شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
37462
نام: يا ثارالله
شهر: غرب دجله
تاریخ: 4/17/2007 12:09:35 PM
کاربر مهمان
  هيچ تا حالا در مورد راز چفيه فكر كرديد؟ چه رازي درونش نهفته است كه اينقدر با ارزشش كرده؟ منم نميدونم مثل شما.
اما ميدونم همين چفيه كه شايد به چشم آدمهاي ظاهر بين تكه‌اي پارچه بيش نيست خيلي جاها بوده و خيلي چيزها رو ديده و شنيده كه من و شما نديديم و نشنيديم. چفيه در دو كوهه متولد شد و بعد شد شناسنامه شهيد.
چفيه تنها همنشين دلهاي عاشقيه كه از درد عشق سر به سجده كوي معشوق مي‌گذاردند و تنها شنونده نجواي غريبانه آنها در خلوت شبهای دو كوهه است همونهايي كه شب هنگام با بستر خواب غريبه بودند و بستر خود را گودالهايي قرار ميدادند كه وعده‌گاه آنها با معشوق بود. همون گودالهايي كه درونش سر به سجده بندگي و دلدادگي مي‌گذاشتند و ملتمسانه طلب وصال مي‌كردند.
چفيه شاهد قطرات اشك چشمان عاشقاني بوده كه از درد فراق يار جاري ميشده و گهگاهي هم متبرك به اين قطرات مرواريد شده و از اين طريق گنجينه راز و نيازهاي شوريدگان طريقت عشق شده است.
چفيه شاهد بوسه زدن تير و تركشها بر تن چون لاله شهدا بوده و شاهد گلگون شدن و غلتيدن لاله‌هاي عشق در خون خودشان بوده است.
چفيه شاهد وضوي عرفاني مرغان آسماني بوده كه هر لحظه مشتاق پر كشيدن از سجاده نماز تا عرش كبريا بودند. چفيه حتي سفره طعام درويشانه آنان نيز بوده است.
چفيه خاك و خون را،سجود و عروج را و آراميدن و پرواز را با هم ديده است.
آه چفيه حسرت مي‌خورم به اين همه سعادتي كه نصيبت شده. به من بگو آن زمان كه نجواي آنان را با معشوق مي‌شنيدي، آن زمان كه پر كشيدن آنان به سوي يار را مي‌ديدي، آن زمان كه هزاران نديده و نشنيده آنها را ديدي و شنيدي چه احساسي داشتي؟
كاش لب به سخن باز ميكردي و اين راز را ميگفتي كه رمز جاودانگي‌ات چيست؟
اي چفيه مي‌دانم كه تو دفتر ناگشوده رازهاي پنهان جبهه‌اي به همين خاطر تو را دوست دارم. اي كاش آن زمان كه مولا مي‌آيد تو نيز باشي و باز هم پلاك بسيجي نشان سربازانش باشي و باز هم ماجراي عشق را از سر بگيري ..........

يا علي
التماس دعا
37461
نام: مصطفی ساغریچی
شهر: تهران
تاریخ: 4/17/2007 11:43:16 AM
کاربر مهمان
  شهید نظر میکند به وجه الله
37460
نام: يا ثارالله
شهر: غرب دجله
تاریخ: 4/17/2007 10:37:48 AM
کاربر مهمان
  به نام حق

اللهم كن لوليك الحجة ابن الحسن صلواتك عليه و على ابائه في هذه الساعة و في كل ساعة وليا و حافظا و قائدا و ناصرا و دليلا و عينا حتى تسكنه ارضك طوعا و تمتعه فيها طويلا

برحمتک یا ارحمن الراحمین


سلام صبح همگی بخیر
37459
نام: مهتاب
شهر: تهران
تاریخ: 4/17/2007 10:29:28 AM
کاربر مهمان
  سلام،سلام به خدای مهربونم.به خدا دیگه نمی دونم چی کار کنم دیگه خسته شدم تو خودت منو اینطوری آفریدی پس نزار نابود شم من دوسش دارم و می خوام باهاش بمونم پس کمکمون کن :-)
37458
نام: محجوبه
شهر: مهد نور
تاریخ: 4/17/2007 10:24:25 AM
کاربر مهمان
  یا حبیب قلوب العارفین یا الله


سلام بر ستاره های زمینی و قلب های آسمانی!
سلام بر دلهای ابری و چشمهای بارانی!
خانم سحرناز از شیراز و فاطمه خانم از ری و جناب مبارز از اهواز علیکم سلام و رحمه الله

دست از طلب ندارم تا کام من برآید
یا تن رسد به جانان یا جان زتن برآید!

خدایا!
مرا به سوی تو وسیله ای جز رشته های رافت تو نیست و سببی جز عرفان رحمت تو، نه.
خدایا!
مرا به سوی تو کدامین راه است جز کوچه باغ های مهر تو؟
مرا در گرداب سهمگین گناهانم کدامین ناجیست جز زورق شفاعت نبی تو؟ پیامبر لطافت گستر، آن کشتی نجات بخش امت ، از ورطه ی هولناک غمهای شکننده.
خدایا!
بی ماهتاب شفاعت رسول تو و جز در جاده پر پیچ و تاب لطف تو چگونه گام به سوی تو می توان زد؟
خدایا!
پایم فرسوده ی گناه و پشتم خسته ی بار معصیت است و ابر ظلمانی انانیت ماهتاب مهر تو را حجاب گشته است و شفاعت محمد (ص) را دشوار کرده است.
خدایا!
توفیق طاعت آنچنانم عطا کن که تا قله ی شفاعت محمد(ص) صعود توانم کرد و تا گذرگاه نسیم غفران تو توانم رسید.
خدایا!
من مغروق در گرداب گناه به مامن رضایتت جز با توان دستهای بخشش تو نتوانم رسید.
خدایا!
زائران امید من بر گرد حرم تو طواف می کنند و رائدان اشتیاق من در جست و جوی بستان لطف تو هستند.
خدایا!
پرندگان طمع من برگرد آستان جود تو می گردند.
خدایا!
گلدان آرزوهای مرا به خشکی منشان و نردبان امید را از زیر پای دلم مکشان و تا پایان این راه بی پایان مرا به خود مگذار و دست بگیر.

ای کریم ترین برای حاجتمندان و ای مهربانترین برای قاصدان، ای مونس ترین بی کسان و تنهایان و ای مامن ترین برای آوارگان و ای گرمترین آغوش برای واماندگان !
من دست نیاز و واماندگی و حیرانی به دامان صمدیت و جبروت و سبحانی تو آویخته ام دستم را به تازیانه حرمان میازار و به خنجر یاس کوتاه مکن.
ای تمامت وجود تو گوش شنیدن و ای تمامت آغوش تو گرمای اجابت کردن!
خلاصه ای بود از مناجات المتوسلین(خمس عشره)
************************************************
بار الها به بزرگواریت و بخشش بی نهایتت قسمکه بر ما آنسان منت نهی که از عطایت چشمانمان روشنایی یابد
عزیزا ما را در میان دست های خویش گیر و بر زانوی عصمتت بنشانمان به حق مهرت و محبتت و رحمتت ای مبدا مهر و ای منتهای رافت.
معبودا ما چون کوری که بوی منزل معشوق را دنبال می کند رو به سوی تو راه افتاده ایم از چاه ها ی بین راه نیز دستگیرمان فقط تویی چرا که ما در جاده ی تو به سوی تو گام میزنیم.
مهربانا جوی کوچک وجود ما تنها با پیوستن به دریا ی تو ارام می گیرد ارامشی ار خویشتن نصیب مان نما و ایینه ی دل ما را با انوار محبت خویش جلا بخش.

اللهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد(ص) و مماتی ممات محمد و آل محمد(ص)
آمین یا رب العالمین

37457
نام: راضیه
شهر: اهواز
تاریخ: 4/17/2007 10:02:58 AM
کاربر مهمان
  moraghebe afkarat bash ke goftarat mishavad
moraghebe goftarat bash ke raftarat mishavad
moraghebe raftarat bash ke adat mishavad
moraghebe adatat bash ke shakhsiat mishavad
moraghebe shakhsiatat bash ke sarnevesht mishavad
امام علی(ع)
37456
نام: سلماز
شهر: آبادان
تاریخ: 4/17/2007 9:31:26 AM
کاربر مهمان
  از تنهایی میترسم دوست ندارم تنها بمونم . من همه را دوست دارم اما همه از من متنفرند . دوست دارم یکی باشه که واقعا منو دوست داشته باشه وگرنه تو تنهایی میمیرم . من تمامه شبانه روز را کار میکنم ولی آخر چی میشنوم وظیفته ! این حرف منو داغون میکنه .
37455
نام: فارا
شهر: تهران
تاریخ: 4/17/2007 9:18:26 AM
کاربر مهمان
  من ميدانم ادامه دل من تويي ... و يانه من در امتداد تو ايستاده ام... روحم را با نورت روشن نمودي تا بدانم جز تو بندگي را نشايد ... اي پروردگار مهر آفرين ! مرا در تاريكستانهاي دنيا رهنمون شدي و مرا به خويش رها نگذاشتي ... وقتي كوچيك بودم مادر بزرگ نوراني ام ميگفتند : خدايا ما را به خويش وا مگذار ! ... هميشه توي ذهنم اين سئوال بود كه اين جمله چه معني ايي ميدهد !... و حالا در تك تك لحظات زندگي ام رد پاي خدا را ميبينم و اين يعني رها نشدن و بخود نماندن ... بار الها تو مرا آفريدي ... به بهترين شكلها ... و تو مرا به وادي دنيا رهنمون كردي ... در اين نقطه من جز تو هيچ نخواهم ... الهي دلم را از عشقهاي مجازي دنيوي پاك نمودي كه فقط تورا دوست بدارم و در مسير عشق بتو به بندگانت نيز مهر بورزم ... پس دستم بگير كه سخت لرزانم و راهم بنماي كه سرگردانم ... الهي تورا سپاس كه بر من منت نهادي و مرا با انسانهاي بزرگي آشنا كردي ... انسانهايي چون پيامبر مكرم ... علي معظم ... فاطمه مطهر ... و حسين مقدس... و ... ابالفضل ... ابالفضل ميگويم و نميدانم او را چه بنامم كه شاه دل منست و هيچ كلمه ايي را نيافتم كه در كنار نامش بنويسم جز محبت ... عباس عاشق ... عارف و ... سراپا مهر ... امروز صبح را بنام نامي آقايم ابالفضل در اين غريبستان آغاز نمودم ... و سال نو را بنام ايشان تطهير كردم ... حس خوبيست اين عاشقانه ها ... و بار پروردگارا مرا و ما را بر اين عشق تداوم بخش ...
خداجون دوست دارم .
به امید آنروز که همه چیز به پایان برسد .آمین
37454
نام: مصطفی ساغریچی
شهر: تهران
تاریخ: 4/17/2007 9:08:51 AM
کاربر مهمان
  السلام علیک یا رسول الله (ص)

سلام علیکم جمیعا

علیکم السلام فاطمه خانم بزرگوار، لطفا هر وقت خدمت سید الکریم ، حضرت عبدالعظیم الحسنی مشرف شدید برای رفع حوائج و گرفتاری همه بجه های حرف دل دعا بفرمایید

آقا مقداد و ذوالعرش عزیز از بابت نوشته های زیباتون خیلی ممنون
( موفق باشید)

ناشناس
حاج آقا خروش
عبدالفاطمه
عبدالزینب
عبدالزهرا
روشنک
شلمچه دلتنگ
مجید
دیده بان
بی قرار
فراق
Mj
محمد از همدان
و خیلی های دیگه که شرمنده شونم
خیلی وقته از تون خبری نیست


یادش به خیر محرم سال قبل "کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا"هایی که میگفتیم ، عزاداری هایی که تو حریم هیئت بی ریایی آقا سید داشتیم

ولی حیف که از یاران هیئت عاشورایی سال گذشته خبری نیست

یاد نوشته های خود آقا سید میافتم
که" شرف المکان بالمکین"
" شرافت یافتن و تقدس یافتن مکانها به انسانهایی است که درآنجا میزیسته اند"
این جمله در باره بچه های خوب قلعه آقا سید هم صدق میکنه
بچه های پاک و مخلصی که قلعه آقا سید رو رونق داده بودن

کجایید یاران ؟
که منتظر درک حضور سبزتون هستیم

به خدا خیلی وقت بود که میخواستم اینها رو بنویسم ولی خوب نمیشد
ولی امروز دیگه دیدم طاقتش نیست
وقتی میام اینجا همه اش دنبال اسم های آشنایی میگردم که خیلی مهمون نواز بودن
خیلی غریب نواز بودن
ولی الان .....

بیایید که ، تو این طوفان های پر خطر بتونیم قد راست کنیم

و در آخر یادی از شهدای عزیز" ما راست قامتان ، جاودانه تاریخ خواهیم ماند"
دوستان به حرمت حرف دل شهدا قلعه رو خالی نذارید

یا علی التماس دعا
37453
نام: زهرا
شهر: ايرانشهر
تاریخ: 4/17/2007 8:48:20 AM
کاربر مهمان
  ما كه ابراهيم همت داشتيم
سينه چاكان ولايت داشتيم
پس چرا اينگونه در گل مانده ايم

خدايا به حق امام حسين ظهور مولايمان را نزديك بفرما
<<ابتدا <قبلی 3752 3751 3750 3749 3748 3747 3746 3745 3744 3743 3742 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved