اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 39202 |
نام:
سبكبار
شهر:
يه كوشه دنيا
تاریخ:
5/25/2007 7:57:56 PM
کاربر مهمان
|
سلام به دوستان ،غروب جمعه خيلي خيلي دلتون كرفته آره ؟براي اينكه اونيز دلش كرفته براي فرجش صلوات
|
|
| 39201 |
نام:
محجوبه
شهر:
مهد نور
تاریخ:
5/25/2007 6:14:36 PM
کاربر مهمان
|
السلام علیک یا بقیه الله فی ارضه
درمان دلدادگی
درمان گرسنگی با غذاست.
درمان تشنگی با آب است.
درمان غربت سفر به وطن است.
درمان دلدادگی چیست؟
شاید بگویی: وصال!
اگر قرار بود هر دلداه ای فوری به وصال برسد فکر نمی کنی وصال و دلدادگی و عشق و... بی مزه و بی معنا می شد؟
صفای عشق به ناله های در فراق است!
زیبایی عشق به معشوق جویی است!
قداست عشق به تنها معشوق را دیدن است!
این دلدادگی هرچه عمیق تر باشد با شکوه تر است، هرچه پر ناله تر یاشد با صفاتر است، و هرچه بیشتر ذوب کند انسان را خالص تر می کند و برای وصال آماده تر، اصلا اگر ذوب بشی وصال یافته ای.
حالا باز هم همان لحظه اول، و در اولین جرقه دلداگی از وصال صحبت می کنی؟
فکر می کنم کاملا بی انصافی و بی معرفتی است که از وصال حرف بزنی!
باید خیلی پر توقع باشی که هنوز خود را برای معشوق خالص نکردی توقع وصال داری....
« پروردگارا , ترا به همه خاصان و مريدان و عاشقان درگاهت , ترا به همه شب زنده داران عارف كه صداي مناجاتشان را هزار هزار فرشته در شب و روز كاتبند قسم مي دهم كه ما را از شيعيان و دوستداران و سربازان ولي تو در زمين , آقا و مولايمان امام زمان (عج ) قرار بده .
یارب المهدی به حق المهدی اشف صدر المهدی به ظهور المهدی(عج)
العجل العجل یا مولای یا صاحب الزمان ادرکنی
آمین یا رب العالمین
التماس دعا
|
|
| 39200 |
نام:
آرمان57
شهر:
فقیر آبادهای سرتاسر جهان
تاریخ:
5/25/2007 6:11:08 PM
کاربر مهمان
|
بسم الله الناصر المستضعفین
دوست عزیزی که خود را نماینده ملت ایران میدانی!
شما قرار نیست بیش از این چیزی بدانید
اگر کمی عینک تیره و تار ندیدن را از جلوی چشمانتان برای مدتی کوتاه بر میداشتید لابد چنین نمی نوشتید.
اگر خود را نماینده ملت ایران معرفی میکنید پس باید دیده باشید که این ملت چطور همه ساله در انتخابات و راهپیماییهایی که در جهت دفاع از همین نظامی که شما آنرا استبدادی میدانید،شركت گسترده ميكنند!آيا اين را هم نديده ايد؟
شما اصلا به ديدن گزارشات سيما توجه نكن...فقط كافيست براي مدتي كوتاه در اين اجتماعات شركت كنيد تا ببينيد آنچه را كه تا بحال نديده ايد!
اگر گله ايست بايد از دست اين مردم و اين ملت داشت كه تا آخرين قطره خونشان از اين وطن متمدن و با دين مترقي اسلام دفاع كرده اند و ميكنند نه از مسئولين.
راستي مگر همين لباده پوشان و نعلين پوشان نبودند كه با توكل بر خدا و ياري ملت مسلمان ايران پوزه كساني را كه مدعي آزادي و حقوق بشر(بخوانيد حقوق حيواني غربي)بودند به خاك ماليدند؟
به راستي چرا همين مدعيان دروغين دموكراسي به آراي ملت ايران احترام نميگذارند و مانند شما خودشان را نماينده كل ملت مسلمان ايران ميدانند؟
اي كاش كمي با چشم بازتر به دنياي پيرامون خود نگاه ميكرديد!
اي كاش!
اي كاش!
اي كاش...
|
|
| 39199 |
نام:
محجوبه
شهر:
مهد نور
تاریخ:
5/25/2007 5:36:25 PM
کاربر مهمان
|
اَعوذُ بِالله مِنَ اَلشَّیطانِ اَلرَّجیم
اَعوذُ بِالله مِن نَّفسی
بِسمِ الله الرَّحمن الرَّحیم
« لو كنا نسمع او نعقل ما كنا من اصحاب السعير»
در روايات آمده است كه:اگر ما يك گناه انجام دهيم لكه سياهى بر قلب مىنشيند كه اگرتوبه كنيم و از آن گناه پشيمان شويم آن لكه پاك مىشود، ولىاگر اصرار بر گناه داشته باشيم، آن لكه زياد و زيادتر شده تاتمام قلب را فرا مىگيرد، آن گاه انسان ديگر روى سعادت را نخواهد ديد. قلبى كه تمام فضاى آن را گناه پركرده باشد، خدابر آن مهر مىزند. ختم الله على قلوبهم انسان وقتى زنده است كه داراى قلب سليم باشد وگرنه مردهاى است كه در ميان زندگان حركتمىكند. انسان در روز قيامت افسوس مىخورد كه چرا به كلام الهىبىاعتنا بوده به آن عمل نكرده است و با حالت پشيمانى شديدمىگويد اگر به دستورات خدا گوش داده بودم و راهنمايى عقل رامىپذيرفتم به چنين عذاب دردناكى گرفتار نمىشدم. آرى، آن هايى كه واقعا زندهاند در ميان خاكاند. مضمون روايتاز امير المؤمنين است كه فرمود: بعضى در اين عالم زندهاند ولواين كه بدنشان در اين عالم نباشد، برخى هم در اين عالممردهاند هرچند كه در ميان مردم مىروند، مىخورند و مىآشامند.قلب انسان به ذكر الهى زنده است اگر انسان به ياد خدا باشداين ذكر راه سعادت را به ما نشان مىدهد.خدا در قرآن مىفرمايد: « ان الذين اتقوا اذا مسهم طائف منالشيطان تذكروا فاذا هم مبصرون»(اعراف (۷) آيه ۲۰۱) آنهايى كهاهل تقوايند پرهيزكارند، حلال خدا را حلال و حرام خدا را حرام مىدانند، شيطان به دنبالشان مىآيد و آنان را طواف مىكند. كناردل انسان مىنشيند، دور میزند تا او را از صراط مستقيم منحرف كند. («مسهم»; يعنى تماس مىگيرد. «طائف من الشيطان»; يعنىطواف كنندگان شيطانى.) اما كسانى كه بيدارند و با خدا ارتباط دارند، يك دفعه به ياد خدا مىافتند:آه شيطان آمد، شيطان حسد، كبر، خودبينى، زراندوزى، فريب،خدعه، فحشا و منكرات. اين شيطان، دور دل انسان پشت سر هم گردش مىكند، اما مردان خدا به دهان اين شياطين مشت مى زنند، دهان شيطانها را خرد مى كنند.
عصیان خلایق ارچه صحرا صحراست
در پیش عنایت تو یک برگ گیاست
هرچند گناه ماست کشتی کشتی
غم نیست که رحمت تو دریا دریاست
|
|
| 39198 |
نام:
محجوبه
شهر:
مهد نور
تاریخ:
5/25/2007 4:48:19 PM
کاربر مهمان
|
ادامه ی مطلب....
اون آدم روشن فكر كه ادعاهايي هم داشت اين بار درباره خودش داشت خيال بافي ميكرد : وقتي فكر ميكردم با خودم ميگفتم من كه كار خوب زياد انجام دادم و مثلا مسلمون و شيعه هستم بي خيال همه كار ميكنم من كه آخرش ميرم بهشت ... !!!!!!!!!!!!( يكي نبود بياد بگه احمق مگه خدا و اهلبيتش مسخرت شدن )
اين دفعه پيشرفت كردم ديگه اون فكرهاي احمقانه رو نميكردم اما دو دغدغه داشتم :
با خودم ميگفتم من كه گناه زياد كردم پيش خدا و اهلبيتش هم رويي ندارم خيلي وضعم هم كه خرابه بيخيال آب كه از سر گذشت چه يك وجب چه صد وجب هر كاري دوست دارم ميكنم من كه جهنميم فوقش عذابم بيشتر ميشه ( يكي نبود بگه اقاي روشن فكر پيشرفتت خوبه اما تو مگه خدايي كه جاي خدا قضاوت ميكني اخه مگه خدا بخشنده و مهربون نيست مگه اين صفات زيباشو نشنيدي )
اين دفعه به اين عقل يه مثقالي فشار آوردم كه چيزي ديگه توذهن بياد اما نيودم ؟!!!
هر دفعه تنها ميشدم و ميخواستم فكر كنم يكي انگار باهام صحبت ميكرد يكي انگار داشت بهم ميگفت چي كار كنم اره ميدونين چي ميگفت ميگفت مرد يكم اميد داشته باش تو آدمي تو هميشه اميدواري روح خدا در توست ماهي رو هروقت از آب بگيري تازست باشو دير نكن مگه پشيمون نيستي مگه دوست نداري برگردي به اون شور مستي مگه دوست نداشتي بشي اون چيزي كه بودي مگه دوست نداشتي عاشقي خدا رو حس كني ها پاشو يا علي بگو و برو وضو بگير و نماز بخون و از ته دل پشيماني تو بهش بگو توبه كن توبه .
آري توبه . به به تولدي دوباره ، پاك شدن گناهان
آره تازه وقي توبه كنيم ميفهميم خدا چه قدر مهربونه خدا چقدر بخشندست خدا چه قدر بنده هاشو دوست داره خدا چه قدر جووناشو دوست داره آره خدا هم بهترين بزرگترين و تنها ترين عشق و عاشقه ما كه نمي دونم عشق چيه ماكه نمي دونيم عاشق كيه نميتونيم اسممون رو بزاريم عاشق !!!
اين شعر خيلي قشنگه خيلي :
در جواني پاك بودن شيوه پيغمبري است
ور نه هر گوي به پيري ميشود پرهيزگار
***********************************************
دوستان بهترین راه برای دوری از گناه اینه که بفهمیم گناه چیه ،اثرش چیه و چه عواقبی داره.
بفهمیم برای برگشت باید چه کار کرد ، اصلاً توبه چیه و برای توبه باید چه کار کرد.
خلاصه بیاید تو این راه سخت رفیق هم باشیم و همدیگرو کمک کنیم تا حقیقت زشتی گناه و شیرینی و حلاوت قرب به خدا را بهتر درک کنیم
خدایا کمک کن تا بتونیم یک بار تو عمرمون توبه نصوح کنیم. مبادا روزی برسه که دیگه دیر شده باشه...
بازآ بازآ هر آنچه هستی بازآ گر کافر و گبر و بتپرستی بازآ
این درگه ما درگه نومیدی نیست
صد بار اگر توبه شکستی بازآ
|
|
| 39197 |
نام:
سبكبار
شهر:
يه كوشه دنيا
تاریخ:
5/25/2007 4:21:45 PM
کاربر مهمان
|
ظهورش نزديك فرما ،قبل اينكه سياهي ازسفيدي تشخيص داده نشود دوستان غم وغصه قلب شيعيانش راآزارميده براي ظهورش صلوات صلوات
|
|
| 39196 |
نام:
ایمان
شهر:
کیش
تاریخ:
5/25/2007 4:06:13 PM
کاربر مهمان
|
عالیست
|
|
| 39195 |
نام:
محجوبه
شهر:
مهد نور
تاریخ:
5/25/2007 4:05:52 PM
کاربر مهمان
|
بسم الله الرحمن الرحیم
دوستان مطلبی به دستم رسیده با عنوان این مطلب را اصلا نخوانید!!!!! ولی من توصیه می کنم بخوانید چون خواندنش خالی از لطف نیست.
***********************************************
آره ، از همون روز اول كه توي اين جهان وارد شدم به همه چيز و همه كس عشق ورزيدم و با پست ترين چيز ها دوست داشتن و عشق رو تجربه كردم .
كودكي را كه سرشار از معصوميت و ارتباط توحيدي است با عشق با پستان مادر و دوست داشتن اسباب بازي شروع كردم ، كم كم و كم كم اين دو جاي خود رابه بازي هاي كودكانه بين چند بچه داد - هر روز كه به اين عمر اضافه مي شد همه چيز مي آمد و ميرفت - با زي ها جاي خود را به كتاب و درس و دوستان مدرسه اي دادند ، تا چشم به هم زدم آنچنان عاشق درس و مدرسته شده بودم كه قبول نشدن در دانشگاه برام بسيار سخت بود .
آري تمام فكر و ذكر و عشق و دوس داشتنم دانشگاه و رفتن به دانشگاه شده بود ، وارد دانشگاه شدم اول كه گيج بودم نمي دانستم اين چه حسي است در من كه تمامي ندارد آخر اين چه عشقي است كه هر باز با گذشت زمان عوض ميشود آري به خيلي از كارها دست زدم يواش يواش به قول دانشجويان شده بودم روشن فكر ... !!؟
به خودم اومدم شده بودم كشته مرده پول از هر راه و روشي براي پول درآوردن استفاده ميكردم اين بار غرق افكار خام جواني بودم پووووووول ................... پوووووووول ..............پووووووووول !!!!!!؟؟؟؟؟؟؟
هر نوع عشق رو تجربه كرده بودم ، به نظر خودم دنبال يه همفكر و همدل و همزبون ميگشتم كه باهاش ارتباط برقرار كنم آره به خودم كه اومدم ديدم اين دفعه عشق عاي خياباني و تلفني جاي همه اين هارو گرفت روز به روز آلوده تر ميشدم روز به روز گناه كار تر و روسياه تر . ( اما هر چه مي رفتم نسبت به عشف ارزاء نميشدم )
در اوج گناه و روسياهي نمي دونم از كجا شروع شد ؟ نمي دونم از كي ؟............
نمي دونم چه طوري بايد بيانش كنم ، نمي دونم از كجا بايد شروع كنم .......!!!!
تا چشم باز كردم متوجه شدم 180 درجه تغيير كردم ......؟؟؟؟!!!!!!!......
عشقي رو يافته بودم كه شور حالي داشت ، مستيي داشت كه هيچ نوع شرابي نداشت . حالي ميكردم كه تا به حال به اين حال نرسيده بودم مست بودم و چيزي نمي فهميدم .؟!
كم كم كه مستي خارج شد وعقل سر جاش اومد تازه فهميدم آدمي با اون وضع يه دفعه چي شده...؟! كي بودم.... كي شدم ؟! چي بودم .... چي شدم ؟!
از هركي راه نمايي ميخواستم تنها يك كلمه ميگفت اون هم اين بود ...؟؟؟!!! توبه !!!؟؟؟...
آره هركي ديگه بود همين كار رو ميكرد تصميم گرفتم توبه كنم !!!!!!!!!.....؟؟.............
آخه هيچ كس كه نمي دونس من خودم ميدونستم كه چه آدمي بودم و هستم چه كارهاييي كردم بار ها رو بارها توبه كردم اما دو برابر توبه هام توبه شكستم كناه شده بود مثل مواد مخدر معتاد گناه بودم و چيزي نمي فهميدم خمار خمار ... !!! ... ؟؟؟ ...
توبه ميكردم و توبه مي شكستم خواسته و نا خواسته بركشته بودم به قبل اره اون مستي رفته بود وقتي عقل كم فهم من بياد جلو همين ميشه برگشته بودم به قبل باز همون آحمق ادم روي سياه ، با كوله باري اين بار بيشتر از گناه ؟
اون آدم روشن فكر كه ادعاهايي هم داشت اين بار درباره خودش داشت خيال بافي ميكرد : وقتي فكر ميكردم با خودم ميگفتم من كه كار خوب زياد انجام دادم و مثلا مسلمون و شيعه هستم بي خيال همه كار ميكنم من كه آخرش ميرم بهشت ... !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! ( يكي نبود بياد بگه احمق مگه خدا و اهلبيتش مسخرت شدن )
|
|
| 39194 |
نام:
ملت
شهر:
ایران
تاریخ:
5/25/2007 3:28:39 PM
کاربر مهمان
|
اینجا خرمشهر است، همین کنار و همین بغل. پس از 25 سال بیشتر به یک جنازه متحرک می ماند تا شهری زنده
--------------------------------------------------------------------------------
25 سال پیش در چنین روزی خرمشهر در جریان جنگ ایران و عراق آزاد شد. یک خبرگزاری حکومتی در گزارشی اعتراف می کند که با گذشت 25 سال از آزادی خرمشهر هنوز هیچ اقدامی برای بازسازی این شهر ویران شده انجام نگرفته و مردم از ابتدايی ترین امکانات زندگی محرومند.
انتخاب:
اینجا خرمشهر است، همین کنار و همین بغل. پس از 25 سال بیشتر به یک جنازه متحرک می ماند تا شهری زنده
سالها بود میخواستم خرمشهر را ببینم، اولین بار یکسال پس از پایان جنگ بود که ساعتی را در خرمشهر گذراندم، متعجب بودم از این همه ویرانی، شهری ماتمزده، خسته? که هیچ ارتباطی با نامش نداشت. نه خرم بود و نه شهر. ویرانه آباد بود.
مدام در صدا و سیما تبلیغ بازسازی خرمشهر، آبادان، سوسنگرد، مسجدسلیمان و حتی اهواز را می شنیدیم، اما? بیشتر سعی در نماسازی بود تا کارهای پایه ای. با این همه وقتی از خیابان اصلی این شهرها میگذرید ناخودآگاه می گوئید اینجا نمی شود زندگی کرد.
پس از آن سفر کوتاه مدت، بارها به خرمشهر و آبادان رفتم و هر نوبت در انتظار معجزه ای برای این شهر. بار آخری که به آن تکه زمین نفرین شده رفتم، پیرمردی با لهجه شیرین گفت: بابا، بنویس ما آب نداریم، بنویس ما نان نداریم، بنویس ما خانه نداریم، بنویس ما امید نداریم، بابا بنویس کار برای فرزندانمان نداریم. این همه نداریم اما نفت و گاز داریم .
شهر پر از خاک و غبار است، مردم آبی خالص نمی نوشند، اثرات بمباران هنوز در زمین و هوا و مردم شهر موج می زند. و هنوز در سیما تازه سازترین خیابان شهر را نشان می دهند که خرمی را به شهر بازگردانده ایم. اما واقعیت پشت آن خیابان و آن مغازه ها و بوتیک هاست. باورم هست که خرمشهر تکه زمینی نفرین شده بر روی خاک است، اما باور کنید این تمام آنچه که باید نشان می دادم نیست. شهر نه سالنی مجهزی دارد که بشود نام آنرا سینما گذاشت و نه مرکزی برای تفریح جوانان و بالطبع مانند مابقی نقاط ایران پر از بیکار?
خوزستان شاهرگ حیاتی کشور است، اما مردمش در مضیقه های فراوان. مسجد سلیمان پس از این همه سال هنوز حالتی عشایری دارد شهری که می گویند47 بار در زیر ساختها و صنایع اول شده است ، هنوز مصرف آب بصورت جیره بندی است و البته هزار درد بی درمان دیگر?
آبادان هنوز آب آشامیدنی سالم ندارد و مردم در تابستان طاقت فرسا گاها با ده ها بار خاموشی مواجه می شوند. که میداند این مردم سالهاست درد کشیده اند، از استعمار تا همینک که از یاد رفته اند.
ایران
|
|
| 39193 |
نام:
ملت
شهر:
ایران
تاریخ:
5/25/2007 3:09:00 PM
کاربر مهمان
|
نه شرقی نه غربی, نه تازی شدن را براي تو ای بوم بر دوست دارم
C B A
بزرگ يا كوچك كردن نوشتار
چاپ خبر
نمیدانم چه بگویم جز اینکه فریاد بزنم مرگ بر استبداد
--------------------------------------------------------------------------------
یادداشتهای یک کارتن خواب:
بیایید کمی خجالت بکشیم
صادق هدایت در مقدمه بوف کور مینویسد در زندگی دردهایی هست که مثل خوره روح آدمی را میخورد و میتراشد بعد از حدود یک ماه بستری بودن و درد کشیدن به خاطرجراحی دیسک کمر دوسه روزی بود کمی از دردهایم کاسته شده بود که صحنه توحش و بربریت را تماشا کردم و افسوس خوردم و ایمان آوردم که درد معنوی بسا هولاناکتر و رنج آور تر از درد جسمانی است درد جسمانی را میتوان با مسکنهای قوی تا حدی تسکین داد من که در این یکماه انواع و اقسام قرصها و آمپولهای مسکن قوی را مصرف کرده ام بخوبی میدانم درد چیست اما دردی که با دیدن این وحشیگری ها در من ایجاد شده را با چه دارویی تسکین دهم؟
آیا ملت باستانی و تاریخی ایران سزاوار این چنین برخوردهاست ؟
رذالت چیست و رذل کیست ؟
آیا در هزاره سوم و عصرفن آوری و انقلاب انفورماتیک اینست جزا و سزای ما ؟
مردم کشورهای عقب افتاده آفریقا در پی رسیدن به آزادی و حقوق بشرمیدوند ما معطل و منتر مشتی لباده پوش حیوان صفت که تها هنرشان عرعر کردن اباطیل عربی و روضه خوانی است روز را به شب میرسانیم و دلمان خوش است که هفت هزارسال تاریخ داریم و اولین ملت مشروطه خواه در آسیا بودیم و اولین فلان بودیم و اولین بهمان بودیم روشنفکرانمان هم در اروپا و آمریکا زیر علم اصلاحات سینه میزنند و پاچه خواری ملا ها را میکنند بیش از این نمیدانم چه بگویم
جز اینکه فریاد بزنم مرگ بر استبداد
|
|