اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 35152 |
نام:
مصطفی ساغریچی
شهر:
تهران
تاریخ:
2/28/2007 1:54:02 PM
کاربر مهمان
|
هشتم اسفند سالروز شهادت سردار سرلشكر پاسدار شهيد حاج حسين خرازي - فرمانده لشكر 14 امام حسين(ع)
به سال 1336 ه.ش. در يكي از محلههاي مستضعفنشين شهر شهيدپرور اصفهان بنام كوي كلم، در خانوادهاي آگاه، متقي و با ايمان فرزندي متولد شد كه او را حسين ناميدند.از همان آغاز، كودكي باهوش و مودب بود. در دوران كودكي به دليل مداومت پدر بر حضور در نماز جماعت و مراسم ديني، او نيز به اين مجالس راه پيدا كرد.از آنجا كه والدين او براي تربيت فرزندان اهتمام زيادي داشتند، او را به دبستاني فرستادند كه معلمانش افرادي متعهد، پايبند و مراقب امور ديني و اخلاقي بچهها بودند. علاوه بر آن، اكثر اوقات پس از خاتمه تكاليف مدرسه، به همراه پدر به مسجد محله – معروف به مسجد سيد – ميرفت و به خاطر صداي صاف و پرطنيني كه داشت، اذانگو و مكبر مسجد شد.
شهيد و دفاع مقدس
شهيد خرازي با شروع جنگ تحميلي بنا به تقاضاي همرزمان خود، پس از يكسال خدمت صادقانه در كردستان راهي خطه جنوب شد و به سمت فرمانده اولين خط دفاعي كه مقابل عراقيها در جاده آبادان-اهواز در منطقه دار خوين تشكيل شده بود (و بعداً در ميان رزمندگان اسلام، به «خط شير» معروف شد) منصوب گشت.
قدرتمند را تربيت كرد. اين در حالي بود كه رزمندگان از نظر تجهيزات جنگي و امكانات تداركاتي شديداً در مضيقه بودند، اما اخلاص و روح ايمان بچههاي رزمنده، نه تنها باعث غلبه سختيها و مشكلات بر آنها نشد بلكه هر لحظه آماده شركت در عمليات و جانفشاني بودند.
در عمليات شكست حصر آبادان، فرماندهي جبهه دارخوين را به عهده داشت و دو پل حفار و مارد را كه عراقي ها با نصب آن دو پل بر روي رود كارون، آبادان را محاصره كرده بودند، به تصرف درآورد.
شهيد خرازي در آزاد سازي بستان بهترين مانور عملياتي را با دور زدن دشمن از چزابه و تپه هاي رملي و محاصره كردن آنها در شمال منطقه بستان انجام داد و پس از عمليات پيروزمندانه طريق القدس بود كه تيپ امام حسين (ع) رسميت يافت.
در عمليات فتح المبين دشمن را در جاده عين خوش با همان تدبير فرماندهي اش حدود 15 كيلومتر دور زد و يگان او در عمليات بيت المقدس جزو اولين لشكرهايي بود كه از رود كارون عبور كرد و به جاده اهواز- خرمشهر رسيد و در آزاد سازي خرمشهر نيز سهم بسزايي داشت.
از آن پس در عمليات مختلف همچون رمضان، والفجر مقدماتي، والفجر 4 و خيبر در سمت فرماندهي لشكر امام حسين(ع)، به همراه رزمندگان دلاور آن لشكر، رشادتهاي بسياري از خود نشان داد.
|
|
| 35151 |
نام:
amin 110
شهر:
تهران
تاریخ:
2/28/2007 1:53:07 PM
کاربر مهمان
|
"كربلا- كربلا- محمد..."
"كربلا- كربلا- محمد..."
كربلا به گوشي...؟
كربلا فركانستونو گم كرديم! ديگه فركانستون راحت پيدا نميشه!!
كربلا ممدم به گوشي...؟
كربلا اوضاع قرارگاه خوب نيست! به گوشي...؟! ميگم اوضاع قرارگاه مفيد خوب نيست!!
بچههاي لشگر، كار گروه شهدا رو گذاشتن كنار. دارن كار فيلم و موسيقي و سفالگري و چه ميدونم از اين جور كارا ميكنن!!
كربلا بچهها شكايت دارن شيركاكائوهاي صبحشون دير شده!! ما كه نميفهميم چي ميگن!!
كربلا به گوشي يا نه...؟!
كربلا عمليات جهادي هم طبق نقشه حاج حسين پيش نميره! بروبچههاي گردان فارغالتحصيل ديگه شاكي شدن!! چرا اين مسئول گردان معلوم نميشه پس...!!!
كربلا بچهها ميگن مسئول گردانشون بايد شجاع باشه... ميگن بايد مواظب جون بچهها باشه... ميگن بايد تيز و با هوش باشه...! راستي ميگن بايد يكي باشه كه بچهها بتونن كنارش بجنگن...!!
كربلا هنوز بگوشي...؟!
دو تا بده سمت غرور يكي سمت خودخواهي! ثبتش كن به نام شهيد بلورچي...! الله اكبر...!!!
يكي بكش سمت قدرت طلبي چهار تا سمت شهرت طلبي! بذارش شهيد ملكان...! الله اكبر...!!!
دو تا بده سمت تفرقه سه تا سمت بدگويي! ثبتش كن به نام حميد صالحي...! الله اكبر...!!!
به گوشي يا نه...؟!
كربلا راستي ما كه تو پروندههامون تشويقي ثبت نشده! به حاج علي اصغر بگو پيش حاج حسين شفاعت كنه ما هم بريم روي ماهشو ببينيم!!!
كربلا فكر كنم داريم شنود ميشيم!! برو روي رمز......
"كربلا- كربلا- محمد..."
"كربلا- كربلا- محمد..."
|
|
| 35150 |
نام:
مصطفی ساغریچی
شهر:
تهران
تاریخ:
2/28/2007 1:39:50 PM
کاربر مهمان
|
بسم رب الشهدا و الصدیقین
کجایید ای شهیدان خدایی
بلا جویان دشت کربلایی
کجایید ای سبک روحان عاشق
پرنده تر ز مرغان هوایی
کجایید ای شهان آسمانی
یدانسته فلک را در گشایی
کجایید ای مردان بی ادعا
یا علی مددی
|
|
| 35149 |
نام:
زهرا
شهر:
تنهایی
تاریخ:
2/28/2007 1:04:01 PM
کاربر مهمان
|
به نام خدایی که .........
سلام. دوبار دیگه که من بنویسم وشما به نشانه همدلی جمله ای بنویسید باران تهمت وافترا...........
مهربونی پاکتون شرمندم کرد . داداشم میگفت خواهری هرجا بهت بی حرمتی کردند توحرمت یه نگاه مهربونشون رو نگه دار وحرفی نزن ومن در دریای محبت شماسرگردان مانده ام که بنویسم یا در دلم بماندکه اینهادردهای دل من است وکسی را در آن سهمی نیست.مینویسم اما دیگر هیچ نپرسید.
داداش علی خیلی خوشحال بود همش میگفت یعنی میشه من وتو باهم عازم حج بشویم ودر آنجا.......ولی نشد من بی لیاقت بودم وحج نصیبم نشد وداداش علی لایق تر از آن بود که به زیارت برود ، فرشته ها به زیارت او آمدند وگلم را با خود بردند.همان روزها که از نرفتن به حج ناراحت بودم مثل همیشه که غریب الغربا دل غمگینم را با رئوفیش آرام میکندبه میهمانی دعوتم کرد.قراری ناگذاشته،آرزویی به زبان نیامده.....آقا یک ماه مرا به میهمانی خوانده بود وآنهم در ماه زیبای شعبان اما شاید فقط برای آنکه دل ناپاک زهرا شاهد پرواز دل تمام هستی اش نباشد. هربارزیارت محبوب نصیبم میشد یا برادرم همراهم بود یا با کلی سفارش (از این باب ، بااین ذکرواردشو) وکلی حرف دل روانه ام میکرد.هرباراز هم دور بودیم وقرار میشد تلفنی دلتنگی مان را تسکین دهیم آنقدر صبوری میکرد تاحرفای من تمام شودوخودم تلفن را قطع کنم، هیچ وقت خداحافظی نمی کرد اما...........
این سفر موقع رفتنم بی اعتنایی کرد ، حتی سفر بخیر نگفت ، حتی نگفت از طرفش به آقا چی بگم . هربار زنگ زدم بیشتر از دو دقیقه حرف نزد،میگفت الآن کار دارم بعدا زنگ بزن،بهونه می آورد که حرف نزنه . خبر داشتم مشکلاتش زیاد شده ودوباره اذیتش کردند، با خودم گفتم خسته است، دلش گرفته و...اما دل داداش علی اونقدر بزرگ بود که همیشه با همه مشکلات نمیگذاشت دل خواهریش بگیره.همه تلاشش راکردتا من دل بکنم اماخواهر کوچک یه برادر مثل ماه...........
حرف دلیها من و داداشم خداحافظی نکردیم.برادرم را تنها وغریب به خاک سپردند . به جز چند تا از دوستانش کسی در تشییع پیکرش حضور نداشت و به دعای خودش من،یگانه بهانه برای ماندنش، ازش دور بودم وحالابه خاطر آخرین سفارش او هر بار دلتنگ میشوم نمیروم سنگ مزاری را که رویش هیچ ننوشتند بشویم میروم حرم آقاسید الکریم وغبار روی دل خودم را می شویم.مزار برادرم فقط مال من است که در تمام اشکهایش با او سهیم بودم وکسی را در آن تنها پناهگاهم راه نمیدهم. ناشناس گرامی بگذار برادرم درآرامش باشد چه که او تنهایی را دوست داشت و گمنامی را بیشتر. دوست دارم از او برایتان بنویسم اما همیشه سفارش میکرد بعد از رفتنش آنقدر از او یاد نکنیم تا فراموش شود و..............
من بعد از رفتن داداش علی سیاه پوشیدم وهنوز سیاه پوشم اما دلم سیاه نپوشید چون سپیدی دل علی آقا سایه دلم شده است.یه بار که حرف مرگ شد بعدازاین که قول شفاعت دادوقرارشدجلوی دربهشت منتظرم بمونه گفت: فقط با یه شرط دلم راضی میشه توزودتربری که قول بدی دوری ما بیشتر ازچهل روزطول نکشه.خروش ، فرمانده شما بگو چند تا چهل روز دیگه باید بگذره تا داداشم اجازه من را هم بگیره.کاش من هم همین قول را از او گرفته بودم. پنج شنبه ها میروم ودر حرم منتظرمرگ می شوم ولی..................
التماس دعا. یا علی(علیه السلام)مددی مولا.
|
|
| 35148 |
نام:
مصطفی ساغریچی
شهر:
تهران
تاریخ:
2/28/2007 12:29:59 PM
کاربر مهمان
|
السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین (ع)
سلام به همه دوستان
با عرض پوزش از تمامی دوستان، شاید این مطالب برای خیلی ها مهم نباشه ولی برای من خیلی مهمه و به عنوان یه حرف دل از من بپذیرد نه چیز دیگه
امروز روز حمایت از حقوق مصرف کنندگان می باشد
و نیز میدانیم حقوق مصرف کننده با حقوق تولید کننده در هم آمیخته شده است
چند وقتی ست که شهرداری یه شعار خوب رو در سطح شهرمون تبلیغ میکنه به این مضمون که خرید کالاهای ایرانی ضامن اشتغال فرزندان ماست
من خودم به شخصه به این مسله ایمان کامل دارم
شاید بگوییم بعضی اجناس خارجی بهتر هستند
و یا در مقابل اجناس ایرانی قیمت مناسبتری دارند(که البته این بستگی به نوع کالا داره)
ولی غرض از بیان این مطالب:
در این دنیای وانفسا که همه دارن به این مملکت چنگ ودندون نشون میدن و لذت میبرن از اینکه ایرانی در فشار و تحریم باشه
بیاییم دست بدست یکدیگر بدهیم و با عزمی راسخ به تمامی داشته های خود ببالیم و قدرشان را بدانیم و با حمایت از تولید کنندگان این مرز و بوم که علاقه مند به سر فرازی ایران عزیز و اسلامی مان هستند فرصت رشد و بالندگی بدهیم
این یک نوع مبارزه است شاید بپرسیم مبارزه ؟ چه مبارزه ای؟
مبارزه از این نوع که نه فقط با شعار بگوییم مرگ بر آمریکا و بعد لوازم مصرفی مان آمریکایی باشد
با پیشرفتمان ، با حمایت از مغز های متفکرمان ، با حمایت از صنعت گرانمان، پوزه کسانی را که نمیخواهند کشورهایی مثل کشور ما دارای تکنولوژی باشد را به خاک مذلت بکشانیم
مگر نه اینست که مغزهای متفکر تمامی کشورهای جهان سوم، آمریکا را،آمریکا کرده است
پس بیایم از کنار این شعار بدون عمل عبور نکنیم و بدانیم که ممکن است دنیایی از حرف را بدنبال داشته باشد
این همان همدلی و اتحاد است که کشورهای به اصطلاح متمدن نمی خواهند ما بدان دست پیدا کنیم
یا علی مددی
|
|
| 35147 |
نام:
فراق
شهر:
دیداریار
تاریخ:
2/28/2007 12:05:26 PM
کاربر مهمان
|
السلام علیک یاابا اعبدالله الحسین
سلام علیکم بر همه دوستان اهل دل
زهرا خانم ازاینکه برادرشما به فیض شهادت نایل شد به شما و خانواده تان ودوستانتان تبریک وتسلیت عرض میکنم امیدوارم همواره درپناه خداوند منان در غم از دست دادن برادرتان صبور باشید.
اللهم صل علی محمد محمدوآل محمد
ای خدادوروز دیگه مامان وبرادرم عازم پابوس آقا امام حسین وآقا ابوالفضل العباس هستند انشا الله قسمت تمامی آرزومندان شود. به امید خدا
التماس دعا
|
|
| 35146 |
نام:
عالمه
شهر:
فراشبند
تاریخ:
2/28/2007 11:57:07 AM
کاربر مهمان
|
يكي را خيلي دوست دارم اميدوارم دوسم داشته باشه فقط به خاطر خودم نه چيز ديگه
|
|
| 35145 |
نام:
ناشناس
شهر:
غريبستان
تاریخ:
2/28/2007 11:52:24 AM
کاربر مهمان
|
اللهم الرزقنا توفيق شهادة في سبيله
سلام
سلام رفقا ، ( ترو خدا حلالم كنيد كه تك تك اسم نازنينتون رو نميارم ، ممنون از همه دلاي پاكي كه زيارت حرم آقام امام رضا رو عاشقانه قبول باش گفتن ، الهي كه قسمت همه بشه)
فقط خدا و خود آقا ميدونن چه سنگين رفتم و چه سبكبال برگشتم. اما هنوز قلب شادم رو به پاتون نريخته بودم كه خبر (خيلي دير .... خيلي دير) پركشيدن داداش علي و تنهايي زهرا منو آواره خودم كرد.
راستش حق دارن دوستايي كه ميگن داداش علي رو نمشناسن ، وقتي اومدن علي و زهرايي نبود ... خيلي دوست دارم اونچه كه توي دلمه براتون بگم ، داداش علي هيچوقت ... هيچوقت خودش سراغمون نيومد جز دو بار كه اونم پيغامش رو زهرا برامون فرستاد. اما .... كاش بتونم حرف بزنم ، كاش بشه بگم ، كاش كاش كاش كاش
الهي ربي من لي غيرك
عبدالفاطمه جان ، اين روزا همش دلنوشته هاي تو جلوي چشام ، وقتي ميگي كه خدايا جز تو ندارم ، راستش ميگم ، داداش علي هم جز خدا كسي رو نداشت كه رفت .......
خدايا دل ما از هر چي مهر زمينه دور كن و به مهر آسموني خودت پيوند بده ....
الهي نياد اون روزيكه كه با همه باشم جز تو
الهي نياد اون روزيكه كه نيازم به همه باشه جز تو
الهي نياد اون روزيكه كه دلتنگيم براي هر كسي باشه جز تو
الهي نياد اون روزيكه عشق از هر كس گدايي كنم جز تو
الهي نياد اون روزيكه آرزوي مهري داشته باشم كه جا پاي مهربوني تو توش نباشه
الهي نياد اون روزيكه آرزوم كنم مالكي داشته باشم جز تو
و
الهي داداش علي كه رفت سرداراي قلعه غصه دار شدن ، خاطراتشون جلو چشماشون رژه مبره و بغض گلوشون شكسته ميشه بي اونكه مهربوني باشه رد اشكو از گونه هاشون بگيره ، مهربون خداي من ، تموم درد و غصه سردارا و سربازاي قلعه سيدمرتضي رو بريز روي سينه ناشناس ، اما دلشونو قرار بده
تموم بغض زهراي نازنينم رو ، تموم تنهاييش رو ، تموم حسرت نگاشو بده به ناشناس اما قرار دل بيقرارش باش ....
الهي .................
ياعلي
|
|
| 35144 |
نام:
گل نرگس
شهر:
ایران سرای من است
تاریخ:
2/28/2007 10:57:56 AM
کاربر مهمان
|
خوش به حال اونایی که در عصر حضور بودن و خواهند بود.....خوش به حال اونایی که وقتی مضطر میشن، شما دستشون رو میگیرین........ خوش به حال اونایی که خیمه ای داشتن بهش پناه ببرن.....
خوش به حال اونایی که جواب شما رو میشنیدن و میشنون و راه و چاه رو از شما یاد میگیرن.....پناه ما مضطرین اخرالزمون......
پناه همه بی پناهی ها......
به اميد ظهور و حس حضور
يا مولای... ادرکنی يا اباصالح
|
|
| 35143 |
نام:
آسیمه سر
شهر:
ناکجا
تاریخ:
2/28/2007 10:55:51 AM
کاربر مهمان
|
یا من یسمی بالغفور الرحیم
خداوندا...
دستانم رو به آسمان خشک شده
اشک مداوم چشمان بی رمقم را تاریک نموده
وبغض گلوگیر خفه ام کرده.
نه پای رفتن دارم و نه تاب ماندن
لااقل توان فریادم بده
خداوندا...
گفتی مرا بخوان تا اجابتت کنم
خواندمت ...خواندمت...خواندمت...
ولی در آن لحظه که انتظار اجابتت را می کشیدم...
خداوندا...
از تو به خودت پناه آورده ام...
تو دانی که جز تو کس ندارم پس از چه تنها رهایم کردی در این سرای وحشت؟...
خداوندا...
دلم را شکسته ای...
دلم را شکسته ای...
دلم را شکسته ای...
شکایتت را به کجا برم؟؟؟
|
|