اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 35122 |
نام:
مهرداد
شهر:
زنجان
تاریخ:
2/27/2007 8:42:14 PM
کاربر مهمان
|
برج ويرانم غبار خويش افشان كرده ام
تا به پرواز آيم از خود جسم را جان كرده ام
غنچه ي سربسته ي رازم بهارم در پي است
صد شكفتن گل درون خويش پنهان كرده ام
چون نسيمي در هواي عطر يك نرگس نگاه
فصل ها مجموعه ي گل را پريشان كرده ام
كرده ام طي صد بيابان را به شوق يك جنون
من از اين ديوانه بازي ها فراوان كرده ام
بسته ام بر مردمك ها نقشي از تعليق را
تا هزار آيينه را در خويش حيران كرده ام
حاصلش تكرار من تا بي نهايت بوده است
اين تقابل ها كه با آيينه چشمان كرده ام
من كه با پرهيز يوسف صبر ايوبيم نيست
عذر خواهم را هم آن چاك گريبان كرده ام
چون هواي نوبهاري در خزان خويش هم
با تو گاهي آفتاب و گاه باران كرده ام
سوزن عشقي كه خار غم بر آرد كو كه من
بارها اين درد را اينگونه درمان كرده ام
از تو تنها نه كه از ياد تو هم دل كنده ام
خانه را از پاي بست اين بار ويران كرده ام
|
|
| 35121 |
نام:
عبدالفاطمه
شهر:
همين نزديكي ها
تاریخ:
2/27/2007 8:31:45 PM
کاربر مهمان
|
بسم رب ّ الشهدا
سلام خداي من!
سلام عزيز من
سلام مهربان من
سلام بهترين من
سلام اي نزديكتر از من به من
سلام خداي من!
خدايا!
اين روزا اين خبرا يه بهونه شدن براي باريدن! يه روز از شادي، يه روز از درد، يه روز مي موني از روي درده كه بارون مي ياد از چشمات يا از شاديه به آرزو رسيدن برادرته!؟
خداي من!
وقتي صدات مي كنم، ديگه هيچ حرفي براي گفتن نمي مونه! ديگه دلتنگي هم از خودش خجالت مي كشه براي گشودن اين سفره ي پهن درد دل عبدالفاطمه!
اله من!
نمي دونم تسليت بگم يا تبريك! مهمون شدن داداش علي حرف دلي ها رو به خوان گسترده ات و از جرگه ي آنان كه عند ربّهم يرزقون شدن !؟
خدايا!
با اين همه بار شرمندگي چه كنم!؟
چگونه سر بلند كنم و به حجم تنهايي زهراي علي نگاه كنم!؟ چقدر اين هجر را خوب مي فهمم، چقدر از دردش بر جانم ريخته ....
اله من!
نه قلم " امين" اهل دلي ها رو دارم، ونه وسعت دل حاج آقا بازمانده ونه صبوري سردارقلعه، خروش رو ، نه بزرگي دل ناشناس رو ، حتي عمق كلام داداش مصطفي را هم مي مانم! و سكوت داداش بي قرار هم...
نه از مدينه ي فاضله ي گم شده روشنك خبر دارم، داداش مقداد و مبارز و داداش مجيد هم كه جاي خود دارند.
شلمچه ي عزيز و اون سوز كلامش و حجم اطلاعاتي داداش احسان از اونور دنيا با غم دوري وطن آبجي فاطمه و دلتنگي عبدالزينب را هم .... از خستگي شاهد هم خوب آگاهم ... از دكتر اسلاميان هم كه خبري نيست و داداش هادي هم گوشه ي عزلت گزيده اند براي رهايي از اين قفس ترديد بين مسيحيت و اسلام !
چقدر دلم براي نوشته هاي داداش كيميا تنگ شده و راهي كه گمشده دنبالش بود.... عبدالرضا رو يادتون هست!؟ شاگرد مكانيكم رو چي؟ ...
چقدر اين اهل دلي ها بزرگند و من ....
به تيغ كلام برنده تان كه هيچ غير اهل دلي را بر نمي تابد قسم، دعا كنيد براي همه، دعا كنيد براي اين مظلوميت شيعه...
دعا كنيد
خداي من!
بازم كارم كشيد به از غير تو گفتن ها
ببخش مرا خداي من
ببخش...
چرا كه :
من اگر اشک به دادم نرسد می شکنم
اگر از یاد تو یادی نکنم می شکنم؛
بر لب کلبه ی محصور وجود،
من اگر در این خلوت خاموش سکوت،
اگر از یاد تو یادی نکنم، می شکنم
اگر از هجر تو آهی نکشم،
تک و تنها، به خدا می شکنم، می شکنم
.....................................
يا علي(ع)
يا زهرا(س)
|
|
| 35120 |
نام:
*
شهر:
*
تاریخ:
2/27/2007 7:36:34 PM
کاربر مهمان
|
دلم گرفت از این نامهربانی ها دارم از غصه میمیرم میمیرم خدا.....................کمکم کن.
|
|
| 35119 |
نام:
۰۰۰۰۰۰۰
شهر:
۰۰۰۰۰
تاریخ:
2/27/2007 7:29:20 PM
کاربر مهمان
|
دلم گرفت از این نامهربانی ها
|
|
| 35118 |
نام:
محمد
شهر:
سبزوار
تاریخ:
2/27/2007 7:27:55 PM
کاربر مهمان
|
خدایاتو چگونه زیستن را به من بیاموز
خود چگونه مردن را خواهم اموخت
|
|
| 35117 |
نام:
مینا
شهر:
مشهد
تاریخ:
2/27/2007 6:58:44 PM
کاربر مهمان
|
من یک معلمم ، یک معلمی که از بد روزگار به این حرفه مشغول شدم . اینقدر اوضاع و احوال این روزگار وحشتناک شده که هیچ کس از زندگیش راضی نیست و من هم یکی از هزاران و شاید میلیونها جوانی هستم که احساس می کنم عمرم به بطالت می گذرد . و عمرم را در راهی عبث صرف می کنم ، اینقدر حرفها در دلم هست که به خاطر فضای خفقان حاکم بر جامعه نمی توانم بیان کنم .
|
|
| 35116 |
نام:
مینو (بهاره)
شهر:
اشفتگی
تاریخ:
2/27/2007 6:47:26 PM
کاربر مهمان
|
زندگی را مجال آن نیست
که سنجیده و بی اشک کسی را انتخاب کرد
عشق را مجال آن نیست
که برای دوست داشتن دلیل آورد
|
|
| 35115 |
نام:
aseman
شهر:
zanjan
تاریخ:
2/27/2007 6:39:37 PM
کاربر مهمان
|
agha mehrdad hamshahri aziz!
chera inghadar depress ye kam be zendeghi ghashangh neghah kon.
man dar magham e kasy daram inharf o be shoma mizanam ke to delesh pore ghossast amma choon geire khoda panahi nemibine va nabayad bebine tasmim gherefteh be harfesh ghoosh bede.
baray e khodam o khdet va hame ye javona doa kon.
|
|
| 35114 |
نام:
amin 110
شهر:
تهران
تاریخ:
2/27/2007 6:15:13 PM
کاربر مهمان
|
اى حسين!
تو كيستى؟
كه نامت هالهاى از غم به همراه دارد و داستانت به چشمها اشك مىدهد
و ماه محرمت چهره حيات ميليونها مرد و زن را تغيير مىدهد.
تو كيستى؟
كه آيين ظلم را در هم كوبيدى و ستم ستمگر را منفور بشريت ساختى
و مكتبي بزرگ و جاودانى را پايهگذاری کردی.
مکتبی که درس عشق میدهد؛ راه و رسم فداکاری میآموزد
و از خود گذشتگی و جانبازی را تعليم مىدهد.
مگر نه اينست كه تو براى نجات انسانها بپا خواستى؛ خود و خاندان گراميت را فدا نمودى؛ فرزندان
بزرگ و كوچکت را به استقبال مرگ فرستادى و اينها همه را براى نجات بشريت انجام دادى.
براى نجات مسلمين و اسلام.
خواستى تا زنجير عبوديت يزيد را از گردن مردم بردارى و در اين راه زنجير اسارت را بگردن فرزندانت
پذيرا شدى.
خواستى تا شمشر ظالمانه يزيد را از حلقوم رنجديدگان بردارى و در اين راه شمشيرهاى بران را
بجان خود و يارانت خريدى.
خواستى تا تشنگان عدالت را سيراب سازی و در اين راه خود لب تشنه و جگر سوخته جان دادی.
ای حسين!
بشريت فداى تو باد كه خود را فداى بشريت ساختى.
|
|
| 35113 |
نام:
ارمان57
شهر:
پهنه هستي
تاریخ:
2/27/2007 6:03:42 PM
کاربر مهمان
|
جناب امین وقت کردی جواب منو به اون دوستمون بخون . من قبلا جوابش رو دادم و بسیار متشکرم از اینکه این سخنان بی بدیل و یکه را در اینجا به یاد ما آوردید.
اما متاسفانه ما در روزگاری زندگی می کنیم که اکثر بچه حزب اللهی ها بیشتر به فکر بلند تر کردن مرتبه حضرت حسین بن علی علیه الاف تهیت و ثنا می باشند تا هر طور شده امام ذهنیشان را به درجه خدایی برسانند و همین از دسیسه های استکبار جهانیست .
پس فرصتی دیگر نمی ماند برای مطالعه در زمینه آرمانها ، استراتژی و... این انقلاب عظیم.
من واقعا متاسفم که اکثر بچه حزب اللهی ها مطالعه کافی ندارند و بیشتر استدلالهایشان حول پادشاهی حسین و سلطانی عباس علیهم السلام میگردد.
شاید این مطلب باعث دعوا در این قسمت شود و شاید من مورد تهمتهای فراوانی قرار گیرم اما مطمین هستم که خدا،خداست و حسین،حسین و این بدعتها و خرافات کار استعمار پیر یعنی انگلیس و دست نشانده های آنهاست .
کافیست کمی به اطراف خود نگاه کنیم شاید واقعیات و بهتر بگویم دین اسلام را بدون تحریفهایش ببینیم . همانها که تا دیروز به دنبال عکسی از معصوم علیه السلام بودند اگر به حرف مراجع و علمای خود گوش می دادند شاید الان مجبور نبودند به جای آن عکسهای خیالی و وهابی تصاویر را با مواد دیگر سفید کنند .
و ما چقدر دوست داریم دینمان را با این خرافاتها نگه داریم ؟ نمی دانم!
به خدا من هم مسلمان و شیعه هستم اما هیچ یک از این مواردی را که الان جزء باورهای مذهبی ماست را ندیدم که عالمی تآیید کند!
به اميد پيروزي مستضعفين و مسلمین بر کفر جهانی .
www.arman57.blogfa.com
|
|