شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
39362
نام: صبا
شهر: همدان
تاریخ: 5/30/2007 7:04:41 PM
کاربر مهمان
  خيلي دلم گرفته نمي دانم كاري رو كه مي خوام انجام بدم چه قدر درسته چه قدر صلاحه خدايا خودت كمكم كن
39361
نام: بنده خدا
شهر: جزیره مجنون
تاریخ: 5/30/2007 6:54:40 PM
کاربر مهمان
  شام غریبان خانم فاطمه زهراست " التماس دعا از همه بزرگواران"

امان از دل حیدر
39360
نام: بنده خدا
شهر: جزیره مجنون
تاریخ: 5/30/2007 6:50:33 PM
کاربر مهمان
  بسم الله الذی خلق النور من النور

السلام علیک یا فاطمة الزهراء سیدة النساء العالمین

سلام بر همه سروران


فرا رسیدن سالروز شهادت بی بی دو عالم ، ام ابیها، حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) را به حضور مقدس حضرت بقیة الله العظم (عج) و تمام شیعیان جهان تسلیت عرض می نمایم

****************
بمون که با بودن تو
خونه حیدر بهاره
بمون که تا تو نباشی
علی کسی رو نداره

بی تو میمرم مرو

***************
نماز میت رو
تا تکبیر آخرش
میکشه زینب رو
هر الله اکبرش

بابا میخونه و
باور میکنن همه
که دیگه تا ابد
حیدر شد بی فاطمه

دیدن که تکون خورد لبهات وقت جدایی
شنیدن که گفتی ، مهدی ، مادر، کجایی؟


یا صاحب الزمان تسلیت
***************
عزیزان، ملتمسین دعا و بیماران اسلام رو فراموش نکنید ، التماس دعا
39359
نام: شاهد
شهر: دوکوهه
تاریخ: 5/30/2007 6:34:39 PM
کاربر مهمان
  یا رئوف

السلام علیک یا فاطمه الزهرا

ای کاش فدک این همه اسرار نداشت
ای کاش مدینه درو دیوار نداشت
فریاد دل محسن زهرا این است
ای کاش در سوخته مسمار نداشت


ای خدا دلم هوای مدینه رو کرده،پشت دیوار بقیع
کنار کفترایی که خودشونو به خاک بقیع متبرک میکنند
روبروی گنبد خضرا.................
سکوت،تاریکی،غربت ........

یا صاحب الزمان
کاش که این فاصله را کم کنی
محنت این قافله را کم کنی


اهالی هروقت دلاتون حسابی وصل شد اول واسه ظهور آقا بعدشم برای رفع گرفتاری از همه مومنین وشیعیان دعا کنید.آمین قلعه رو یادتون نره.......

یا زهرا سلام الله علیها
39358
نام: محمد صادق
شهر: تهران- میدان گرگان- کاوه غربی
تاریخ: 5/30/2007 6:04:23 PM
کاربر مهمان
  تا که بودیم نبودیم کسی کشت ما را غم بی همنفسی تاکه رفتیم همه یار شدند تاکه خفتیم همه بیدار شدند قدر خودتونو تا زنده هستین بدونین
39357
نام: هوشنگ
شهر: تهران
تاریخ: 5/30/2007 5:53:32 PM
کاربر مهمان
  من دست و با ندارم کمکم کنید
39356
نام: ....
شهر: ....
تاریخ: 5/30/2007 5:17:55 PM
کاربر مهمان
  سلام

از دوستان عزیزم می خوام مطالبشون کوتاه تر بشه که آدم اشتیاق خوندن داشته باشه.باور کنین اکثر مطالب بلند اصلا خونده نمیشن.
مرسی و امیدوارم دوستان عنایت داشته باشن.
39355
نام: محجوبه
شهر: مهد نور
تاریخ: 5/30/2007 5:10:07 PM
کاربر مهمان
  چه قدر برگه ها ی تقویم غریبانه روز شهادت را نشان می داد!
به غیر از برگه ی تقویم فقط قلبهای سوخته ی ما بود که می گفتند امروز روز شهادت است! و هیچ نشانی دیگر نبود.
چون ما در مدینه بودیم،شهر بغض ها ی در حال انفجارو شهر قلبها یی که آرام می سوزند و حق ندارند بوی سوخته شدنشان را در هوا رها کنند.
سرزمینی که در کوچه هایش تابلوی عاشقی ممنوع نصب شده است!
محلی که تنها هنر مردمانش جفاست...از ابتدای تاریخ تا به امروز .
راستی به ما خوش آمد هم گفتند! به شهر غربت خوش آمدید.آری آنجا مدینه بود.نام کاملش مدینه النبی.شهر آخرین پیامبر خداوند.مگر آنشب شب شهادت دخت پیامبر نبود؟ پس چرا هیچکس به ما تسلیت نمی گفت؟چرا آنروز در قبرستان بقیع آن سرباز چکمه هایش را به زمین کوبیدو در حالی که نمیتوانست حرف گ را تلفظ کند داد می زد:گریه نکن!
کجا ی دنیا گریه کردن جرم است؟ما که کاری نکرده بودیم!ما که جایی برای رفتن نداشتیم،ما که نمیدانستیم مادرمان در کدام نقطه ی آن شهر دلگیر آرمیده است؟ ما که نمیدانستیم قبر مادرمان کجاست؟ آنجا بود که فهمیدیم ما آوارگان مدینه ایم نه مسافران مدینه!به دنبال قبر مادر کجا برویم؟کوچه ی بنی هاشم که نبود...همان کوچه ای که تا ابد صدا ی سیلی در آن فریاد می کشد، همان کوچه ی تنگ...دل سنگ...و صدا ی سیلی.
می گفتند شاید قبر مادر در بقیع باشد، می گفتند قبر مادر شاید در مسجد النبی باشد! می گفتند قبر مادر شاید در خانه اش باشد.....
می گفتند مادر......مادر....مادر.... اما قبر مادر در قلبها ی ما بود. قلبها ی که ار شدت غم توان تپیدن نداشت.یک روز صبح صبح روز شهادت همه ما را از بقیع بیرون کردندو ما با خود این اسعار را با خود زمزمه می کردیم..
خداوندا بسی حسرت کشیدیم
به شهر پاک پیغمبر رسیدیم
مدینه آمدیم اما دریغا
که قبر حضرت زهرا ندیدیم.
39354
نام: محجوبه
شهر: مهد نور
تاریخ: 5/30/2007 4:39:27 PM
کاربر مهمان
  بسم رب الزهرا(س)
اللهم صل علي فاطمة و ابيها و بعلها و بنيها و السر المستودع فيها بعدد ما احاط به علمک

هیچکس آیا توانسته است غم فاطمه سلام الله علیها را در سوگ پدربه تصویر بکشد جز ناله های بیت الاحزان فاطمه؟
در اندوه جگر سوز علی علیه السلام در مواجهه با فاطمه میان در دیوار و گاه شستن صورت نیلی و بازوی کبود فاطمههیچ هنرمند عارفی توانسته است مرثیه بسراید آنچنانکه از عمق رنج آدمی در چروک پیشانی علی خبر دهد و وسعت غمهای خلقت را در پهنای اشک علی بشناسد و بشناساند جز با اشک پنهانی علی ؟
هیچکس را یارای آن بوده است که آلام محض زینب را به هنگام دیدار سر برادر بر بام نیزه ها بیان کندجز خون جاری از سر مبارک زینب؟
اگر زینب سلام الله علیها با مشاهده سر برادرحسینروحی فداه سلامت سر خویش را تاب آورده بود و سر بر ستون کجاوه نکوبیده بودچه کسی عشق را درد را هجران را در آفرینش تفسیر می کرد؟
سوز اشکهای فاطمه هنوز پای عارفان را در بیت الاحزان او سست می کند و کمر ابرار را می شکند و آتش به جان اولیاءالله می اندازد
چه شبی است امشب خدایا!این بنده تو هیچگاه اینقدر بی تاب نبوده است.این دل و دست و پا هیچگاه اینقدر نلرزیده است.این اشک اینقدر مدام نباریده است.چه کند علی با اینهمه تنهایی!
ای خدا در سوگ پیام آور تو که سخت ترین مصیبت عالم بود٬دلم به فاطمه خوش بود.می گفتم :گلی از آن گلستان در این گلخانه یادگار هست.اما اکنون چه بگویم؟اینهمه تنهایی را کجا ببرم؟اینهمه اندوه را باکه قسمت کنم؟

باز هم موسم پرپر شدن گل آمد
باز هم فصل فراق گل و بلبل آمد
آسمان دل ما ابرى و بارانى شد
ديده را موسم اشك و گهرافشانى شد
دل بى‏سوز و گداز از غم زهرا دل نيست
دل اگر نشكند از ماتم او، جز گل نيست
خون و اشك از دل و از ديده ما مى‏جوشد
فاطمه صورت خود را ز على مى‏پوشد
عمر كوتاه تو، اى فاطمه فهرست غم است
قبر پنهان تو روشنگر اوج ستم است
رفتى، اما ز تو منظومه غم بر جا ماند
با دل خسته و بشكسته على تنها ماند
اثر دست‏ستم از رخ نيلى نرود
هرگز از ياد على، ضربت‏سيلى نرود
با على راز نگفتى تو زبازوى كبود
باپدرگوى كه بعد از تو چه بود و چه نبود
شهر اگر شهر تو، پس حمله به آن خانه چرا
مرگ جانسوز چرا؟ دفن غريبانه چرا؟
داغ ما آتش و ميخ در و سينه است هنوز
مدفن گمشده در شهر مدينه است هنوز
باغ، تاراج شده، عطر اقاقى مانده است
سنت دفن شبانه ز تو باقى مانده است
یا فاطمة الزهرا یا بنت محمد یا قرة عین الرسول یا سیدتنا و مولاتنا
انا توجهنا و استشفعنا بک الى الله و قدمناک بین یدى حاجاتنا .
یا وجیهة عندالله اشفعى لنا عندالله .







39353
نام: سبكبار
شهر: يه كوشه دنيا
تاریخ: 5/30/2007 4:02:59 PM
کاربر مهمان
  دوستان هروقت دلتون شكست اون وقت هنكام دعا كردن است ،صلوات
<<ابتدا <قبلی 3942 3941 3940 3939 3938 3937 3936 3935 3934 3933 3932 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved