شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
39312
نام: محجوبه
شهر: مهد نور
تاریخ: 5/29/2007 10:32:08 AM
کاربر مهمان
  بنام يگانه صاحب مقصد عشق و عروج

السلام علیک یا بنت رسول الله
السلام علیک یا بنت نبی الله
السلام علیک یا بنت حبیب الله
السلام علیک ایّتها الصدیقه الشهیدة
سلامي با غم اندوهناک تنها شدن غريب و مظلوم مدينه علي عليه السلام
فرارسيدن ايام حزن و عذاداري بي بي دوعالم يگانه ياور ولايت و امامت دخت مکرم نبي اسلام حضرت صديقه زکييه طاهره فاطمه الزهراء سلام الله عليها را به محضر حضرت مهدي عاجر شما و تمامي عاشقان مکتب عشق و عروج تسليت عرض ميکنم .
انشاءالله که بتونيم در سايه حضرت ولي عصر عاجر روند سعودي رو به رشد داشته باشيم .

زمانه زمانه بدي است،گاه جولان تاريكي است.اين روزها غروب مردي و طلوع بي حرمتي است،چرا كه فاطمه و علي تنها در آخرين وداع پيامبرند آنها اشك مي ريزند و پيامبرشان را تنها تا عرش تشيع ميكنند.

راستي كجايند انصار!مهاجرين به كدامين سكوت پناه برده اند؟ انان كه همدم دنيا و دل بسته رخوتند،حتما به سقيفه رفته اند.گويا وقت فراموشي مسيحاي فاطمه است،وقت نمايش نفاق سقيفه است.واحسرتا كه زبوني موج مي زند.همه پيمانهاي بسته شده با علي را چه زود فراموش كرده اند.كجاست حقيقت ايمان! اي مردمان شرمسار فاطمه باشيد تا ابد.ديگر فاطمه شاد نخواهد شد.ديگر گذشت آن زماني كه فاطمه مي خنديد،
چقدر كريد شما جماعت آينه شكن كه نشنيديد طلب ياري فاطمه را! علي با شما بيعت نمي كند،فاطمه را نيازاريد.حرمت بانوي حريم ولايت را نشكنيد.او دختر آيات تطهير است. بگذاريد كه در غربت و بي كسي علي گريه سر دهد.اي مفلسان هوسران حق علي را غصب نكنيد.اينقدر معركه گرفتيد كه زهراء بگويد دلم گرفت،كاش بين من و پدر فاصله نبود.چگونه است كه دلش دوباره خواهان شنيدن اذان بلال شده است!؟
به در خانه زهراء نرويد،كينه و دشمني خود را در خانه زهرا به آتش مكشيد،بر تن پاكترين مادر نو تازيانه نزنيد.علي را در غل و زنجير مكشيد.همه اين ستمها بر زهرا روا شد در حالي كه خاطره پيامبر هنوز محو نشده است.
اسماء براي زهرا آب بياور كه غسل رفتن كند،ديگرميان نامردمان ماندن سودي ندارد،ديگر حجت فاطمه بر همگان تمام شد. راحت بخوابيد در غفلت كه ديگر صداي گريه فاطمه از بيت الاحزان به گوش مدينه نمي رسد.علي جان براي آخرين بار به فاطمه بگو كه نرود،بگو كه زينب دلش چه زود مي گيرد...
اما گويي بانوي نور گريزي از رفتن ندارد،لب ميگشايد تا براي آخرين بار از علي چيزي ميخواهد كه بند بند دلش را مي لرزاند؛ ميخواهد آنان كه به او ظلم كرده اند موقع رفتن برايش سينه چاك نكنند كه با ترفندي ديگر ساده لوحان را بفريبند.فاطمه اينچنين با قلبي سرشار از عشق به ديدار پدر مي رود.
علي غسل كن فاطمه را،كفن كن،بپوشان كبودي تن زهرا را،يتيمان خانه ات منتظرند. به كودكانت بگو كه با مادرشان وداع كنند كه آخرين وداع تلخ و دردناك است. بگو كه گريه كنند به بي كسي زهرا و ضجه زنند بر غربت مادر‍‍‍؛
و به بقيع بگويند كه مادرمان شبانه در خاك خواهد آرميد،با او مدارا كن كه جوان است و محسن از دست داده.

یا فاطمة الزهرا یا بنت محمد یا قرة عین الرسول یا سیدتنا و مولاتنا
انا توجهنا و استشفعنا بک الى الله و قدمناک بین یدى حاجاتنا .
یا وجیهة عندالله اشفعى لنا عندالله .
اللهم صل علي فاطمة و ابيها و بعلها و بنيها و السر المستودع فيها بعدد ما احاط به علمک
آجرک الله يا صاحب الزمان في مصيبة امک
اللهم عجل في فرج مولانا صاحب العصر و الزمان
آمین یا رب العالمین
التماس دعا
39311
نام: علی
شهر: مشهد
تاریخ: 5/29/2007 7:40:08 AM
کاربر مهمان
  با سلام در مورد حجاب و اون ازادی
مخ انسان ویروسی می شه مثل کامپیوتر این ویروس از طریق چشم وارد می شه و مردان بیشتر در خطرند در مقابل زنهای بی حجاب نیز ویروسی می شند منظور از ویروسی شدن چیه
یعنی حقایق را نمی فهمی مثلا همه نشانه ها را می بینی باز می گویی که خدایی نیست یا لااقل اون دنیا وجود نداره یا وجود داره به اش ایمان نداری یا خدا وجود داره ایمان نداری ودر سطح ریز از عبادت لذت نمی بری همه اینها به علت ویروسی بودن است
اگر میبینید هنوز از مومن بودن لذت بمی برید به این موضوع پفکر کنید
حالا جامعه ما که چندان حجابی نداره و عده ای کوته فکر به اصطلاح روشن ازادی را با اینها با لختی و یا موارد دیگر می خواهند چاره چیست
اولا حرفی برای اینها مگر اینها دم از دموکراسی یا حق اکثریت نمی زنند و اکثر ایران مسلمانند باید حجاب رعایت شود حتی به زور چون این قانون اکثریت است و ازادی اقلیت معنا ندارد این به منطق خودشان حالا یان ازادی که می گویند یعنی چه مثلا کجا اجرا می شود که حالا ما هم اجرایش کنیم مثلا در پاریس که به زور روسری را می کشند یا مسلمان استخدام نمی کنند یا در زندان گوانتانامو که مدعی حقوق بشر است در کل این ازادی طرفان نمی دانند ازادی کلاه بزرگی است که سر بعضی ها می گذارند وقتی منابع محدود است ازادی نامفهوم است ایا من فردا می توانم با یک زیر شلواری در خیابان ضاهر شوم یا لباس خواب
باید در جامعه به وجود دیگران احترام گذاشت به محیط انان اشغال نریخت و لخت ظاهر نشد
اما اکنون وظیفه اهل تقوا چیست
متاسفانه بیشترین عامل مانع لذت از عبادت برای ما پسران جوان هنوز نا محرم ها هستند و سخت است ندیدن انها اول باید کمتر به محیط وجود انها رفت دوم باید با دوستان شهرکهای مخصوص مومنین درست کرد که خانمهایی اهل تقوا داشته با شد و افراد را کم کم انجا جمع کرد سوم از جاهای بی ایمان مهاجرت کرد برای خداالذین هاجرو ...
التماس دعا
39310
نام: سید مجیذ
شهر: امریکا
تاریخ: 5/29/2007 6:48:03 AM
کاربر مهمان
  salamBAR HAMEYE SHOMA AZIZAN shaheede ghomnam(JAZEERE MAJNOON) SABOKBAR(YEGHOOSHE DONYA)KHAHAR ZOHREH(TEHRAN) SAR BANDE BESAR(KARBALAYE IRAN)ARJANG(TEHRAN) MORTEZA(YEK JA DOOROFTADE)PADESHAHE AZADE(TEHRAN)ALIREZA(MOSCO)EHSAN(TORENTO)MAHJOBEH(SHAHRE NOOR)ZEYNAB (TEHRAN) VA AGHA SHAHABE GOOL (TEHRAN). INSHALLAH KE KESE AZ GHALAM NAYOFTADE BASHAD.SALLAME GHARME MAN RA AZ RAHEE DOOR BEPAZEEREED VA INSHALLAH KE BARAYE MAHAM DUAA KONEED. MAN HANOOZ MONTAZERAM KE BE AGHA SHAHAB COFERANCE YAHOO TASREEF BEYAVAREED EMAIL MAN seyedmajid2001@yahoo.com AST AGHAR DOOSTDASHTEED EMAIL BEFRESTEED KHOSHHAL MESHAVAM..ELTEMASE DUAA DARAM..
39309
نام: سبكبار
شهر: يه كوشه دنيا
تاریخ: 5/29/2007 3:27:22 AM
کاربر مهمان
  خدايا تمامي اعمال راتو ازماقبول كن كه راه سختي داريم دراين راه بي عشقت هركز،دراين راه خارهاست بي محبتت هركز دست ماو دامن رحمتت توخداي خوبي هستي مارادرياب صلوات
39308
نام: محمد
شهر: تهران
تاریخ: 5/29/2007 2:19:53 AM
کاربر مهمان
  با سلام.خلاصه:دسته سینه زنی به مناسبت شهادت حضرت زهرا{س}.۲۸خردادساعت۹صبح فلکه اول تهرانپارس
39307
نام: وحید
شهر: arak
تاریخ: 5/29/2007 2:16:03 AM
کاربر مهمان
  سلام ....
39306
نام: بی قرار
شهر: تهران
تاریخ: 5/29/2007 12:47:11 AM
کاربر مهمان
  سلام!

شب های عزای بی بی .....
مگه حرفی هم واسه گفتن می مونه؟

پس دعا بفرمایید.
داداش کوچیکتون بی قرار.
39305
نام: سورنا
شهر: نزدیک کربلا
تاریخ: 5/29/2007 12:32:06 AM
کاربر مهمان
  یا لطیف!

خدایا!
چگونه زیستن را تو بمن بیاموز،"چگونه مردن" را خود خواهم اموخت....

39304
نام: محمدمهدی
شهر: امارات
تاریخ: 5/28/2007 11:27:43 PM
کاربر مهمان
  اینم ایدیم که می گفتم yaabalfazlad
39303
نام: شهید گمنام
شهر: جزیره مجنون
تاریخ: 5/28/2007 11:10:14 PM
کاربر مهمان
  يک روزي روزگاري
دو تا بچه بسيجي
نمي دونم کجا بود
تو فکه يا دو عيجي

تو فاو يا شلمچه
تو کرخه يا موسيان
مهران يا دهلران
تو تنگه ي حاجيان

تو اون گلوله بارون
کنار هم نشستند
دست توي دست هم
با هم جناق شکستند

با هم قرار گذاشتند
قدر هم را بدونن
براي دين بميرن
براي دين بمونن

با هم قرار گذاشتن
که توي زندگيشون
رفيق باشن وليکن
اگر يک روز يکيشون

پريد و از قفس رفت
اون يکي کم نياره

به پاي اين قرارداد
زندگيشو بذاره

سالها گذشت و اما
بسيجي هاي باهوش
نمي ذاشتن که اون عهد
هرگز بشه فراموش

يک روز يکي از اون دو
يک مهر به اون يکي داد
اون يکي با زرنگي
مهر گرفت و گفت: (( ياد ))

روز ديگه اون يکي
رفت و شقايقي چيد
برد و داد به رفيقش
صورت اونو بوسيد

گل رو گرفت و گفتش:
(( بسيجي دست مريزاد ))
قربون دستت داداش
گل رو گرفت و گفت: (( ياد ))

عکسهاي يادگاري
جورابهاي مردونه
سربند هاي رنگارنگ
انگشتري و شونه

اين ميداد به اون يکي
اون يکي به اين مي داد
ولي هر کي مي گرفت
مي خنديد و مي گفت: (( ياد ))

هي روز ها و هفته ها
از پي هم گذشتند
تا که يک روز صدايي
اينطور پيچيد توي دشت

يکي نعره مي کشيد:
(( عراقي ها اومدن
ماسکهاتون بذارين
که شيميايي زدن))

از اون دو تا يکيشون
در صندوقو گشود
ماسک خودش بود ولي
ماسک رفيقش نبود

دستش را برد تو صندوق
ماسک گازشو برداشت
پريد, روي صورت
دوست قديمي گذاشت

همسنگر قديمش
دست اونو گرفتش
هل داد به سمت خودش
نعره کشيد و گفتش:

(( چرا مي خواي ماسکتو
رو صورتم بذاري
بذار که من بپرم
تو دو تا دختر داري))

ولي اون اينجوري گفت:
(( تو را به جان امام
حرف منو قبول کن
نگو ماسک رو نمي خوام))

زد زير گريه و گفت:
اسم امام نبر
ماسکو رو صورت بذار
آبرو ما رو بخر

زد زير گوشش و گفت:
کشکي قسم نخوردم
بچه چرا حاليت نيست؟
اسم امام رو بردم

اون يکي با گريه گفت:
فقط براي امام!
ولي بدون بعد تو
زندگي رو نمي خوام!

ماسکو رفيقش گرفت
گاز توي سنگر اومد
وقتي مي خواست بپره
رفيقشو بغل زد

لحظه هاي اخرين
وقتتي مي رفتش از هوش
خنديد و گفت: برادر
(( يادم تو را فراموش))

آهاي آهاي برادر
گوش بده با تو هستم
يادت مياد يه روزي
باهات جناق شکستم

تويي که روزمرگيت
توي خونه نشونده
تويي که بعد چند سال
هيچي يادت نمونده

عکسهاي يادگاري
جورابهاي مردونه
سربند هاي رنگارنگ
انگشتري و شونه

هر چي رو بهت ميدم
روي زمين ميندازي
ميگي همه اش دروغ بود
(( ياد )) نمي گي, مي بازي
<<ابتدا <قبلی 3937 3936 3935 3934 3933 3932 3931 3930 3929 3928 3927 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved