11/2007 3:45:21 PM
کاربر مهمان
  سلام دلم گرفته خستم دیگه به اخزش رسیدم
از هر کی پرسیدم همه تو رو معرفی می کنن
همه می گن ادما می میرن اما روحشون همه جا هست شاهد وناظر همه چییز از کمک می خوام دستمو بگیر
یاعلی
اول تو بگو یا علی دوم من می گم
منتظرم
یا علی
39799
نام: علی
شهر: مشهد
تاریخ: 6/11/2007 3:25:39 PM
کاربر مهمان
  نخست موعظه پیر می فروش این بود که از معاشر نا اهل احتراز کنید
39798
نام: محجوبه
شهر: مهد نور
تاریخ: 6/11/2007 3:12:28 PM
کاربر مهمان
  بسم رب الفاطمه
سلام بر صديقه کبري ،حضرت فاطمه زهرا (س)
اللهم صل علي فاطمة و ابيها و بعلها و بنيها و السر المستودع فيها بعدد ما احاط به علمک
بعد از آن همه مصيبتهايى كه بى بى فاطمه(عليهاالسلام ) متحمل شد، و چهل روز به بستر افتاد (و از درد پهلو و صورت كبود شده از سيلى و بازوى ورم كرده از ضربت تازيانه و سقط شدن فرزندش محسن (ع ) ناله ها داشت ) احساس كرد كه شهادتش نزديك شده .
ام ايمن و اسماء بنت عميس را صدا زد كه بيايند، وقتى كه آمدند، فرمود: برويد بگوئيد آقا اميرالمؤ منين (ع ) بيايد.آمدند، آقا را صدا زدند و آقا تشريف آوردند و فرمودند: فاطمه جان در چه حالى هستيد، چه فرمايشى داشتيد؟
بى بى فاطمه (عليهاالسلام ) فرمود: پسر عموى عزيزم دارم مى ميرم و گمان مى كنم به همين زودى ها ميخواهم به پدرم ملحق بشوم ، مى خواهم درد دل و وصيت بكنم .
آقا على فرمود: اى فرزند رسول خدا، اى دختر پيغمبر چه وصيتى داريد؟!
صدا زد: يا على از وقتى كه بخانه شما آمدم و باهم معاشرت داشتيم ، آيا تا بحال از من دروغى ديده يا شنيده ايد؟ آيا تا بحال از من خيانتى مشاهده كرده ايد؟ آيا تا بحال با دستورهاى شما مخالفتى كرده ام ؟ آيا تابحال از من بدى ديده ايد؟
آقا اميرالمؤ منين (ع ) فرمود: پناه بخدا مى برم فاطمه جان شما بهترين زنان عالم هستيد از همه جهت ، از نظر خدا پرستى ، نيكوكارى ، تقوى ، بزرگوارى ، علم ، عمل . من از شما هيچ بدى نديدم ، زهرا جان اين حرفها چيست كه ميزنى ؟! جدائى از شما و دورى از شما خيلى بر من سخت است .
بخدا قسم دوباره مصيبتهاى رسول اللّه را براى من تازه كردى . من نمى توانم دورى شما را ببينم ، خيلى بر من سخت و گران و ناگوار است .
بعد فرمود: انا للّه و انا اليه راجعون ... چه مصيبت فجيع ودردناك و غم آورى است . بخدا اين مصيبت تسليت ناپذير و غير قابل جبران است .
يك وقت آقا اميرالمؤ منين و بى بى فاطمه (عليه السلام ) باهم به گريه افتادند و يك ساعتى كنارهم گريه مى كردند. آقا سر بى بى را بسينه چسبانيد و فرمود: فاطمه جان هرچه مى خواهى بگو، من در خدمت هستم .
بى بى فرمود: خدا جزاى خيرت بدهد. اى پسر عموجان .
يا على اگر مُردم دختر خواهرم زينب را به مادرى بچه هام انتخاب كن ، چون او مثل من براى بچه ها مادرى مى كند و براى بچه هاى يتيم مهربان است ، نمى خواهم بچه هام وقتى بى مادر شدند احساس بى مادرى كنند.
يا على نمى خواهم آن كسانيكه به من ظلم و ستم كردند و حق مرا خوردند و پهلويم را سوراخ كردند و شكستند و محسنم را سقط كردند و بر من تازيانه زدند پشت جنازه ام حاضر شوند، زيرا آنها دشمن من و خدا و رسول خدا(ص ) هستند.
يا على نگذار احدى از آنها يا اتباع آنها بر من نماز بخوانند و تشييع جنازه ام كنند ... .
يا على شب مرا غسل بده و شب كفن كن و شب نماز بر من بخوان و شب دفنم كن ... در آن وقتى كه تمام ديده ها و چشمها بخواب رفته ....
السلام علیک یا اماه یا ریحانه النبی
مولايم ! اي منتقم شاخه ياس
ببين اينبار با قلبي محزون تز از هميشه آمدم تا به التماست بيشينم
اشكهايم را بنگر كه چگونه براي سرازير شدن از هم سبقت مي گيرند
بيا و ديگر بشكن اين ديوار انتظار را
بيا و بگير انتقام مادرمان را ....... الهم عجل لوليك الفرج
ای اشك همیشه ببار که غم از دست دادن دوست غم یکی دو روز نیست غم جاودانه است.»

لعن الله قاتلی فاطمه الزهرا
اللهم دعّهم الی النــــار دعّا و ارکسهم فی اليم عذابک رکسا و احشرهم و اتباعهم الی جهنم زم
39797
نام: سبكبار
شهر: يه كوشه دنيا
تاریخ: 6/11/2007 2:28:00 PM
کاربر مهمان
  جواب براي زمزم وعليكم سلام زير سايه حق باشي ،هر طور راحتي مارابخوان،حضورتان مداوم باشه صلوات
39796
نام: سبكبار
شهر: يه كوشه دنيا
تاریخ: 6/11/2007 2:27:22 PM
کاربر مهمان
  جواب براي زمزم وعليكم سلام زير سايه حق باشي ،هر طور راحتي مارابخوان،حضورتان مداوم باشه صلوات
39795
نام: علی
شهر: مشهد
تاریخ: 6/11/2007 2:20:21 PM
کاربر مهمان
  صبح است ساقیا قدحی پر شراب کن دور فلک درنگ ندارد شتاب کن
سلام بزرگان و اقای سبکبار
سید مجید به من میل زده و ادرس شما را خواسته ادرس اون عکسا سرداب و
خواستی برایم بفرست
39794
نام: نوید
شهر: نا کجا آباد
تاریخ: 6/11/2007 1:35:39 PM
کاربر مهمان
  سلام عرض میکنم خدمت تمام مخلصین مولایم امام زمان بعد در این روزهای خلی دلم تنک شده و میخوام گریه کنم اما واقعا این شانه که منو به خود جای بد ه نیست و در این شهر نمیشه که اونو بدست آورد اما عزیزان که این سیاهه رو میخونید از شما کوچکانه تقاضا دارم که یک کم برای منی دور افتاده نیز دعا کنید کا ش میشد مثلی شما دستم به امام رضا میرسید اما افسوس ....................................................................................................................................... دوستان خلی محتاج به دعا شما عزیزان هستم خواهش میکنم که در نماز خودتون منو یاد تو ن نره و برای ظهوری آقای نیز دعا کنید ممنونم از یاری شما عزیزان
39793
نام: زمزم
شهر: مکه
تاریخ: 6/11/2007 1:29:43 PM
کاربر مهمان
 
بسمه تعالی
سلام به همه به سبکبار و شهاب که نمیدونم اقا صداشون کنم یا خانم به هر حال امیدوارم که همیشه سلامت باشین
در مورد اون مادر و دختری که سوال کردین خدا را شکر با کمک دوستای ایرانیمون و دعاهای دوستان و اشنایان حالشون خیلی بهتره ولی مجلسشون پر رونقتر از قبل بر قراره.
ابجی محجوبه خیلی ممنون چه کنیم که کمال همنشین در منم اثر کرد انجوری شد که منم سر از اینجا در آوردم .خب منم ایام فاطمیه را بهتون تسلیت میگم.همه را دعا کنین.
راستی تا یادم نرفته قرانمون رو هم به اتفاق دوستامون خوندیم تموم شد.
خداحافظ
<<ابتدا <قبلی 3986 3985 3984 3983 3982 3981 3980 3979 3978 3977 3976 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved