شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
38642
نام: نرگس
شهر: ایران
تاریخ: 5/8/2007 5:21:59 PM
کاربر مهمان
  سلام

آقا مجید از کرج که فرمودین بیماری هموفیلی دارین،اگه امکان داره آدرس میلتونو بذارین من سئوالایی از شما دارم.
38641
نام: پایگاه مقاومت شهدای سرپل شرقی رودسر
شهر: رودسر_گیلان
تاریخ: 5/8/2007 5:16:06 PM
کاربر مهمان
  خدایا ! بعضی وقتها چیزهایی میبینم و میشنوم که دلم میشکنه ...خدایا کمکم کن....

خدایا کمکمون کن تا راهی که برای رضای تو پیش گرفته ایم که ره آورد آن بذل مال و

جان و حتی آبرو در راه توست را ثابت قدم تر بپیماییم ... آمین!

شهید حاج ابراهیم همت:

زمان بازرگان ، به من برچسب چريک فدايي زندند . زمان بني صدر هم بر چسب منافق !

هر قدمي که در راه خدا و بندگان مستضعف اوبرداشتيم، بر چسب بارانمان کردند ...

حالا روزي ده بر چسب دشت مي کنيم،

اما عزيزان من! دل سرد مباشيد حاشا که بچه بسيجي ، ميدان را خالي کند...

سایت پایگاه شهدای سرپل شرقی رودسر

www.paigahesarpol.co.sr
38640
نام: محجوبه
شهر: مهد نور
تاریخ: 5/8/2007 4:59:48 PM
کاربر مهمان
  بسم رب الشهدا والصديقين

شهيد به مثابه شيشه عطري است كه در آن را باز كرده اند. بوي آن مي پيچد و همه جا را معطر مي كند .
تورا فرا مي خواند و وقتي به سوي او مي روي، زمين گيرت مي كند . طلائيه اگر رفته باشي مي داني . پاها التماس مي كنند بنشين. گرد و غبار وقتي روي لباست مي نشيند، بوي عطر در مشامت مي پيچد و تازه مي فهمي آسمانگير شده اي.
به محض اينكه روي خاك زانو زدي، اولين درس ازرشته عشق را مي آموزي . صورتت كه خاكي مي شود، آنچه آموخته اي با جانت در مي آميزد . اين همان خاكي است كه نيمه هاي شب از اشك سجده هاي شهيد گل شده است .
صداي باد ناله هاي دلش را در گوشت مي پيچاند و درس را مرور مي كني؛ هر چه ادب و تواضعت بيشتر باشد، در آستان دوست محبوب تر خواهي شد.
دستهايت ناخودآگاه به سوي آسمان بلند مي شود. پرده دل مي لرزد. اشك فرو مي غلتد و مي گويي :
اي رؤوف مهربان حي قدير جان زهرا و علي دستم بگير
و او درس دوم را به تو آموخته است؛ تمنـّـا.
هنوز دستها را پايين نياورده اي كه غوغا مي شود. بطن آسمان به لرزه در مي آيد. گرد و غبار بلند مي شود. صاعقه اي مي زند. دلت آرام مي گيرد و تازه مي يابي آنكه تو را فرا خوانده و ضمانتت را كرده است، چه منزلتي در اين آستان دارد.
حالا ديگر بوي عطر تمام فضاي دلت را تسخير كرده است. آرامش غريبي را حس مي كني كه تا آن زمان نيافته بودي گويي با دلت تنهاي تنها شده اي و باد هرچه غريبه بوده را با خود برده است. چقدر خودت را آشنا مي يابي.
و درس سوم را مي آموزي؛ مجــاهدت. بايد صداقتت را اثبات كني و اين كار سختي است. خيلي بايد خودت را آماده كني. ابتلا لازمة عشق است و خطر شرط عاشقي.
اما نترس. آنكه تو را به آغاز اين راه خوانده، مي تواند به پايان اين مسير نيز برساندت. آنكه در آن عالم برايش حكم شفاعت زده اند، سهل است در اين دنيا كه نگاهش حكم مسيحا كند.

هنر شهيد در پرواز بود
هنر شهيد در جاودانه شدن بود
هنر شهيد در غرق شدن در جذبه فنا بود
هنر ما شايد ياد گرفتن باشد
هنر ما شايد دل کندن باشد
هنر ما شايد ...
شهيد شدن باشد
بعد از شهدا فقط داره بوي دنيامون زياد ميشه
************************************************آقای مجید از کرج
هموفيلي و هموکروماتوز هر دو بيماري خوني هستند ولي هموفيلي ناشي از وجود اشکال در فاکتورهاي انعقادي است و هموکروماتوز ناشي از تجمع يافتن آهن در بافت هاي بدن و بدنبال آن ايجاد عوارض در بافتها . به همين دليل اين دو بيماري تداخلي با هم ندارند و هيچ کدام سبب تشديد ديگري نخواهد شد . بيماري هموکروماتوز انواع مختلفي دارند که فرمي از آن زمينه ژنتيکي دارد و البته وجود آن در پدر الزاما نمي تواند بيانگر پديدار شدن آن در ايشان باشد . با توجه به ميزان شيوع اين بيماري در خانواده ايشان احتمال بروز آن در ايشان هم مشخص خواهد شد . مشاوره ژنتيک مي تواند راهنمايي بيشتري را در اين زمينه به شما ارئه دهد .
38639
نام: ایران
شهر: ایران
تاریخ: 5/8/2007 4:39:27 PM
کاربر مهمان
  شهادت را امیدی بود روزی شهادت می فروشی بود روزی

اگر دیر آمدم مجروح بودم اسیر قبض و بسط روح بودم

رفیقانم دعا کردند و رفتند مرا زخمی رها کردند و رفتند

رها کردند در زندان بمانم دعا کردند سرگردان بمانم

من آخر طاقت ماندن ندارم خدایا تاب جان کندن ندارم

مرا این پشت نگذارید بی تاب گناهم چیست پایم بود در خاک .

روزی که هر شخصی هر کار نیکو کرده همه را پیش روی

خود حاضر ببیند و آنچه بد کرده آرزو کند که ای

کاش میان او و عمل بدش به مسافتی دور جدایی بود

خداوند شما را از عقاب خود می ترساند که او در حق

بندگان بسی مهربان است.۳۰/آل عمران
38638
نام: سیدمصطفی هاشمی آزاد
شهر: شیراز
تاریخ: 5/8/2007 4:29:06 PM
کاربر مهمان
  انشاء اله درتمام کارهایتان موفق باشید
38637
نام: نصرالله مرادی
شهر: بوشهر_برآژجآن
تاریخ: 5/8/2007 4:21:51 PM
کاربر مهمان
  اومی آیدمرحم می نهد برزخم احساس علی او می آیدو پیدا می کندقبرگل یاس علی (یاحجت ابن الحسن عسکری عجل الی ظهورک)
38636
نام: محمد
شهر: قشم.دیرستان
تاریخ: 5/8/2007 4:20:56 PM
کاربر مهمان
  دوستت دارم سسسسسسسسسسسسسسسسسسسسس.ممممممممممممممممممممم
38635
نام: سمیرا
شهر: بابل
تاریخ: 5/8/2007 4:18:39 PM
کاربر مهمان
  کاش می شدهمه ی آوازهای دنیارابرروی نت های خنده ات بخوانم.
کاش می شدبرای رسیدنت جاده هاراکاسه کاسه نذرآمدنت کنم.
کاش می شدسنجاق سرهمه ی دخترهای پرچین ودریاآهویی بودکه ضمانتش پیوندتوباشدباگیسوی بلندماندن.
کاش می شدتوت های درخت بلندحیاط مابه دست خاطره های رسیده تکانده شود.
کاش می شدهمه ی خواستن های دنیاخواستن توباشد.
کاش می شد...
کاش می شد...
کاش می شد...
38634
نام: خروش!
شهر: همین دور و برا
تاریخ: 5/8/2007 4:14:49 PM
کاربر مهمان
 
السلام علیک یا ابا صالح...
************************

سلام بر همگی
خدا خیرتون بده. منم دعا کنید

یا علی...یا علی...

38633
نام: محجوبه
شهر: مهد نور
تاریخ: 5/8/2007 3:48:28 PM
کاربر مهمان
  بعد از جريان دانشگاه و روسوايي يک نفر معلّم نما (نورالدين زرين کلک ) که در هفته معلّم از چهره واقعي خود نقاب برداشت. بر آن شدم که اين مناجات راکه از يک معلم واقعي در زير اسارت طاغوت نوشته است برايتان نقل کنم :

مناجات دکتر علي شريعتي
اي خداوند !!
به علماي ما مسئوليت و به عوام ما علم
و به مؤمنان ما روشنايي و به روشنفکران ما ايمان
و به متعصبين ما فهم و به فهميدگان ما تعصب
وبه زنان ما شعور و به مردان ما شرف
و به پيروان ما آگاهي و به جوانان ما اصالت
و به اساتيد ما عقيده و به دانشجويان ما ....نيز عقيده
و به خفتگان ما بيداري و به بيداران ما اراده
و به مبلغان ما حقيقت و به دينداران ما دين
و به نويسندگان ما تعهد و به هنرمندان ما درک
و به شاعران ما شعور و به محققان ما هدف
و به نوميدان ما اميد و به ضعيفان ما نيرو
و به محافظه کاران ما گستاخي و به نشستگان ما قيام
و به راکدان ما تکان و به مردگان ما حيات
و به کوران ما نگاه و به خاموشان ما فرياد
و به مسلمانان ما قرآن و به شيعيان ما علي
و به فرقه هاي ما وحدت و به حسودان ما شفاء
و به خودبينان ما انصاف و به فحاشان ما ادب
و به مجاهدان ما صبر و به مردم ما خود آگاهي
و به همه ملت ما همت تصميم و استعداد فداکاري
و شايستگي نجات و عزت ببخش.
آمين
معلم شهيد (دکترعلي شريعتي)

<<ابتدا <قبلی 3870 3869 3868 3867 3866 3865 3864 3863 3862 3861 3860 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved