شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
37982
نام: مصطفی ساغریچی
شهر: تهران
تاریخ: 4/26/2007 3:17:54 PM
کاربر مهمان
  ان گاه که طعن و یاوه گویی عده ای آزارت میدهد ،صبور و شکیبا باش وبه طرزی نیکو از آنان دوری گزین ((سوره مزمل ))
************************************************************************************************
و این روزگار را به اختلاف میان خلایق میگردانیم تا مقام اهل ایمان به امتحان معلوم شود. آل عمران ۱۴۰

37981
نام: محجوبه
شهر: مهد نور
تاریخ: 4/26/2007 3:08:16 PM
کاربر مهمان
  ادامه ی مطلب....

هر چند که دل تنگتر از تنگ بلورم
با کوه غمت سنگ تر از سنگ صبورم
اندوه من انبوهتر از دامن الوند
بشکوهتر از کوه دماوند غرورم
يک عمر پريشاني دل بسته به مويي ست
تنها سر مويي ز سر موي تو دورم
اي عشق به شوق تو گذر مي کنم از خويش
تو قاف قرار من و من عين عبورم
بگذار به بالاي بلند تو ببالم
کز تيره نيلوفرم و تشنه نورم
بسیار مطلب تكان دهنده ای بود كاش بوي عطر خاكريز هاي آن مردان را فراموش نمي كرديم
كاش آنقدر معرفت داشتيم بي قصد و غرض يكبار،فقط يكبار وصيت نامه آنان را مرور مي كرديم
چرا كسي نمی پرسد که چراحضرت زهرا(س) و حضرت زينب(س) ديگر اسوه نيستند
نمي دانم چه برسر ما امده است .
شايد عجيب باشد متلكهايي كه امروزه دختران و زنان محجوبه ی ما از اینگونه دختران مي شنوند بيش از مردان است. ولی با تمام این قضایا زن مسلمان بيدي نيست كه به اين باد ها بلرزه خدا را چه ديدي شايد هم آن بنده خدا به خاطر حماقت آن دختر دلش سوخته و به حالش گريه كرده آخر مومنان اينگونه اند حتي براي دشمن هم دل مي سوزانند كه چرا در گمراهي اند.

چقدر زیباست ؛ عبرت ها فراوان را دیدن ، درک کردن و عبرت گرفتن از آنها .
چقدر زیباست ، ارزشهای قرآنی را واجد شدن .
بیاییم خود و جامعه را بسوی خیر العمل جلو ببریم .
دست دعا به سوی خداوند منان پرواز دهیم و دعا کنیم تا امت مسلمان را از خواب غفلت بیدار فرماید .
الهی آمین یا رب العالمین
التماس دعا

37980
نام: فرزانه
شهر: تهران
تاریخ: 4/26/2007 2:54:40 PM
کاربر مهمان
  خسته ام....از اين همه ريا...از اين همه دروغ...از ديدن اين قدرت طلبان زورمدار....همه آن چيزهاي زيبا در نظرم رنگ باخته...راستي اينها كيستند؟..برايم خيلي بيگانه اند......كي ميروند...ميخواهم نفس بكشم....همانگونه که در اوج اعتماد وعشق وامید به فردا می کشیدم....ولی حالا همه چیز عوض شده...راستی چرا...؟
37979
نام: يا ثارالله
شهر: غرب دجله
تاریخ: 4/26/2007 2:53:46 PM
کاربر مهمان
  بسم رب الشهدا

اگه یه روز فرشته ها
بگن چی میخوای از خدا
لبامو باز میکنمو
میگم به خواهش و دعا

شهادت
شهادت، همه آرزومه

شهادت
شهادت، همه آرزومه
37978
نام: محجوبه
شهر: مهد نور
تاریخ: 4/26/2007 2:32:33 PM
کاربر مهمان
  بسم رب الفاطمه


دوستان مطلب زیر را مدت ها قبل از جایی کپی کرده بودم تا برای خودم داشته باشم ادب حکم می کرد که اسم نویسنده را ذکر کنم ولی متاسفانه هیچ اسمی از ایشون در یادم نمونده .امیدوارم که راضی باشند .یا حق


ابستون هشتاد و پنج...
طبق معمول اين سالها بازم تابستون واحد برداشتم و يكي از اون چيزايي كه خيلي اذيتم ميكنه گرماي هواست. از صبح تا الان كه ساعت نزديك چهار بعد از ظهره تو دانشگاه بودم و حالا خسته و در مونده دارم به خونه بر ميگردم. با خودم فكر ميكنم كه اگه منصفانه بخوايم حساب كنيم بعد از ظهراي تابستون از سرظهرشم گرمتره. تو همين فكرام كه سوار تاكسي ميشم. واي خدا يه پيكان قديمي كه از گرماي توش معلومه از صبح تا حالا داشته بكوب كار ميكرده. به قول معروف تو ماشين داره آتيش ميباره. من كه هنوز ننشسته با اين يه تيشرتي كه تنمه دارم شرشر عرق ميريزم ، واي به حال اين خانومي كه كنارم نشسته. يه خانوم بيست و دو سه ساله با مانتو و شلوار و روي اونم يه چادر مشكي. خلاصه حجاب كامل. ماشين حركت ميكنه و بعد از چند دقيقه به آخرين چهار راه قبل از خيابونمون ميرسه. چراغ قرمز شده و راننده ترمز ميكنه. يهو بين ده بيستا ماشين ديگه گير ميفتيم و تو اون سر و صدا و گرماي موتور ماشيناي اطراف ، واي كه خدا نصيب نكنه. چه جهنمي شده تو ماشين...
تو حال و هواي خودم بودم كه يه صدايي منو متوجه خودش كرد__خاله سوسكه پيشاپيش رفتي به استقبال جهنم؟ ( و يه چيزاي ديگه كه قابل گفتن نيست)__نگاه كردم صدا از بيرون بود. يه دختر هفده هجده ساله با يه قيافه اي كه نگو و نپرس. يه شلوار پاچه كوتاه تقريبا زير زانو (يه كم بلندتر) ، يه روسري كه اصلا به نظر من روسري نبود (من اسمشو ميذارم دستگيره) و يه مانتوي كوتاه ، تنگ و از همه بدتر انقدر نازك كه راحت ميشد لباس زير مانتو رو ديد. البته اونم همچين لباسي نبود. خلاصه با يه وضع افتضاح داشت ميرفت و جملات مسخرشو تكرار ميكرد. انقدر حواسم رفت طرف دختره كه از تو ماشين غافل شدم. ماشين كه راه افتاد ناخود آگاه تو آينه جلو نگاه كردم. خانوم كناري رو ديدم با چشماي پر از اشك. تازه دوزاريم افتاد كه اون دختره طرف صحبتش همين خانوم تو ماشين بوده. طفلك چقدر خجالت كشيده بود و حتي نميتونست گريه كنه ، آخه تو ماشين بقيه همه مرد بودن. حسابي بغض كرده بود و...
انقدر عصباني شده بودم كه يه لحظه با خودم گفتم پياده شم برم يه سيلي آبدار به اون احمق بزنم تا دلم خنك شه. ولي خب ديگه چه فايده اي داشت. كاري كه نبايد ميشد شده بود (ترسيدم يكيم اون وسط بياد به من گير بده بگه تو چي كاره اي). از طرفي دلم ميخواست اين خانومو دلداري بدم كه خب اونم نميشد. تازه شايد بيشتر خجالت ميكشيد. البته ميدونم حرف يه رذل بيشعور كه ارزش ناراحت شدن نداره ولي خب شما كه اونجا نبودين تا بفهمين من چي ديدم...
منم يهو بغضم گرفت و ديدم الانه كه گريه ام بگيره. سريع پياده شدم و رفتم تو پياده رو كه خلوت بود و حسابي گريه كردم (البته بي صدا). گريه كردم چون هيچ كاري از دستم بر نيومد. تنها چيزي كه اون لحظه به ياد آوردم و آرومم كرد اين آيه بود كه وقتي اطرافيان نوح اون رو موقع ساختن كشتي مسخره ميكردند ميخوند:

فسوف تعلمون من ياتيه عذاب يخزيه و يحل عليه عذاب مقيم.
به زودي خواهيد دانست چه كسي عذاب خوار كننده به سراغش خواهد آمد و مجازات جاودان (جهنم) بر او وارد خواهد شد.
هود 39 )

************************************************

هر چند که دل تنگتر از تنگ بلورم
37977
نام: سید محمد حسین
شهر: تهران
تاریخ: 4/26/2007 2:32:19 PM
کاربر مهمان
  کربلا کعبه ی دلهاست خدا می داند
دیدنش آرزوش ماست خدا می داند
37976
نام: مصطفی ساغریچی
شهر: تهران
تاریخ: 4/26/2007 2:31:18 PM
کاربر مهمان
  ایوان نجف ، عجب صفایی دارد
حیدر ، بنگر ، چه بارگاهی دارد
***********************************************
بر مشامم میرسد هر لحظه بوی کربلا
بر دلم ترسم بماند آرزوی کربلا
***********************************************
عبدالزینب بزرگوار سلام علیکم(خوشا به سعادتت)


دعای خیر همه بر و بچه های با صفا و اهل دل بدرقه راه شماست
خدا پشت و پناهت

التماس دعا دارم" شدید"

دعا کن که همه حرف دلیها بزیارت حرم مولا علی و فرزندانش نائل بشن(انشاءالله)

37975
نام: بسیجی
شهر: عاشق شهادت
تاریخ: 4/26/2007 2:27:58 PM
کاربر مهمان
  بسم رب ابا المهدی

بسم رب ابی عبدالله الحسین سیدالشهداء

سلام علیکم


خوب عبدالزینب جان برو خدا پشت و پناهت ولی ما از یاد بریم ...

فقط تو حرم یک بار بیایم تو نظرت مارو بسه ... دعا هم کنی بد نیست مومن خدا

خوب منم ولادت حضرت سیدالکونین و یکی از پسران سیدالشهداء امام حسن عسگری رو تبریک عرض میکنم ... اما .........................................

ایام فاطمیه

یاعلی اصغر حسین (ع)
37974
نام: يا ثارالله
شهر: غرب دجله
تاریخ: 4/26/2007 2:18:30 PM
کاربر مهمان
  بسم الله الرحمن الرحيم

اي زن به تو از فاطمه اينگونه خطاب است
ارزنده‌ترين زينت زن حفظ حجاب است


خواهرانم حجاب تیغ شماست ... تیغ خود را ز کف میندازید ... شرف زن به حفظ عصمت اوست ... خویش را از شرف میندازید ... در خیابان چهره آرایش مکن ... از جوانان سلب آسایش مکن ... زلف خود از روسری بیرون مریز ... در مسیر چشمها افسون مریز ... یاد کن از آتش روز معاد ... طره گیسو مده در دست باد ... خواهرم دیگر تو کوچک نیستی ... فاش تر گویم عروسک نیستی ... خواهرم ای دختر ایران زمین ... یک نظر اشک شهیدان را ببین ... خواهر من این لباس تنگ چیست؟ ... پوشش چسبان رنگارنگ چیست؟ ... خواهرم این قدر لجبازی نکن ... با اصول شرع لجبازی نکن ... در امور خویش سرگردان مشو ... نو عروس چشم نامردان مشو

يا علي مددي


عبدالزينب عزيز التماس دعا
به آقا بگو ........
بگذريم
سفارش منو زياد بکن

يا علي
37973
نام: مصطفی ساغریچی
شهر: تهران
تاریخ: 4/26/2007 2:14:23 PM
کاربر مهمان
  آقا صادق از قم المقدسه سلام علیکم

برادر ، بخدا توکل بفرمایید(توکلت علی الله)

مولا علی (ع) میفرمایند بزرگترین گناه نا امیدی است

**********************************************
جناب ذو العرش سلام بر شما (ارادتمندم)
**********************************************
این الطالب بدم المقتول بکربلا ؟؟؟

اللهم عجل لولیک الفرج "آمین یا اله العالمین"


از واقعه ای ترا خبر خواهم کرد
وآن را به دو حرف مختصر خواهم کرد
با عشق تو در خاک فرو خواهم شد
با عشق تو سر ز خاک بر خواهم کرد((ابوسعید ابوالخیر رحمةالله علیه))

<<ابتدا <قبلی 3804 3803 3802 3801 3800 3799 3798 3797 3796 3795 3794 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved