شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
37022
نام: يا ثارالله
شهر: غرب دجله
تاریخ: 4/8/2007 10:22:13 AM
کاربر مهمان
  بسم رب الشهدا و الصدیقین

سخني با سيد مرتضي

همه زندگي تو، عرصه هنرنمايي عشق بود. آن همه شور در دل داشتي كه در قيد حيات زمينيت نيز، گويي از قيد زمان و مكان رها شده بودي.
ثقل زمين ما را به خود مي‌كشد، و تا آنگاه كه دل به تمامي به معشوق سپرده‌ايم، بر خاك ايستاده‌ايم.
دل، ساكن دارالقرار است و عاشق، همنشين بيقراري تا آن گاه كه جز عشق نماند .
آن گاه كه تمامي وجود دل شد و تمامي دل، عشق، ديگر چه جاي ماندن در اين بيت الاحزان؟
دل، منزلگه عشق است و تن، گويي حصاري است كه گرداگرد آن بركشيده‌اند تا آن را محفوظ بدارد.
دل، آن لوح محفوظي است كه عهد ازلي با معشوق، تا ابد بر آن نقش بسته است و هنگام كه تو تجديد عهد كردي، نور آسمان بر ثقل زمين پيشي گرفت و تو را با خود برد.
تو سال‌ها در زمين ماندي و هر روز عاشق تر شدي تا آن گاه كه كربلا را به چشم خود ديدي و عاشقي كه پاي در كربلا گذارد، چگونه بار تن را بر دوش كشد؟
فكه ميعادگاه عشاق قرار گرفت و اين چنين شد كه خداي عشق، حسين (ع)، تو را به خود خواند و تو خود منزلگه عشق شدي و من، عجب دارم از اين دل سنگ كه سال‌ها با عشق زيست و هنوز پاي بر خاك مي‌سايد . «والعصر ان الانسان لفي خسر ...».

یادش گرامی و راهش پر رهرو باد.
37021
نام: ۸۸ ۸۸۸
شهر: ۸۸۸۸۸
تاریخ: 4/8/2007 9:08:32 AM
کاربر مهمان
  سلام
یک دوست قدیمی
37020
نام: مصطفی ساغریچی
شهر: تهران
تاریخ: 4/8/2007 8:51:06 AM
کاربر مهمان
  السلام علیک یا رسول الله(ص)

سلام به همه دوستان

"شهدا شمع محفل بشریتند"

یا علی مددی
37019
نام: یا ثارالله
شهر: غرب دجله
تاریخ: 4/8/2007 8:42:08 AM
کاربر مهمان
  بسم الله النور

اللهم عجل لوليک الفرج


الهي آمين

سلام صبح همگي بخير

روز خوبي داشته باشيد

محجوبه خانم سلام
مطالبتون زيباو مفيد و آموزنده هستن. خواهش ميکنم به کارتون ادامه بديد. حتما اين مثل رو شنيديد ( کافر همه را به کيش خود پندارد ).

انشاالله خدا همه رو به راه راست هدايت کنه.

الهي آمين

يا علي مدد
37018
نام: منتظر
شهر: شیراز
تاریخ: 4/8/2007 7:52:05 AM
کاربر مهمان
  اي دل تو در اين دنيا هرچه خواستي بي منت گرفتي بي آن كه به فكر پس دادن آن باشي پس بدان آنچه را دراين دنيا گرفتي روزي بايد پس بدهي پس بيا چيزي رابخواه كه در آن موقع جواب بتواني پس بدهي
37017
نام: احسان
شهر: تورنتو، کانادا
تاریخ: 4/8/2007 5:17:00 AM
کاربر مهمان
  محجوبه خانوم به نوشتن مطالب زیباتون ادامه بدید...متاسفانه بعضی وقتها عد ه ای از روی لجاجت توی این کلبه موش میدونند تا رشته کلام از دست بچه ها خارج بشه و کسی دنباله گیر اون مطلب نشه.

از داداش مقداد هم بابت توضیح شبهه ای که برای من پیش آمده بود سپاسگزارم...اگر امکانش هست منبع این روایت یا حدیث رو برای من بنویس مومن.
37016
نام: احسان
شهر: تورنتو، کانادا
تاریخ: 4/8/2007 4:06:44 AM
کاربر مهمان
  ممنونم مقداد عزیز...
و با تشکر مجدد از محجوبه خانوم.
37015
نام: مقداد
شهر: اهواز
تاریخ: 4/8/2007 3:05:43 AM
کاربر مهمان
  ادامه مطلب .......

امّا راجع به طولانى شدن عمر نوح(عليه السلام)، امام صادق(عليه السلام) فرمودند:
«وقتى نوح(عليه السلام) براى قوم خود درخواست عذاب نمود، خداوند جبرئيل را با هفت هسته خرما فرستاد و او را مأمور به كاشتن آنها نمود و براى وى پيغام فرستاد كه من بندگانم را هلاك نمى كنم مگر بعد از اتمام حجت بر آنان و تو صبر و تحمّل را پيشه كن و آنان را به سوى من دعوت كن كه ثواب و پاداش تو را عطا خواهم كرد. اين آزمايش الهى به قدرى طولانى شد كه عده بسيارى از دين خدا برگشتند، تا جايى كه فقط هفتاد و دو نفر از امت حضرت نوح بر دين آن حضرت ثابت ماندند.
بدين وسيله آزمايش الهى تحقّق يافت و كسانى كه در معرض انحراف و نفاق بودند، از مؤمنان حقيقى جدا شدند. آن گاه خداوند به نوح(عليه السلام)دستور ساختن كشتى را داد و فرمود:
«وَاصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنَا وَوَحْيِنَا>>اى نوح! كشتى را در حضور ما و به فرمان ما بساز».
آن گاه امام صادق(عليه السلام) فرمودند: برنامه غيبت قائم(عليه السلام) نيز چنين است. زيرا به قدرى طولانى مى شود كه براى بسيارى از شيعيانى كه داراى نفاق هستند، ارتداد حاصل مى شود و مؤمنان خالص از ديگران جدا مى گردند.
امّا طولانى شدن عمر بنده صالح خدا، خضر(عليه السلام)، نه به نبوّت و امامت اوست; بلكه چون خداوند عمرى طولانى براى حضرت مهدى(عليه السلام)مقدّر نمود و مى دانست كه طولانى شدن غيبت آن حضرت، موجب انكار مى شود، عمر خضر را طولانى گردانيد تا بدين وسيله، بر طولانى شدن عمر حضرت مهدى(عليه السلام)استدلال شود و حجت خدا بر منكران آن حضرت تمام گردد))

(محجوبه خانم به کارتان ادامه دهید - در بسیاری مواقع سکوت بهتر از جواب دادن است )

اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم و حشرنامعهم
37014
نام: مقداد
شهر: اهواز
تاریخ: 4/8/2007 3:02:15 AM
کاربر مهمان
  برای آقا احسان

سدير صيرفى مى گويد: با مفضّل و ابو بصير و ابان بن تغلب خدمت امام صادق(عليه السلام) شرفياب شديم. آن حضرت بر روى خاك نشسته بود و لباسى خيبرى بر تن داشت و همچون مادرى فرزند مرده، گريه مى كرد و حزن و اندوه، سراسر وجود حضرت را فرا گرفته بود و در حالى كه اشك هايش جارى شده بود مى فرمود:
«اى آقاى من! غيبت تو خواب را از ديدگان من سلب نموده و زندگانى را بر من تنگ كرده و آرامش قلبم را از من گرفته است. اى آقاى من! غيبت تو، مصائب و اندوه مرا براى هميشه درد آور نموده است».
آن قدر حضرت صادق(عليه السلام) درباره طولانى شدن غيبت حضرت مهدى(عليه السلام) سخن گفت كه عقل از سر ما پريد و قلبمان شكست. به آن حضرت عرض كرديم: اى فرزند بهترين انسان ها! چرا اين قدر گريان و اندوهناك هستيد؟
حضرت صادق(عليه السلام) در حالى كه نفسى عميق و سوزناك كشيد، فرمود:
«امروز صبح به كتاب «جفر» نگاه كردم و در كيفيّت تولد و غيبت طولانى قائم(عليه السلام) و گرفتارى مؤمنان و ترديدهايى كه به واسطه طولانى شدن غيبت در آنان پيدا مى شود و اكثر آن ها از دينشان بر مى گردند، تأمّل كردم; رقّت، قلبم را فرا گرفت و غم و اندوه بر من چيره گشت».
از حضرت صادق(عليه السلام) تقاضا كرديم كه ما را مورد عنايت و تفضّل قرار داده و در جريان مسايل مربوط به غيبت آن حضرت قرار دهد.
حضرت صادق(عليه السلام) در پاسخ فرمود:
«خداوند متعال در قائم ما، سه سنّت از سه پيامبر قرار داده است; تولّد آن حضرت را مانند تولد حضرت موسى(عليه السلام) و غيبت او را مانند غيبت حضرت عيسى(عليه السلام) و طول عمر آن جناب را مانند طول عمر حضرت نوح مقرّر فرموده است. سپس عمر بنده صالح خدا، خضر(عليه السلام)، را دليل بر طول عمر حضرت مهدى(عليه السلام)قرار داده است».
از حضرت صادق(عليه السلام) توضيح خواستيم. حضرت فرمودند:
«در مورد تولّد موسى(عليه السلام)، چون فرعون دريافته بود كه زوال ملك و سلطنت وى به دست موسى خواهد بود، دستور داد كه كاهنان در حضورش جمع شده و او را از نَسَب موسى(عليه السلام)باخبر نمايند. آنان نيز خواسته فرعون را بر آوردند و گفتند موسى از بنى اسرائيل است. لذا فرعون دستور داد تا شكم زنان حامله را دريدند و بيش از هزار مولود از بنى اسرائيل را كشتند; ولى به موسى(عليه السلام) كه در حفظ و حمايت خداوند متعال به سر مى برد، دست نيافتند».
آنگاه امام صادق(عليه السلام) فرمودند:
«همچنين بنى اميّه و بنى عبّاس، چون با خبر شدند كه زوال و پايان سلطنت آن ها و ساير ملوك و جبابره آنان بر دست قائم اهل بيت(عليهم السلام)خواهد بود، به عداوت و دشمنى با اهل بيت(عليهم السلام)برخاسته و قتل و كشتار اهل بيت پيامبر(عليهم السلام)را شروع كردند تا شايد بتوانند به كشتن حضرت مهدى(عليه السلام)دست يابند; لكن خداوند مانع شد كه ستمگران از آن حضرت با خبر شوند، تا نور ـ امامت ـ را به پايان برساند; گر چه مشركين كراهت داشته باشند».
و امّا در مورد غيبت حضرت عيسى(عليه السلام) يهود و نصارا گفتند كه عيسى كشته شد. لكن خداوند آنان را تكذيب نمود و فرمود: «وَما قَتَلُوهُ وَمَا صَلَبُوُه وَلكِن شُبِّهَ لَهُمْ -نه او را كشتند و نه بر دار آويختند ولكن امر بر آنها مشتبه گرديد». همين طور است غيبت قائم(عليه السلام). زيرا امّت به واسطه طولانى شدنش آن را انكار مى كنند».
امّا راجع به طولانى شدن عمر نوح(عليه السلام)، امام صادق(عليه السلام) ف
37013
نام: مقداد
شهر: اهواز
تاریخ: 4/8/2007 2:46:59 AM
کاربر مهمان
  نسخه اى براى گناه كردن !

مردى خدمت امام حسين عليه السلام رسيد، و عرض كرد كه شخص ‍ گنه كارى هستم و نمى توانم خود را از معصيت نگهدارم ، لذا نيازمند نصايح آن حضرت مى باشم . امام عليه السلام فرمودند:
پنج كار را انجام بده ، بعد هر گناهى مى خواهى بكن !
اول : روزى خدا را نخور، هر گناهى مايلى بكن !
دوم : از ولايت خدا خارج شو، هر گناهى مى خواهى بكن !
سوم : جايى را پيدا كن كه خدا تو را نبيند، سپس هر گناهى مى خواهى بكن !
چهارم : وقتى ملك الموت براى قبض روح تو آمد اگر توانستى او را از خودت دور كن و بعد هر گناهى مى خواهى بكن !
پنجم : وقتى مالك دوزخ تو را داخل جهنم كرد، اگر امكان داشت داخل نشو و آن گاه هر گناهى مايلى انجام بده !

اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم و حشرنامعهم
<<ابتدا <قبلی 3708 3707 3706 3705 3704 3703 3702 3701 3700 3699 3698 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved