اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 38432 |
نام:
اميد اميري
شهر:
جیرفت
تاریخ:
5/4/2007 5:20:32 PM
کاربر مهمان
|
باسمه تعالي
مقدم رياست محترم جمهوري و هيئت دولت را به استان كرمان خير مقدم عرض مي نمايم.
چه زيباست لحظه هاي انتظار
و چه زيباتر است لحظه پايان انتظار و لحظه ديدار
ساعت 3.5 پنجشبه انتظار به پايان رسيد و ما جيرفتي ها محبوب و معشوق خود را ديديم.
به خدا قسم ، يكي روز راي آوردن آقاي احمدي نژاد در دور دوم و ديگري لحظه ديدار با وي بهترين روزهاي عمر من بودند
خوشحال مي شوم از وبلاگم بازديد كنيد
www.hami9.blogfa.com
|
|
| 38431 |
نام:
حامد صارمی
شهر:
بروجرد
تاریخ:
5/4/2007 4:48:23 PM
کاربر مهمان
|
خیلی متشکرم از سایتتون
|
|
| 38430 |
نام:
حسن سروش زاده
شهر:
كانادا
تاریخ:
5/4/2007 4:47:49 PM
کاربر مهمان
|
سلام براي سلامتي خودتان خانواده تان دوستان صلوات بلند
بفرستيد
|
|
| 38429 |
نام:
گم شده
شهر:
هنوز ساکن نشدم
تاریخ:
5/4/2007 4:18:27 PM
کاربر مهمان
|
سلام
سلام که نام اوست
بچه ها به خدامن خسته شدم ازاین همه زشتی تورو خدا
دعا کنیم هرچه زودتر صاحبمون بیاد هرلحظه دعاکنیم
خدایا داریم بیچارهمیشیم شایدم شدیم ..اللهم....
|
|
| 38428 |
نام:
مصطفی ساغریچی
شهر:
تهران
تاریخ:
5/4/2007 4:18:18 PM
کاربر مهمان
|
تو طلاییه ،میگن وقتی شب عملیات مهدی باکری داشت رد میشد رسید به جنازه حمید باکری
........
رد شد و رفت
بهش گفتن آقا مهدی جنازه حمید اینجاست
ولی آقا مهدی هیچی نگفت و حرکت کرد
وقتی با اصرار ازش خواستن که جنازه حمید رو برگردونه عقب
در جواب گفت:
همه اینهایی که اینجا شهید شدن حمید باکری هستن
کدومشون رو بیارم عقب؟
|
|
| 38427 |
نام:
مصطفی ساغریچی
شهر:
تهران
تاریخ:
5/4/2007 4:05:42 PM
کاربر مهمان
|
این معز الاولیاءو مذل الاعداء
|
|
| 38426 |
نام:
مونا
شهر:
تهران
تاریخ:
5/4/2007 3:34:55 PM
کاربر مهمان
|
سآیت خوبی است اژ شما متشکرم
|
|
| 38425 |
نام:
مصطفی ساغریچی
شهر:
تهران
تاریخ:
5/4/2007 3:00:47 PM
کاربر مهمان
|
بسم رب الشهداء
یه خاطره از حسن باقری مردی از تبار مردان بی ادعا
***********************************************
تانک های عراقی داشتند بچه ها را محاصره می کردند. وضع آن قدر خراب بود که نیروها به جای فرمانده لشکر مستقیما به حسن بی سیم می زدند.
– همین الان راه می افتی، می ری طرف نیروهات ، یا شهید می شی یا با اونا برمی گردی. خیلی تند و محکم می گفت.- اگه نری باهات برخورد می کنم . به همه ی فرماده ها هم می گی آرپی جی بردارند مقاومت کنن. فرمان ده زنده ای که نیروهاش نباشن نمی خوام.
اللهم الحقنی بالشهداء (آمین یا اله العالمین)
|
|
| 38424 |
نام:
زهره
شهر:
زاهدان
تاریخ:
5/4/2007 2:56:54 PM
کاربر مهمان
|
ایا ما به نتیجه می رسیم
|
|
| 38423 |
نام:
مصطفی ساغریچی
شهر:
تهران
تاریخ:
5/4/2007 2:52:21 PM
کاربر مهمان
|
بسم رب الشهداء
یه خاطره از حسن باقری مردی از تبار مردان بی ادعا
***********************************************
- بچه ها از این همه جابه جایی خسته شده بودند. من هم از دست بالایی ها خیلی عصبانی بودم. به حسن گفتم « دیگه از جامون تکون نمی خوریم، هرچی می شه ، بشه . بالاتر از سیاهی که رنگی نیست.»حسن خیلی شمرده گفت« بالاتر از سیاهی سرخی خون شهیده که رو زمین می ریزه.» گفتم «خسته شدیم قوه ی محرکه می خوایم.» دوباره گفت« قوه ی محرکه خون شهیده.»
اللهم الحقنی بالشهداء (آمین یا اله العالمین)
|
|