اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 36492 |
نام:
امید
شهر:
کرج
تاریخ:
3/26/2007 9:46:09 AM
کاربر مهمان
|
با سلام: در جواب رحیم زارعی(شماره۳۶۴۸۵ ) می خواستم عرض کنم،تحت هیچ شرایطی نباید آیات قران و یا دعا را با خود به داخل دستشویی همراه بردوهیچ راهی هم وجود ندارد.اگر می دانید جای مناسبی برای گذاشتن دعا و یا آیه قران وجود ندارد و یا کسی نیست که تا بعد از بیرون امدن از دستشویی آن را برای شما نگهداری کند.در اینصورت باید ازخیر همراه داشتن ایه یا دعا بگذرید و هنگام خروج از منزل آنها در منزل بگذاریدوبا خود حمل نکنید. مطمئن باشیدغیر از این هیچ راهی نیست
|
|
| 36491 |
نام:
سحرناز
شهر:
شیراز
تاریخ:
3/26/2007 9:13:09 AM
کاربر مهمان
|
یا حق
با سلام به همه عزیزان
**********
كلمات اساسی قرآن كه دانستن آنها برای فهم درست قرآن لازم است:
الله:
خدا، الله اسم خاص است و اسم خاص قابل ترجمه نيست، مثل تهران و كوه البرز و سعدی،ولی در زبانهای مختلف اسمهای مختلف برای آفريننده جهان گذاشتهاند،ما فارسها به آن خدا يا خداوند ميگوئيم كه در اصل معنی رﱠب است.
انگليسها به آن GOD و فرانسویها به آن Dieu ميگويند.
الله (خداوند) دركليه اديان خالق جهان و تمام موجودات ميباشد، بر خلاف عقيده بعضی از سوفيان و دراويش و عارفان، خود جهان خدا نيست.
ولی در آئين هندو و عرفان هندی همه چيز " برهما " يعنی خدا است.دراويش و صوفيان كه عملاً پيرو آئين هندو و بودا هستند، خدا را خود عالم هستی و خود را خدا ميخوانند.اما اگر خدا خود عالم هستی هم باشد، آيا يك ذره كوچك بنام انسان ميتواند بگويد من خدا يعنی ميلياردها كهكشان عالم هستی هستم؟
عالمين:
عالمين يعنی انسانها، آدمها، كليه افراد بشر. عالمين بمعنی جهانها نيست كه به اشتباه ميگويند يعنی جهانها،مثل جهان دنيا و جهان آخرت. جهان جوانی و جهان پيری و امثال آن.برای روشن شدن اين موضوع آيات 47 و 2:122 بقره، 33 و 42 و 3:96 آلعمران، 2 و 5:115 مائده،6:90 انعام، 7:80 اعراف، 12:104 يوسف، 91 و 21:107 انبياء و آيه اول فرقان سوره 25 قرآن را ببينيد.
حمد:
حمد يعنی ستايش، مدح، ثناء، تمجيد، بزرگداشتن کسی يا چيزی.كلمه حمد فقط دربارهء خداوند بكار رفته و بس.
يعنی درباره هيچ پيغمبری هم كلمه حمد بكار نرفتهاست.
ميدانيم كه قرآن پس از بسم الله الرحمن الرحيم با كلمه حمد شروع شده و ميفرمايد: الحمدلله ربالعالمين " ستايش و ثنا و مدح اختصاص به خدا (الله) دارد كه صاحب اختيار و آقا و مالك انسانها است ".البته خداوند صاحب اختيار تمام جهان ميباشد. جهانی که لا اقل شامل 50 ميليارد کهکشان هست که يکی از آنها کهکشان ما است که شامل 200 ميليارد منظومه شمسی است. ولی وقتی صحبت از عالمين ميکند منظور تمام افراد بشر می باشد
و( رب العالمين) يعنی ارباب و صاحب اختيار همه مردم جهان .مسلمان بايد در تمام نمازهای پنجگانه خود اين مطلب را بگويد و يادآوری كندو حق ندارد مدح و ثنا و ستايش کسی را بگويد غير از خداوند تا كرامت انسانی خود را از دست ندهد...
چون تمام ديكتاتوران جهانی در اثر اين چاپلوسی ها، مداحی ها و ثنا گوئیها ساخته شدهاند و دنيا را بخاك و خون كشيدهاند.
اسلام:
اسلام يعنی تسليم كردن. در قرآن يعنی خود را تسليم خدا كردن. تسليم خدا شدن،تسليم حكم و نظر خدا بودن و تسليم حكم و نظری كه برخلاف حكم و نظر خدا باشد نبودن.اسلام يك عمل است، نه يك اسم بدون عمل.
تمام پيغمبران و تمام پيروان واقعی آنها مسلمان بودند و مردم را به مسلمانی، يعنی تسليم خدا بودن دعوت ميكردند.
به آيات 128 تا 2:133 سوره بقره و 3:67 سوره آلعمران و 72 و 10:84 سوره يونس و 12:101 سوره يوسف نگاه كنيد.اسلام تسيلم خدا بودن است نه تسليم شيخ و ملا و کشيش و ربای و کاهن و موبد.
چون تسليم انسان ها بودن در اسلام واقعی شرک است.
چون همه پيغمبران ميگفتند ما پيغمبر خدا هستيم و پيام خدا را برای شما آورده ايم. تسليم حکم و پيام خدا باشيد و بس.لذا مسلمان واقعی تسليم کتاب الهی خود ميباشد و تا اينکار را نکند ديندار واقعی نيست. آيه 9:31 سوره توبه را ببينيد.
عبد:
عبد يعنی
|
|
| 36490 |
نام:
اویس
شهر:
رستم کلای بهشهر
تاریخ:
3/26/2007 9:09:07 AM
کاربر مهمان
|
سلام بر روح بزرگت که هنر خود را که شهادت بود به ما نشان دادی. دلم برای انسانهای بزرگی مثل شما که هر حرف و قدم شما بوی عشق به خدا داشت تنگ است. خوشبحالتان که نیستید تا در خیابانها و مجالس پر گناه ما که شما در ان فراموش شده هستید شرکت کنید
|
|
| 36489 |
نام:
نمو...
شهر:
ک
تاریخ:
3/26/2007 8:21:02 AM
کاربر مهمان
|
بسم رب الشهدا
امشب دل از یاد شهیدان تنگ دارم...
ولنبلونکم بشیئ من الخوف والجوع ونقص من الاموال واثمرات وبشرالصابرین <155/بقره>
وان کسی را که در راه خدا کشته شود مرده مبندارید بلکه او زنده ابدیست ولیکن شما این حقیقت را در نخواهید یافت
.............
.............
اری اری اینچنین است...هر چند
التماس دعا
انان را که از مرگ میترسند از کربلا میرانند<شهید اوینی<
خوب خود شهیدان می تونن بهتر بگن..
ما کجا و...
از زرق و برق شهر خود نیرنگ خوردم...
اکنون بشیمان امدم..با این تمنا ..یارب نظر کن جرم عصیانم ببوشان
|
|
| 36488 |
نام:
بسیجی گمنام
شهر:
جزیره هرمز
تاریخ:
3/26/2007 7:22:35 AM
کاربر مهمان
|
اعضای جدیدشورای اسلامی شهر هرمز همه ازبسیجیان جوان ومخلص اند.برای آنان ارزوی توفیق داریم .امیدواریم درپس گرفتن معدن خاکسرخ ازدست کسانی که حق مردم هرمز رامیخورند موفق باشند.به خاطربی توجهی ها تعداد زیادی ازجوانان هرمز بیکارودردام اعتیادافتاده اند.ازخداوندمتعال برای اعضای جدید شورای هرمز سلامتی وتوفیق خدمتگذاری آرزومنددیم.ایاشمامیداندکه درزمان جنگ هرمز سه هزارنفرجمعیت داشت که بیش ازیک درصد آنان یهنی سی وشش نفر شهید شده اند؟
|
|
| 36487 |
نام:
ت
شهر:
کرانه
تاریخ:
3/26/2007 4:04:02 AM
کاربر مهمان
|
ت از بی کران
عزیزم شما بهتره زر زر نکنی
تا جو اینجا میاد خوب بشه آشغال هائی مثل تو خرابش میکنن.
اگه میتونی تو هم از این زرها به قول خودت بزن.
به خاطر سید هم که شده بیا بالا بابا.
از مهرداد از زنجان
آسیمه سر از ناکجا آباد
سحرناز از شیراز
و همه بچه های باحال اهل دل که وقت میگذارن و مطلب مینویسن متشکرم
خدا خیرتون بده
|
|
| 36486 |
نام:
حامد
شهر:
سمنان
تاریخ:
3/26/2007 2:44:15 AM
کاربر مهمان
|
خلاف ارزش اشک اکبر را ندارد
|
|
| 36485 |
نام:
شهر:
تاریخ:
3/26/2007 12:43:03 AM
کاربر مهمان
|
|
|
| 36484 |
نام:
رحیم _زارعی
شهر:
تبریز
تاریخ:
3/25/2007 11:16:27 PM
کاربر مهمان
|
با سلام
می خواستم بدون اگریک ایه ویادعایی همراه داشته باشیم وامکان این نباشد که درجای دیگر بگزاریم ودراین حال به دستشوی بریم چه حکمی دارد.
|
|
| 36483 |
نام:
ميلاد
شهر:
زنجان
تاریخ:
3/25/2007 10:01:41 PM
کاربر مهمان
|
بشنو از این می پرست می زده
داستان می خوری در میکده
دوش رفتم بر در میخانه ای
تا بگیرم ساغر و پیمانه ای
بر در میخانه دیدم ناگهان
می پرستان جمله با شور و فغان
هر یکی ساغر به دست نظاره گر
بر رخ ساقی که گردد جلوه گر
هر یکی می خواست می مستی کند
ترک هستی های این هستی کند
تا که ساقی آمد و با صد خروش
گفت کی می خوارگان باده نوش
چیست غوغا بر در این میکده
نظم این میخانه را بر هم زده
می پرستان جمله آوردند جوش
بانگ سر دادند با جوش و خروش
کی تو ساقی همه دلهای ما
باده ای کن در این پیمانه ها
در میان می خواره ای ها بست بی شکیب
زد نهیبی اندر او صدها لهیب
گفت امشب از همه شب ها جداست
همنشین می خواران امشب خداست
گفت ساقی را که ای پیر گرام
کن دگر گفت و شنود خود تمام
آن خم سر بسته ات را باز کن
اینک بساط شور و مستی باز کن
آن خمی که سوزد و سازد مرا
آن خمی که آتش افروزد مرا
آن خمی که جمله خم های دگر
پای بست این خم سوزنده تر
آن خمی که دل ز خم ها می برد
آتش اندر جان خم ها می زند
هر که از این می خورد فانی شود
محو ذات حق شده باقی شود
انبیا هم مست از این پیمانه اند
تا ابد ساکن در این میخانه اند
هر که از این می خورد مجنون شود
گر جنونی داشته افزون شود
هست از این خم گو علی مرتضاست
جرعه ای می خورده شاه ماسواست
من چه گویم روی خم این مطلب است
گوئیا نامش جناب زینب است
روحش شاد
|
|