شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
37922
نام: مصطفی ساغریچی
شهر: تهران
تاریخ: 4/25/2007 1:07:50 PM
کاربر مهمان
  کریمان از اطعام لذت میبرند،لئیمان از طعام

(مولای متقیان علی علیه السلام)
37921
نام: رضا
شهر: مهولات
تاریخ: 4/25/2007 1:03:15 PM
کاربر مهمان
  سالروز ميلاد امام حسن عسكري مبارك
37920
نام: رضا
شهر: مهولات
تاریخ: 4/25/2007 1:00:25 PM
کاربر مهمان
  سالروز ميلاد امام حسن عسكري مبارك
37919
نام: محجوبه
شهر: مهد نور
تاریخ: 4/25/2007 12:52:42 PM
کاربر مهمان
  پيامبر اعظم صلوات الله عليه مي فرمايند : « مردم بر چهار دسته اند ؛ بخشنده ، کريم ، بخيل ، لئيم ؛ بخشنده آن است که از آنچه خداوند به او ارزاني داشته هم خود بهره مند مي شود و هم به ديگران مي دهد ؛ کريم آن است که خود استفاده نمي کند و به ديگران مي دهد ؛ بخيل آن است که خود استفاده مي کند اما به ديگران نمي دهد ؛ و لئيم آن است که نه خود استفاده مي کند و نه به ديگران مي دهد.» نهج الفصاحه ص 353

عارفي گويد که در روزگاري دور ، مردي پارسا از نيک مردان روزگار ، روزي درهمي برداشت و به بازار شد تا خوراک خرد ، دو مرد را ديد که با يکدگر جدال و نزاع نمايند ؛ ايشان را گفت اين جدال از بهر چيست ؟ گفتند از بهر يک درهم ؛ آن مرد يک درهم خويش به ايشان داد و ميانشان آشتي انداخت و به خانه باز آمد و قصه را با عيال خود گفت ؛ عيال گفت چه خوب کردي ، درست کردي ، صواب کردي ! و در همه خانه جز آنچه برداشتي هيچ نبود ! مگر اندکي ريسمان ، آنرا به او داد تا در بازار آمده بفروشد و طعامي خريداري کند. آن مرد ريسمان را ببازار آورد ولي هيچ کس از او ريسمان را نخريد تا اينکه مردي را ديد ماهي مي فروشد ولي بازار او کساد و کسي ماهي را نمي خرد ؛ گفت اي مرد ماهي تو را کسي نمي خرد و ريسمان من هم ! چه شود که با يکدگر معاملتي کنيم ؟ ريسمان به وي داد و ماهي بگرفت و به خانه آورد ؛ چون شکم ماهي را شکافتند دانه درشت مرواريد پربها درون آن يافتند و آنرا به نزد کسي برده و به صدهزار درهم بفروختند ! پس از ان به خانه آمده و مرد و زن هر دو شکر خدا را بجاي آوردند و در خداپرستي و فروتني و نيکوکاري بيفزودند. تا اينکه سائلي بر در سراي آنان ايستاد و گفت مردي درمانده و درويشم ، داراي عيال و فرزند ، با من مدارا کنيد و مرا چيزي بخشيد ؛ زن گفت بخدا قسم ما نيز همين حال را داشتيم تا اينکه خداوند بما نعمت داد و آساني و فراخي بخشيد ، شکر آنست که نعمت را با درويش قسمت کنيم ؛ پس آنرا دو قسمت کرده و يکي را به درويش دادند ، درويش برفت و سپس بازگشت و گفت من سائل نيستم و فرستاده اي از خدايم ، خداوند شما را در سختيها و آسانيها آزمايش کرد ؛ در وفور نعمت از شما شکر ديد و در سختي صبر ، پس در دنيا شما را بي نياز کرده و در آخرت شما را آن خواهد داد که نه چشمي ديده و نه گوشي شنيده و نه به خاطر کسي گذشته است ! *******************************************
خداوند متعال در قرآن کريم خطاب به پيامبر اعظم صلوات الله عليه مي فرمايند : « از اموال آنها صدقه بگير ، که به اين وسيله آنها را پاکيزه مي کني و آنها را رشد مي دهي » ؛ (توبه 103)


درختي که پربار است و بسيار شاخ و برگ دارد ، اگر چند مدت يکبار شاخ و برگهاي زايد آن را نزنند و به اصطلاح آن را وجين نکنند شاخ و برگهاي اضافي جلوي رشد برگهاي جديد را مي گيرد و اين امر سبب مي شود تا طراوت و تازگي درخت از بين رفته و رشد آن متوقف شود و بعد از مدتي رو به پوسيدگي و خشکي برود. اما اگر آن را مرتب وجين کنند و شاخ و برگهاي زيادي را قطع نمايند ، به ظاهر از حجم درخت کاسته اند اما رشد درخت مضاعف مي گردد و تازگي و شادابي آن حفظ مي شود. مال هم همينطور است ؛ صدقه ، خمس و زکات اگر چه به ظاهر از اصل مال کم مي کند اما رشد ، برکت و خاصيت آن را مضاعف مي نمايد.
والسلام
التماس دعا
37918
نام: نرگس
شهر: ری
تاریخ: 4/25/2007 12:09:21 PM
کاربر مهمان
  سلام
کساني که در سيروسلوک هستند و رياضتهاي ديني را تحمل ميکنند گاها به يک سري قدرت هايي دست پيدا ميکنند مانند چشم برزخي و اين قبيل ويژگي ها لطفا بفرماييد که اين ويژگي ها براي چه به انسان داده ميشود؟ هدف از داشتن اين قبيل ويژگي ها و قدرت ها چيست؟ مثلا چشم برزخي براي ديدن صورت حقيقي انسانهاست چه فايده و سودي به صاحب اين قدرت ميرساند؟ لطفا توضيح کاملي بديد.

ممنون خدانگهدار
37917
نام: فارا
شهر: تهران
تاریخ: 4/25/2007 11:57:35 AM
کاربر مهمان
  بسم الله الرحمن الرحيم

سالروز ولادت با سعادت امام يازدهم حضرت امام حسن عسكرى (عليه السلام) را به تمامى همكاران محترم و شيعيان جهان تبريك عرض نموده، اميدواريم خداوند متعال توفيق پيروى آن امام همام را به همه ما عنايت فرموده ودر فرج فرزند بزرگوارش حضرت مهدى (عليه السلام) تعجيل فرمايد

فرشته وار در كوچه های مدینه به پرواز درآمدی و فرشتگان را به طواف خود فرا خواندی و آنها جام به دست، هفت آسمان تو را بدرقه كردند تا به كوچه باغ حیات بشری رسیدی و آنها را با قدومت طراوت بخشیدی. آمدی توفنده تر از دریا، شب شكن تر از خورشید و دل انگیزتر از شادی، دریا به احترامت خاموش ماند، خورشید رخ در نقاب خاموشی كشید و شادی خجل از طراوت تو آرام به قلب ها تراوش كرد. سلام بر تو ای یازدهمین ثمر درخت آفرینش!

آنچه از صفات بزرگ وفضائل كه لازمه امامت است در آن حضرت جمع بود، يعنى: در علم، وزهد، كامل بودن در عقل وخرد، عصمت، شجاعت، كرم وبزرگوارى از تمام مردم زمان خود برتر بود، وعلاوه بر نصوص كه از پيامبر)صلى الله عليه وآله(وامامان گذشته در باره امامت آن حضرت وارد شده بود، حضرت امام هادى (عليه السلام) يعنى پدر بزرگوارشان نيز تصريح به امامت آن جناب فرمودند، ودر روايتى كه مرحوم شيخ مفيد (رحمه الله) در كتاب گرانقدر ارشاد نقل كرده است، حضرت امام هادى (عليه السلام) چهار ماه قبل از شهادت امام حسن عسكرى (عليه السلام) را وصىّ خود قرارداد، وبه امامت آن حضرت تصريح كرده وگروهى از دوستان و شيعيان را بر اين امر گواه گرفت.
آن حضرت در ميان مردم وبزرگان وحتّى افراد مخالف از احترام خاصى برخوردار بود، به حدّى كه حتى ناخواسته آن حضرت را احترام مى كردند.

بازهرا
با امید آنروز که همه چیز به پایان برسد .
آمین



37916
نام: عبدالله
شهر: تهران
تاریخ: 4/25/2007 11:55:52 AM
کاربر مهمان
  داغ دل را نه زبان تواند تقریر کند و نه قلم یارد به تحریر رساند؛الحمدالله که دلدار به ناگفته و نانوشته آگاه است.
37915
نام: نامعلوم
شهر: کورستان
تاریخ: 4/25/2007 11:30:32 AM
کاربر مهمان
  زندگی تنهای یعنی چی ؟
37914
نام: صادق
شهر: قم المقدسه
تاریخ: 4/25/2007 11:20:29 AM
کاربر مهمان
 

یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبود دل من شکسته بود.

دل من یه گوشه ای نشسته بود گریه میکرد.

دل من زاری میکرد.
می دونی چرا؟
دل من برات تنگ شده بود.

دل من میخواست بیایی پیشم.

به خدا فدات میشم.

تو ولی گفتی میرم.

اخه من چی کار کرده بودم.؟

یعنی من خیلی بدم......................؟؟؟؟
37913
نام: گمنام
شهر: تهران
تاریخ: 4/25/2007 11:14:19 AM
کاربر مهمان
  در این دنیای وانفسا همان بهتر که شهید شدید برای ما هم دعا کنید تا بتوانیم باایمان باشیم .
اللهم عجل لولیک الفرج
<<ابتدا <قبلی 3798 3797 3796 3795 3794 3793 3792 3791 3790 3789 3788 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved