اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 38242 |
نام:
محجوبه
شهر:
مهد نور
تاریخ:
5/1/2007 9:37:14 AM
کاربر مهمان
|
یامقلب القلوب یاطبیب القلوب یا منورالقلوب یا انیس القلوب یارب
خدايا! چه تنگ وتيره وتاريک است راهي که دلالت تو در آن نيست وچه روشن وحقيقت نما ومنير ، راهي که هدايت تو در آن است.
خدايا! در آن دلي که لطف حضور تو نيست ، از هر چه عشق وخوبي ولطف خاليست .
خدايا! در جاده اي که نسيم عنايت تو نمي ورزد وماهتاب رحمت تو نمي تابد کدام دل راه به حقيقت تو مي برد ؟
خدايا! ما را از ظلمات راههاي ضلالت نجات بخش وبه روشناي طريق هدايت خويش راهنمايي کن .
خدايا! راههاي منتهي به تو به تعداد نفوس آدميست ، بينهايت است . الطريق اليک بعدد انفاس الخلائق ، ما را از نزديکترين راه به خويش برسان .
خدايا! راههاي صعب والعبور وپر پيچ وخمت را به ما منمايان .دشواري فراز ونشيبهاي راهت را آسان بگردان وما را در واحه هاي وحشت ويأس سر مگردان .
خدايا! راه ميانبر قرب به خويش را بر ما هويدا ساز وبه آن دسته از بندگانت ملحقمان کن که در راه نيل به تو از يکديگر پيشي مي گيرند ودست از سحوري در خانه تو برنمي دارند وشب وروز به تو مشغولند ودلهاشان هر لحظه بيمناک هيبت توست .
ما را به بندگاني ملحق کن که در آسمان خاطرشان جز پرنده ياد تو پرواز نمي کند ودر گلستان دلشان جز گل هواي تو پر باز نمي کند ، به آنان که سر بندگي جز به پيشگاه تو نمي سايند ودست محبت جز به تو نمي سپارند .
به آنان که از زلال چشمه ات نوشاندي ولباس اشتياق خود بر تنشان پوشاندي وبر گياه آرزوهاشان باران اجابت افشاندي ودر مزرعه دلهاشان جز خرمن مهر خودت سوزاندي ودر جنگل تفکرشان جز غزال ياد خودت رماندي وبلندترين درختان مقاصدشان مسعت خودت رماندي وبلندترين درختان مقاصدشان را در وسعت خودت روياندي وبه اوج لذتشان از مناجاتت رساندي .
اي آنکه هر که رو به سوي تو کند چشم به او مي دوزي وبه هر که دلش هواي تو کند دل مي بندي وبه سري که سوداي تو داشته باشد سر مي کشي .اي که بيدارانت را انيس مي شوي وبه خواب رفتگانت را جليس .
اي که بر سر زندگانت دست محبت مي کشي وبر سر چشم مردگانت سرمه حيات وملاطفت .اي که به عاشقانت دل مجالست مي بخشي وبه غافلانت پاي مراقبت وبه گريزندگانت روي مراجعت .
خدايا! تو که مرا فرا خوانده اي ، تو که زاري مرا نقبي به خانه اجابتت زده اي ، تو که مرا به درون پذيرفته اي ، به خودت سوگند که تشنه محبتم ، مرا در کنار خويش بنشان واز رحمت خويش جرعه ايم بنوشان .
گزيده اي از مناجات المريدين از مناجات خمسه عشر
|
|
| 38241 |
نام:
محجوبه...نه اون محجوبه اي كه متنهاي قشنگو و خوندني
شهر:
اصفهان
تاریخ:
5/1/2007 8:28:57 AM
کاربر مهمان
|
خيلي دوست داشتم منم مثل اون بشم لباش خشك و ناز بود ...صورتش سفيد بود ولي با همه ي سفيدي ها فرق داشت ديروز به اون دو تا دوست سلام كردم و چقدر ديدنشون و وجودشون لذت بخشه بر خلاف بعضي ها كه صبح زود با چشاي ورقلمبيده مي بينمشون دوشت ندارم منم از اونا باشم...
يكي هست توي كلاسمون حرف زدن باهاش آرامش بخشه هم شيرين زبونه هم اين كه همه دوستش دارن هم شاگرد اولمونه ..ارامش بخشه وقتي ميره تمرين فيزيك حل بكنه من تموم حواسم مي ره به حركاتش كه چقدر ...و اخرش هيچي فيزيك نمي فهمم!!
هر چي مي پوشه بهش مياد ارام حرف مي زنه رفتارش دلنشينه... همه دوست دارن باهاش هم كلام بشن -من خودم چقدر دوست دارم زماني را كه موضوعي پيدا مي كنم تا باهاش حرف بزنم يه لبخند مليح هم هميشه توي صورتشه...اون به كي نگاه مي كنه كيو ديده خواسته عين اون بشه؟يه روز سر كلاس برامون حرف ميزدن و از حجاب مي گفتن از اون دختري كه بي حجاب بوده و توي خانواده يبي حجابي بوده و خودش تصميم مي گرفته چادري بشه بعد داداشش مي زدسش بعدشم حضرت زهرا را مي بينه كه مي گه اون دختر فاطمه ي زهراست !و حضرت فاطمه بهش مي گه چه جوري باشه..
به اين جا كه رسيد همون دوستم كه مي گم خيلي دوست داشتنيه همون به گريه افتاد..من فقط دلم لرزيد بازم اون روز خواستم عين اون باشم اون مي خواسته عين كي باشه؟منم خواستم كه دلنشين باشم مثل اون منم رفتم مثل اون چادري شدم..ساق بند خريدم ارام شدم.... منم خودم چادري شدم والان چه لذت و چه ارامشي...حالا يه كم از آرامششو درك كردم ....خدا خودش گفته اگر كسي به نامحرم نگاه نكنه شيرينيه ايمان را حس مي كنه...منم اين كارو كردم ....
از اون به بعد ديگه نتونستم به نامحرم نگاه كنم...اخه خيلي شيرين بود.
....
|
|
| 38240 |
نام:
مقداد
شهر:
اهواز
تاریخ:
5/1/2007 3:55:17 AM
کاربر مهمان
|
گفتگوى حضرت موسى (ع ) و ابليس
نقل شده : حضرت موسى (ع ) در مجلسى نشسته بود ناگهان ابليس به محضر آن حضرت رسيد، درحالى كه كلاه رنگارنگ درازى بر سر داشت ، وقتى نزديك شد از روى احترام ، كلاه خود را از سر برداشت و سپس به سر گذاشت وگفت : السّلام عليك .
موسى (ع ) فرمود: تو كيستى ؟، او جواب داد:((من ابليس هستم )).
موسى - خدا تو را بكشد، براى چه به اينجا آمده اى ؟
ابليس - آمده ام بخاطر مقام ارجمندى كه در پيش گاه خدا دارى بر تو سلام كنم .
موسى - با اين كلاه رنگارنگ چه مى كنى ؟
ابليس - با اين كلاه ، دلهاى فرزندان آدم (ع ) را آلوده و منحرف مى كنم (وقتى آنها به زرق و برق دنيا كه نمودارش در اين كلاه وجود دارد، دل بستند، براحتى از صراط حق ، منحرف خواهند شد).
موسى - چه كارى است كه اگر انسان انجام دهد، تو بر او چيره مى شوى ؟
ابليس - همگامى كه انسان خود بين باشد و عملش را زياد بشمرد، و گناهانش را فراموش كند ( بر او چيره مى گردم ) و تو را از سه خصلت بر حذر ميدارم 1- با زن نامحرم خلوت نكن كه در اين صورت من حاضرم تا انسان را به گناه بى عفتى وا دارم 2- با خداوند اگر پيمان بستى حتما آن را ادا كن 3- وقتى متاع يا مبلغى به عنوان صدقه ، خارج كردى ، فورا آن را به مستحق بپرداز، زيرا تا صدقه داده نشده من حاضرم كه صاحبش را پشيمان كنم . سپس ابليس ، پشت كرد و رفت در حالى كه مى گفت : يا ويلناة علم موسى ما يحذّر به بنى آدم : ((واى بر من ، موسى (ع ) دانست امورى را كه بوسيله آن ، انسانها را از آلودگى بر حذر مى دارد)).
اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم و حشرنامعهم
|
|
| 38239 |
نام:
مقداد
شهر:
اهواز
تاریخ:
5/1/2007 3:55:07 AM
کاربر مهمان
|
نصيحت حضرت عيسى (ع )
روزى حواريون (ياران مخصوص ) عيسى (ع ) به حضور آنحضرت آمده و عرض كردند: (( آى آموزگار ارشاد، ما را از پندهاى خود بهره مند فرما)).
عيسى (ع ) فرمود: پيامبر خدا موسى (ع ) به اصحابش فرمود ((سوگند دروغ ، نخوريد، ولى من مى گويم سوگند - خواه راست باشد و خواه دروغ - نخوريد)،
آنها عرض كردند:( بيشتر ما را نصيحت كن ).
فرمود: موسى (ع ) به اصحابش فرمود: زنا نكنيد، من مى گويم ، حتى فكر زنا نكنيد، (سپس فكر زنا كردن را با اين مثال روشن كرد و فرمود )
هرگاه شخصى در يك اتاق نقاشى شده ، آتش روشن كند، همانگونه كه دود آن آتش ، اطاق نقاشى شده را سياه و دودآلود مى كند، فكر زنا هم زيبائى معنوى انسان را به سياهى و تيرگى مبدل مى سازد، گرچه اطاق را نسوزاند.
يعنى خود زنا كردن مانند سوزاندن و ويران نمودن اساس خانواده است ، و انديشه زنا كردن ، همچون دودى است كه تارو پود خانواده را تيره و تار مين مايد.
( علیک سلام آقا مصطفی- خیالی نیست مومن - ما هم تا یه چند وقتی نیستیم )
اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم و حشرنامعهم
|
|
| 38238 |
نام:
مجنون
شهر:
. . . کربلا
تاریخ:
5/1/2007 2:37:05 AM
کاربر مهمان
|
بسمه تعالی
با سلام.
من نمی خواهم وارد این بحث ها بشوم ولی خدمت این دو عزیزی که از فیلم اخراجی ها ایراد گرفتند و به آقای ده نمکی این گونه گفتند بگویم که اولا سعی کنید در نقد فیلم غیبت نکنید...ثانیا ماجرای این فیلم واقعی بوده است.شهید مجید صفایی معروف به مجید سوزوکی که داستان زندگیش همین بوده و سر انجام عاقبت به خیر می شود و شهید می شود.
عزیزم کسی نخواسته مقام شهدا را پایین بیاورد.بلکه می خواهد گفته شود هر کسی که در جبهه رفت که از همان اول با تقوا نبود.آیا مگر حر بن یزید ریاحی نبود که روز عاشورا توبه کرد و امام حسین(ع) قبولش کرد و برای ارباب شهید شد...
خواهش می کنم خوب به حرفای من فکر کنید...
برای حضرت زهرا(س) صلوات...
ببخشید...التماس دعا.....
|
|
| 38237 |
نام:
سبكبار
شهر:
يه كوشه دنيا
تاریخ:
5/1/2007 2:12:13 AM
کاربر مهمان
|
سيد جواد ذاكربرادر من بيا ازخير اين فيلم بكذربنده خدا بيشتر از اين بلد نبوده ،غرض با مرض قاطعي شده اين فيلم ساخته شده ،حالا برادراني كه مجوز بخش اين فيلمها را ميدند جرا احتياط نمي كنند،برادرها امروز درايران فيلم اخراجي ها ديروز درآن خاك كثيف فيلم 300 هوشيار باشيد وكوش به امر رهبر،بايد از مسعود سئوال شودجرا آنقدر هنربيشه هاي باتجربه ؟جرا اين تعداد؟شريك جرم ميخواستي؟برو توبه كن هر وقت خواستي بدوني جبهه شوخي بوده ياجدي برو بهشت شهدا شهرتون
|
|
| 38236 |
نام:
هستی
شهر:
اصفهان
تاریخ:
5/1/2007 1:17:44 AM
کاربر مهمان
|
کاش میشد سرنوشت را از سرنوشت
تقدیم به اونایی که مثل من دل خوشی از روز گار ندارن
|
|
| 38235 |
نام:
سيدجوادذاكر (پويا اندرزگو)
شهر:
مشهد
تاریخ:
5/1/2007 1:10:25 AM
کاربر مهمان
|
نقد فيلم ( اخراجي ها )
اللهم اكشف هذه الغمه عن هذه الامه بحضوره...
اوخواهدآمد...
والا چي بگم ....
فيلم .... خنده .... جنگ .... سينما ..... دفاع مقدس ..... شهدا ..... ايثار ..... گذشت ......
باور كنيد اينا بازي نيست.....
باور كنيد شهدا بازي نمي كردن.....
باور كنيد براي تفريح نرفتن جبهه .....
براي خوش گذراني نرفتن جبهه ....
براي خندوندن من و شما نرفتن جبهه .....
براي لودگي نرفتن جبهه....
ديگران خنديدند ..... ريسه رفتند ..... من اما سكوت كردم ..... بغض كردم ..... گريستم ..... گريستم بر حرمت مرداني كه مردانگي را معنا بودند. اما امروز بعضي ها چه نمي كنند با نام آنها .... با ياد آنها .... ياد شعر كاظمي مي افتم و تلخ سروده اش: سنگ گور شهدا ..... سنگ ترازو شده است ..... و چه ناميزان است اين ميزان!
باز ياد تجارت مي افتم و مردان تجارت . خوب هركس مي خواهد تجارت كند برود بسوي تجارت. تجارت هم اسباب و لوازم خاص خود را دارد اما تجارت با آبروي مردان آبرو ، خيانت است. آقاي ده نمكي خيانت است خيانت .....
اينها گوشه اي بود از صحبت هاي مردي كه با بغض در گلو صحبت مي كرد و همه حضور 28 ماهه اش در جبهه را به وسط آورده بود تا بگويد اخراجي ها سنخيتي با جبهه ندارد حتي اگر يكي دو نفر هم ازاين جنس در جنگ يافت شوند.
او مي گفت: در گردان بودم .... در طرح و عمليات بودم .... امدادگر بودم ..... تخريب چي بودم ..... از اشنويه تا دهانه فاو را هم گشتم اما نديدن از اين جنس آدم ها.....
اگر خنداندن هدف است جور ديگر هم مي توان مردم را خنداند....
من هم مي گويم جبهه فقط حاجي و سيد نبود من هم ديده ام جبهه آينه جامعه بود بستر زندگي بود با همه پستي ها و بلندي هايش ....
اما آنچه در اخراجي ها ديدم سنخيتي با جبهه نداشت يا لااقل من نديدم نديدم من كه افراد را يك راست از شهر به جبهه ببرند و آنجا آموزش دهند نيروها در آموزش ساخته مي شدند بعد به جبهه مي رفتند اين را ده نمكي بايد بداند .....و .... و ......
اخراجي ها بر خلاف نظر ده نمكي كه مي خواست داوران فيلمش را بر شانه هاي سيمرغ بنشانند اگر جايزه مي گرفت من يا در عدالت داورها شك مي كردم يا در سينما فهمي شان.
اخراجي ها فيلم نيست يعني اگر بجاي ده نمكي من بي سواد بودم با اين همه هنرپيشه توانا بهتر از اين از آنها بازي مي گرفتم.....
اما ده نمكي هنري از خود نشان نداد جز جسارت در حوزه اي كه اگر از سوي ديگري سر مي زد اولين منتقدش ده نمكي بود اما او وارد حوزه شد جنجال كرد هم خودش هم فيلمش همه گيشه را فتح كرد. فروش چند ميليوني اخراجي ها مبارك آقا مسعود!!!!!!!!!!!!!!!!!
حرف كم نيست اما كم بايد گفت در روزگاري كه بعضي ها زياد مي گويند.
دوستان گل اينم آي دي ياهو منه براي شركت در بحث هاي اتاق كنفرانس ياهو حتما اد كنيد تا اقدامات بعدي انجام بشه:
cloob_zaker
راستي دوستان گرامي لينك كلوبه زنده ياد سيد جواد ذاكرطباطبائي رو براتون ميزارم حتما بياين عضو بشين:
http://www.cloob.com/club.php?id=32514#&postlist&
براي عضويت در كلوب نياز به دعوت نامه دارين من لينكه دعوت نامه رو براتون ميزارم حتما بياين عضو بشين ضمنا اعتبار لينك فقط تا ده روزه ديگست پس هر چه سريعتر اقدام كنيد:
http://www.cloob.com/signup.php?code=dRzCIIIIthcchcwH7
منتظر همتون هستيم.
..... وشيعتك علي منابر من نور مبيضه وجوههم حولي في الجنه و هم جيراني .....
براي شادي روحه برادر سيد
|
|
| 38234 |
نام:
yalda
شهر:
jolfa
تاریخ:
4/30/2007 11:50:32 PM
کاربر مهمان
|
salam doroste ke shoma ro nemishnasam vali in sher shoma kheili khobe
|
|
| 38233 |
نام:
مژگان
شهر:
تهران
تاریخ:
4/30/2007 11:37:01 PM
کاربر مهمان
|
قهرمان واقعي كسي است كه هميشه باعث شادي ديگران بشود.
در هر نفسي كه مي تپي اي دل من
يادت نرود اجازه از عشق بگير
|
|