اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 36322 |
نام:
علی
شهر:
طحران
تاریخ:
3/20/2007 6:28:14 PM
کاربر مهمان
|
گناه یعنی چه؟ گناه برای چه؟ گناه کجاست؟گناه چه شکلیست؟گناه چیست؟چرا گناه؟ چرا؟ جرا؟؟؟گناه به چه چیز گویند؟چگونه از گناه بگریزیم؟چگونه ترک گناه کنیم؟چرا گناه می کنیم؟چگونه گناه می کنیم؟ دنیاچراپراز گناهست؟من گناه تو گناه چه کسی بی گناه؟بی گناه یعنی چه؟بی گناه دیگر نیست در عالم
|
|
| 36321 |
نام:
گروه تفحص سیره شهدای اسفراین
شهر:
اسفراین
تاریخ:
3/20/2007 6:13:09 PM
کاربر مهمان
|
باید گذشتن از دنیا به آسانی
باید محیا شد از بهر قربانی
باچهره ای خونین سوی حسین رفتن
زیبا بود این سان معراج انسانی
|
|
| 36320 |
نام:
حسین کیمیا
شهر:
تبریز
تاریخ:
3/20/2007 6:09:45 PM
کاربر مهمان
|
سلام بر همه هموطنان عزیز و بزرگوارم
سال جدید را برای دوستان قدیمی و جدید تبریک عرض میگویم ارزو و دعا میکنم سال خوب وپر معنی داشته باشین!
عبدالفاطمه خواهرم نگاه کنی همیشه زیر پاتون هستم...من که نوکر همتون هستم!
یادتون هست خریدار دلتنگی هاتون بودم (الان هــــــــــــم هستم)
شلمچه عزیز محتاج دعایم ...
عرض ارادت بر همه دوستان و ان دوستانی که از من حقیر دل خوشی ندارن اخر ساله حلالم کنید و هر کس حلالم نکند میسپارمش به اعتقادش!
و برایشون ارزوی سلامتی میـــــــــــــکنم
(اگر سرنوشت وقسمت خودراباصبروقناعت تحمل کنیدوان را خواست خدا بدانید ان موقع هست که شیرینی زندگی هویدا میشود حتما امتحان کنید)
(یاحق)
|
|
| 36319 |
نام:
سالار
شهر:
ماکو
تاریخ:
3/20/2007 5:24:42 PM
کاربر مهمان
|
به نام تک نوازنده ای که در کلیسای قلبم می نوازد.
|
|
| 36318 |
نام:
علی.....سگ درخانه ائمه اطهار
شهر:
قائمشهر
تاریخ:
3/20/2007 4:51:08 PM
کاربر مهمان
|
عشق فقط عشق حسین.....خدایامارالایق زیارت فرما
|
|
| 36317 |
نام:
صادق
شهر:
قم المقدسه
تاریخ:
3/20/2007 3:54:45 PM
کاربر مهمان
|
ساقــی به چند رنگ می اندر پیاله ریخت ؟؟؟؟
التماس دعا...
|
|
| 36316 |
نام:
مهسا
شهر:
مشهد
تاریخ:
3/20/2007 3:48:28 PM
کاربر مهمان
|
محبوب رضاست هر که دل ریش تر است
از کعبه صفای این حرم بیشتر است
اینجاست مطبی که ندارد نوبت
آن دل که شکسته تر بود پیش تر است
شهادت آقا علی بن موسی الرضا (ع) را به همه اهل دلان تسلیت می گویم و از همه التماس دعا دارم به خصوص وقتی که اشکتان جاری است و یا دلتان شکست !
التماس دعا
|
|
| 36315 |
نام:
مهرداد
شهر:
زنجان
تاریخ:
3/20/2007 3:27:14 PM
کاربر مهمان
|
هنگامی که عشق فرا می خواندتان
از پی اش بروید
گر چه راهش سخت و ناهموار باشد
هنگامی که بالهای عشق در بر می گیردتان
خود را در آن بالها رها کنید
گر چه در لابه لای پرهایش تیغ باشد
و زخمی تان کند
و هنگامی که با شما سخن می گوید
باورش کنید
گر چه طنین کلامش
رویاهایتان را بر هم زند
..................
عدم اعتماد به نفس در بیشتر موارد به استفاده نادرست از حافظه ارتباط دارد .
- یک مشکل روانی خواه کوچک یا بزرگ به این شکل درمان می شود که شخص عادت کند به جای برداشت نمودن نکات منفی از بانک حافظه خود ، افکار مثبت را برداشت کند .
....................
هدف ، همـواره از ما دور مي شـود ، هر چه به پيشــرفتهاي بزرگـتري نائل آييــم، بيش تر به بي ارزشي خود پي مي بريم. شادماني در تلاش نهفته اسـت نه در دستيابي به هدف. تلاشٍ تمام و كمال، عين پيروزي است.
.........................
عشق ژرفای راستین خود را نمی شناسد مگرآنکه لحظه ی جدایی فرا رسد .
...............
برای کشف اقيانوس های جديد بايد شهامت ترک ساحل آرام خود را داشته باشيد, اين جهان, جهان تغير است نه تقدير
....................
آنقدر دانش آدمي را كفايت است كه راه راست از كج و سعادت را از شقاوت شناسد.
.............
زندگی سفر نیست . زندگی هدف نیست ، زندگی یک روند متحول است که شما قدم به قدم آن را طی می کنید . و اگر بتوانید این قدم ها و لحظات را شادی آفرین کنید به معنای واقعی ، زندگی کرده اید . زندگی بالاترین موهبتی است که به شما ارزانی شده است . از این فرصت قبل از آن که خیلی دیر شود ، استفاده کنید .
....................
از همه اندوهگين تر شخصي است كه از همه بيشتر مي خندد.
....................
سخنان ماندگار
|
|
| 36314 |
نام:
مهرداد
شهر:
زنجان
تاریخ:
3/20/2007 3:19:40 PM
کاربر مهمان
|
خداوندا
اگر روزي بشر گردي
ز حال ما خبر گردي
پشيمان مي شوي از قصه خلقت
از اين بودن از اين بدعت
خداوندا
نمي داني که انسان بودن و ماندن در اين دنيا
چه دشوار است
چه زجري مي کشد آنکس که انسان است
و از احساس سرشار است
..................
لحظات را گذرانديم كه به خوشبختي برسيم
غافل از اينكه لحظات همان خوشبختي اند
...........
آن گاه خود را کلمه ای می یابی که معنایت منم
و مرا صدفی که مرواریدم تویی
و خود را اندامی که روحت منم
و مرا سینه ای که دلم تویی
و خود را معبدی که راهبش منم
و مرا قلبی که عشقش تویی
و خود را شبی که مهتابش منم
و مرا قندی که شیرینی اش تویی
و خود را طفلی که پدرش منم
و مرا شمعی که پروانه اش تویی
و خود را انتظاری که موعدش منم
و مرا التهابی که آغوشش تویی
و خود را هراسی که پناهش منم
و مرا تنهایی که انیسش تویی
و ناگهان
سرت را تکان می دهی و می گویی:
نه، هيچ كدام.
هيچ كدام اينها نيست، چيز ديگري است.
يك حادثه ديگري و خلقت ديگري
و داستان ديگري است
و خدا آن را تازه آفريده است.
...............
پروردگارم، مهربان من،
از دوزخ اين بهشت، رهايي ام بخش!
در اينجا هر درختي مرا قامت دشنامي است
و هر زمزمه اي بانگ عزايي
و هر چشم اندازي سكوت گنگ و بي حاصلي،
رنج زاي گسترده اي.
در هراس دم مي زنم.
در بي قراري زندگي مي كنم.
و بهشت تو براي من بيهودگي رنگيني است.
اين حوران زيبا و قلمان رعنا
همچون مائده هاي ديگر براي پاسخ نيازي در من اند،
اما خود من بي پاسخ مانده ام.
هيچ كس، هيچ چيز
در اين جا "به خود" هيچ نيست.
"بودن من" بي مخاطب مانده است.
من در اين بهشت،
همچون تو در انبوه آفريده هاي رنگارنگت تنهايم.
"تو قلب بيگانه را مي شناسي كه خود
در سرزمين وجود بيگانه بوده اي"!
"كسي را برايم بيافرين تا در او بيارامم"!
دردم درد "بي كسي" بود
.............
همه طبقات آسمانها را عروج كردم و هيچ نيافتم
بر همه درياهاي غيب گذشتم
و از هر كدام مشتي برگرفتم،
همه ي چشمه سارهاي بهشت عدن را سركشيدم
از همه جرعه ها نوشيدم
چهره ام را در زير همه ي باران هاي بهارين ملكوت گرفتم
و قطره هايي را مزه كردم
از آب غديرهاي بلوريني كه در دل كوه ها و سينه ي دشت هاي بي كرانه ي ماوراء پراكنده بود چشيدم اما،
خوش گواري هركدام را كه مي چشيدم
به اميد زلال تر و به هواي خوش گوارتر
به سوي ديگري مي تاختم
در نفس روح بخش صبحگاهان پرشكوه ملكوت،
قطره هاي درشت و شاداب شبنم ها را
كه بر نيلوفرهاي بهشت از شادي و سرشاري مي لرزيدند
با لب هاي كنجكاو آزمايشگرم، مي ربودم
و جگرم سيراب مي شد
و درونم نوازش مي يافت
اما دلم بهانه مي گرفت، راضي نمي شد،
و جامم همچنان خالي مي ماند
.........
|
|
| 36313 |
نام:
سجاد
شهر:
قم
تاریخ:
3/20/2007 2:57:18 PM
کاربر مهمان
|
زندگینامه حمیدرضا علیمی
|
|