شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
36732
نام: شمه
شهر: شانگهای
تاریخ: 4/1/2007 3:12:43 PM
کاربر مهمان
  خدایا
قوتی عطا کن که جزانچه میخواهی نپویم تو را دوست دارم و اکنون میدانم که از تو بریدن نتوانم.ای خدایی که مرا افریدی بد بنده ای بودم تورا و تو نیک در همه حال مرا نگهداری.
توبه میکنم از انجه تورا ناخشنود ساخته و از تو مهخواهم مرا بنده عاجز خود بدانی که مفری جز تو ندارد.
36731
نام: مقداد
شهر: اهواز
تاریخ: 4/1/2007 2:59:04 PM
کاربر مهمان
  داداش ميخواهم واسه دل تو بنويسم

وقتي اومدي توي حرف دل من سنگ صبورت بودم- يادته اولين بار كي اومدي تو حرف دل روز دوازده شهريور با اين شعر شروع كردي
خدا یا اونو با عشق وفا آشنا کن
به درد این دل دیونه من مبتلا کن
بیا بنشون گل مهر ووفا رو تو سینه اش
منو از دست دل تنگی هامرها کن
داداش اينها خوزستانيها رو نميشناسن – نميدونن خوزستاني يعني صفا صميميت عشق محبت ...... اينها كه نميدونن بچه مومناي خوزستاني چطورين ........ نميدونن كه اشكاشون زود مياد ... نميدونن غم و غصه خودشون رو فراموش ميكنن واسه غم و غصه مردم اشك ميريزن ........ خيال ميكنن مثل تهراني ها همه سرد و بي روحن ...... نميدونن بچه مومناي خوزستاني اگه بدونن كسي مشكل داره هر كاري از دستشون بر بياد انجام ميدن حتي اگه جونشونم به خطر بيفته .........

امشب هوس کردم برايت چيز بنويسم
شايد تو از من انتظاری سبزتر داری
امّا فقط خوش دارم از پاييز بنويسم
می‌خواهم از بی‌مصرفی، تکرار، خودرويی
از بوته‌های هرزه‌ی جاليز بنويسم
تاريک گفتن پيش‌ازاين‌ها مستحبّی بود
اين‌بار واجب شد که يأس‌انگيز بنويسم
شايد بدانی لحظه‌های سرخ يعنی چه؟
تصميم دارم از شقايق نيز بنويسم
بايد فقط محض رضای خاطر فرهاد
از يک عدد شيرين بی‌پرويز بنويسم
فردا چه خواهم کرد؟ باور کن نمی‌دانم
امشب که می‌خواهم برايت چيز بنويسم


بی خیال همه غربت وتنهایی شهر
جای آرام تو خوب است چرا برگردی؟

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و حشرنامعهم
36730
نام: شسص
شهر: نيشابور
تاریخ: 4/1/2007 2:49:04 PM
کاربر مهمان
  خسته شدم دارم داد مي زنم چقدر بخونم
36729
نام: چیمن
شهر: سنندج
تاریخ: 4/1/2007 2:35:27 PM
کاربر مهمان
  خدایا چرا من اینقدر بدبختم
36728
نام: محمد
شهر: همدان {انصارالحسین})ع(
تاریخ: 4/1/2007 2:18:24 PM
کاربر مهمان
  روزلرسول خدا اب خواست در ان وقت علی(ع)وفاطمه(س)وحسن(ع)وحسین(ع)در محضرش بودندوقتی که اب آوردند ÷یامبر(ص)ظرف آب را نخست به امام حسن و بعد به امام حسین وسپس به حضرت فاطمه داد. هر كدام كه اب مي آشاميدندبه انها مي فر مودگوارا باد و نوش جانت باداي... ولي وقتي ظرف اب را به امام علي دادواز ان آب نوشيدندپيامبر به او فرمودگوارا ونوش جانت باداي ولي وحجت منبر مخلوقات آنگاه سجده خدارابجاي آورد.فاطمه(س)از رسول خدا پرسيديارسول الله رازسجده شما چه بودپيامبر فرمود منگامي كه هر كدام از شما آب نوشيديد ومن گفتم گوارا باد و نوش جانت باد باگوشم شنيدم كه فرشتگان وجبرئيلنيز با من هم صدا شده و همين سخن را گفتند ولي هنگامي علي اب آشاميد و گفتم صداي ذات پاك خدا را شنيدم كه همين سخن رافرمد :از اين رو خدا را به عنوان شكر در بر ابر نعمتهايش سجده كردم.بر گرفته از بحا الانوار ج۷۶ص۵۷
36727
نام: محمد
شهر: همدان {انصارالحسین})ع(
تاریخ: 4/1/2007 1:48:19 PM
کاربر مهمان
  پيامبر{ص}در روزههاي اخر عمرش بود كه ابن عباس بر او وارد شد و عرض كرد آيا مرگ به شما نزديك است ؟فرمودند آري عرض كرد {ما را به چه چيزي بعد از خودتان امر مي كنيد {فرمودندبا مخالف علي مخالف باش و ياور مخالفان او مباش }عرض كرد چرا مردم را صريحا نمي فر ماي پس پيامبر گريستند وبيهوش شدند وچون به هوش آمدندفرمودند{هر پيغمبري گه از دنيا رفت عدهاي به مخالفت او بر خاسته وحق او را انكار كردند اگر خواستي خدا از تو راضي باشد به راه علي ابن ابيطالب (ع)برو ودر مورد او به خود شك راه مده زيرا شك كردن در مورد حقانيت علي (ع)كفر ورزيدن به خداست.بر گرفته از محجهالبيضا.ۀ.ؤؤ
36726
نام: سمیرا
شهر: بابل
تاریخ: 4/1/2007 1:45:35 PM
کاربر مهمان
  من تنهایی را،درالتهاب لحظه ها
ازپس دیوارشب،ودرآینه ی باور خود
احساس می کنم.
قسم به زمان،اشک
تنهاگواه،این حضور تلخ بود...
36725
نام: سمیرا
شهر: بابل
تاریخ: 4/1/2007 1:33:04 PM
کاربر مهمان
  درخلوت تنهایی ام
حضورمبهمت
وتصویرگنگ نگاهت
مرهمی است بردردهای کهنه ی دلم
بی تو،
شب هایم بدون شب گرد عشق،
مرگ بارترین شب هاست...
36724
نام: غلام
شهر: همدان
تاریخ: 4/1/2007 1:27:39 PM
کاربر مهمان
 
36723
نام: احسان
شهر: تورنتو، کانادا
تاریخ: 4/1/2007 11:40:01 AM
کاربر مهمان
  سلام بر خدا و بندگان خدا
برای محمد بشیری از شیراز
دوست عزیز
مهمترین علت خودارضائی بر اثر تحریک شدن از طریق نگاه بوجود میاد!!...در واقع به احتمال زیاد دیدن صحنه های تحریک کننده از قبیل تصاویر مجلات یا فیلمهای مستهجن این حالت را به شما دست میده....
ز دست دیده و دل هر دو فریاد
که هر چه دیده بیند دل کند یاد
بسازم خنجری نیشش ز فولاد
زنم بر دیده تا دل گردد آزاد!!

بنابراین اولین قدم در این راه کنترل چشم و بعد آن پرهیز از هر گونه رابطه ولو در حد حرف زدن با جنس مخالفه...اگر از نظر مذهبی فرد معتقدی هستید سعی کنید بیشتر روزها را روزه بگیرید...گرسنگی عطش جنسی رو از بین میبره...فعالیت های ورزشی هم در کاهش این مشکل تاثیر بسزائی داره...اگر هم مذهبی نیستید..سعی کنید بشید!!!..چون خیلی در این امور بهتون کمک میکنه!

برای پیمان
موافقم!!!
اما برای حل مشکلت حتما به یک مشاور خانواده همراه با خانومت مراجعه کن.

برای حسن از قزوین
دوست عزیز
به عقیده حقیر، شما به جای مراجعه به دعانویس ها باید به یک متخصص مغز و اعصاب و یا یک روانپزشک متبحر مراجعه کنید...مشکل شما قابل درمانه...البته
اگر زودتر اقدام کنید.

به امید سلامتی، خوشبختی و آرامش فکری همه دوستان
یا حق
<<ابتدا <قبلی 3679 3678 3677 3676 3675 3674 3673 3672 3671 3670 3669 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved