شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
35422
نام: ستار
شهر: تهران
تاریخ: 3/2/2007 10:03:29 AM
کاربر مهمان
  سلام-خسته نباشید دست مریذاد در مورد سایت اطلاع رسانی بیشترکنید .
35421
نام: مريم
شهر: قم
تاریخ: 3/2/2007 9:30:36 AM
کاربر مهمان
  حرف دلم
35420
نام: صادق
شهر: قم المقدسه
تاریخ: 3/2/2007 8:35:33 AM
کاربر مهمان
  هـمانان که روح روان داشتند . سفر نامه آسمان داشتند
هـمانان که دلداده او شدند . کبوتر کبوتر پرستو شدند
پرسـتو پرسـتو فراز آمدند . وبی سر سرافراز باز آمدند
که این خطه خاک سر افرازی است . هـمه هـمت وشور وجانبازی است
شــب عاشقی را رقم میزدند . هـمانان که بر مین قدم میزدند
از آنان که تنها پـلاکی بـجاست . کمی استخوان مشت خاکی به جاست
به آنان که بر دوست مهمان شدند . و در ساعت عشق چمران شدند
به چـمران که ناگاه پرواز کرد . در بسته عشق را باز کرد
چریکی که هر دم خطر پوش بود . چریکی که از عشق مدهوش بود
چریک خطر پوش دهـلاویه . سوار سحر نوش دهـلاویه
تو سردار اهـل یقین بوده ای . فراتر ز اهـل زمین بوده ای
سحـر غرق در رازهای تو شد.طنین گاه آوازهای تو شد
تو در نیمه شبهای پر گفت گو. چه دیدی چه خواندی چه گفتی بگو ؟؟؟؟ التماس دعا
35419
نام: حمید
شهر: شیراز
تاریخ: 3/2/2007 5:22:15 AM
کاربر مهمان
  احتیاج به یک همصحبت از جنس مونث دارم چون لطافت روح این افراد مثال نزدنیست و میشه با مهربونی کلامشون غصه ها وغمها برای لحظهای کوتاهی فراموش کرد
35418
نام: الناز
شهر: تهران
تاریخ: 3/2/2007 4:26:53 AM
کاربر مهمان
  داستان سکسی
35417
نام: امید
شهر: کرج
تاریخ: 3/2/2007 1:34:55 AM
کاربر مهمان
  دیگه بسه ...
35416
نام: یاسمن
شهر: ملت عشق
تاریخ: 3/2/2007 12:44:09 AM
کاربر مهمان
  (برای آقا محمد از تهران)

چرا اینجوری میگی

چرا میگی تنهام

پس خدا چی ........مگه خدا رو نداری.....

میدونین چرا خواستم اینو براتون بنویسم.آخه من نسبت نه این کلمه(تنهایی) حساسیت دارم

یه خورده فکر کن .....یه خورده خوب نگاه کن
نگو دارم چرت و پرت میگم


نگاش کن......هیچ میدونی داره چه جوری عاشقونه نگامون میکنه.............
پس چرا باید تنها باشیم................



آخه...........آخه مگه میشه خدا باشه و ما تنها باشیم...............
وای نه ....................اصلا نمیشه

پس ازت میخوام که دیگه نگی تنهام......به همه هم بگو...........
ما تنها نیستیم............خدا رو داریم
ما خدا رو داریم


ملت عشق از همه دینها جداست
عاشقان را مذهب و ملت خداست
35415
نام: سارا
شهر: کرج
تاریخ: 3/2/2007 12:23:20 AM
کاربر مهمان
  سفرآن نیست که از مصر به بغداد روی
سفر آن است که ز جان به سوی جانان روی
موفق باشین و همیشه سبز در پناه حق!
35414
نام: محمد
شهر: تهران
تاریخ: 3/2/2007 12:17:14 AM
کاربر مهمان
  من تنهام
35413
نام: رويا
شهر: اهوازي ساكن كويت
تاریخ: 3/2/2007 12:14:20 AM
کاربر مهمان
  سلام عليكم
با تشكر از شما لطفا اون قطعةاي رو كه مرحوم اغاسي در مورد اقا امام زمان(عج)مي خونند رو براي من بفرستيد

يا علي
<<ابتدا <قبلی 3548 3547 3546 3545 3544 3543 3542 3541 3540 3539 3538 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved