اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 38742 |
نام:
سبكبار
شهر:
يه كوشه دنيا
تاریخ:
5/10/2007 3:03:51 PM
کاربر مهمان
|
شب جمعه شب ارتباط با ارواح،شب سخن كفتن با خدا با زبا ن علي (ع)شب تنهاي دل هاي روشن شب نشاط دلهاي غصه دار
|
|
| 38741 |
نام:
طلائیه
شهر:
طلائیه
تاریخ:
5/10/2007 2:42:44 PM
کاربر مهمان
|
من طلائیه ام
من دلم برای شهدا تنگ شده
دلم برای جمع باصفای بسیجی ها تنگ شده
جنگ کجایی که دلم تنگ توست...........
طلائیه... طلائیه...طلائیه
طلائیه چه طلائیه
اللهم عجل لولیک الفرج
|
|
| 38740 |
نام:
دبیزستان سبحان
شهر:
تهران
تاریخ:
5/10/2007 2:39:35 PM
کاربر مهمان
|
چه جمعه ها که یک به یک غروب سد نیامدی
چه بغض ها که در گلو رسوب شد نیامدی
اللهم عجل لولیک الفرج
|
|
| 38739 |
نام:
امید امیری
شهر:
جیرفت
تاریخ:
5/10/2007 2:20:56 PM
کاربر مهمان
|
تبديل قبله از بيت المقدس به سوى مسجدالحرام
هنوز چند ماه از هجرت پيامبر (ص ) به مدينه نگذشته بود، كه زمزمه مخالفت از ناحيه يهود بلند شد. درست در هفدهمين ماه هجرت دستور مؤ كد آمد كه ((قبله )) مسلمانان از اين به بعد كعبه است و در اوقات نماز بايد متوجه مسجدالحرام گردند. پيامبر اكرم (ص ) سيزده سال تمام در مكه به سوى بيت المقدس نماز مى خواند و پس از مهاجرت به مدينه دستور الهى اين بود كه به وضع سابق از نظر قبله ادامه دهد و قبله اى كه يهوديان به آن نماز مى گذارند، مسلمانان نيز به آن طرف نماز بگذارند و اين خود يك نوع همكارى و نزديك كردن دو آيين قديم و جديد بود ولى رشد و ترقى مسلمانان باعث شد كه خوف و ترس ، محافل يهود را فراگيرد زيرا ترقيات روز افزون آنها نشان مى داد، كه آيين اسلام سراسر شبه جزيره را در اندك مدتى خواهد گرفت و قدرت و آيين يهود را از بين خواهند برد از اين نظر شروع به كارشكنى كردند.
و از راههاى گوناگونى مسلمانان و رهبر عاليقدر آنها را آزار مى دادند از آن جمله مسئله نماز گزاردن به طرف بيت المقدس را پيش كشيدند و گفتند: محمد (ص ) مدعى است كه داراى آيين مستقلى است و آيين و شريعت او ناسخ (از بين برنده ) آيينهاى گذشته مى باشد در صورتى كه او هنوز قبله مستقلى ندارد و به قبله يهود نماز مى گذارد.
شنيدن اين خبر براى پيامبر گران آمد نيمه شبها از خانه بيرون مى آمد به آسمان نگاه مى كرد، در انتظار نزول وحى بود، كه دستورى در اين باره نازل گردد، چنانكه آيه زير اين مطلب را حكايت مى كند.
((قد نرى تقلب وجهك فى السماء فلنولينك قبلة ترضاها)) بقره آيه 144.
نگاههاى معنى دار تو را به آسمان مى بينم ترا به سوى قبله اى كه رضايت تو را جلب مى كند مى گردانيم .
از آيات قرآن استفاده مى شود، كه تبديل قبله علاوه بر اعتراض يهود، جهت ديگرى نيز داشته است و آن اين كه مسئله جنبه امتحانى داشت و مقصود اين بود كه مؤ من واقعى و حقيقى از مدعيان ايمان كه در ادعاى خود كاذب بودند تميز داده شود و پيامبر (ص ) اين افراد را خوب بشناسد.
زيرا پيروى از فرمان دوم كه در حالت نماز، متوجه مسجد الحرام كردند نشانه ايمان و اخلاص به آيين جديد بود و سرپيچى و توقف علامت دو دلى و نفاق است . البته از تاريخ اسلام و مطالعه اوضاع شبه جزيره علل ديگرى نيز به دست مى آيد.
اولا: كعبه به دست قهرمان توحيد حضرت ابراهيم (ع ) ساخته شده بود مورد تعظيم جامعه عرب بود، قبله قرار دادن چنين نقطه اى موجبات رضايت عموم اعراب را فراهم مى ساخت و آنها را براى پذيرفتن آيين اسلام و دين توحيد راغب مى نمود و هيچ هدفى بالاتر از آن نبود كه مشركان سرسخت و لجوج و بازمانده از قافله تمدن ايمان آورند و به وسيله آنها آيين اسلام در سرتاسر نقاط جهان منتشر گردد.
ثانيا فاصله گيرى از يهود آن روز كه هيچ اميدى به ايمان آوردن آنها نبود لازم به نظر مى رسيد، زيرا آنان هر ساعت كارشكنى مى كردند و با پيش كشيدن سؤ الات پيچيده وقت پيامبر را گرفته و به گمان خود ابراز اطلاع و دانش مى كردند و تبديل قبيله يكى از مظاهر فاصله گيرى و دورى از يهود، بالاخره اسلامى كه از هر نظر برترى دارد بايد به طورى جلوه كند كه نقاط تكامل و برترى آن روشن و بارز باشد.
با در نظر گرفتن اين جهات در حالى كه پيامبر(ص ) دو ركعت از نماز ظهر خوانده بود جبرييل فرود آمد و پيامبر (ص ) را كه به سوى مسجدالحرام متوجه گردد.
و در برخى از روايات چنين آمده است : دست پيامبر را گرفته متوجه مسجدالحرام نمود زنان و مردانى كه در مسجد بودند از او پيروى كرده و
|
|
| 38738 |
نام:
امید امیری
شهر:
جیرفت
تاریخ:
5/10/2007 2:20:24 PM
کاربر مهمان
|
بسم الله الرحمن الرحیم
آموختم ............یاد گرفتم و....................
در 15 سالگی آموختم که مادران از همه بهتر میدانند ؛ و گاهی اوقات پدران هم .
در20 سالگی یاد گرفتم که کار خلاف فایده ای ندارد ، حتی اگر با مهارت انجام شود .
در 25 سالگی دانستم که یک نوزاد ، مادر را از داشتن یک روز هشت ساعته و پدر را از داشتن یک شب هشت ساعته ، محروم میکند .
در 30 سالگی پی بردم که قدرت ، جاذبه مرد است و جاذبه قدرت زن .
در 35 سالگی متوجه شدم که آینده چیزی نیست که انسان به ارث ببرد ، بلکه چیزی است که خود می سازد .
در 40 سالگی آموختم که رمز خوشبخت زیستن ، در آن نیست که کاری را که دوست داریم انجام دهیم ، بلکه در این است که کاری را انجام می دهیم دوست داشته باشیم .
در 45 سالگی یاد گرفتم که 10درصد از زندگی چیزهایی است که برای انسان اتفاق می افتد و 90 درصد آن است که چگونه نسبت به اتفاقات واکنش نشان می دهد.
در 50 سالگی پی بردم که کتاب بهترین دوست انسان و پیروی کورکورانه بدترین دشمن وی است .
در 55 سالگی پی بردم که تصمیمات کوچک را باید با مغز گرفت و تصمیمات بزرگ را با قلب .
در 60 سالگی متوجه شدم که بدون عشق می توان ایثار کرد اما بدون ایثار هرگز نمیتوان عشق ورزید.
در 65 سالگی آموختم که انسان برای لذت بردن از عمری دراز ، باید بعد از خوردن آنچه لازم است ، آنچه را نیز که میل دارد بخورد .
در 70 سالگی یاد گرفتم که زندگی مساله در اختیاز داشتن کارتهای(ورق ) خوب نیست ؛ بلکه خوب بازی کردن با کارتهای بد است .
در 75 سالگی دانستم که انسان تا وقتی فکر می کند نارس است ؛ به رشد و کمال خود ادامه می دهد و به محض آنکه گمان کرد رسیده شده است , دچار آفت میشود .
در 80 سالگی پی بردم که دوست داشتن و مورد محبت قرار گرفتن بزرگترین لذت دنیا است .
در 85 سالگی دریافتم که همانا زندگی زیباست .
|
|
| 38737 |
نام:
یوسف شمس
شهر:
اهرم
تاریخ:
5/10/2007 1:52:52 PM
کاربر مهمان
|
چشم وقتی قشنگه که مال اشک باشه
اشک وقتی قشنگه که مال عشق باشه
|
|
| 38736 |
نام:
مهدی
شهر:
اردکان
تاریخ:
5/10/2007 1:45:40 PM
کاربر مهمان
|
برتخت یوسف کنعان نوشته اند
هر یوسفی که یوسف زهرا نمی شود
|
|
| 38735 |
نام:
صـــادق.. منم
شهر:
قـــــــــــــم . . .قـــــــــــــم
تاریخ:
5/10/2007 1:18:46 PM
کاربر مهمان
|
بشنو از نــی چون حکایت میکند..
از جدائیها شـکایت می کند..
کز نیستان تا مرا ببریده اند..
از نفیرم مرد و زن نالیده اند..
سینه خواهـم شرحه شرحه از فراق..
تا بگویم شرح درد اشتــیاق..
هـر کسی کو دور ماند از اصل خویش..
باز جوید روزگار وصل خـویش..
من به هر جـمعیتی نالان شدم..
جفت بد حالان و خوش حالان شدم..
سـر من از ناله من دور نیست..
لیک چشم و گوش را ان نور نیست..
تن ز جان و جان ز تن مستور نیست..
لیک کـس را دید جان دستور نیست.................
................................................
................................................
................................................
سلام به تـمام دوستان خوب و مهربانــــــم...
سالــم باشید هـمیشه...
التماس دعا...
اجرکم عند الله...
|
|
| 38734 |
نام:
محجوبه
شهر:
مهد نور
تاریخ:
5/10/2007 1:18:30 PM
کاربر مهمان
|
روزی رسول خدا (ص) در حین عبور از کوچه ای بعضی از کودکان را در حال بازی دید و فرمود : وای بر فرزندان آخرالزمان از پدرانشان عرض شد یا رسول الله (ص) از پدران مشرک آنها فرمود : نه بلکه از پدران مسلمان ایشان که هیچ چیز از فرائض و احکام مذهبی را به آنان نمی آموزند و اگر خود فرزندان به دنبال فراگیری پاره ای از مسائل دینی بروند آنها را از اداء این وظیفه مقدس باز می دارند و تنها به این قانع هستند که فرزندانشان به دنبال کسب و تجارت روند و متاع ناچیزی از دنیا بدست آورند بدانید من از این قبیل پدران بیزار هستم و آنها نیز از بستگی به من بری اند.
مستدرک الوسائل جلد 2 صفحه 625
|
|
| 38733 |
نام:
ابوالقاسم
شهر:
دهدشت
تاریخ:
5/10/2007 12:45:05 PM
کاربر مهمان
|
سنگ قبرم را نميسازد کسي .مانده ام در کوچه هاي بي کسي.بهترين دوستم مرا از ياد برد سوختم خاکسترم را باد برد
|
|