شهید آوینی
هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
34922
نام: زهرا
شهر: همین نزدیکی ها
تاریخ: 2/24/2007 1:05:15 PM
کاربر مهمان
  یکی را دوست دارم افسوس که نمی توانم بگیم به برگ گل نوشتم که او را دوست دارم گل را به گیسو کودکی اویخت تا او را بخنداند
34921
نام: فاطمه
شهر: ری
تاریخ: 2/24/2007 11:45:27 AM
کاربر مهمان
  سلام

سلام به دوستان وهمراهان

امیدوارم در پناه خداوند موفق و مؤید باشید.

خدایی که هیچ وقت ما رو تنها نمی ذاره ...

مهربونی که همیشه کمکمون کرده...

هر چند هر وقت موفقیتی بدست اوردیم به پای زرنگی و باهوشی و سخت کوشی خودمون گذاشتیم و هر وقت که به موفقیتی نرسیدیم گفتیم خدا کمک نکرد

ای خدا ای مهربون ای بی همتا همه چیز به دست توست
کمکمان کن مثل همیشه
تنهایمان مگذار

تویی که هر گاه صدایت کردیم جواب دادی
ولی هر گاه صدایمان کردی............

الهی مثل همیشه دست نیاز به سویت دراز می کنیم

می دانم که دستت را دراز میکنی برای یاری ما
ولی اینکه ما در دلمان نوری باشد که دست یاری ات را ببینیم ...

پس می گوییم ای چراغ هدایت به دلهایمان نوری بتابان که ما سخت محتاجیم

ملتمس دعا

یا حق
34920
نام: زهرا
شهر: کاشان
تاریخ: 2/24/2007 11:34:47 AM
کاربر مهمان
 
اما دمه آن صبح كه...

شب مي رسد از راه و شفق سرخ ترين است

وآن ابر چنان لكه خونش به جبين است

تا خون كه نوشد؟چه كسي را بفروشد

اين بار يهودا كه شب باز پسين است

پا در ره صبح اند شهيدان و در اين راه

دژخيم به كين است و كمانش به كمين است

جانبازي و عشق آندو حريفان قديم اند

«تا بوده چنين بوده و تاهست، چنين است»

اي عاشق خورشيد! كه در عشق بزرگت

پيراهن خو نين تو برهان مبين است

هر چند هنوز آن سوي اين ظلمت ظالم

خورشيد درخشنده ي تو، پرده نشين است

اما دمه آن صبح به زودي كه ببينم

عالم همه خورشيد تو را، زير نگين است.
34919
نام: صادق
شهر: قم المقدسه
تاریخ: 2/24/2007 10:43:55 AM
کاربر مهمان
  پس از مرگم تو ای زیبا نگارم بیا با جمع خوبان بر مزارم . سر قبر من بی دل گذر کن . که من در زیر خاک چشـــم انتظارم.............. التماس دعا
34918
نام: یه دانشجو
شهر: تهران
تاریخ: 2/24/2007 10:17:43 AM
کاربر مهمان
  "خداوند عقل را خادم دل آفرید."
همون دلی که جای خداست.همون دلی که خدا دوسش داره. بیاییدبا دلای مهربونمون دعاکنیم مولامون زودتر بیاد.اللهم عجل فی فرج مولانا...
34917
نام: مصطفی ساغریچی
شهر: تهران
تاریخ: 2/24/2007 10:11:39 AM
کاربر مهمان
  امین تو فکر میکنی خیلی عقل کلی؟
تو هیچی نیستی.
گفتم تا بدونی.

خانم نرگس از بوشهر حق با شما بود.
34916
نام: سروش
شهر: دهدشت
تاریخ: 2/24/2007 9:49:21 AM
کاربر مهمان
  از همه شما تشكر مي كنم واجر شما با خدايتان.فقط همين
34915
نام: amin 110
شهر: تهران
تاریخ: 2/24/2007 8:13:24 AM
کاربر مهمان
  عمو هنوز كنار خيمه نشسته‏ام تا كه آبم دهى، نگاهم كن گلويم خشكيده، نمى‏خواهم عمو جان نمك بر زخم‏هاى دلت ‏بريزم. مونس جانم عمو! رهايم مكن بيا و اشك چشم‏هايم را پاك كن. عمو! من نيز، آب نمى‏خورم. اى همدم تنهايى و بى‏كسى‏ام بيا حديث ‏خستگى‏هاى سفر برايت‏ بگويم. كاروانى آواره ...... قصه سيلى به صورت ......... يتيمى و اسيرى ..... قصه تازيانه ..... بيابان‏هاى سوزان ...... شترهاى برهنه ..... خار مغيلان و پاهاى برهنه و پر آبله. من نيز همراه غزالان حرم، اسير پنجه گرگان آدمخواره بوده‏ام. من رقيه‏ام ........ اى ايوب صبر ...... و دختر برادر خود را نگاهى. عمو! از منزلم مپرس كه با كاروان آواره گهى گوشه زندان و گاهى بر سر بازار ...... زمانى به مسجد و گهى به مجلس شراب ....... در ميان جماعتى كه «خارجى‏» صدايمان كردند ...... عمو، من دخترى سه ساله‏ام و داغ روى داغ ديده‏ام. بار غمت را از كوفه تا شام بدوش كشيده‌ام ....... آرى، من با پاى پر آبله و بر روى خار دويده‏ام. سر بر زانوى غم و ديده بر در كه از سفر آيى و با من سخن گويى. اما، سر نورانى‏ پدرم به ويرانه آمد و دلجويى جمع پريشان خرابه‏نشين‏هاى شام شد.
عمو! نبودى دختر برادر دردانه‏ات به كنج ويرانه جاى گرفت و خرابه شام جمع آزرده خاطران بود و من از اشك ديدگانم بر خاك خرابه نوشتم كه «طفل خانه به دوش آشيانه نمى‏خواهد» .
عمو! غذاى شب‏نشينان خرابه خون دل بود و اشك بصر و ما ميهمان ويرانه‏اى بى‏ در .....
عمو! از آتش هجر و فراق سوختم و خدا داند كه چسان روز خود را شام كردم و روز خود را به چه روزى شب آنگاه كه عدو تازيانه بر سر و رويم مى‏زد.
عمو جان برگرد ........

یا رقیه .... یار قیه
34914
نام: amin 110
شهر: تهران
تاریخ: 2/24/2007 7:45:09 AM
کاربر مهمان
  بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم عجل لولیک الفرج
خدایا تا ظهور حضرت دوست نگهدار و مدد کن رهبرم را

الهی آمین

سلام صبح همگی بخیر
34913
نام: مقداد
شهر: اهواز
تاریخ: 2/24/2007 5:33:13 AM
کاربر مهمان
 
برای احمد از یزد
علیک سلام

سایتهای زیر برای دانلود کتاب مفید هستند ولی این کتابی را که گفتی من در این سایتها ندیدم ولی خودم خریده ام بسیار بسیار کتاب جالبی است . لازم به ذکر است که محتویات کتاب اسرار آل محمد مورد تایید دو امام معصوم قرار گرفته است .

download book.org
www.bashgah.net
www.shaaer.com

مرد مومن آدرس بده کتاب اسرار ال محمدو یک سی دی حاوی دويست و نود كتاب رو بعنوان هدیه برات میفرستم . خداییش قبول کن این یه نعمته برای ما . انسان مومن هدیه رو رد نمیکنه - اگه آدرس ندی ناراحت میشم . نکنه دلت میخواد ما رو ناراحت کنی ؟؟؟؟؟
اللهم صل علی محمد و ال محمد
<<ابتدا <قبلی 3498 3497 3496 3495 3494 3493 3492 3491 3490 3489 3488 بعدی> انتها>>



Copyright © 2003-2022 - AVINY.COM - All Rights Reserved