اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 35832 |
نام:
مصطفی ساغریچی
شهر:
تهران
تاریخ:
3/9/2007 3:36:57 PM
کاربر مهمان
|
شلمچه دلتنگ عزیز، سلام علیکم، یا علی مددی
من کی باشم که پرچم قلعه رو بتونم سر پا نگهدارم
هنوزم که هنوزه اجازه جارو کردن قلعه رو به من نمیدن
علمدار بودن خیلی لیاقت میخواهد
با اجازه آقا امین من یه یا علی هم از طرف ایشون میگم( انشاءالله خودشون بیان و یه یا علی محکمتر از قبل بگن )
***************************************
و یه مسله در مورد قطار هسته ای ترمز ندارد
هر کی این جمله رو خوند اول چیزی که به ذهنش رسید این بود که یعنی ما به انرژی هسته ای بعنوان یک نیاز ،نگاه میکنیم و بهش خواهیم رسید
و اینکه حالا بعضی انسانهای دور اندیش و مصلحت اندیش پیدا شدن که از خود آمریکاییها هم موشکافانه تر به قضیه نگاه میکنن
واقعا جای تعجب داره
این یعنی نوکری بی مزد ومنت واسه بیگانه و آب ریختن تو آسیاب دشمن
|
|
| 35831 |
نام:
ahmad
شهر:
ghom
تاریخ:
3/9/2007 3:09:15 PM
کاربر مهمان
|
ترمز دستی
اين ماشين را
بالاخره می کشند
احمد شيرزاد
تصنيف معروف ماشين مشدی ممدلی را همه بچههای ايرانی از بر هستند. از آن زمان كه مردم با پديدهای به نام ماشين دودی آشنا شدند هيچ تصنيفی ساخته نشده كه در آن ماشينی بدون ترمز و دندهعقب حتی به طنز و شوخی هم ساخته شده باشد. پرواضح است كه ماشين اگر راه افتاد ممكن است سر راهش مانعی چيزی سبز شود و ناچار از توقف باشد. ماشين بدون ترمز اگر در سرازيری قرار گرفت فقط دور برمیدارد و خطرآفرين میشود. لازمه گريزناپذير هر وسيله ای که حرکت می کند آن است که امکان توقف هم داشته باشد. حتی گاری های قديمی، ارابه های چند هزار سال پيش، کالسکه ها و درشکه های متصل به چارپايان و... هر کدام بالاخره با يک فرايند ترمزی در صورت نياز قادر به توقف اند. ظاهرا تنها قطاری كه در آن ترمز تعبيه نشده قطار هستهای است كه آقای احمدینژاد مدعیاند عنان كنترل حركت آن را در دست دارند.
قطار بیترمز يا بر اثر اصطكاك با محيطش متوقف میشود يا در صورت بروز هر مانعی در مقابلش راهی جز برخورد ويرانگر ندارد. آقای احمدینژاد با اين اظهار حكيمانه به ديگران پيام میدهند كه انتظار نداشته باشيد راننده اين قطار آن را كنترل كند. مذاكره با اين راننده بیثمر است چون اختيار آن دست كسی نيست. به اين ترتيب و با بيان ايشان تنها يك راه برای كنترل سرعت اين وسيله نقليه وجود دارد و آن اينكه اين قطار با مانعی برخورد كند يا کسی چوبی لای چرخش بگذارد.
آقای احمدینژاد در اظهارات خود پس از پايان مهلت دو ماهه شورای امنيت كه بهطور گسترده طنين يافت فرمودهاند: "انقلاب ما مانند يك بولدوزر است كه به سرعت به سمت قله میرود و دشمنان فكر میكنند با انداختن چند قلوه سنگ كوچك و شن میتوانند جلوی اين بولدوزر را بگيرند...". در اين تمثيل حكيمانه كه برخاسته از طبع ساختمانی ايشان است البته منظور ايشان از انقلاب چيزی جز محملی كه ايشان بر آن سوارند نيست؛ اما ظرافت قصه اين است كه بولدوزر ايشان در حركت به سمت قله نيست كه سرعت میگيرد بلكه در سقوط به طرف دره است كه هر آن بر سرعتش افزوده میشود و صدالبته به دليل ترمزبريدگی هيچ قلوه سنگی توان نگه داشتن آن را ندارد. هرچند بالاخره هيچ حركتی از اين دست تا ابد ادامه نمیيابد و يك جا تمام میشود، اما كجا؟ روشن است، ته دره!
قطار يا بولدوزر آقای احمدینژاد چون فاقد دندهعقب است، اگر مسير را اشتباه رفت امكان عقب و جلو كردن و تغيير مسير را هم ندارد. اينچنين قطاری محكوم است كه مسير اشتباهی را تا آخر طی كند، تا هر جا كه هست! خدا میداند كه محملی كه ايشان راكب آن هستند آيا فرمان هم دارد و يا هر پيشامدی و هر تكه سنگی میتواند مسير آن را عوض كند بدون آنكه از دست كسی كاری برآيد. اما ماشين آقای احمدینژاد فاقد هر چيزی باشد به نظر میآيد كه ماشين مشدی ممدلی نيست چون هم بوق دارد و هم صندلی! ظاهرا برای راكبان اين محمل نوظهور اين دو وسيله از همه مهمتر است. بر صندلیاش محكم نشستهاند، با اعتماد به نفس فراوان و خم به ابرو نمیآورند. گويی آنكه ارابه سرعت گرفته ايشان مثل آپولو در مسيری دقيق و برنامهريزی شده پيش میرود و بوق نيز ضرورتی است تا همگان چهره شادمان راكبان دولت را كه به سرعت برق و باد در حركتند ببينند كه از هرچه كم آورند شدت دميدن در آن را میافزايند.
سرايندگان تصنيف قديمی ماشين مشدی ممدلی برايشان هرگز چنين متحرکی قابل تصور هم نبود که از ملز
|
|
| 35830 |
نام:
شلمچه دلتنگ
شهر:
همین نزدیکی ها...
تاریخ:
3/9/2007 3:08:34 PM
کاربر مهمان
|
بسم رب الشهدا
حس مي كني....غريبي وغربتو مي گم... كي مي دونه الان خانم زينب با اون همه بچه يتيم چي دارن مي كشن...كي مي دونه الان تو دل سه ساله زهرا چه غوعاييه...
ديدي چه زود گذشت....تا چشم به زديم چهلم آقامون هم از راه رسيد...انگار همين ديروز بود كه براي محرمش لحظه شماري مي كرديما....آي اهل دلي ها يادتونه؟ اما حالا فقط كتر از 10 روز مونده تا صفر هم تموم بشه...
خداي من
چه گذشت بر عمه ام زينب....
چه گذشت بر خانم رقيه....
چه گذشت بركربلا و يارانش....
***************************************
ميخوام با اجازه از بزرگاي قلعه و مسئول روابط عمومي گرامي برم بالاي قلعه و از اون بالا حرف دلي هاي اهل دل رو صدا بزنم و حاضريشونو بگيرم...!!! دلم ميخواد هر كس هنوز هم سرباز قلعه است يه يا علي بلند بگه و وفاداريشو نسبت به قلعه اعلام بداره....يا علي:
سرداربزرگ قلعه جناب بازمانده بزرگوار كه خيلي وقته ما روز وجودشون بي بهره گذاشتند*
* جناب خروش بزرگوار
ناشناس گرامي( غم داداش علي چه كرد باتو برادر...!!)
عبدالفاطمه عزيز (كه ديگه لايق نمي دونن تشريف بيارن)
داداش بيقرار گرامي (دعا مي كنيم فراوووووون تا هميشه سايه تون اينجا مستدام باشه)
آقا مصطفي ساغريچي ( باز به شما برادر كه هنوز پرچم قلعه رو نگه داشتيد اجرتون با آقا امام حسي
سورناي بزرگ از نزديك كربلا...............................................!!!!!!!!!!!!!!!!
دلتنگ كربلاي بزرگوار كه الان ظاهرا جاشون خيلي بهتر از ماست!...
آقا هادي بزرگوار..... اميدوارم هر جا هستيد سلامت باشيد.....!!! اين ورا هم تشريف بياريد
سلما از سيبستان..... مومن خدا نمي گي ما شايد دلمون هواي سيباتو كرده باشه....ميدوني چند وقته ازت خبري نيست؟
گمشده عزيز...............
عبدالزهراي زائر ديار عشق...اميدوارم با دستي پر و سلامت از سفر برگردي
جناب حلاج از تبريز...................... آقا حسين كيميا برادر شما هم خيلي وقته ديگه ما رو لايق خوندن نوشته هاتون نمي دونيد...ما هنوز منتظر نوشته هاتون هستيم
گمنام از جزيره مجنون...........مومن خدا كجايي ؟
آقا رضا از كوير كه هر از چندگاهي مستفيذمون مي كنن
خااااااك.....................!!!!
زهرا شيدايي و.............داداش علي ....داداش علي...داداش علي !چقدر اينجا بوي داداش علي ميده...چقدر جاش خاليه...روحش شاد...!!!!!
وصال عزيز از واصل...نكنه مومن خدا به وصال رسيدي و ديگه تحويل نمي گيري؟
روشنك عزيز....
فاطمه خانم بزرگوار از ري...
بي سامان از نجم الثاقب.............................!!!!!!
دكتر اسلاميان.....منتظر از ناكجا آباد.....سيمرغ از قاف....سيد از بهبهان....سيد سامان از كاليفرنيا....تنها از غريبستان.....محجوب گرامي.....فاطمه كنيزالزهرا....غريب از غربت....مي دونيد چقدر غيبتتون طولاني شده....جريمه هاتونم سنگين تر!!!!!
بي سيمچي عزيز .....
آقا احسان از تورنتو......
آقا مقداد گرامي ...اجرتون با خانم زينب
عبدالزينب بزرگوار......
آقا امين گرامي....برادر نكنه ميدونو خالي كني و بدي دست نا اهلان ....برگرد تا بدونن هيچوقت ميدونو خالي نمي كني!
saraو mj گرامي
و همه دوستاني كه به علت ياري نكردن ذهنم اسامي شون فراموش شد....
من منتظر یا علی ها تون هستم....
یا علی!
|
|
| 35829 |
نام:
...
شهر:
...
تاریخ:
3/9/2007 2:15:38 PM
کاربر مهمان
|
من نمیدونم به این احمد چقدر پول دادن این چرت و پرت ها رو بگه...
|
|
| 35828 |
نام:
شلمچه دلتنگ
شهر:
یه جای دور!!!
تاریخ:
3/9/2007 1:39:14 PM
کاربر مهمان
|
یا الله و یا رحمان و یا رحیم
........
وقتی یه دل شکسته ای دخیل درگاه منه
با اشک چشم و آه دل شعله به عالم می زنه
می گم بیا دوست دارم عاشق گریه هات منم
چند وقته که چشم انتظار منتظر صدات منم
چند وقتیه رفته بودی من سر راه منتظرت
دور شده بودی از منو من لحظه لحظه ناظرت
وقتی گرفتار می شدی تو سختی های زندگی
من کمکت می اومدم بی منت و بی بهونه
با اینکه تو یاد منو بیرون می کردی از دلت
من گاهی وقتا می زدم سری به قلب غافلت
گاهی بالای سر تو با یه نظر نیمه شب
شاید تو بیدار بشی و ذکر منو بگی به قلب
با این همه یاد من از قلب تو بیرون مونده بود
دل تو هرکسی رو جز خدا هزار بار خونده بود
حالا دیگه گفتم بیاعمرت شده همه تباه
مرگ تو نزدیک شده و تویی هنوز غرق گناه
خودم نشوندم رو لبت ذکر علی و رمزمه
خودم یادت دادم منو قسم بدی به فاطمه
|
|
| 35827 |
نام:
امیر
شهر:
تبریز
تاریخ:
3/9/2007 1:35:52 PM
کاربر مهمان
|
مطمئن باشید راهتان را ادامه خاهیم داد.
|
|
| 35826 |
نام:
صادق
شهر:
قم المقدسه
تاریخ:
3/9/2007 1:26:12 PM
کاربر مهمان
|
عــشــق یعنی چی؟؟؟؟؟
التماس دعا...........
ای داد بــــی داد...
|
|
| 35825 |
نام:
كوروش
شهر:
اراك
تاریخ:
3/9/2007 12:06:44 PM
کاربر مهمان
|
با سلام
فرا رسيدن اربعين حسيني را به همه شيعيان تسليت عرض مي كنم
|
|
| 35824 |
نام:
مریم
شهر:
تهران
تاریخ:
3/9/2007 11:49:50 AM
کاربر مهمان
|
تصمیم به رفتن خارج دارم برای کارو کارم درست شده
ولی منتظر یک نامه از آنجا هستم دلم می خواهد که اینکار درست میشود یا نه
|
|
| 35823 |
نام:
مريم پا شا كلا يي
شهر:
تهران
تاریخ:
3/9/2007 11:35:00 AM
کاربر مهمان
|
عشق مانند هوا همه جا جاري است .تو نفسهايت را قدري جانانه بكش.
|
|