شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
37392
نام: هنسک
شهر: استان کردستان
تاریخ: 4/15/2007 10:36:41 PM
کاربر مهمان
  چرا پسر ها مغرور هستن تا یکی بهشون بگه دوست دارم از خود بی خود می شن و جواب هیشکسی رو نمی دن
37391
نام: اميد اميري
شهر: جیرفت
تاریخ: 4/15/2007 10:31:01 PM
کاربر مهمان
  بسم رب الشهدا والصدیقین
الحمدلله ربّ العالمين والصّلاة والسّلام على سيّدنا و نبيّنا ابى‏القاسم المصطفى محمّد و على اله الأطيبين الأطهرين المنتجبين الهداة المهديّين المعصومين المكرّمين سيّما بقيةاللَّه فى الأرضين.

با عرض سلام و احترام
و تشكر فراوان از آقا مقداد عزيز

از بچه ها كس ديگري سايتي درباره تورم و معضلات اقتصادي بلد هست؟
اگر كسي بلد هست لطفا از طريق همين قسمت (( حرف دل )) سايت شهيد آويني به اطلاع من برساند.

باتشكر فراوان
اميد اميري
www.hami9.blogfa.com
37390
نام: سحرناز
شهر: شیراز
تاریخ: 4/15/2007 10:29:13 PM
کاربر مهمان
  سلام بر همه مومن های خدا
سلام بر همه یاران امام زمان(عج)
سلام خواهرم محجوبه خواهرم عزیزم حالت خوبه ؟ یک خسته نباشید از طرف همه اهل دلی ها به محجوبه محبوبم
خدا اجر این کاراتون را بده . عزیزم خدا پشت پناهت امام زمان کمکت کند !من برایتان ایمیلم را گزاشتم عزیز دل زهرا(س).من این چند روز نبودم عذرم را بپذیر عزیزم!

خواهرم سولماز سلام

عزیزم هیچ کس جز خدا خودش نمی تونه بنده هاشو ملا مت کند! به خدا قلب کسی را آزردن گناه کبیره است .
پس این چنین قضاوت نکن به خودش قسم در اشتباه اید .

اللهم عجل لوليک الفرج...والعافيه والنصر.
واجعلنامن خير اعوانه و انصاره.واول المستشهدين بين يديه...اللهم ادبنا بآدابه.وخلقنا باخلاقه...

آمين يا رب لعالمين

یا علی التماس دعا
37389
نام: علیرضا
شهر: ........
تاریخ: 4/15/2007 10:02:07 PM
کاربر مهمان
  سلام بر همه شما خیلی ممنون از لطفتون و این که جواب من را دادید اما من هموز اصلا مسلما ن نیستم و نشدم می تونم خواهش کنم که با شما در ارتباط باشم من ایمیل خودم را گذاشتم اگه ممکنه بش من در ارتباط باشید ؟آقا مقداد آقا مصطفی و؟آقا مبارز وآقا ثارالله؟
37388
نام: سولماز
شهر: مشهد
تاریخ: 4/15/2007 8:48:24 PM
کاربر مهمان
  خانم محجوبه شما که این همه در باره ی شهید و شهادت می نویسین به شناخت شهیدان رسیدین یا همه ادعا هست؟اگر رسیدید با چه روشی؟
نوشتن این چیزا چه نفعی برای مردم داره؟
37387
نام: علی
شهر: یزد
تاریخ: 4/15/2007 8:13:21 PM
کاربر مهمان
  بسم رب الشهدا و الصدیقین
آنان که شهید هستند و طعم عسل شهادت را چشیدند
کسانی بودند که به معرفت و سپس به شهود و بعد به شهادت رسیدند . و حال می توانند که شفی ما در روز جزا باشند. عزیزان زرنگی کنید و یکی از این شفیعان را به دوستی خود انتخاب کنید تا در روز محشر با شفاعت ما بیایند . زیرا آنان به معرفت رسیده اند.
دوران جنگ دریایی سفید با آسمانی آبی بود و رزمندگان همانند ماهی های سرخ در یا بودند و در آن شنا میکردند. آنچه از همه چیز بیشتر توجه مرا به خود جلب نمود دوستی بین این ماهی ها بود که جز با شهادت از یکدیگر جدا نمیشدند و اگر می خواهی که راه آنان را ادامه دهی بدان باید دوستی و معرفت جمع بسیجیان و مومنان را زنده کنی.
صیغه عقد اخوت را فراموش نکنید که آن نیز رسم رسول حق است. و شما را به خدا قسم میدهم که به آنچه خواندید قدری فکر کنید. ماکه همهجوره پایه رفاقتیم
37386
نام: سحر
شهر: تهران
تاریخ: 4/15/2007 7:25:36 PM
کاربر مهمان
  ا
ز همتون ممنونم ادامه بدید درضمن خسته نباشید.
37385
نام: محجوبه
شهر: مهد نور
تاریخ: 4/15/2007 7:00:09 PM
کاربر مهمان
  ادامه ی مطلب

گفتی با رفتنت از دردی بزرگ بر خود می نالی....گفتی:(( حس می کنم فرداها در راهها وقتی زمان گذشته را از یاد می برد و آینده ها فراموشکده ی گذشته می شود شهیدان از یاد می روند....!)) گفتی: (( از اینکه فرداها به ضعیفان نرسند...ثروتمندان مالکان زمین شوند....ضعیفان دردکشیدگان روزگار شوند...شهیدان از یاد رفتگان شوند....خون شهیدان به استهزاء گرفته شود ، زندگی در آن دنیا برایم تار می شود!.......))
فدای دلت چه خوب می دانستی.......!
گفتی: برادرم ، خواهرم؛ از تو هیچ نمی خواهم حتی غم خوردن و به یادم اشک ریختن! فقط یک چیز می خواهم : خواستنی که برای من نیست، خواستنی برای خودت ، تنها این را می خواهم : من در آرزوها گم شدم! در گناهان غوطه خوردم! در منجلاب معصیتها خدا را به فراموشی سپردم...شیطان غفلت ذکر خدا را در نظرم ذبح شرعی کرد! فقط این را می خواهم تو دیگر دنبال اینها نرو...نرو فردا پشیمان می شوی ...پشیمانی که سودی ندارد....دردی که دوائی ندارد....اشکی که جوابی ندارد....
****
آی جوان! آی جوان امروز! ((شهید)) همیشه زنده است و ناظر اعمال تو...می خواهی خوش باشی و جوانی کنی؟ خوش باش...جوانی کن...هیچ کس مانع تو نمی شود دلبرکم! اما به گونه ای رفتار کن، زندگی کن و خوش باش که فردا و فرداها بتوانی جلوی او سرت را بالا آوری !
آی جوان عزیز! آی جوانی که تصور می کنی رسیدن به این مقامات افسانه است! آی جوانی که می گویی ما کجا و دفاع مقدس کجا؟! آی جوانی که فکر می کنی در همین شرایط فعلی نمی توان معرفت پیدا کرد و به اوج رسید!....احساس نمی کنی راه دور است و تو در پستوی غفلت پنهان شده ای؟! احساس نمی کنی یاران رفته اند و تو از قافله عقب مانده ای؟! فریادی دیگر باید سر داد........
ای شهید! ای شهیدی که همیشه احساس می کنم زندگیم را مدیون تو هستم! * تو رفتی و نگفتی ایثار از این پس در کجا درس بخواند و عروج از کدام سکو به پرواز درآید! * تو رفتی و من مانده ام و همچنان مستاجر این خراب آباد که آدمی مرا آورد...!
من ملک بودم و فردوس برین جایم بود!
آدم آورد در این دیر خراب آبادم!
در گوشه گوشه ی این خاک خون شهیدان ماست!
در گوشه گوشه ی صحرا...در دشت وسیع خوزستان...در پای هر کوه...در گوشه گوشه ی این دشت...به هرکجا که می نگری...در هرگوشه که روی...به هر محل که نظر افکنی، شهیدی بی دست و پا ، بی سر و بی تن ، پاره پاره لبخند بر لب افتاده است! مشتها گره کرده...دهانها باز...چشم ها بینا رو به آسمان...در گوشه ای از صحرا....در کنار یک نهر در سکوت...در سکوت! در سکوت!.....در سکوت فریاد می زنند : راهم را ادامه بده!


ما روزگار جنگ را ندیده ایم که برایش خون بدهیم اما در جنگ روزگار ،
خون دل خوردنهای من و همرزمانم ما را مبدل به
شهیدانی بی تابوت کرده ،
نه مزار داریم نه بی مزاریم
که ما را نه چون لاله ها روی دست که
چونان آلاله ها زیر پا تشییع می کنن
التماس دعا
37384
نام: یا ثارالله
شهر: غرب دجله
تاریخ: 4/15/2007 6:50:55 PM
کاربر مهمان
  علیرضا جان سلام

برادر خوبم

نیت کن، همت کن، یه یا علی بگو، خودتو بسپار دست دلدار. خودش راهو بهت نشون میده. فقط کافیه که بخوای، اونوقت معجزه شو میبینی

معجزه یا حق
معجزه یا رسول الله
معجزه یا علی مدد
معجزه یا زهرا
معجزه یا حسین
معجزه یا اباصالح المهدی
معجزه از شهدا گفتن
معجزه .....

خوب جایی رو انتخاب کردی

اینجا قلعه سید مرتضی آوینیه
سرداران قلعه سید مرتضی از هیچ کمکی دریغ نمیکنن

امیدوارم روزی برسه که هممون جزو مسلمانان واقعی باشیم.

یا علی مدد
37383
نام: محجوبه
شهر: مهد نور
تاریخ: 4/15/2007 6:33:48 PM
کاربر مهمان
  با کاروان افکارم در بادیه ی برهوت ذهنم سفر کردم و به نام (( شهید)) برخوردم! آری شهید...(( آری شهادت ))!
ای شهید! ای شهیدی که نمی دانم کیستی! اصلا فرقی نمی کند! فقط می دانم شهیدی و به تسخیر عشق درآمدی! تو رفتی......تو رفتی و این دنیای فانی را وداع گفتی و من مانده ام! مانده ام با همه ی سرگردانیم!
تو هم امیدها و آروزهایی داشتی! اما همه را نادیده گرفتی چون عاشق بودی! عشق در وجودت نهادینه شده بود!تو هم درس می خواندی...دوست داشتی دانشجو شوی و یا دانشجو بودی! تو هم مهندس بودی....پزشک بودی....درست را رها کردی و به ندای الهی گوش دادی! چه کسی می گوید فارغ التحصیل نشدی و شهید شدی؟! تو شهید شدی و فارغ التحصیل واقعی در رشته ی الهیات!
تو رفتی و ماه بدرقه ی راهت......اما من هنوز خوشه خوشه ستاره می چینم برای روزهای بی نور و تاریکم!
تو رفتی تا خون تو پایمال شود!!! تو رفتی تا ریشه های اعتقادی ما خشک شود!!! تو رفتی تا از وطنت دفاع کنی....تا من در آرامش باشم....تا بیگانه به خاک کشورم تجاوز نکند.... نه....!!! تو رفتی تا بیگانه ذهن جوان ما را زیر و رو کند! تو رفتی تا بیگانه بر گردن ما افسار بیندازد .....بر اراده و اختیار بعضی جوانان ما.....و از او سواری بخواهد!
تو رفتی و ما مدیون تو....اما تو قبل از رفتنت چیزهایی از من خواستی! در وصیت نامه ات خواستی تا راهت را ادامه دهم! گفتی راه تو یاد توست! راهی که گفتی اگر بی یاور بماند زندگی را از تو دزدیده اند! از من خواستی حجاب داشته باشم! اما...اما تو رفتی تا لباس های غربی و مدهای متداول ، شکل آرایش موها و تقلید و رفتار و حرکات کورکورانه رواج پیدا کند!.....تو رفتی تا اشکال فضایی روز به روز بیشتر شوند!....اشکالی که آدمی با دیدنشان شب را به سختی به صبح می رساند و از اینکه آن شکل وحشتناک که شک دارم به آدمیزاد شباهت داشته باشد شب به خوابش بیاید و مغزش را بخورد نگران است!!
آن شکل فضایی با ان آرایش مو تو را می شناسد؟؟! نه ....اصلا چرا باید بشناسد؟؟! راست می رود! راست می آید! زندگیش را می کند! از نعمت آزادی که تو به او بخشیدی برخوردار است! بگذار خوش باشد!! تو برای خدا جنگیدی و جان ناقابلت را تقدیم کردی تا او و امثالش همه ی حرفها و خواسته هایت را زیر پایش له کند! و شاید در دلش بخندد!
آخر بدجوری درگیر تهاجم فرهنگیست! تهاجمی که هیچ سروصدایی ندارد! اتفاقا بوق و کرنا هم نمی خواهد! (یک کیلو هروئین و تریاک و قرص های روان گردان و هزاران هزار سهم مهلک می تواند به راحتی کمر جوان ما را بشکند!درب و داغون کند! و هیچ صدایی هم ندارد! البته وقتی شکست تازه صدایش به گوش می رسد!)
آری تو رفته ای...رفتنی که گفتی : رفتن ما رفتنی برای حرکت توست! رفته ای اما انگار با رفتنت یادت را نیز با خود برده ای! یادی که حتی با رفتن به پادگان کرخه و شلمچه و دوکوهه و....نیز جانمان تازه نمی شود! تو پر کشیدی....اما من هستم!انگار هنوز بنای زنده ماندن دارم و همچنان نفس می کشم! تو دیگر رفته ای!!! یادت به چه درد می خورد؟!!!! یادت و راهت که برای ما نون و آب نمی شود!!!! دیگر رفته ای!!....نامداری که آمده بودی تا پرچم سبز یک هدف را در بلندای تاریخ نصب و اکنون بر سر گورت پرچمی سرخ هویداست..........همین!
گفتی با رفتنت از دردی بزرگ بر خود می نالی....گفتی:(( حس می کنم فرداها در راهها وقتی زمان گذشته را از یاد می برد و آینده ها فراموشکده ی گذشته می شود شهیدان از یاد می روند....!)) گفتی: (( از اینکه فرداها به ضعیفان نرسند...ثروتمندان مالکان ز
<<ابتدا <قبلی 3745 3744 3743 3742 3741 3740 3739 3738 3737 3736 3735 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved