شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
38512
نام: مريم حيدري
شهر: قم
تاریخ: 5/6/2007 12:45:05 PM
کاربر مهمان
  با خدايا ، اكنون مانده ام ، درمانده شده ام ، خودت فرياد رسم باش
38511
نام: روشنک
شهر: کاش مدینه فاضله بود
تاریخ: 5/6/2007 12:12:26 PM
کاربر مهمان
 
چقدر دلم براي دلم تنگ شده . . .

* * * * *
اهل دليها!
تو دعاهاي آسمونيتون به ياد من هم باشيد!
38510
نام: محجوبه
شهر: مهد نور
تاریخ: 5/6/2007 12:12:26 PM
کاربر مهمان
  اياک نعبد و اياک نستعين»
تنها تو را مي پرستيم و تنها از تو ياري مي جوييم
حکايت آن درخت
در ميان بني اسرائيل عابدي بود. وي را گفتند:« فلان جا درختي است و قومي آن را مي پرستند» عابد خشمگين شد، برخاست و تبر بر دوش نهاد تا آن درخت را برکند. ابليس به صورت پيري ظاهر الصلاح، بر مسير او مجسم شد، و گفت:« اي عابد، برگرد و به عبادت خود مشغول باش!» عابد گفت:« نه، بريدن درخت اولويت دارد» مشاجره بالا گرفت و درگير شدند.
عابد بر ابليس غالب آمد و وي را بر زمين کوفت و بر سينه اش نشست. ابليس در اين ميان گفت:«دست بدار تا سخني بگويم، تو که پيامبر نيستي و خدا بر اين کار تو را مامور ننموده است، به خانه برگرد، تا هر روز دو دينار زير بالش تو نهم؛ با يکي معاش کن و ديگري را انفاق نما و اين بهتر و صوابتر از کندن آن درخت است»؛ عابد با خود گفت :« راست مي گويد، يکي از آن به صدقه دهم و آن ديگر هم به معاش صرف کنم» و برگشت.
بامداد ديگر روز، دو دينار ديد و بر گرفت. روز دوم دو دينار ديد و برگرفت. روز سوم هيچ نبود. خشمگين شد و تبر برگرفت. باز در همان نقطه، ابليس پيش آمد و گفت:«کجا؟» عابد گفت:«تا آن درخت برکنم»؛ گفت«دروغ است، به خدا هرگز نتواني کند» در جنگ آمدند. ابليس عابد را بيفکند چون گنجشکي در دست! عابد گفت: « دست بدار تا برگردم. اما بگو چرا بار اول بر تو پيروز آمدم و اينک، در چنگ تو حقير شدم؟»
ابليس گفت:« آن وقت تو براي خدا خشمگين بودي و خدا مرا مسخر تو کرد، که هرکس کار براي خدا کند، مرا بر او غلبه نباشد؛ ولي اين بار براي دنيا و دينار خشمگين شدي، پس مغلوب من گشتي»
منبع:کيمياي سعادت، ص 757
************************************************
سرورم!
اين منم!! كه عمري ريزه خوار خان تو بوده ام!
من آن لگد كوب شده‏ام كه تو او را ياري دادي!
همان خطاكارم كه لغزشش را بخشيدي!
من همان آواره‏ام كه تو او را در پناه گرفتي!
همان ذليلم كه تو عزت اش دادي!
من همان نادانم كه تو او را آمرزش دادي!
من همان زمين خورده ام كه تو با دستگيري خود بلندش كردي!

خداوندا یاریمان کن تا جز برای تو قدر از قدر بر نداریم
کمکمان کن تا جز برای تو خشمگین نشویم
گمکان کن تا با عهدی که با تو بستیم پایبند باشیم.
آمین یا ربالعالمین
بر قامت دلربای مهدی صلوات
اللهم صلی علی محمد و آل محمد

38509
نام: سبكبار
شهر: يه كوشه دنيا
تاریخ: 5/6/2007 11:26:38 AM
کاربر مهمان
  محجوبه خسته نباشي ،حرف دلهاي كوتاه تأثير بيشتري داره نه مقاله نويسي همه رادرنظر داشته باش،خيلي خسته دل خواننده هست
38508
نام: سید محمد
شهر: رشت
تاریخ: 5/6/2007 11:26:25 AM
کاربر مهمان
  آقا سید مرتضی جاتون خیلی خالیه ، . . . . . .
38507
نام: يا ثارالله
شهر: غرب دجله
تاریخ: 5/6/2007 11:25:15 AM
کاربر مهمان
  من صبورم به خدا
من صبورم اما
اما .... این بغض گران صبر نميداند چیست

****************************************

بگذار گریه کنم!
دنیا همه‌اش غرور است، خودنمایی است، ریاست. دنیا همه‌اش شرک است، آن هم این دنیای اعمال ما. وقتی همه چیز حتی محبتها و عداوتها برای خدا شد، وقتی که غمها و شادیها برای خدا شد، وقتی که سکوت و فریادها برای خدا بود، وقتی همه چيز خدایی بود نه شیطانی، دنیا جلوه‌اش عوض میشود. اما حالا که این طور نیست. دنیا همه‌اش کجی است، همه‌اش شرک است. ما همه دروغگوئیم. در گفته‌هایمان، در تعریفهایمان دم از شهادت میزنیم، اما در میدان جنگ پایمان میلرزد. ما دروغ میگوئیم. وقتی در کارها عشق به خدا بود، دنیا عوض میشود. این همه رنجها که میکشی، این همه زخمها که میخوری، این همه ناملایمات که میبینی اگر برای خدا نباشد هیچ است. هباء است. گفتنت، شنیدنت، رفتن و آمدنت، بودن و نبودنت، خندیدن و گریستنت، خوشحال و غمگین شدنت، فریادت، سکوتت کدامش برای خداست؟ هیچ کس نیست هیچ چیز نیست، در میقات وجود خسی هم نیست. همه‌اش خداست، همه چیز خداست. دوستیها، عداوتها، حرکات و سکنات، همه چیز و همه چیز از خداست. هر خوبی، هر قوه‌ای و هر موثر در وجودی هست، خداست.

شهيد مهدي عارفي
38506
نام: محجوبه
شهر: مهد نور
تاریخ: 5/6/2007 10:49:37 AM
کاربر مهمان
  ادامه ی مطلب
الان اگر دختري نخواهد به محيط هاي گناه پا بگذارد و در خانه بنشيند وبه تعاليم ديني بپردازد او عقب افتاده است و عقل ندارد اينجاست که معروف رامنکر مي کنند اگر عفت و پاکدامني را حفظ کند و روي از نامحرمان بپوشاند همه ي فاميل او را سرزنش مي کنند که ديگر نمي تواني ازدواج کني چون کسي تو را نمي بيند که پسنددو اينها همه درد است دردي جان سوز.
يادم آمد روزي خانمي متدين برايم تعريف کرد به مغازه کفش فروشي رفتم و پوشيه زده بودم و چند خانم هم آنجا بودن که بدحجاب بودند من يک کفش انتخاب کردم و به آقايي که مو وريش سفيدي داشت و سنش هم زياد بود گفتم بي زحمت من اين کفش را مي خواهم آن مرد با لحن بسيار تند به من گفت کفش داريم ولي به شما نمي فروشم و من سرم را پايين انداختم و هيچ نگفتم و فقط افتخار کردم که بخاطر حجابم به من کفش نداد و به آن خانم هاي بد حجاب با احترام رسيدگي مي کرد و چون هميشه خداوند طرفدار حق است دو يا سه مغازه پايين تر همان کفش را خريدم با قيمت کمتر.
واي بر ما مسلمانهاي بي رنگ و آب و شيعه هاي بدون تشيع.
شيعه يعني پيرو، پيرو کسي که او را برايش الگو قرار داده است خداوند.
پس چگونه مي توانيم با اين اعتقادات و افکار ناپسند بگوييم من شيعه علي و فاطمه سلام الله عليها هستم در حالي که کارهاي آنها راقبول ندارم مگر الگوي زن مسلمان و شيعه حضرت زهرا سلام الله عليها نمي باشد که حتي خود را از نابينا پوشاند پس چرا زن با حجاب در جامعه ي ما بايد مورد تحقير واهانت قرار بگيرد چرا موقعي که درمانده مي شويم و همه ي درها بروي ما بسته مي شود حضرت زهرا سلام الله عليها را صدا مي زنيم و از ايشان کمک مي خواهيم چرا موقعي که بلاهايي که خودمان بر سر خودمان مي آوريم به ما هجوم مي آورد مومن مي شويم و مرتب در خانه خدا اشک مي ريزيم و امام زمان عليه السلام را واسطه قرار مي دهيم و دوباره مشکل که رفع شد به همان بي بندو باري ها ادامه مي دهيم.
روزي خانمي که برايش بسيار مشکل پيش آمده بود و گره هاي ناجوري در زندگيش خورده بود تعريف مي کرد بعد از مدتي راز و نياز و توسل به ائمه اطهار عليهم السلام و مددخواستن از امام زمان عليه السلام مشکلاتم حل شد و مي خواهم بطريقي از امام زمان عليه السلام تشکر کنم و يکي از دوستان مقيد به او گفته بود بالاترين تشکر از امام زمان عليه السلام و خداي تعالي اين است که خودت و دخترانت حجاب اسلامي را حفظ کنيد و با بي توجهي و بي بند و باري دل امام زمان عليه السلام را نسوزانيد و بگو خدايا ما را بخاطر خطاها و گناهانمان ببخش و در راه خودت قرار ده.
ما بايد طوري باشيم که:
1- حضرت ولي عصر عليه السلام به ما نظر لطف داشته باشند.
2- با ما انس داشته باشند.
3- ما را از خوبان بدانند.
4- طوري باشيم که حضرت ولي عصر ما را براي ياري خودشان انتخاب کنند.
نتايج بي حجابي و بي بندو بار بودن:
1- گناه و فساد در جامعه زياد مي شود.
2- آمار طلاق بالا مي رود.
3- احترام و محبت در خانواده ها کم مي شود.
4- ناامنيتي در جامعه زياد مي شود.
5- بيماريهاي جنسي زياد مي شود.
والسلام
38505
نام: سبكبار
شهر: يه كوشه دنيا
تاریخ: 5/6/2007 10:40:49 AM
کاربر مهمان
  جواب صادق،ادب نداري وازامام زمان ناراحتي ،خود را با دوستان مشغول نكن خواستي مطرح شو ي كه شدي بعنوان بار منفي خودت را به روان شناس نشان بده
38504
نام: محجوبه
شهر: مهد نور
تاریخ: 5/6/2007 10:28:21 AM
کاربر مهمان
  بسم الله الرحمن الرحيم
در دين مقدس اسلام زن داراي شخصيت والايي مي باشد و خداوند فوق العاده به زن بها داده است حتي آن قدر او را بالا برده که از سن نه سالگي او را دعوت به ملاقات خودش نموده است آن قدر که مادر و زن را انتخاب نموده که فرزند را پرورش دهد و اين پرورش از نه ماهگي قبل از تولد شروع مي شود و درحين رشد مادي بچه به رشد معنوي هم مي رسد و بلکه بايد رشد معنوي بسيار پر اهميت تر از رشد جسمي باشد ولي چون هميشه دشمن در کمين بوده و لحظه اي را استراحت نکرده همانند شيطان که لحظه اي خواب و آسايش ندارد و از طرق هاي مختلف خواسته ارزش و مقام والاي زن را خدشه دار کند و زن از وظائف اصلي و مهم خويش باز ماند.
زماني پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم فرمودند روزگاري فرا رسد که منکر معروف شود و معروف منکر و الان بوضوح در جامعه و خانواده هاي بظاهر مسلمان ما به چشم مي خورد و زني که با حجاب کامل مي آيد و خود را از نگاههاي نامحرمان حفظ مي کند و در برخوردهاي اجتماعي سعي مي کند شئونات مذهبي را رعايت کند مورد بي حرمتي و گاهي تمسخر واقع مي شود و بيشتر از اين بي حرمتي و استهزاء از جانب زناني مي باشد که حجاب اسلامي ندارند.
خانم با حجابي تعريف مي کرد که وقتي از کنار بعضي از خانم خاي بي حجاب در مي شوم من حيا مي کنم و سعي مي نمايم چشمم به آنها نيفتد تا خجالت نکشند ولي بارها مورد هتک حرمت از طرف آنها واقع شده ام.
مي خواهم بپرسم آيا اگر زني خود را کاملاً حفظ نمايد از نگاههاي شهوت انگيز مردان مريض دل اين جاي تمسخر دارد آيا اگر خانمي براي خودشخصيت قائل شد که مراقب رفتا، گفتار خود با نامحرمان باشد بايد مورد توهين و اهانت قرار گيرد. چرا ما بايد اين قدر از صراط مستقيم الهي خارج باشيم که ديدن خانم هاي با حجاب کامل براي مان جاي تعجب داشته باشد و يا اگر خانمي وقار و متانت خود را در برخورد با نامحرمان کاملاً رعايت کرد او را بي تمدن و يا بي کلاس معرفي کنيم؟ و اگر زني را ديديم که حجاب درستي ندارد و با صورت آرايش کرده با نامحرمان بدون حد و مرز الهي برخورد دارد او را مورد احترام قرار دهيم و بگوئيم ايشان با تمدن است.
چرا اگر خانمي تا تحصيلات عاليه اي پيدا کرد ديگر حجاب و چادر را در شأن خود نمي بيند و اگر پا به محيط دانشگاه گذاشت اول چيزي که ياد مي گيرد اين است که حجابش کم رنگ شود و به صورتي بيرون بيايد که نادرست باشد.
يک نفر ميگفت يک روز مادري پيش من آمد و بسيار التماس کرد که دعا کنيد دخترم در امتحان دانشگاه قبول شود و شب و روزش شده دعا و نيايش و مرتب نماز امام زمان عليه السلام مي خواند آن بنده خدا به مادر گفته بود از خدابخواه که هر جور صلاح فرزندت است قرار دهد و مي گفت بعد از مدتي دعا و تضرع به درگاه خدا آن دختر با حجاب و متدين قبول شد در دانشگاه و چيزي نگذشت که اول چادرش بسيار نازک شد و صورتش هم آرايش کرده و مثل سابق نسبت به قوانين اسلامي مقيد نبود. آن بنده خدا ميگفت وقتي اين وضع را ديدم بسيار دلم سوخت که اي کاش يک بار اين ناله هاي در خانه خدا براي اين بود که پروردگارا فرزندم خداشناس شود، امام زمان شناس شود واين گريه هايي که شبانه روز به درخانه خدا و امام زمان عليه السلام داشت يک بار هم که شده براي خود امامش بود و با جگر سوخته براي فرج امامش دعا مي کرد ولي متأسفانه آن قدر ما غافليم که نمي دانيم معروف چيست و منکر چيست؟ وظيفه ي يک زن مسلمان چيست؟
38503
نام: محجوبه
شهر: مهد نور
تاریخ: 5/6/2007 9:50:36 AM
کاربر مهمان
  بسم الله الرحمن الرحیم
یا من به یستانس المریدون یا من به یفتخر المحبون یا من علیه یتوکل المتوکلون یارب .
************************************************
خداي من ! اگر اطاعت امر تو نبود هرگز با کوره خاطره خويش بر ساحل درياي ياد تو گذر نمي‏کردم چرا که مي‏دانم ظرف وجود من شايسته من است ، نه بايسته تو .
وکاسه دل من به اندازه ظرفيت خويش از بحر تو آب ذکر بر مي دارد، و نه به وسعت بي کرانگي تو .
و کجا پاي ناتوان مرا قدرت نيل به شناختگاه مقام مقدس توست ؟
خدايا! همين که به اذن تو بر ذهن اين ناپاک ، ياد پاکي مطلق مي‏گذرد مرا بزرگترين نعمت توست و همين که اين آلوده را نام منزه تو بر زبان مي‏رود مرا عظيم‏ترين لطف توست .
خدايا! تو منزه تر از آني که بر زبان ما تنزيه بگذري
و تسبيح تو برتر از آنست که تا اوج دلهاي ما تنزل کند .
وتقديس تو فراتر از آن که خود را به بالهاي قلب ما بيالايد.
خداي من ! ما را به خويش خوان در هويدا و نهان و از روشناي ذکرت بر ما بتابان ، در صبح و شامگاهان .
و از زلال خاطره ات ما را بنوشان ، در آشکار و پنهان .
و نسيم يادت را بر دلهاي ما بوزان ، در بهار وخزان .
خداي من ! چه دلهاي سرگشته که شيفته تو گشت و چه قلبها که بي تاب و ديوانه تو شد و چه عقلها که معرفت تو را گرد هم آمد و راه به جايي نبرد.
خداي من !دلها کجا بي ياد تو آرام مي‏شود و قلبها کجا بي گرماي نفس تو مطمئن ؟
خداي من ! اين جانهاي بي قرار جز لحظه ديدار آرام و قرار نمي گيرند .
فرازي از مناجات الذاكرين
************************************************
یا قاضی الحاجات ! دیدگانم را به ضریح سجده گاه تو دخیل می بندم و بوسه بر خاک بندگی ات می نهم تا قلبم را به بیکرانگی عشقت پرواز دهی و وجودم را از چشمه ی جوشان مهرت سیراب کنی
پروردگارا! مرا دور گردان از اسیری لحظه ها یی که بی تو سپری می شوند و مرا به کبر و غرور به خودم وا مگذار.
معبودا! آنگاه که دهانم لبریز از ذکر نامها ی زیبایت می شود و وجودم با روشنایی نگاه تو نورانی می گردد ارزو دارم که قلبم را از لحظه ها ی سبز امید سرشار گردانی و به صداقت و صمیمیت نیلوفران دعا برسانی.
مهر آفرینا! چه آرامش پایان ناپذیری در نگاه توست من نیز دلم را نذر نگاهت می کنم.
اللهم عجل فی فرج مولانا صاحب الزمان
آمین آمین یا رب العالمین
<<ابتدا <قبلی 3857 3856 3855 3854 3853 3852 3851 3850 3849 3848 3847 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved