اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 34832 |
نام:
ریحانه
شهر:
مشهد
تاریخ:
2/22/2007 7:04:44 PM
کاربر مهمان
|
این روزا خیلی دلم میخواد یه لحظه با من باشی وبفهمی خیلی دوست دارم خودت خوب میدونی با کیم من با توام خدا من از تو دورم اماتو هیچ وقت نذاشتی بفهمم که بدم خدا جونم کمکم کن
|
|
| 34831 |
نام:
بهزاد
شهر:
بناب
تاریخ:
2/22/2007 6:45:29 PM
کاربر مهمان
|
ای خدا چشم انتظاران را صبر بده
|
|
| 34830 |
نام:
سمیرا
شهر:
شهرضا
تاریخ:
2/22/2007 6:38:42 PM
کاربر مهمان
|
خدایا دوستت دارم منو بخاطر تموم گناهام ببخش و ازت میخوام که کمکم کنی که موفق بشم خدایا ازت التماس میکنم که مهدیه بهترین دوستمو شفاش بده
|
|
| 34829 |
نام:
علی ص
شهر:
تهران
تاریخ:
2/22/2007 6:01:19 PM
کاربر مهمان
|
با سلام
از تمامی دوستان عزیز دعوت میشود از نمایشگاه سایه نما واقع در سه راه دهکده المپیک مدرسه سپیده کاشانی دیدن فرمائید این نمایشگاه با استفاده از سایه وقایعی از کربلا و کاروان امام حسین (ع) را به تصویر کشیده است حتما برید ببینید خیلی با حاله و با صفا
خاک پای همتونیم
|
|
| 34828 |
نام:
پخمه
شهر:
دنقوز آباد
تاریخ:
2/22/2007 5:58:44 PM
کاربر مهمان
|
سلام به همه ی همشهری های عزیز امید پی
|
|
| 34827 |
نام:
شاهد
شهر:
دوکوهه
تاریخ:
2/22/2007 5:35:04 PM
کاربر مهمان
|
یا رئوف
سلام بر اهالی
آقا منو تهدید کردو گفت یا حرفتو پس میگیری یا....
واسه همین اومدم بگم داداش بی قرار اگه خواستی کفشداریو بهش بده(اما یواشکی بگم بهتره ندی)
یاعلی مدد
|
|
| 34826 |
نام:
مقداد
شهر:
اهواز
تاریخ:
2/22/2007 5:08:42 PM
کاربر مهمان
|
چگونگى مرگ مؤ من و كافر
امام موسى بن جعفر عليه السلام به بالين يكى از دوستانش آمد كه در حال جان كندن بود، و حالش به گونه اى بود كه به سؤ ال هيچكس پاسخ نمى داد.
حاضران خطاب به امام هفتم كرده و عرض كردند: (اى پسر رسولخدا(ص ) دوست داريم حقيقت مرگ را شرح دهى و بفرمائى كه اين بيمار ما اكنون در چه حاليست ؟
امام فرمود: مرگ براى مؤ من ، وسيله تصفيه و پاكسازى است ، مؤ منان را از گناه مى شويد، براى آنان آخرين ناراحتى است ، و كفاره آخرين گناهانشان است ، در حالى كه كافران ، هنگام مرگ از حسناتشان جدا مى شوند، و آخرين لذت خود را در دنيا مى چشند (كه پاداش كار خوب آنها كه احيانا انجام داده اند مى باشد).
و اما اين شخص بيمار كه در حال جان كندن است ، به كلى از گناهانش پاك شد و تصفيه گرديد آنگونه كه لباس چركين را در آورده و لباس پاك مى پوشد، او هم اكنون شايستگى آنرا دارد كه در سراى هميشگى آخرت ، با ما اهلبيت ، محشور شود.
|
|
| 34825 |
نام:
مهرداد
شهر:
زنجان
تاریخ:
2/22/2007 4:41:41 PM
کاربر مهمان
|
خدايا به من توفيق تلاش در شكست صبر در نوميدي دين بي دنيا عظمت بي نام عشق بي هوس عطاكن
|
|
| 34824 |
نام:
گل نرگس
شهر:
ایران سرای من است
تاریخ:
2/22/2007 3:56:53 PM
کاربر مهمان
|
کیستم من ای که در هر روز وشب
میکنی از حق ظهورم را طلب
کیستم من دیدی آیا روی من ؟
یا مشامت حس نموده بوی من؟
کیستم من غرق احساس منی
میهمان سفره وخوان منی
کیستم من عاشقم دیوانه ام
کو نشانی تو از میخانه ام؟
کیستم من لاف عشقم میزنی
نام من بر لوح قلبت میکنی
کیستم من میکنی گه یاد من
گه بسوزانی دل ناشاد من
کیستم من ساعتی با من خوشی
ساعتی با نفس واهریمن خوشی
کیستم من که توئی در کوی من
گاه خنجر میکشی بر روی من
کیستم من قدر من نشناختی
آمدی اندر حریمم تاختی
کیستم من مهدی زهرا منم
مصطفی وحیدر وزهرا منم
یاسمین گلشن عترت منم
ساقی میخانه عترت منم
کیستم من ای بحقم ناسپاس
با توام من ای همیشه ناسپاس
کیستم من بارها در غصه ام انداختی
بارها دیدی مرا نشناختی
بارها دیدم تو را کردم سلام
تو جواب من ندادی یک کلام
بارها دیدم که در هر انجمن
مست اغیار منی غافل زمن
بارها دیدم گنهکاری تو
گریه کردم بر تبهکاری تو
بارها شد بر تو کردم التماس
با عدوی من چرا داری تماس
بارها جایت خجل گردیده ام
شرمسارو منفعل گردیده ام
بارها بر هر گناه وهر بدی
آمدی بر روی من سیلی زدی
بس کنم من دیگر این گفت وشنود
عقده ای بود در گلویم مانده بود
هر چه از ایام آن دوران گذشت
هر چه کردی هر چه بودی آن گذشت
حال یا از نو عمل آغاز کن
باب عشق دیگری را باز کن
نیستی تنها تو در فکر فرج
روز وشب ما را بود ذکر فرج
عشق یکسویه یقین باطل بود
این دل ما هم بتو مایل بود
دوستی باشد اگر ازمیل ماست
مهرورزی از سوی ما در ابتدا است
|
|
| 34823 |
نام:
باران
شهر:
ناکجا آباد
تاریخ:
2/22/2007 3:49:06 PM
کاربر مهمان
|
پيش از پيغمبر چشمان تو کجا مشق آيه هاي خضرايي؟...
پيش از معجزه ظهور تو کجا جسارت تلّظي در اقيانوس کهيعص؟...
پيش از طلوع سحر مژگان تو کجا اميد حضور در روشنايي؟....
پيش از نماز روايت روي تو کجا سجده اجابت امّن يجيب؟...
پيش از آشفته گيسوان تو کجا آرامش اين دل بي شکيب؟....
معجزه تجلّي ديگر لبخند توست....
ديگر باور کرده ام که رشته هاي حضور تو در همه جا گسترده شده ، ديگر باور کردم که اين بت چهارگوش سنگ نشاني است....ديگر باور کرده ام که مي شود مستانه چرخيد و چرخيدو چرخيد بدون سير در دايره هايي که همگان به بودنشان عادت کرده اند....ديگر باور کرده ام که....
مگر نه اينکه همين را خواستي ؟....
|
|