شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
35032
نام: حامد آقا
شهر: مشهد مقدس
تاریخ: 2/26/2007 10:50:58 AM
کاربر مهمان
  سراپا وسعت دريا گرفتند

همان مردان كه در دل جا گرفتند

تمام خاطرات سبزشان ماند

به بام آسمان مأوا گرفتند

مگر مردان غريبي مي پسندند

غريبانه ره دريا گرفتند

*
اللهم الرزقنی توفیق شهادت فی سبیلک

http://hamedagha64.persianblog.com
35031
نام: sara
شهر: از تهران
تاریخ: 2/26/2007 10:48:51 AM
کاربر مهمان
  سلام به همگی:
سلام به شاهد عزیز که منم متقابلا باید بگم که هم خیلی بهش ارا دت دارم و هم خیلی دوستش دارم و حتما گرفتار درسه که نمیتونه زیاد به اینجا بیاد و همینطور آقا احسان بزرگوار که نسبت ÷ر معلومات به بنده داده اند در حالیکه جز دانشچویی من چیز دیگه ای تو خودم نمیبینم و همینطور سایر خواهر و برادران عزیزم که از خدا میخوام هر جا و در هر موقعیتی هستند همواره خالق مهربان یار و یاورشون باشه. التماس دعا از همگی و روز ÷ر باری داشته باشید.
35030
نام: هاجر
شهر: ارومیه
تاریخ: 2/26/2007 10:39:25 AM
کاربر مهمان
  تا اطلاع ثانوی عشق تو رو بی خیال می شم
35029
نام: مجيد يختياري
شهر: زنجان
تاریخ: 2/26/2007 10:16:08 AM
کاربر مهمان
  يك مرغ گرفتار در اين گلشن ويران تنها به قفس ماند هزاران همه رفتند
35028
نام: amin 110
شهر: تهران
تاریخ: 2/26/2007 10:14:22 AM
کاربر مهمان
  شکوه ظهور تو هنوز پرچم توفیق بر نیفراشته است و خورشید جمالت هنوز دیباى زرین خود را بر زمستان جان ما نگسترده است، اما مهتاب انتظار در شبهاى غیبت ‏سوسو زنان چراغ دلهاى ماست.
نام تو حلاوت هر صبح جمعه است و حدیث تو ندبه آدینه‏ها. دیگر از خشم روزگار به مادر نمى‏گریزم و در نامهربانی‌هاى دوران، پدر را فریاد نمى‏کشم. دیگر رنج ‏خار مرا به رنگ گل نمي‌کشاند. دیگر باغ خیالم آبستن غنچه‌هاى آرزو نیستند. دیگر هر کسى را محرم گریستنهاى کودکانه‌ام نميکنم.
حکایت‏ حضور، براى من ‏یادآور صبحى است که از خواب سیاهى برخاستم و بهانه پدر گرفتم. من همیشه سرماى غم را میان گرمى دستهاى پدرم گم مي‌کردم. کاشکى کلمات من بى ‏صدا بودند. کاشکى نوشتن نمى‏دانستم و فقط با تو حرف مى‏زدم. کاشکى تیغ غیرت، عروس نام تو را از میان لشکر نامحرمان الفاظ باز مى‏گرفت و در سراپرده دل مى‏نشاند. کاشکى دلدادگان تو مرا هم با خود مى‏بردند. کاشکى من جز هجر و وصال، غم و شادى نداشتم!
مى‏گویند: چشمهایى هست که تو را مى‏بینند. دلهایى هست که تو را مى‏پرستند. پاهایى هست که با یاد تو دست افشان‏اند. دستهایى هست که بر مهر تو پاى مى‏فشارند.
مى‏گویند: تو از همه پدرها مهربانترى، مى‏گویند هر اشکى از چشم یتیمى جدا مى‏شود بر دامان مهر تو مى‏ریزد.
مى‏گویند ... مى‏گویند تو نیز گریانى!
اى باغ آرزوهاى من! مرا ببخش که آداب نجوا نمى‏دانم.
مرا ببخش که در پرده خیالم، رشته کلمات، سر رشته خود را از کف داده‏اند و نه از این رشته سر مى‏تابند و نه سر رشته را مى‏یابند.
عمرى است که اشکهایم را در کوره حسرتها انباشته‌ام و انتظار جمعه‏اى را مى‏کشم که جویبار ظهورت از پشت‏ کوه‏هاى غیبت‏ سرازیر شود، تا آن کوره و آن حسرتها را به آن دریا بریزم و سبکبار تن خسته‏ام را در زلال آن بشویم.
اى همه آروزهایم!
من اگر مشتى گناه و شقاوتم، دلم را چه مى‏کنى؟
با چشمهایم که یک دریا گریسته است چه مى‏کنى؟
با سینه‏ام که شرحه شرحه فراق است چه خواهى کرد؟
از ندبه‏هاى من که در هر صبح غیبت، از آسمان دل تنگیهایم فرود آمده‏اند، چگونه خواهى گذشت؟
مى‏دانم که تو نیز با گریه عقد برادرى بسته‏اى و حرمت آن را نیکو پاس مى‏دارى.
مى‏دانم که تو زبان ندبه را بیشتر از هر زبان دیگرى دوست مى‏دارى. مى‏دانم که تو جمعه‏ها را خوب مى‏شناسى و هر عصر آدینه خود در گوشه‏اى اشک مى‏ریزى.
اى همه دردهایم! از تو درمان نمى‏خواهم که درد، تنها سرمایه من در این آشفته‏ بازار دنیاست.
35027
نام: مصطفی ساغریچی
شهر: تهران
تاریخ: 2/26/2007 10:02:32 AM
کاربر مهمان
  هرکس موقع نوشیدن آب ، قاتل امام حسین را لعنت کند،روز قیامت خداوند او را با قلبی مطمئن(و خشنود)محشور کند.

امام صادق (ع)
35026
نام: مصطفی ساغریچی
شهر: تهران
تاریخ: 2/26/2007 9:49:39 AM
کاربر مهمان
  هر آن مال کاينک بدست شماست سرانجام يکسر به باد فناست
ولي آنچه خود نزد يزدان بود همه پايدار است خود تا ابد
.همانا ببخشيم بر صابران بسي نيک پاداش و اجر گران
.بسي بهترازآنچه را کرده اند ثواب ابد دست آورده اند.

(ترجمه منظوم:سوره نحل آيه96)
35025
نام: زهرا
شهر: شیدایی
تاریخ: 2/26/2007 9:47:07 AM
کاربر مهمان
  سلام.ناشناس گرامی من هنوز هستم اما پا گذاشتن توی حریم آقا سید لیاقت میخواست که من تداشتم .حالا گاه گاه سری میزنم ودلنوشته هایتان را میخوانم .زیارت قبول .آقا بعد از رفتن داداش علی چندبار دعوتم کرد ولی........
ناشناس گرامی خروش باصفا سورنا جان و عبدالفاطمه من برای همیشه تنها شدم وبه سفارش آقا داداش فقط با شهدا دردودل میکنم ولی دلم تنگ شده بود که بهتون بگم.......خیلی التماس دعا.........
خدانگهدار دلای پاکتون.
35024
نام: فاطمه
شهر: ری
تاریخ: 2/26/2007 9:42:08 AM
کاربر مهمان
  سلام

سلام به همه یاران

سلام و صبح بخیر

امیدوارم مثل روزهای قبل خدا از دست همتون راضی باشه

خدا قوت

یا حق
35023
نام: amin 110
شهر: تهران
تاریخ: 2/26/2007 9:32:44 AM
کاربر مهمان
  بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم عجل لولیک الفرج
خدایا تا ظهور حضرت دوست نگهدار و مدد کن رهبرم را

الهی آمین

سلام صبح همگی بخیر
<<ابتدا <قبلی 3509 3508 3507 3506 3505 3504 3503 3502 3501 3500 3499 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved