شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
35762
نام: علی
شهر: شیراز
تاریخ: 3/8/2007 11:57:06 AM
کاربر مهمان
  بسم الله الرحمن الرحیم-انجیل متی-صفحه-19-باب دوازدهم سطر 18-اینک بنده من که او را بر گزیدم و حبیب من که خاطرم از وی خورسند است. روح خود را بر وی خواهم نهاد تا انصاف رابر امتها اشتهار دهد.- لیکن فریسیان شنیده وگفتند- این شخص دیوها( شیاطین) را(از تن) بیرون نمیکند. مگر بیاری بعلزبول(رئیس دیوها)- عیسی علیه السلام خیالات ایشانرا درک نمود و بدیشان گفت – هر مملکتی که بر خود منقسم ( دو پاره شود وبر ضد یکدیگر شوند) ویران شوند. وهر شهری ویا خانه ای که بر خود منقسم شود بر قرار نماند لهذا اگر شیطان شیطان را بیرون کند هر اینه بخلاف خود منقسم گردد پس چگونه سلطنش پایدار بماند
35761
نام: محدثه
شهر: کرمان
تاریخ: 3/8/2007 10:20:43 AM
کاربر مهمان
  خیلی دلم برای خدا تنگ شده.من اسمانی هستم ولی از اسمانی بودنم نه تنها می ترسم بلکه......
35760
نام: صادق
شهر: قم المقدسه
تاریخ: 3/8/2007 10:16:11 AM
کاربر مهمان
  سلام . خوب هستین دوستان .
زندگی مـرگ اسـت نامش زندگیست .

التماس دعا
35759
نام: سید محمد حسین
شهر: تهران
تاریخ: 3/8/2007 9:50:23 AM
کاربر مهمان
  خداوند خیرتان دهد جناب یزدان. دلمان را هوایی کردید. یادش بخیر
35758
نام: یزدان آزادی
شهر: اسلام آباد غرب
تاریخ: 3/8/2007 9:41:52 AM
کاربر مهمان
  اینجا طلائیه ست!
اینجا با همه ی عالم فرق می کنه!
اینجا طلائیه ست!
سرزمین مردان بدر و خیبر!
سرزمین حاج همت!

میگه وقتی باد میاد، علامت خوبیه...
یکم اونطرفتر از این سیم خاردارا، یه عده شهید دارن زندگی می کنن!
باد که میاد بوی اونا رو با خودش میاره!
راست میگه!
نفس که میکشی این معنویته که توی تک تک رگهای بدنت راه پیدا میکنه!
میشی پرنده!
اما، بی بال!

فکر می کنی می تونی بپری!
بالت اونقدر توانائی داره که از زمین بلندت کنه!
سعی که می کنی، می فهمی بالها که مال خودت نیست!
مال شهداست!
همونائی که 200 متر اونطرفتر هنوز دارن زندگی می کنن!
همونائی که باد بوی اونا رو این طرف آورده!

میدونی؟ فکر که میکنم می بینم یه جورائی خوب نیست!
بوی شهدا کار دست آدم میده!
عقل رو با خودش می بره!
میشی مجنون!

اونوقت بوی بیابون میگیری!
اما تو که نمی خوای برای همیشه اونجا بمونی!
آخه توی شهر خونه داری!
زندگی داری، کار داری، درس داری!
رفیق داری!
اگه از این بوها بدی که خوب نیست!
همه یه جوری نیگات می کنن!
غریبه ای انگار!!
علتشو هنوز نمی دونم!
نمی دونم شهر شمام اینطوریه یا نه!
اما!
اما مردم شهر من اینطورین!
توی شهر من به هر کی بوی بیابون بده می خندن!
کسی اینجا حق نداره از این حرفا بزنه!
آخه مردم می خوان خوش باشن!
شادی حق مردمه!
آزادی حق مردمه!
چه اهمیتی داره که مدیون کی هستیم!

ما می خوایم شاد باشیم!
ما می خوایم آزاد باشیم!
چرا دست ور نمی دارین از این حرفا!
خوب یه جنگی بود! 8 سال طول کشید!
ما مالیات دادیم که ارتش بره بجنگه!
نخواستیم کسی اضافه بره!
حالا یه عده رفتن خودشون رو به کشتن دادن،
16-17 سال هم که گذشته!
بعد از این همه سال دیگه این بازیا چیه!؟
این فیلمها چیه!؟
یاد شهدا چه صیغه ایه؟
شماها، دیوونه ها، چرا با خاک حرف می زنین!؟
چرا پاهاتون رو برهنه می کنین!؟

آخه عیده نوروز باستانیه!
وقت شادیه!
سال به سالم که زیاد میشن!
امسال 5 میلیون نفر!

لابد اینا شمال رو ندیدن!
لابد کنار دریا رو ندیدن!
لذت ویلاهای آنچنانی رو نفهمیدن!
توی مهمونیای باحال شرکت نکردن!

همش گریه!
همش غم!

اینجا با همه ی عالم فرق می کنه!
اینجا طلائیه ست!
سرزمین مردان بدر و خیبر!
سرزمین حاج همت!
سینه ام رو که به ضریح شهدای گمنام می چسبونم خودم رو توی حرم امام حسین می بینم!
35757
نام: ملیحه
شهر: بندر عباس
تاریخ: 3/8/2007 9:34:03 AM
کاربر مهمان
  یه نسخه کامل و نفیس از حافظ با نام خطاط و ناشر به هم معرفی کنید ممنونم
35756
نام: صادق
شهر: قم المقدسه
تاریخ: 3/8/2007 8:22:46 AM
کاربر مهمان
  گـــر زندگــی چـنین اسـت بـر مـرگ آفـرین باد...

بچه ها خوب هستین . برای من هم دعا کنید.ممنون
35755
نام: یحیی
شهر: کرمان
تاریخ: 3/8/2007 8:10:49 AM
کاربر مهمان
  همیشه دو چیز در زندگی افسونم وی کند
۱.آسمان آبی می بینمش و می دانم نیست
۲.خدا نمی بینمش ولی می دانم هست
35754
نام: بنده ضعیف خدا
شهر: همه جای ایران سرای من است
تاریخ: 3/8/2007 6:48:20 AM
کاربر مهمان
  خدایا من به ضعیف بودن ، و ناتوانی خود معترفم تو همه ما را از بلیات آخرالزمان محافظت بفرما . آمین
35753
نام: سیدحسین
شهر: تهران
تاریخ: 3/8/2007 6:45:26 AM
کاربر مهمان
  روزها فکر من این است و همه شب سخنم
که چرا غافل از احوال دل خویشتنم
از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود
به کجا می روم آخر ننمایی وطنم
جان که از عالم علویست یقین می دانم
رخت خود باز بر آنم که همانجا فکنم
یا مرا بر در خمخانه آن شاه برید
که خمار من از آنجاست همانجا شکنم
مرغ باغ ملکوتم نی ام از عالم خاک
دو سه روزی قفسی ساخته اند از بدنم
ای خوش آنروز که پرواز کنم تا در دوست
به امید سر کویش پر و بالی بزنم
کیست که در گوش که او میشنود آوازم
یا کدام است سخن می کند اندر دهنم
کیست که در دیده که از دیده برون می نگرد
یا چه جانست نگویی که منش پیرهنم
تا به تحقیق مرا منزل و ره ننمایی
یکدم آرام نگیرم نفسی دم نزنم
می وصلم بچشان تا در زندان ابد
از سر عربده مستانه به هم در شکنم
من به خود نامدم اینجا که بخود باز روم
آن که آورد مرا باز برد تا وطنم
تو مپندار که من شعر به خود می گویم
تا که هشیارم و بیدار یکی دم نزنم
<<ابتدا <قبلی 3582 3581 3580 3579 3578 3577 3576 3575 3574 3573 3572 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved