شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
38712
نام: سبكبار
شهر: يه كوشه دنيا
تاریخ: 5/10/2007 1:31:43 AM
کاربر مهمان
  دو ستان بيماران شيميائي هارا دعا كنيد يكي ازآنها دوست منه كه روز شب نداره همش سرفه ميكنه البته سرفه هاش ذكرخداست ،با خدا عشق بازي ك7د تا معني عشق را بدا7د
38711
نام: مجنون
شهر: . . . کربلا
تاریخ: 5/10/2007 12:18:19 AM
کاربر مهمان
  بسمه تعالی
با اهداء سلام

"به یاد آورید که لذت ها پایان می پذیرد و آثار زشت آن بر جای می ماند."
«نهج البلاغه،حکمت ۴۳۳»

برای حضرت زهرا(س) صلوات.....
38710
نام: احمد
شهر: دارالمومنين
تاریخ: 5/9/2007 11:58:16 PM
کاربر مهمان
  چرادر مورد افزايش حقوقها ، معلمين را از كارمندان دولت جدا مي كنند؟مگر معلم جزء كارمندان نيست؟
38709
نام: محمد
شهر: انصارالحسين(ع)همدان
تاریخ: 5/9/2007 11:32:15 PM
کاربر مهمان
  الهي به حرمت ان نام كهتو خواني و به حرمت آن صفت كه تو چناني در ياب كه مي تواني


الهي عمر خود به باد كردم و بر تن خود بيداد كردم گفتي و فرمان نكردم در ماندم و درمان نكردم


الهي عاجز و سر گردانم نه آنچه دارم دانم و نه آنچه دارنم دارم


الهي اگر تو مرا خواستي من آن خواستم كه تو خواستي


الهي به بهشت و حور چه نازم مرا ديدهاي ده كه از هر نظر بهشتي سازم


الهي در دلهاي ما جز تخم محبت مكار و بر جانهاي ماجز الطاف و مرحمت خود منگار و بر كشتهاي ما جز باران رحمت خود مبار به لطف ما را دست گير و به كرم پاي دار الهي حجاب ها از راه بردار و ما را به ما مگذار

از خواجه عبد الله انصاري دعا كنيد كه من هم آدم شوم
38708
نام: گمنام
شهر: همين جا
تاریخ: 5/9/2007 10:15:47 PM
کاربر مهمان
 
آقاي اميد اميري
واقعا حرفت را قبول دارم.

مرگ بر متكبرين منافق
38707
نام: رویا
شهر: مشهد
تاریخ: 5/9/2007 9:53:25 PM
کاربر مهمان
  در زندگی لحظه هایی است که مثل خوره روح آدمی را می تراشد
38706
نام: شادی
شهر: خرم آباد
تاریخ: 5/9/2007 9:47:29 PM
کاربر مهمان
  برای توکه باران بی پایان رحمتی
نشسته بردرخانه برسرهمتی
غنچه نوشکفته باغ خاله و عمته
اگه گفتی چراپشیمان ازکارننتی
38705
نام: نصرالله مرادی
شهر: بوشهر_برآزجان_فاریاب
تاریخ: 5/9/2007 8:28:44 PM
کاربر مهمان
  ای عشق




برو ای عشق میازارم بیش

از تو بیزارم و از کرده خویش

من کجا واین همه رسوایی ها

دل دیوانه و شیدایی ها

من کجا واین همه اندوه کجا

غم سنگین چنان کوه کجا

من پرستوی بهاران بودم

عالمی روح و دل و جان بودم

تا تو ای عشق به دل جا کردی

سینه را خانه ی غم ها کردی

سوختی بال و پر و جانم را

آرزوهای فراوانم را

دل من خانه رسوایی نیست

غم من نیز تماشایی نیست

کودک مکتب تو جانم سوخت

عشق من گرم دل و جانش کرد

چشمم آموخت به او مستی را

پا نهادن به سر هستی را

بافت با تار امیدم پودش

برد از یاد و نبود و بودش

بوته خشک بیابانی بود

غافل از عالم انسانی بود

اشک شب گشتم و آبش دادم

سنبلش کردم و تابش دادم

آنچه در جان دلم بود صفا

ریختم در دل و جان به وفا

رشته مهر به پایش بستم

تا بگیرد به محبت دستم

تا بتی ساختم از روی نیاز

شد مرا مایه امید دراز

رنگ اندوه به چشمانش بود

در محبت گرو اش جانش بود

روز او بی رخ من روز نبود

به شبش شمع شب افروز نبود

قصه می گفت ز بیماری دل

زغم هجر و گرفتاری دل

زانکه شب تا به سحر بیدار است

باوردم شد که گرفتار دل است

بس که می گفت بیمار دل است

عشق رویایی او فامم کرد

شور دیوانگی اش رامم کرد

پای تا سر همه امید شدم

شعله ور گشتم و خورشید شدم

نرگس فتنه گرش دامم کرد

عشق او منبع الهامم شد

پر از او بودم و جادو بودم

یا نمی دانم که خود را بودم

نقش او بود همه اشعارم

خنده هایم نگهم گفتارم

خوب چون دید گرفتار دلم

آفتی شد پی آزار دلم

قصه ی عشق فراموشش شد

کر ز گفتار دلم گوشش شد

عهد و پیمان همه از یاد ببرد

رنگ اندوه ز چشمانش رفت

لطف و پاکی ز دل و جانش رفت

شد سراپا همه تزویر و ریا

مرد در سینه او مهر و وفا

دگر او مایه امیدم نیست

آرزوی دل نومیدم نیست

آه ای عشق ز تو بیزارم

تا ابد از غم دل بیمارم

برو ای عشق میازارم بیش

از تو بیزارم و از کرده خویش .

آرزومند آرزوهايتان

38704
نام: احمد دی جی
شهر: تهران
تاریخ: 5/9/2007 8:27:52 PM
کاربر مهمان
  شما هم بیکار هستید هاااااا
38703
نام: صـــادق.. منم
شهر: قـــــــــــــم . . .قـــــــــــــم
تاریخ: 5/9/2007 8:08:25 PM
کاربر مهمان
 

مشکل ز کوچه هاست که بن بست مانده اند .......

مـخلصیم....

التماس دعا...
<<ابتدا <قبلی 3877 3876 3875 3874 3873 3872 3871 3870 3869 3868 3867 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved