شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
34992
نام: amin 110
شهر: تهران
تاریخ: 2/25/2007 2:56:58 PM
کاربر مهمان
  السلام عليک يا ابالفضل العباس

ام البنين چه مي‌كني؟ اين نوزاد كيست؟ كه دور سر حسين مي‌گرداني، چقدر زيبا و پر فروغ است؟ ام البنين تو از احوال همسرت علي آگاهي، چرا به بازوان اين نوزاد خيره شده است‌؟ تو هم همان چيزي را حدس ميزني كه حسن و حسين و زينب حدس ميزنند‌؟ مولا چه مي‌گويد؟ هذا ذخيره‌ الحسين يعني چه‌؟ ام البنين جاي نگراني نيست، دستان فرزند تو ايرادي ندارد، علي براي چيز ديگري گريه ميكند، شايد براي روز مبادا! اولين كلامي كه به نوزادت آموخته‌اي چيست‌؟ مامان، بابا‌؟ يا، حسين؟ براي چه حسين؟ نگو! مي‌دانم، براي روز مبادا! چه زيباست، نوزاد در آغوش زينب آرام گرفته، زينب جان تو از احساست بگو؟ خوشحالي؟ تو، تو ديگر اشك نريز مگر قد و بالاي اين نوزاد چه عيبي دارد؟ ببين چه رشيد است، لبخند بزن! نكند تو هم نگاهت خيره به روز مبادا است؟ اينقدر خيره به چشمانش نگاه نكنيد، چشمانش چشمه جوشان آفتاب است، ببينيد چه درخششي دارد، نافذ و بي‌همتا! ببينيد بين شما بيشتر به حسين نگاه مي‌كند! اين از باب روز مبادا است! آخه او هم نگران است. خدايا اين نوزاد چه مي‌خواهد بگويد، همه خيره به او نگاه مي‌كنند و او خيره به لبهاي حسين، نكند بين چشمان او و لبهاي حسين ارتباطي باشد! حسين جان تو ديگر بخند ذخيره روز مبادايت آمد، كسي كه امانتدار طراوت لبهاي توست! مادرش به او گفته تو را برادر صدا نكند، اما او نگهبان و ساقي خيمه‌هاي توست. همبازي علي اصغر، آرام كننده رقيه، معلم قاسم، رفيق علي اكبر، لبخند بزن عباس آمد.
مطمئن باش يوسف زهرا، عباس حتي براي تو به لبهايش هم رحم نمي‌كند، او خوب ميداند لب خشك امام زمان يعني چه؟ او غيرت الله است، او عباس است و عباس بي همتاست!

****************

آب ملتمسانه به دور قبر عباس علمدار طواف ميكند
آب شرمنده روي عباس است

عطش
گرما
نامردي دركمين
بزدلي در پناه نخلي
تيري در چله كمان
هراس از پرتاب تير
وحشت از ديدن نگاه با جذبه عباس
صداي جيرجيرخم شدن دو سوي كمان...
واي خداي من
چه شد
بر عباس ابن علي چه گذشت
تيري دوباره
واي خدا جان
هدف رساندن آب به خيمگاه است هر چه سريعتر و تا جان در بدن باقي مانده
تيري ديگر
مشك پاره شد و .....
تيري ديگر
اي تير با چه رويي به چشمان نازنين عباس رو در رو شدي
عمودآهن و ...
زيارت مادر و فراموشي زخم نبرد
دامن گشوده شده مادر
پسرم
يا اخا درياب عباست را
پشت خميده برادر از اين داغ
عمود خيمه عباس را چرا؟ مگر عباس هم...
آري عباس هم شهيد شد
34991
نام: امير
شهر: کرمانشاه
تاریخ: 2/25/2007 2:30:45 PM
کاربر مهمان
  سلامتی والتماس دعا
34990
نام: منم گل نرگس تو
شهر: بابل
تاریخ: 2/25/2007 2:19:22 PM
کاربر مهمان
  خدایا چرا سادگیهای من همیشه آخرش باختن است ؟چرا قلب ساده من همیشه ساخت و ویران نکرد اما همه ساخته های مرا ویران کردن با دست فریب ؟ چرا امیر بالهایم را ندید کهدر حال پرواز بودم خودم پرواز کردن را به او آموختم اما اون با من چه کرد خدایا تو می دانی او حتی از یادم برد چگونه راه بروم تمام ذهنم خودم مهمتر از همه وجودمو از خودم گرفت فکر می کرد داره کمک می کنه ولی سوهانی سخت بر روح من زد و رفت خدایا تو می دانی برای خوشحال کرنش چقدر تلاش کردم .می گن از محبت خارها گل میشود ولی نمی دونم چرا محبتهای صادقانه ی من نه تنها گل نشد خاری بزرگ شد که در قلبم فورو بردن خدایا تو به من صبر بده همان گونه که حضرت زینب صبر داشت به تو می سپارم آنهایی که خنجری عمیق بر قلبم کشیدن خدایا من ودخترم را در پناه خود بگیر تا کسی دیگه قلبه ما رو نشکنه خدایا کمکم کن ما خیلی تنهائیم.
34989
نام: گل نرگس
شهر: ایران سرای من است
تاریخ: 2/25/2007 2:18:56 PM
کاربر مهمان
  راستی می­دونی که شیطان با توحید مشکل نداشته، او سالیان سال به درگاه خدا سجده­ها کرده بوده، خلاصه که شیخی بوده برای خودش. اما در مقابل حجت خدا قد علم کرد و از اطاعت او سرباز زد و خواست که به شیوه دلخواه خودش خدا رو عبادت کنه
34988
نام:
شهر:
تاریخ: 2/25/2007 1:45:36 PM
کاربر مهمان
 
34987
نام: مریم
شهر: زنجان
تاریخ: 2/25/2007 1:41:53 PM
کاربر مهمان
  دلم خیلی گرفته
احساس میکنم دلم حرفی برای گفتن نداره
کاش میتونستم با شهدا حرف بزنم بهشون بگم که چقدر ددلم براشون تنگ شده
34986
نام: amin 110
شهر: تهران
تاریخ: 2/25/2007 1:23:27 PM
کاربر مهمان
  کی میدونه دل من دریای خونه به ولله
کی میدونه سیر شدم از این زمونه به ولله

کاش نمیدیدم
کاش ..........

خدایا شکرت
34985
نام: سمیه
شهر: داران
تاریخ: 2/25/2007 12:22:18 PM
کاربر مهمان
  تلا۷دذربزرزر دئا
34984
نام: ناشناس
شهر: غريبستان
تاریخ: 2/25/2007 12:13:58 PM
کاربر مهمان
  سلام
سلام
سلام
سلام
هزار هزار تا سلام

من دست بوستونم ، قربون صفاي دلتون كه كلي پيش آقا باهاش حال كردم.

امين آقاي عزيز ميخواي با اين نجواهات دلمونو هزار تيكه كني مومن.
ميخواي پشيمونم كني از برگشتن كه اي كاش فرصت بيشتري داشتم براي عاشقي كردن .

اگه همينجوري پيش بري شايد نشه برات بگم اونجا چي شد كه مهمون سفره با بركت آقا شدم. اگه بغضتو ادامه بدي شايد بجاي تو من بارون بشم و ببارم ، شايد .......... شايد دلتنگي هوار شه رو سرم و بازم هوايي بشم و راه بيافتم و برم پيشش اونوقت داداش بيقرار سرمو ميزاره روي سينه مو ميگه از كي تا حالا جاي منو گرفتي ................

يه چيز بگم ...........

اذانه ... برو وضو بگير ... سر سجاده بشين ... دستت رو بگذار روي سينه ات ... نگاتو بسپار به آسمون ... صد مرتبه بگو يارئوف و يارحيم ... بعد بلند شو ... اما اينبار سرتو بنداز پايين ... اول به آقام حسين (ع) سلام بده ... رو به حرم ضامن آهو بشو و اينبار يه سلام از طرف ناشناس بهش بده ، بگو يه نوكر پابرهنه اومد پيشت دستاشو قفل پنجره ضريح مقدست كرد و گفت آبروي آقا امين ما رو بخر (اينو بگي خودش همه چي يادش مياد) بعد بگو حالا خودمم اومدم فقط بگم سلام ، جوابمم ندادي من نوكرتم فقط بشنو ................ سلام كه دادي برگرد سمت مولاي دلم مهدي فاطمه (عج الله) و بگو ... آقا جون ، جان مادرت نرگس دلمو پر بده سوي حرمش كه بي حضور غير من باشم و مهربونيش

اگه كبوتر دلت به طرف حرمش بال نزد ، من ميگم كه پيش خدا ......... ندارم. علي علي ؟؟؟




ياعلي
34983
نام: کلب والحسین
شهر: تهرون
تاریخ: 2/25/2007 12:13:28 PM
کاربر مهمان
  آقا تو رو خدا ببین دنیا چه بی رحم شده .تادیروز دو تا شون با هم ردیف بودن ولی امروز سر .....باهم ریختن به هم.داره از جایی دیگه می سوزه ها ولی الکی دم از امام حسین میزن و آبروی نوکر امام حسین و میبره.بله طرف ادعا میکنه که سگ با وفای امام حسین هست ولی آخه نامرد امام حسین آبروی کی رو برد که تو آبروی کسی رو که خانه اش را حرم ابی عبدالله قرار داد تو ام آمدی ۲سال اونجا خوندی حالا چن پول ازش خاستی به تو گفته به شما میدم ولی قسطی به من بده شد نجس شد کافر آخه نا مرد این حقش بود که تو هیئت بشینی و............ببری.این داستانی رو که گفتم برای یکی از هیئت های پایین شهر ویکی از مداحای معروف و به قول دورو وریاش لوطی منش تهرون بود.انشاالله ارباب خودش همه رو هدایت کنه
<<ابتدا <قبلی 3505 3504 3503 3502 3501 3500 3499 3498 3497 3496 3495 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved