اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 36822 |
نام:
سربندبی سر
شهر:
کربلای ایران
تاریخ:
4/4/2007 12:51:01 AM
کاربر مهمان
|
اتهی این چیست که دوستان خود کرده ای هر که ایشان را جست تورا یافت و تا تو را ندید ایشان را نشناخت
|
|
| 36821 |
نام:
کامیار
شهر:
اهواز
تاریخ:
4/4/2007 12:06:21 AM
کاربر مهمان
|
اللهم عجل لولیک الفرج وجعلنا من خیر انصاره واعوانه والمستشهدین بین یدیه
|
|
| 36820 |
نام:
مقداد
شهر:
اهواز
تاریخ:
4/4/2007 12:02:20 AM
کاربر مهمان
|
اتل متل بچه ها
که اونها رو دوست دارن
آخه غیر اون دوتا
هیچ کسی رو ندارن
مامان، بابا رومی خواد
بابا عاشق اونه
به غیر بعضی وقتها
بابا چه مهربونه
وقتی که از درد سر
دست میذاره روگیجگاش
اون بابای مهربون
فحش میده به بچه هاش
همون وقتیکه هرچی
جلوش باشه میشکنه
همون وقتی که هرکی
پیشش باشه میزنه
غیر خدا ومادر
هیچ کسی رو نداره
اون وقتی که بابا جون
موجی میشه دوباره
دویدم ودویدم
سرکوچه رسیدم
بند دلم پاره شد
ازاون چیزی که دیدم
بابام میون کوچه
افتاده بود رو زمین
مامان هوار می زد که
شوهرمو بگیرین
مامان با شیون وداد
می زد توی صورتش
قسم می داد بابارو
به فاطمه (س)، به جدش
توروخدا مرتضی
زشته میون کوچه
بچه داره می بینه
توروبه جون بچه
بابارودوره کردن
بچه های محله
بابایهو دویدو
زد تودیوار با کله
هی تند وتند سرش رو
بابا می زد تو دیوار
قسم میداد حاجی رو
حاجی گوشی روبردار
نعره های بابا جون
پیچید یهو توگوشم
الوالو کربلا
جواب بده بگوشم
( ابوالفضل سپهر)
( خانم محجوبه از مهد نور علیک سلام - نوشتن این شعرها یه نوع کار فرهنگی و به عبارت بهتر درد دله - هیچوقت ارزش کار دیگران رو پایین نیارید )
|
|
| 36819 |
نام:
محمد
شهر:
قم
تاریخ:
4/3/2007 11:43:46 PM
کاربر مهمان
|
تا شقایق هست زندگی باید کرد
|
|
| 36818 |
نام:
گلنوش!
شهر:
.......
تاریخ:
4/3/2007 11:40:27 PM
کاربر مهمان
|
شاهد جانم خیلی جاش خالیه ....خیلی....
اما نمی گم کاش اون اینجا پیشم بود....
می گم کاش من اونجا باهاش بودم ....
:(
|
|
| 36817 |
نام:
مبـــــارز
شهر:
اهـــــواز
تاریخ:
4/3/2007 11:30:32 PM
کاربر مهمان
|
بنام آفریدگار عشق
پشت این پنجره ها دل میگیره
غم و قصه دلمو تو میدونی
وقتی از بخت خودم حرف میزنم
چشام اشک بارون می شه تو میدونی
عمریه غم تو دلم زندونیه
دل من زندون داره تو میدونی
هر چی بهش می گم تو آزادی دیگه
می گه من دوست دارم ، تو مید ونی
می خوام اشب با خودم شکوه کنم
شکوه های دلمو تو میدونی
بگم ای خدا چرا بختم سیاست
چرا بخت من سیاست تو میدونی
پنجره بسته میشه شب میرسه
چشام آروم نداره تو میدونی
اگه امشب بگذره فردا می شه
مگه فردا چی میشه تو مید ونی
************************************
می خوام امشب شکایت خودم رو بکنم ....
برام دعا کنید !!!
دوستدار دوستان حسیـــــن(ع)، مبـارز خسته و عاشق
|
|
| 36816 |
نام:
یاس کبود
شهر:
جزیره ای در مریخ
تاریخ:
4/3/2007 10:22:03 PM
کاربر مهمان
|
تکيه به شونه هام نکن من از تو افتاده ترم ...ما که به هم نمي رسيم بسه ديگه بزار برم... کي گفته بود به جرم عشق يه عمري پرپرت کنم... حيف تو نيست کنج قفس چادر غم سرت کنم... من نه قلندرشبم نه قهرمان قصه ها ...نه برده اي حلقه به گوش نه ناجي فرشته ها... من عاشقم همين و بس غصه نداره بي کسيم... قشنگيه قسمت ماست که ما به هم نمي رسيم...
|
|
| 36815 |
نام:
مبـــــارز
شهر:
اهـــــواز
تاریخ:
4/3/2007 9:30:50 PM
کاربر مهمان
|
بنام آفریدگار عشق
یا اَبا عَبدِالله ِ یا حُسَینَ بنَ عَلِیّ اَیُّهَا الشَّهیدُ یَا بنَ رَسُولِ اللهِ یا حُجَّهةَاللهِ عَلی خَلقِهِ یا سَیّدَنا وَمَولانا اِنّا تَوَ جَّهنا وَاستَشفَنا وَتَوَ سَلنا بِکَ اِلیَ الله وَ قَدَّمناکَ بَینَ یَدَی حاجاتِنا یا وَجیهاً عِندَاللهِ اشفَع لَنا عِندَاللهِ ...
ابا عبد الله ای حسین بن علی ای شهید ای پسر رسول خدا ای حجّت خدا بر خلق ای سّید و مولای ما همهء ما رو به تو آورده ایم و به حضرتت متوسل شده و تو را شفیع خود به درگاه خدا آورده ایم و تو را برای برای انجام حاجتمان نزد خدا مقدم داشته ایم ای آبرومند نزد خدا ما را پیش حضرت حق شفاعت فرما ...
بزرگواران بیماران مسلمان رو از دعای خیرتون محروم نکنید...
اَلهُم اَرزٌقني شفاعَه الحُسَـــین یَومَ اَلوُروُد....
التماس دعا....خدا نگهدار
دوستدار دوستان حسیـــــن(ع)، مبـارز خسته و عاشق
|
|
| 36814 |
نام:
فائزه
شهر:
رشت
تاریخ:
4/3/2007 9:17:33 PM
کاربر مهمان
|
خدایا اگه الان منو میبینی اگه هنوزم وجود دارم اگه هنوزم منو دوس داری کمکم کن چون خیلی تنهام تو که می دونی چی می خوام من به رحمتت امید دارم پس نا امیدم نکن
شمام اگه این مطلبو میخونین برام دعا کنید
ممنون
|
|
| 36813 |
نام:
محمد
شهر:
همدان_انصارالحسین(ع)
تاریخ:
4/3/2007 9:05:40 PM
کاربر مهمان
|
سر انجام مسخره کردن
ابو زمعه و یاران او از روی تمسخر و استهزا به رسول خدا چشمک می زدندواستهزا می نمودند نصایح و صحبتهای رسول خدا در آنها تاثیری نداشت سرانجام بیامبر در مورد آنها نفرین کرد..روزی ابو زمعه در سایه درختی نشسته بود که جبرئیل با برگ آن درخت و خارهای آن بر صورت او زدتا نابینا شد.حکم بن ابی العاص کسی بود که وقتی حضرت راه می رفت کیفیت راه رفتن او را_که بدن مبارکش به جلو متمایل می شد_به تقلید در می آورد و عدهای هم می خندیدندو تمسخر می کردند.روزی رسول خدا به او فرمود :چنین باش او از آن روز دچار لرزش دست وبا شدوهرگز بهبودنیافت .بر گرفته از کتاب الغدیر سوره طه.امام صادق(ع)فرمودند سوره طه را ترک مکنید که خدا این سوره را دوست می داردو هر که این سوره را می خواند دوست می داردو کسی که بر قرائتش مداومت نماید حق تعالی در قیامت نامه اش را به دست راستش می دهدو او را بر گناهی که در اسلام کرده حساب نکند و در اخرت انقدر به او مزد اعطا فرماید تا او راضی شود. بر گرفته از مجمع البیان رسول خدا می فرماید(اهل بهشت از قرآن فقط سوره طه ویس رامی خوانندو هر کس سوره طه را بخواند ثواب مهاجر وانصار را به او می دهند.از خواص الایات
|
|